تعداد دوره‌ها 20
تعداد شماره‌ها 74
تعداد مقالات 763
تعداد نویسندگان 1,730
تعداد مشاهده مقاله 974,706
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 895,630
نسبت مشاهده بر مقاله 1277.47
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1173.83
 
تعداد مقالات ارسال شده 2,598
تعداد مقالات رد شده 1,882
تعداد مقالات پذیرفته شده 381
درصد پذیرش 15
زمان پذیرش (روز) 162
تعداد پایگاه های نمایه شده 24
تعداد داوران 68

نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»، یک فصلنامه علمی دسترسی آزاد است که با حمایت مالی و معنوی، و پشتوانه علمی «انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران» منتشر می‌شود؛ و مقاله‌های علمی، پژوهشی اصیل و مروری در حوزه‌های نظام‌های آموزشی، تحقیقات آموزشی، و روان‌شناسی تربیتی به زبان فارسی به همراه چکیده انگلیسی منتشر می‌کند. نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» با هدف ارائه آخرین و تازه‌ترین نظریات و یافته‌های آموزشی و به منظور تبادل افکار و اندیشه‌ها در راستای نیازهای گوناگون فردی و اجتماعی به نشر مقالات، تحقیقات علمی و کاربردی، افکار و اندیشه‌های صاحب‌نظران آموزش مبادرت می‌نماید. در جهت افق برنامه 1404 مبنی بر تلاش در جهت رشد و توسعه علمی کشور و همسو با تأکید بر اتخاذ راهبردهای پژوهش‌محور در برنامه پنجم توسعه کشور، سعی در بررسی موضوعات و چالش‌های نظام آموزشی کشور و ارائه راه‌‎‍‌حل‏‌های مناسب؛ نشر نظریه‌‎ها، یافته‌ها، الگوها و دستاوردهای نظری و کاربردی در زمینه دانش‏‌های مرتبط با آموزش‎ بر پایه روش‌‏های پژوهشی معتبر و توسعه شبکه تعاملی میان پژوهشگران و استادان داخل و خارج از کشور می‏‌کند.

******************************************************

عنوان نشریه: پژوهش در نظام‌های آموزشی

صاحب امتیاز: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

ناشر: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

انجمن علمی حامی: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

 عنوان انگلیسی نشریه: Journal of Research in Educational Systems

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی.

زیر گروه: علوم تربیتی.

حوزه‌های موضوعی نشریه: تعلیم و تربیت |  نظام آموزش و پرورش | تحقیقات آموزشی | آموزش تطبیقی | ارزشیابی آموزشی | تجربیات آموزشی | تحقیقات برنامه‌ریزی درسی | تحقیقات تربیتی | شاخص‌های آموزشی | مدل‌های آموزشی | روان‌شناسی آموزشی | روان‌شناسی مدرسه..

درجه علمی: علمی

سردبیر: دکتر فریبرز درتاج

مدیر مسئول: دکتر افسانه لطفی عظیمی 

دبیر تخصصی: دکترصغری ابراهیمی قوام 

تاریخ آغاز اعتبار:  01 / 01 / 1386 توسط کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور -  رتبه نشریه در ارزیابی سال 1403: «الف».

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 12 هفته، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 20 درصد

فاصله انتشار: فصلنامه

زبان نشریه:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی)                  

نوع نشریه: نشریه علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار:  الکترونیکی و چاپی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپا چـــــاپی: 23831324

شاپا الکترونیکی: 27832341

شیوه استناددهی: شیوه‌نامه  APA

تلفن: 09197731877 | پنج‌شنبه ساعت 9 تا 12 صبح.

رایانامه سازمانی نشریه: info@jiera.ir

جیمیل پشتیبان نشریه: jres.ir@gmail.com

آدرس وبگاه نشریه: https://www.jiera.ir

هزینه داوری مقاله:  دارد (مبلغ 200 هزار تومان)

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  دارد (بعد از پذیرش نهایی مقاله، مبلغ 3800000 هزار تومان جهت هزینه‌های چاپ واریز گردد؛ و در سامانه نشریه بارگذاری نماید.)

ضریب تأثیر در پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC): 600/0 – چارک اول (Q1) -نشریات هسته

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت یکتاوب تمامی مقالات ارسالی به نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همتایاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

نکات قابل توجه نویسندگان: نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به نشریه نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به نشریه ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود.

 

فایل‌ها و فرم‌های لازم: فایل‌های ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: ۱. فایل اصلی مقاله (در قالب مقالات مجله، بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان)، ۲. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه نویسندگان (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ ۴. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. نامه پشتیبان. برای کسب اطلاع بیشتر راهنمای نویسندگان را با دقت مطالعه بفرمایید.

قالب مقالات مجله: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد. قالب و تمپلت چکیده انگلیسی مبسوط از طریق لینک زیر قابل بارگیری است. 

******************************************************

توجه: نویسندگان برای مقالات پذیرفته شده نهایی باید علاوه بر چکیده انگلیسی کوتاه، یک چکیده انگلیسی مبسوط بین هشتصد تا هزار کلمه تهیه و برای دفتر نشریه ارسال نمایند.

******************************************************


روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

اثربخشی برنامۀ آموزش خودتعیین‌گری بر پایستگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نوجوانان

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.580085.3487

صغرا ابراهیمی قوام، مبین مختاریان نوگلی، اسماعیل سعدی‌پور

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های خودتعیین‌گری بر پایستگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نوجوانان انجام شد. روش: در این مطالعه از طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری استفاده شد. جامعۀ آماری را دانش‌آموزان پسر متوسطۀ اول شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ تشکیل‌ دادند که از میان آن‌ها ۴۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده و سپس به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس پایستگی تحصیلی Martin and Marsh (2008) و مقیاس بهزیستی ذهنی Keyes and Magyar-Moe (2003) بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه بر اساس پروتکل Field and Hoffman (1994) آموزش دیدند. داده‌ها به وسیلۀ نرم‌افزار spss نسخه 27 با روش تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که آموزش خودتعیین‌گری در مقایسه با گروه کنترل، منجر به افزایش معنادار پایستگی تحصیلی (777/10=F، 001/0>p، 221/0=2η) و بهزیستی ذهنی (299/28=F، 001/0>p، 427/0=2η) شد. همچنین اثرات مداخله در مرحله پیگیری پایدار باقی ماند و تفاوت معناداری بین نمرات پس‌آزمون و پیگیری مشاهده نشد. نتیجه‏ گیری: بنابراین می‌توان گفت که آموزش خودتعیین‌گری نه تنها یک رویکرد اثربخش برای ارتقای همزمان پایستگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نوجوانان محسوب می‌شود، بلکه با توجه به تداوم آثار آن، قابلیت اجرا در قالب برنامه‌های مدون آموزشی و مداخلات روان‌شناختی مدرسه را داراست

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

تدوین بستۀ آموزشی سازگاری تحصیلی و بررسی اثربخشی آن بر درگیری‌عاطفی-‌رفتاری و پذیرش‌خود دانشجویان

صفحه 17-31

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.579033.3477

طاهره حصیب حسین آبادی، محمدعلی نادی، ایلناز سجادیان

چکیده هدف: هدف پژوهش تدوین بستۀ آموزشی سازگاری‌تحصیلی و بررسی اثربخشی آن بر درگیری‌عاطفی-‌رفتاری و پذیرش‌خود در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش‏آزمون- پس‏آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانشجویان سال دوم و سوم دانشگاه یزد در سال تحصیلی 1404-1403 بود که 30 دانشجو به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل(15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش مداخلۀ بستۀ آموزشی سازگاری‌تحصیلی حصیب حسین آبادی و دیگران (1403) را‌ در‌10جلسه 90 دقیقه‌ای‌دریافت کردند.‌ ابزارهای‌ مورد استفاده‌ شامل ‌پرسشنامه ‌درگیری‌رفتاری-‌عاطفی‌تحصیلی ‌(Wellborn, 1991) ‌و ‌پرسشنامۀ‌پذیرش بی‌قیدو شرط (Chamberlain & Haaga, 2001) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه‌های تکراری، توسط نرم‌افزار spss26 صورت گرفت. یافتهها: نتایج ارزیابی محتوا نشان داد که همۀ جلسات از نظر متخصصان ضروری (92/0=CVR) و محتوای آنها با اهداف جلسات کاملاً مرتبط (83/0=CVI) ارزیابی شد. همچنین نتایج اندازه‏های تکراری نشان داد میانگین نمره‏های درگیری و عدم درگیری عاطفی و رفتاری و پذیرش خود در مرحلۀ پیش‏آزمون، پس‏آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p). به عبارتی بستۀ آموزشی سازگاری تحصیلی دانشجویان بر درگیری و عدم درگیری در پذیرش خود مؤثر بود و اثرات مداخله در مرحلۀ پیگیری باقی ماند. نتیجه ‏گیری: براساس شواهد موجود با آموزش سازگاری تحصیلی توسط مشاوران و اساتید دانشگاه در دانشجویان می‌توان پذیرش خود و درگیری عاطفی رفتاری را در آنان بهبود بخشید و دانشجوبان به کمک تکنیک‌های سازگاری تحصیلی می‌توانند خود را با در فرایند تحصیل سازگارتر کنند و عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشند. همچنین از آن به عنوان یک مداخله در درمان مشکلات رفتاری و تحصیلی دانشجویاان می‏توان استفاده کرد.

فنون و روش‌های نوین آموزش و یادگیری

رابطه کمال‌گرایی با اضطراب صحبت‏کردن زبان: نقش میانجی خلاقیت هیجانی زبان‏ آموزان

صفحه 33-49

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.583123.3505

ماندانا خانجان نژاد، علیرضا همایونی، حامد برجسته

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ کمال‌گرایی با اضطراب صحبت‏کردن زبان با میانجیگری خلاقیت هیجانی زبان‏آموزان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعۀ آماری را دانش‌آموزان دختر متوسطۀ دوم در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 15 برای هر متغیر مشاهده شده و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه‌های ناقص 232 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‏های اضطراب صحبت‏کردن زبان (Ali Khalaf Ali, 2017)، کمال‌گرایی (Hewitt & Flett, 1991) و خلاقیت هیجانی (Averill, et al., 1999) پاسخ دادند. برای تحلیل داده­ها در آمار توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای 18 SPSS و23 Amos استفاده شد. یافتهها: یافته‏ها نشان دادند که کمال‌گرایی به‌طور مثبت (261/0=β) و خلاقیت هیجانی به‌طور منفی (295/0-=β) اضطراب صحبت‏کردن زبان را پیش‌بینی کردند (01/0>P). همچنین خلاقیت هیجانی نقش میانجی‌ و معنا‌داری در رابطۀ کمال‌گرایی و اضطراب صحبت‏کردن زبان داشت (591/0-=β، 01/0>P). مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود؛ نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی (389/2) و شاخص RMSEA (036/0) در دامنه قابل‌قبول قرار داشتند. همچنین شاخص‌های تطبیقی شامل CFI، NFI و TLI همگی بالای 99/0 بودند که تأییدکنندۀ برازش مناسب مدل بود. به طور کلی متغیرهای کمال‌گرایی و خلاقیت هیجانی توان پیش‏بینی 41 درصد از پراکندگی اضطراب صحبت‏کردن زبان در دانش‌آموزان را دارا بودند (01/0>P). نتیجه ‏گیری: پژوهش حاضر نشانگر اهمیت عوامل شناختی و هیجانی در تبیین اضطراب صحبت‏کردن زبان در دانش‌آموزان است، به طوری که کمال‌گرایی نه تنها به‌طور مستقیم، بلکه از طریق تضعیف خلاقیت هیجانی بر افزایش اضطراب صحبت‏کردن زبان دانش‌آموزان اثر می‌گذارد. بنابراین، کاهش انتظارات افراطی کمالگرایی در کنار پرورش خلاقیت هیجانی، می‌تواند راهکاری مؤثر برای مدیریت اضطراب زبان در محیط‌های آموزشی باشد.

شیوه های آموزش مناسب

تدوین الگو و اعتبارسنجی کاهش و رفع بی‌سوادی افراد خانواده، مبتنی بر ظرفیت دانش‌آموزی از نگاه متخصصان

صفحه 51-68

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.578342.3472

عبداله مرادی، فردین باتمانی، رفیق حسنی

چکیده هدف: هدف پژوهش طراحی و اعتبارسنجی الگویی مفهومی برای کاهش بی‌سوادی درون خانواده با استفاده از ظرفیت دانش‌آموزان از نگاه متخصصان بود. روش: مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس نظریه داده‌بنیاد Strauss و Corbin در چهارچوب فلسفۀ تفسیری-برساخت‌گرایانه صورت گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل ۲۰ متخصص آموزشی (معلمان، استادان دانشگاه، کارشناسان نهضت سوادآموزی) در استان کردستان بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها طی مراحل سه‌گانه کُدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. اعتبار یافته‌ها با معیارهای چهارگانه Lincoln و Guba و پایایی آن با توافق کُدگذاران و ضریب کاپای کوهن (میانگین 82/0) تأیید شد. روایی محتوایی نیز با محاسبه CVR و CVI (بالاتر از حد بحرانی 59/0) احراز گردید. یافته‌ها: یافته‌ها منجر به شکل‌گیری الگویی مفهومی با پنج بُعد اصلی (شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها) شد. مقوله هسته «تقویت ظرفیت‌های یادگیری درون‌خانوادگی» شناسایی شد. نتیجه‏ گیری: الگوی ارائه‌شده، چهارچوبی عملی، بومی و مبتنی بر تجربه متخصصان برای مداخله در بی‌سوادی خانواده‌ها ارائه می‌دهد؛ بنابراین استفاده از این الگو به‌عنوان مکملی کم‌هزینه و اثربخش در کنار برنامه‌های رسمی سوادآموزی، توصیه می‌گردد.

سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

طراحی الگوی ارتقای منزلت اجتماعی، جایگاه حرفه‌‏ای و نهادی معلمان در تراز سند تحول بنیادین آموزش‌ و پرورش

صفحه 69-85

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.576610.3467

عباس محمدی، مهدی نوید ادهم

چکیده هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی مفهومی ارتقای منزلت اجتماعی، جایگاه حرفه‌ای و نهادی معلمان در تراز سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران انجام شد.
روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریۀ داده‌بنیاد سیستماتیک ((Strauss & Corbin, 1998 انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان شامل تدوین‌کنندگان سند تحول، مجریان زیرنظام تربیت معلم و معلمان باتجربه گردآوری شد. نمونه‌گیری به شیوۀ هدفمند و گلوله‌برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کُدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شد. روایی با روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و پایایی با توافق ۹۱ درصدی بین دو کُدگذار تأیید شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۳۳ مقولۀ اصلی در سه بُعد اجتماعی، حرفه‌ای و نهادی انجامید که در قالب مدل پارادایمی شامل شرایط علّی (ناکامی در سیاست‌گذاری، ضعف ساختار حمایتی، گسست نظریه و عمل، فشار اقتصادی، ضعف بازنمایی رسانه‏ای، فقدان نظام شایسته‌سالاری)، شرایط زمینه‌ای (تمرکزگرایی، شکاف فرهنگی، کمبود زیرساخت، ضعف انسجام نهادی)، عوامل مداخله‌گر (محدودیت منابع مالی، ضعف نظام ارزیابی، چالش‌های انگیزشی و رفاهی)، راهبردها (آموزش تخصصی، بومی‌سازی محتوا، فناوری‌های نوین، نظام شایستگی، نهادسازی صنفی) و پیامدها (ارتقای منزلت، افزایش انگیزش، بهبود کیفیت یاددهی-یادگیری، تثبیت جایگاه معلمان در اسناد بالادستی) سازماندهی شد.
نتیجه‌گیری: الگوی ارائه شده، چهارچوبی عملی برای سیاست‌گذاران و مدیران آموزشی فراهم می‌کند تا با بازآرایی ساختارهای تصمیم‌گیری، تقویت نظام شایستگی و توسعۀ آموزش‌های تخصصی، زمینۀ ارتقای همه‌جانبه جایگاه معلمان را مطابق با سند تحول بنیادین فراهم آورند.

مطالعات تطبیقی در نظامهای آموزشی

مطالعه تطبیقی مدارس اجتماعی در کشورهای ایالات متحده امریکا، آلمان، هند و مدرسه کانون تربیتی محله در ایران

صفحه 87-100

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.580564.3490

سیدصادق نبوی، نورعلی عباسپور

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ تطبیقی ابعاد و مؤلفه‏های مدارس اجتماعی در کشورهای امریکا، آلمان و هند با مدرسۀ کانون تربیتی محله در ایران انجام شد.
روش: رویکرد این پژوهش کیفی بود. جامعۀ مورد مطالعه این پژوهش شامل اسناد و گزارش‏های پژوهشی و مقالات علمی داخلی و خارجی مرتبط با مدارس اجتماعی و مدرسۀ کانون تربیتی محله در طی دهه‏های اخیر، در پایگاه‏های اطلاعاتی خارجی (مشتمل برERIC، Emerald، SAGE، Taylor & Francis ،Direct Science) و داخلی (مشتمل بر SID، Magiran، Noormags، Civilica) بود. بر مبنای روش نمونه‏گیری هدفمند 25 سند و مقاله و گزارش پژوهشی، مرتبط با مدارس اجتماعی کشورهای ایالات متحده امریکا، آلمان، هند و مدرسۀ کانون تربیتی محله ایران انتخاب شدند. برای تعیین روایی و پایایی ابزار گردآوری داده‏ها از نظر متخصصان و اعتبار بیرونی و درونی منابع استفاده شد. جهت تحلیل داده‏ها از تحلیل اسنادی و تطبیقی-تبیینی استفاده شد.
یافته ‏ها: نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد مدارس اجتماعی در کشورهای امریکا، آلمان، هند، و همچنین مدرسۀ کانون تربیتی محله در ایران شامل هشت بُعد سیاستگذاری؛ رهبری و مدیریت؛ برنامه ‏های مدرسه؛ محیط یادگیری؛ جامعۀ بیرونی؛ اولیای دانش‏آموزان و خانواده‏ها؛ عوامل مداخله‏گر؛ پیامدها؛ و نظارت و ارزشیابی همراه با مؤلفه‏های مرتبط بود. مهم‏ترین تفاوت‏ مدارس اجتماعی با مدرسۀ کانون تربیتی محله؛ در شیوۀ مدیریت غیرمتمرکز، ارائۀ خدمات پزشکی محله‏محور به خانواده‏ها، ایجاد فضاهای نیمه‏باز و محیط‏های نشاط‏انگیز در مجاورت کلاس‏ها، بهبود شرایط اقتصادی جامعۀ محلی و مدرسه، همکاری بیمارستان‏ها، کلیساها، کلینیک ‏ها، کالج‏ها و دانشگاه‏ های محلی در ادارۀ مدرسه بود.
نتیجه ‏گیری: با توجه به یافته‏های پژوهش می‏توان نتیجه گرفت که با در نظر گرفتن ابعاد و مؤلفه ‏های مدارس اجتماعی در کشورهای مورد مطالعه و همچنین لحاظ کردن شباهت‏ها و تفاوت‏های موجود بین مدارس اجتماعی با مدرسۀ کانون تربیتی محله در ایران، توسط برنامه ‏ریزان و مدیران وزارت آموزش و پرورش در تدوین قوانین و مقررات مربوطه به منظور تبدیل مدرسه به کانون تربیتی محله در ایران، زمینه برای ارتقای جایگاه آموزشی، فرهنگی و اجتماعی مدارس فراهم می‏شود.

آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

طراحی الگوی یادگیری الکترونیکی مبتنی بر مهارت‌های کارآفرینی در هنرستان‌های ایران: یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل تماتیک

صفحه 101-117

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.583215.3507

اشرف علیمردانی، سحر محمدی، زهرا طالب

چکیده مقدمه و هدف: با توجه به شکاف میان آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و نیازهای بازار کار ایران، این مطالعه با هدف طراحی الگوی یادگیری الکترونیکی مبتنی بر مهارت‌های کارآفرینی برای هنرستان‌ها انجام شد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل تماتیک انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان (شامل معلمان هنرستان، متخصصان یادگیری الکترونیکی و کارآفرینان) که به روش هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. تحلیل داده‌ها طبق مراحل شش‌گانه براون و کلارک (۲۰۰۶) با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شد. یافته‌ها: تحلیل مصاحبه‌ها منجر به شناسایی ۸ مضمون اصلی شامل «بازتعریف نقش معلم به عنوان تسهیل‌گر کارآفرینی»،«طراحی محتوای مسئله‌محور و بازارمحور»، «شبکه‌سازی دیجیتال با صنعت»، «ارزیابی پویا و مبتنی بر شایستگی»، «زیرساخت فنی انعطاف‌پذیر و در دسترس»، «حمایت سازمانی و فرهنگ مدرسه‌ای کارآفرینانه»، «توانمندسازی روانشناختی و خودکارآمدی کارآفرینانه» و «بازی‌سازی و شبیه‌سازی کسب‌وکار» شد. این مضامین در قالب یک الگوی مفهومی ارائه گردیدند. نتیجه‌گیری: الگوی ارائه‌شده بر لزوم حرکت از آموزش سنتی به سمت یادگیری تجربی، شبکه‌ای و فناورانه تأکید دارد. پیاده‌سازی این الگو نیازمند تحول در نقش معلم، برنامه درسی و تعامل هنرستان با اکوسیستم کارآفرینی است.

سنجش و ارزیابی، اعتبارسنجی، ممیزی و تضمین کیفیت آموزش

بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 18 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.572349.3441

علی شیخ‌الاسلامی، نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان انجام گرفت.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی والدین دانش‌آموزان دوره‌ی ابتدایی ناحیه‌ی یک شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1405-1404 تشکیل دادند که از میان آن‌ها نمونه‌ای به حجم 220 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و به مقیاس خودنظم‌دهی والدین (Sanders et al., 2017)، مقیاس خودکارآمدی والدگری (Dumka et al., 1996) و پرسشنامه فرسودگی والدینی (Roskam et al., 2018) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. داده‌ها به کمک نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos24 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این مقیاس از پایایی مناسبی (91/0=α) برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت معنادار بین دو متغیر خودنظم‌دهی والدین با خودکارآمدی والدگری (01/0>P ،54/0=r) نشان‌دهنده‌ی روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی معنادار بین دو متغیر خودنظم‌دهی والدین با فرسودگی والدینی (01/0>P ،42/0-=r) نشان‌دهنده‌ی روایی واگرای مناسب می‌باشد. شاخص‌های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این مقیاس را تأیید کردند (001/0>P).
نتیجه‏گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که نسخه‌ی فارسی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان روایی و پایایی مطلوبی در والدین ایرانی دارد و مقیاس مناسبی برای موقعیت‌های بالینی و پژوهشی می‌باشد.

آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

آسیب‌شناسی فقر آموزشی در راستای عدالت و توسعه آموزشی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 27 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.578943.3476

ملیحه علی پور فدافن، سکینه جعفری

چکیده هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین آسیب‌های ناشی از فقر آموزشی و پیامدهای آن بر عدالت و توسعه آموزشی انجام شد.
روش: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و مبتنی بر رویکرد کیفی است و با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مشارکت‌کنندگان شامل مدیران آموزش‌وپرورش و متخصصان علوم تربیتی بود که به‌شیوه نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند؛ به این ترتیب، ۱۳ نفر در فرایند گردآوری داده‌ها مشارکت داشتند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با الگوی تحلیل مضمون تحلیل شدند. برای ارتقای اعتبار و اعتمادپذیری نتایج، از راهبردهایی همچون بازبینی مشارکت‌کنندگان، ارزیابی همتایان و استفاده از ناظران بیرونی استفاده شد.
یافته‏ها: یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی 50 مضمون پایه و 25 مضمون سازمان‌دهنده شد که در قالب پنج مضمون فراگیر شامل «نابرابری‌های زیرساختی و محیطی»، «محرومیت آموزشی»، «نابرابری در کیفیت یادگیری و فقدان مهارت»، «ضعف سرمایه انسانی و مدیریتی» و «مشکلات روانی و اجتماعی» طبقه‌بندی گردیدند. علاوه بر این، عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و تداوم فقر آموزشی در چهار محور اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و ساختاری تشخیص داده شد. راهبردهای کاهش فقر آموزشی در چهار دسته کلی «مدیریت داده‌محور و تخصیص بهینه منابع»، «توانمندسازی راهبردی نیروی انسانی»، «مداخلات هدفمند جبرانی ـ اجتماعی» و «تقویت مشارکت خانواده و جامعه» ارائه شد.
نتیجه‏ گیری: فقر آموزشی پدیده‌ای چندبعدی است که از کنش متقابل و پیچیده عوامل ساختاری، مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی ناشی می‌شود. کاهش این پدیده نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و بهره‌گیری از سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر شواهد در نظام آموزشی است.

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

شناسایی عوامل موثر بر شکل‌گیری قلدری سایبری در دانش‌آموزان: یک مطالعه‌ی کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.571498.3440

حسن جعفرزاده داشبلاغ، علی شیخ الاسلامی، سمیه تکلوی، نسترن سیداسماعیلی قمی

چکیده هدف: قلدری‌ سایبری در سال‌های اخیر به عنوان یکی از نگرانی‌های اساسی در بین نوجوانان بوده و موجی از پژوهش‌ها را متوجه خود کرده است. با این وجود ابعاد گوناگون این معضل به خوبی شناخته نشده است. براین اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر شکل‌گیری قلدری سایبری در دانش‌آموزان بود.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها یک پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش‌آموزان پسر دوره دوّم متوسطه شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1404-1403 بودند که تعداد 11 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند بعد از غربالگری و با در نظر گرفتن نقطه اشباع به عنوان نمونه‌آماری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه تجربه قلدری‌– قربانی ‌سایبری (CBVEQ؛ آنتیادو و همکاران، 2016) بود. در پژوهش حاضر تحلیل داده‌ها به روش کدگذاری دو مرحله‌ای باز و مقوله‌ای و نرم افزار SPSS برای تعیین ضریب کاپا استفاده شد.

یافته‏ها: براساس یافته‌ها 40 کدمفهوم از کدگذاری اولیه شناسایی شد که بعد از اعمال کدگذاری ثانویه و مقوله‌ای 13 مفهوم فرعی و 5 مقوله اصلی شامل: دیگرآزاری، عدم همدلی، مشکل در خودتنظیمی‌هیجانی، رفتارهای تکانشی و عدم بازداری آنلاین بدست آمد.

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به دست آمده عوامل مختلفی در شکل‌گیری قلدری‌سایبری موثراند که توجه به آنها می‌تواند در کنترل و پیشگیری از رفتارهای قلدری‌سایبری در دانش‌آموزان نقش کلیدی داشته باشد.

طراحی و کاوش کیفی الگوی استقرایی ارتقای کیفیت دوره کارورزی در دانشگاه فرهنگیان مبتنی بر تجارب زیستۀ ذی‌نفعان مدل PICS*

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.251216

محمدرضا پاشایی، رسول بهنام

چکیده هدف: کارورزی به‌عنوان هستۀ اصلی تربیت معلم با چالش‌های ساختاری و اجرایی روبه‌روست. این پژوهش با هدف شناسایی این چالش‌ها و طراحی الگویی بومی برای ارتقای کیفیت کارورزی در دانشگاه فرهنگیان (مدل PICS) انجام شد.
روش: در این مطالعۀ کیفی با روش تحلیل مضمون استقرایی، ۱۵ مشارکت‌کننده از سه گروه استادان، معلمان راهنما و دانشجومعلمان با نمونه‌گیری هدفمند حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته گردآوری و بر اساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد. اعتباربخشی با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸۵) و ممیزی همتایان و بازبینی اعضا صورت گرفت.
یافته‏ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۱۲ مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی منجر شد: نبود برنامه‌ریزی منعطف و واقع‌گرا، ضعف نظارت ساختاریافته و تعامل حرفه‌ای، کمبود زیرساخت‌های آموزشی و فناورانه و فقدان نظام ارزیابی معتبر و چندسطحی. این چالش‌ها به‌صورت استقرایی به چهار مؤلفۀ برنامه‌ریزی، نظارت، زیرساخت و ارزیابی جامع تبدیل شدند و مدل PICS را شکل دادند.
نتیجه ‏گیری: مدل PICS با تأکید بر تعامل هم‌افزایی برنامه‌ریزی منعطف، نظارت مربی‌گرانه، زیرساخت غنی و ارزیابی چندسطحی، چارچوبی زمینه‌مند برای بهبود کارورزی فراهم می‌کند؛ هرچند اثربخشی آن نیازمند اعتبارسنجی میدانی است.

تدوین مدل علّی خردمندی بر اساس فراشناخت، تاب‌‌آوری و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی هوش هیجانی در دانش‌آموزان*

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.251217

فریده سادات آقامیری، مژگان سپاه منصور، سوزان امامی پور

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و آزمون یک مدل ساختاری برای تبیین خردمندی در دانش‌آموزان دوره اول متوسطه، بر اساس نقش فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی با میانجی‌گری هوش هیجانی انجام شد.
روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1404-۱۴۰۵ بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، ۴۰۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های استاندارد خردمندی، هوش هیجانی، فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و با استفاده از تحلیل مسیر و روش بوت‌استرپ تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. تمامی مسیرهای مستقیم از فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی به هوش هیجانی و خردمندی معنادار بودند. قوی‌ترین اثر مستقیم بر خردمندی مربوط به تاب‌آوری (۲۹/۰=β) و سپس بهزیستی تحصیلی (۲۱/۰=β) و فراشناخت (۱۶/۰β=) بود. همچنین، تحلیل بوت‌استرپ، نقش میانجی کامل هوش هیجانی را در رابطه بین هر سه متغیر مستقل (فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی) و متغیر وابسته (خردمندی) تأیید کرد.
نتیجه‌گیری: درنتیجه، یافته‌ها مؤید آن است که خردمندی نوجوانان در بافت مدرسه، حاصل تعامل پویای عوامل شناختی سطح بالا (فراشناخت)، ظرفیت‌های سازگاری مثبت (تاب‌آوری) و ادراکات هیجانی-شناختی از محیط تحصیل (بهزیستی تحصیلی) است. هوش هیجانی به عنوان یک مکانیسم پردازشی حیاتی، نقش محوری در تبدیل این منابع به قضاوت و بینش خردمندانه ایفا می‌کند. این نتایج بر ضرورت طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی یکپارچه‌نگر در مدارس متوسطه اول می‌پردازد.

تحلیل پدیدارشناسانه ادراک و تجربه زیسته معلمان مدارس ابتدایی از نقاط ضعف و قوت برنامه ارزشیابی‌ توصیفی

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 19-68

کیوان صالحی، عباس بازرگان، ناهید صادقی، محسن شکوهی یکتا

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل ادراک معلمان در خصوص نقاط ضعف و قوت ناشی از اجرای برنامه ارزشیابی‌توصیفی در مدارس ابتدایی است. سعی شد تا با استفاده از رویکرد تفسیرگرایانه به بازسازی معنایی ادراک معلمان از نقاط قوت و ضعف نظام ارزشیابی موسوم به ارزشیابی‌توصیفی پرداخته و نشان دهیم که این مشارکت‌کنندگان، چه درک و ارزیابی، نسبت به ضعف‌ها و نقاط قوت طرح ارزشیابی‌توصیفی دارند. به منظور گردآوری داده‌ها از مصاحبه کیفی نیمه‌ساختارمند استفاده شد. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، پس از انجام 23 مصاحبه با معلمان ـ که عمدتاً معلمان باسابقه، دارای گرایش تحصیلی آموزش ابتدایی بودند ـ اشباع داده‌ها حاصل شد. تحلیل عمیق دیدگاه‌های معلمان، موجب شناسایی و دسته‌بندی شش نقطه‌ضعف نظیر «کاهش شوق، حساسیت و انگیزه تلاش دانش‌آموزان نسبت به یادگیری و  تحصیل» و «افزایش افت یادگیری و دامن زدن به کم‌سوادی دانش‌آموزان»، و هشت نقطه قوت برنامه ارزشیابی‌توصیفی، نظیر «حذف زحمت معلمان برای نگارش فهرست اسامی دانش‌آموزان» و «امکان استفاده از روش‌های متعدد در ارزیابی دانش‌آموزان»، گردید. یافته‌ها نشان داد که معلمان مصاحبه‌شونده، پیامدهای متفاوتی را از اثرات اجرای برنامه ارزشیابی‌توصیفی، تجربه کرده‌اند و در مجموع با چالش‌های مضاعفی در فرایند یاددهی ـ یادگیری خود روبرو هستند که در مقاله حاضر به برخی از آن‌ها پرداخته شده است.

الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه خبرگان

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 7-24

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.78680

محمد مجتبی زاده، عباس عباس پور، حسن ملکی، مقصود فراست خواه

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت، متناسب با مختصات بافتی نظام آموزش عالی ایران بود. در این پژوهش، روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه­ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزش عالی بودند، که 36 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند جهت مصاحبه نیمه­ساختارمند انتخاب شد. در مرحله اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله عمده طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری محوری، در قالب کدگذاری نظری، 25 مقوله نظری تعیین شد. سپس، برحسب ویژگی‌های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله گفتمان کیفیت، بیم و امید، به‌عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد. از نظر خبرگان آموزش عالی، چالش‌های موجود کیفیت دانشگاهی در ایران ناشی از چالش‌ گفتمان بود، و نه چالش شکلی و ماهوی؛ و حتی معرفت­شناختی. با توجه به درک و تفسیر خبرگان، کیفیت دارای دو بعد بیم و امید بود. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، بینش دوگانه و تقابل­گرایانه­ای از گفتمان کیفیت به نام­های گفتمان کیفیت نظارتی به‌عنوان بیم و گفتمان کیفیت مشارکتی به‌منزله‌ی امید در دانشگاه‌های کشور گونه‌شناسی و طبقه‌بندی شد. همچنین، الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر، داری مفهومی پیچیده و چندبعدی بود. این الگو در صورتی کارکرد مثبت خواهد داشت، که بسان یک کلیت واحد به تمامی ابعاد آن به طور یکسان توجه شود.

رابطه مهارت های ارتباطی و مهارت های کار آفرینی در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و خوارزمی

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 285-325

محمد علی نعمتی، مجتبی کرمی پور، حسین محمدی چمناری

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه مهارت­های ارتباطی با مهارت­های کارآفرینی در بین دانشجویان دانشکده های علوم­تربیتی و روانشناسی دانشگاه­های علامه طباطبایی و خوارزمی بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل 6000 نفر از دانشجویان دانشکده­های علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه­های علامه طباطبایی و خوارزمی بوده که با بهره­گیری از روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی، تعداد 360 دانشجو به طور برابر از دو دانشگاه مورد مطالعه به عنوان نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، از دو ابزار استاندارد شامل پرسشنامه مهارت­های ارتباطی بارتون جی ای (1990) و پرسشنامه مهارت­های کارآفرینی الاین بیچ (2007) استفاده شده که روایی آنان از طریق بررسی دیدگاه­های خبرگان و صاحبنظران این حوزه و پایایی این ابزارها با بهره­گیری از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 72% و 82% محاسبه شده است. در تحقیق پیش­رو، از مجموع آزمون­های آمار استنباطی، آزمون t برای گروه­های مستقل، تحلیل واریانس یک­طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. نتایج حاکی از آن است که بین میانگین­های مهارت­های ارتباطی و مهارت­های کارآفرینی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و خوارزمی، تفاوت معنادار وجود نداشته و علاوه بر آن بین مهارت­های ارتباطی با مهارت­های کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

تاثیر تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 39-63

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65360

شهربانو حسن زاده، کیوان صالحی، علی مقدم زاده

چکیده شواهد گسترده‌ای نشان می‌دهد که استیلای رویکرد پوزیتویستی در محیط‌های آموزشی، زمینه انفعال فراگیران و افت نشاط و پویایی را رقم زده است. پژوهش حاضر با درک ضرورت سنجش رویکردهای نوین آموزشی، به بررسی میزان تأثیر تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی پرداخته است. بدین منظور از طرح شبه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با استفاده از گروه‌های دست‌نخورده استفاده گردید. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره ابتدایی پایه چهارم منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 است که 24 دانش‌آموز در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند و از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دومرحله‌ای استفاده شد. ابزار مورداستفاده برای گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محیط گروهی، کارون، ویدمایر و براولی (1985) بود. نتایج تحلیل کوواریانس (انکوا) نشان داد که تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی تأثیر معناداری دارد. به‌طورکلی استفاده از ظرفیت تدریس مشارکتی، می‌تواند زمینه مطلوبی برای شکل‌گیری و تقویت پویایی و ارتقای فرهنگ کارهای گروهی در بین دانش‌آموزان مدارس ابتدایی، فراهم کند.

طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش ‏آموز بر اساس ادراک مدیران (با رویکرد آمیخته)

دوره 15، شماره 53، تابستان 1400، صفحه 5-22

طاهره محمدی، عادل زاهد بابلان، علی خالق خواه، مهدی معینی کیا

چکیده صدای دانش‏ آموز استراتژی برای توسعه‏ی دل‌بستگی، تعلق‌خاطر و غلبه بر سکوت دانش‌آموزان است. هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش‏آموز ابر اساس ادراک مدیران در مدارس ابتدایی به شیوه‏ی پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی 20 مدیر نمونه با سابقه‏ی مدیریت بالاتر از 15 سال در مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 در شهر قم، به روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری و به روش تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری در سه سطح باز، محوری و گزینشی بررسی شدند که روایی صوری و محتوایی آن را 4 نفر از اساتید تأیید کردند و برای پایایی، روش توافق بین دو کدگذار استفاده شد. درباره مؤلفه‌های صدای دانش‎آموز، درنهایت 5 مقوله اصلی شامل مدیریت بر مبنای ارزش، بصیرت، رهبری توزیعی، مدیریت عالی و مدیریت میانی با 31 کد باز و 7 کد گزینشی به دست آمد. بخش کمی نیز شامل 160 مدیر بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق ساخته صدای دانش‏آموز با 31 گویه و با روایی همگرای بالای 50/0 و پایایی ترکیبی 90/0، جمع‌آوری شد. در اعتبارسنجی مدل، تحلیل داده‏های کمی با روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، نشان‌دهنده‌ی دقت لازم گویه‏ها برای اندازه‏گیری مقوله‏هاست. درنهایت می‌توان گفت تمرکز بیشتر بر شنیدن صدای دانش‏آموز به‌عنوان یک کاتالیزور برای تغییر در مدارس و برای بهبود مدیریت مدرسه، عمل می‏کند.

شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی؛ مورد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 25-39

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83762

جواد مقدسی، کامران محمدخانی، امیرحسین محمدداودی

چکیده توسعه کارکنان به شناسایی و نیازسنجی ابعاد و مؤلفه‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه روش‌های توسعه نیز در موفقیت این برنامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1395 (3812 N=) و حجم نمونه 203 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید که به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 استفاده شد. داده­ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی اکتشافی» تحلیل گردید. یافته­ها نشان داد پنج روش در توسعه کارکنان مؤثر بوده و شامل: درون­دانشگاهی، برون­دانشگاهی، رسمی، غیررسمی و روش گروهی است و درمجموع 625/67 از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به روش غیررسمی (02/18) و کمترین آن مربوط به روش رسمی (92/10) بود. به نظر می­رسد مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی لازم است به‌منظور توسعه کارکنان از روش‌های مختلف استفاده نمایند.

اثر بخشی آموزش واقعیت درمانی بر مسئولیت پذیری و دلزدگی زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 563-669

ابوطالب سعادتی شامیر، مهسا نجمی، مهدی حق شناس رضاییه

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی  واقعیت درمانی بر افزایش مسئولیت پذیری  و دلزدگی زناشویی دانشجویان متاهل بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. در این پژوهش جامعه ی آماری شامل تمام دانشجویان متاهل رشته روان شناسی مقطع کارشناسی ارشد بودند. گروه نمونه مشتمل بر 40  زوج  بود که براساس ملاک های ورود و خروج  به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی به دوگروه 20 زوجی تقسیم شدند و پیش و پس از انجام مداخلات، با استفاده از ابزارهای پژوهش، مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار های پژوهش شامل  پرسشنامه مسولیت پذیری و مقیاس دلزدگی زناشویی بودند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل های آماری نشان داد، روش واقعیت درمانی با اندازه اثر 28/0 بر افزایش میزان مسئولیت پذیری  و با اندزه اثر 33/0 بر کاهش دلزدگی زناشویی زوجین اثربخش بوده است. در پایان دانشجویانی که آموزش های مربوط به واقعیت درمانی  را دریافت کرده بودند یاد گرفتند که برای دستیابی به اهداف خود، باید رفتارهای مسئولانه ای را انتخاب کنند و مسئولیت پیامد انتخاب هایشان را بپذیرند تا از ناامید شدن آنها نسبت به بستر خانواده و اعضای خانواده پیشگیری شود.

 

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان