کاربست استدلال ابداعی در پژوهشهای علوم رفتاری: یک مرور نظاممند
دوره 20، شماره 72، بهار 1405، صفحه 15-29
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.564256.3419
سحر سادات طاهری تفتی، کیوان صالحی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه، واکاوی کاربردها و تدوین راهنمای عملی رویکرد استدلال ابداعی در پژوهشهای علوم رفتاری انجام شد. این رویکرد با ارائه چارچوبی نوآورانه، امکان درک ژرفتر و تبیین معنادارِ مسائل پیچیده و چندبعدی علوم رفتاری را فراهم میسازد.
روش: این پژوهش در قالب یک مرور نظاممند اسنادی و با رعایت چارچوب پریزما (نسخه ۲۰۲۰) انجام شد. جستجوی نظاممند منابع در پایگاههای اطلاعاتی ساینسدایرکت، اسکوپوس و گوگلاسکالر با استفاده از یک مجموعه کلیدواژه جامع انجام پذیرفت و به شناسایی اولیه ۱۵۲۶ مدرک منجر شد. فرآیند غربالگری چهارمرحلهای با بازبینی مستقل توسط دو پژوهشگر انجام شد که در نهایت ۶۲ مقاله واجد شرایط انتخاب و بررسی شدند.
یافتهها: تحلیل دادهها به شناسایی و طبقهبندی کاربردهای استدلال ابداعی در شش بُعد اصلیِ شناختی، روششناختی، عملی، فلسفی، نقادانه و بینرشتهاینوظهور منجر شد. این رویکرد در پژوهشهای کیفی، کمّی و آمیخته از کارایی بالایی برخوردار است. نقاط قوت کلیدی آن شامل ظرفیت نظریهپردازی خلاقانه، تحلیل عمیق پدیدهها و انعطافپذیری روششناختی است. با این حال، ذهنیتگرایی در تفسیر یافتهها از جمله چالشهای عمده این روش به شمار میرود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان گفت که تلفیق استدلال ابداعی با فناوریهای تحلیلی نوین، گامی اساسی در پیشبرد روششناسی پژوهشهای علوم رفتاری محسوب میشود. این پیوند، نهتنها با ارائه چارچوبی یکپارچه، افقهای جدیدی برای کاوش مسائل پیچیده رفتاری میگشاید، بلکه محدودیتهای ذاتی رویکردهای صرفاً کمّی یا کیفی در مواجهه با پرسشهای مبهم و چندبُعدی را نیز به میزان قابلتوجهی کاهش میدهد.
آزمون مدل علی ملال تحصیلی درس ریاضی بر اساس راهبردهای شناختی و هدفگرایی تحصیلی با میانجیگری امید تحصیلی
دوره 19، شماره 70، پاییز 1404، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.553002.3391
الهام نیکوکار، نورعلی فرخی، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی
چکیده هدف: ملال تحصیلی، به عنوان یک پدیده هیجانی پیچیده و فراگیر، به طور فزایندهای به عنوان یک عامل بازدارنده کلیدی در فرآیندهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی، به ویژه در حوزههای شناختی چالشبرانگیز مانند ریاضیات، شناخته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ملال تحصیلی ریاضی براساس راهبردهای شناختی و هدفگرایی تحصیلی با میانجیگری امید تحصیلی در دانشآموزان متوسطه دوم انجام شد
روش: این پژوهش از نوع توصیفی و به روش الگویابی علی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر دوره متوسطه دوم مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1404بود که از میان آنها 400 نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه ملال تحصیلی (Pekrun et al., 2002)، پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی (Bouffard et al., 1995)، پرسشنامه هدفگرایی تحصیلی (Bouffard et al., 1998)، و پرسشنامه امید تحصیلی (Pekrun et al., 2002) بود. دادهها با استفاده از تحلیل مسیر در نرمافزارهای SPSS-24 و AMOS-2024 تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین یافتهها نشان داد که راهبردهای شناختی (13/0-=β=) و جهتگیری هدف تسلطی (39/0β=)، عملکردی (15/0-β=) و اجتنابی (15/0-β=) اثر مستقیم بر ملال تحصیلی درس ریاضی داشتهاند و امید تحصیلی نیز نقش واسطهای را در رابطه میان جهتگیری هدف تسلطی و راهبردهای شناختی با ملال تحصیلی درس ریاضی ایفا میکند
نتیجهگیری: بر این اساس، توجه به تقویت امید تحصیلی و آموزش راهبردهای مؤثر یادگیری میتواند به عنوان رویکردی کارآمد در کاهش ملال تحصیلی و ارتقای انگیزش و مشارکت دانشآموزان در درس ریاضی مورد استفاده قرار گیرد.
الگوی تحلیل مسیر کمال گرایی با یادگیری زبان انگلیسی با واسطه گری خلاقیت هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در دانش آموزان
دوره 19، شماره 70، پاییز 1404، صفحه 65-77
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.572895.3446
علیرضا همایونی
چکیده چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه کمال گرایی با یادگیری زبان انگلیسی با واسطه گری خلاقیت هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در دانش آموزان انجام شد.
روش: روش تحقیق از نوع همبستگی با استفاده از تحلیل مسیر بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم بودند که تعداد 235 نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های خلاقیت هیجانی آوریل (1991)، انعطاف پذیری دنیس و واندروال (2010)، کمالگرایی هویت و فلت (1991) پاسخ دادند. از نمرات پایان ترم درس زبان انگلیسی دانشآموزان برای سنجش متغیر یادگیری زبان انگلیسی استفاده شد. داده های به دست آمده با آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار های 24 SPSS و23 Amos سنجش قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که کمال گرایی، خلاقیت هیجانی، انعطاف پذیری شناختی بر یادگیری زبان انگلیسی اثر مستقیم دارند. همچنین، کمال گرایی با واسطه گری انعطاف پذیری شناختی و خلاقیت هیجانی بر یادگیری زبان انگلیسی اثر غیر مستقیم دارد (001/0). مدل پژوهش نیز تایید شد و نتیجه نشان داد مدل پژوهش متغیرها برازش مناسبی دارد و 35 درصد واریانس یادگیری زبان انگلیسی توسط متغیرهای پژوهش تبیین شدند.
نتیجهگیری: با توجه به یافته های پژوهش ی پیشنهاد میشود در یادگیری زبان انگلیسی به نقش کمال گرایی، خلاقیت هیجانی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان در آموزش زبان دوم بویژه زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی توجه ویژه داشته باشند تا بتوان توانایی یادگیری زبان انها را افزایش دهند
امید به تحصیل، کمکطلبی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی: یک تحلیل میانجیگری
دوره 19، شماره 69، تابستان 1404، صفحه 65-78
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.547953.3374
احسان کشتورز کندازی، نادره سهرابی، مریم کورشنیا، مجید برزگر
چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطهگری کمکطلبی تحصیلی در رابطۀ بین امید به تحصیل و بهزیستی تحصیلی در دانشآموزان بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش، تمامی دانشآموزان دورۀ دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین آنها 516 دانشآموز (223 پسر و 293 دختر) با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای امید به تحصیل خرمایی و کمری، بهزیستی تحصیلی تومینن- سوینی و همکاران و کمکطلبی تحصیلی رایان و پنتریچ پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارهای SPSS-24 و AMOS-26 استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان دادند که مدل پژوهش با دادههای جمعآوری شده برازش مطلوبی دارد. همچنین، یافتهها نشان دادند که امید به تحصیل دارای تأثیر مثبت و معنیداری بر پذیرش کمکطلبی و تأثیر منفی و معنیداری بر اجتناب از کمکطلبی بود. در حالی که اجتناب از کمکطلبی بر بهزیستی تحصیلی تأثیر معنیداری نداشت، پذیرش کمکطلبی دارای تأثیر مثبت و معنیداری بر بهزیستی تحصیلی بود. همچنین، امید به تحصیل بهصورت غیرمستقیم، از طریق اجتناب از کمکطلبی و پذیرش کمکطلبی و تأثیر همزمان این دو، دارای تاثیر غیرمستقیم معنیدار بر بهزیستی تحصیلی بود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که امید به تحصیل بهطور غیرمستقیم و از طریق کمکطلبی تحصیلی، بهزیستی تحصیلی دانشآموزان را ارتقا میدهد. این نتایج بر اهمیّت طراحی برنامهها و مداخلات آموزشی با محوریت تقویت امید تحصیلی و مهارتهای کمکطلبی تأکید دارد و میتواند راهنمای معلمان و برنامهریزان آموزشی برای ارتقای بهزیستی تحصیلی باشد.
اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با عملکرد تحصیلی پایین
دوره 19، شماره 68، بهار 1404، صفحه 21-35
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.531981.3339
علی شیخ الاسلامی، نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی، آیسان شارعی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با عملکرد تحصیلی پایین انجام گرفت.
روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعة آماری این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر با عملکرد تحصیلی پایین دورهی متوسطهی دوّم در سالتحصیلی 1403-1404 شهر اردبیل بودند. بدین منظور تعداد 30 دانشآموز دختر با عملکرد تحصیلی پایین بر حسب ملاکهای ورود به پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پس ازاجرای پیشآزمون بهوسیلهی پرسشنامهی خودپندارهی تحصیلی لیو و وانگ (2005)، گروه آزمایشی 8 جلسه (هر هفته 2 جلسه) 60 دقیقهای برنامة توانمندسازی روانشناختی توماس و ولتهوس (1990) را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تکمتغیری در نرمافزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین میانگین خودپندارهی تحصیلی (05/0>P، 84/4F=، 152/0ηp2=) دانشآموزان گروه آزمایش و کنترل در پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدینصورت که بعد از اجرای توانمندسازی روانشناختی، میانگین نمرات خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با عملکرد تحصیلی پایین در گروه آزمایش نسبت به دانشآموزان گروه کنترل بهطور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجهگیری: درنتیجه با توانمندسازی روانشناختی در دانشآموزان میتوان میزان خودپندارهی تحصیلی را در آنان افزایش داد. دانشآموزان به کمک راهبردهای توانمندسازی روانشناختی میتوانند شکستهای متعدد خود را دوباره مورد بررسی و بازبینی قرار دهند و در نهایت عملکرد تحصیلی در آنها بهبود مییابد.
ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش تعارضات نقش معلمان در محیطهای یاد گیری چندفرهنگی
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 109-125
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.512927.3305
عطا الله محمودی، محمد آزاد عبداله پور
چکیده هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش این تعارضات، به شناسایی عوامل مؤثر و راهکارهای کاهش آنها میپردازد تا عملکرد معلمان در چنین محیطهایی بهبود یابد.
روش: این پژوهش از نظر روش آمیخته، بخش کیفی سنتزپژوهی و تحلیل تِم مصاحبه با خبرگان و بخش کمی آزمون معادلات ساختاری برای تناسب سنجی مدل بود.
یافته ها: یافتهها نشان داد که تعداد 24 مفهوم اولیه در قالب 5 مفهوم یا مضمون اصلی از 17 مقاله از پیشینه تجربی شناسایی با توجه به نتایج مصاحبه 21 مولفه در قالب 3 عامل استخراج شد سپس در نهایت عوامل استخراج شده از منابع کتابخانهای جدول و نظرات اساتید و خبرگان به ترتیب مرتب و موارد تکراری و مشابه حذف شد که نهایتا تعداد 38 مفهوم اولیه (شاخص)، 6 تِم و مضمون اصلی (آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامههای درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط آموزشی، توسعه مهارتهای حل تعارض و آموزش و توانمندسازی) در قالب عوامل موثر در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی شناسایی و تعیین شدند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج عوامل متعددی در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیطهای یادگیری چندفرهنگی تأثیر دارند. این عوامل شامل آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامههای درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی، توسعه مهارتهای حل تعارض و آموزش و توانمندسازی معلمان هستند. بهویژه، آمادگی فرهنگی معلمان به آنها کمک میکند تا تفاوتهای فرهنگی دانشآموزان را بهتر درک و مدیریت کنند.
مدلسازی معادلات ساختاری تنظیم هیجان دانشآموزان مبتنی بر تابآوری تحصیلی، راهبردهای مقابلهای، آگاهی فراشناختی و سخترویی
دوره 18، شماره 66، پاییز 1403، صفحه 5-22
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.462689.3176
صغری ابراهیمی قوام، زهرا نیکنام، نازنین محمدی
چکیده تحقیق حاضر باهدف تدوین مدل تنظیم هیجان دانشآموزان بر مبنای رابطة بین تابآوری تحصیلی، راهبردهای مقابله، آگاهی فراشناختی و سخترویی انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق دانشآموزان مقطع متوسطة دوم ساکن شهرستانهای فریدونشهر و بوئین و میاندشت در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که 402 نفر نمونه با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری در این تحقیق شامل مقیاس تنظیم هیجان گراس و جان، مقیاس تابآوری تحصیلی ساموئلز، مقیاس راهبردهای مقابلهای اندلر و پارکر، مقیاس سخترویی کوباسا و مقیاس آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون بود.. تحلیل داده ها با استفاده از نرمافزارهای SPSS-22 و LISREL-8 وبا روشهای آمار توصیفی و برای براورد برازش مدل با استفاده از معادلات ساختاری و تحلیل مسیر انجام شد. یافتهها نشان داد مقدار اثر تابآوری، آگاهی فراشناختی و راهبردهای مقابلهای بر تنظیم هیجان مثبت و معنادار بودند(01/0p>))؛ اما مقدار اثر سخترویی بر تنظیم هیجان معنادار نبود(01/0p>)). همچنین مقدار اثر تابآوری بر آگاهی فراشناختی، راهبردهای مقابلهای و سخترویی معنادار بود (01/0p>))و اثر سخترویی بر راهبردهای مقابلهای معنادار نبود(01/0p>)).
در نتیجه بر اساس یافتههای این تحقیق، میتوان به منظور بهبود تنظیم هیجان و تابآوری دانشآموزان برنامههایی جهت آموزش و تقویت مهارتهای راهبردهای مقابلهای، آگاهی فراشناختی و سخترویی فراهم کرد. همچنین تحقیقات بیشتر برای روشن شدن رابطه ی سخترویی با تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای پیشنهاد میشود.
اثربخشی آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانشآموزان
دوره 18، شماره 65، تابستان 1403، صفحه 5-23
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.424033.3073
محمد گراوندنیا، اسماعیل سعدی پور، حسن اسدزاده، ٌصغرا ابراهیمی قوام
چکیده هدف: هدف این پژوهش، اثربخشی آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانشآموزان مقطع متوسطه دوم رشته تجربی بود.
روش: روش پژوهش از نوع هدف کاربردی و از نوع مطالعات شبهآزمایشی (پیشآزمون_پسآزمون با گروه کنترل) است. جامعۀ آماری شامل دانشآموزان دوره دوم متوسطه منطقه 2 شهر کرج است که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودهاند. از بین آنها 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای گماری شدند و گروه آزمایش تحت آموزش بستهی مسئولیتپذیری قرار گرفتند، درحالیکه گروه کنترل آموزش خاصی دریافت نکردند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی پایستگی تحصیلی Martin and Marsh (2008)، پرسشنامه کیفیت تجارب یادگیری Newman (1990) و بسته آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب گراوند و همکاران بوده است. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت آموزش بستهی مسئولیتپذیری قرار گرفتند ولی گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند؛ و دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 26 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدهاند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین گروههای آزمایش و کنترل ازنظر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانشآموزان مقطع متوسطه دوم رشته تجربی تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب باعث افزایش پایستگی تحصیلی (743/24 و 001/0=p) و کیفیت تجارب یادگیری (415/44 و 001/0 =p) میشود.
نتیجهگیری: باتوجهبه یافتهها نتیجهگیری میشود که بستهی آموزش مسئولیتپذیری میتواند تلویحات آموزشی و کاربردی برای دانشآموزان در افزایش پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری شود.
اثربخشی آموزش خودگویی مثبت بر توجه انتخابی و کارآمدی پردازش دانشآموزان
دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 21-34
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.431295.3099
بهاره احسانی فرد، فریبرز نیکدل، علی تقوائی نیا
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودگویی مثبت بر توجه انتخابی وکارآمدی پردازش در میان دانشآموزان دختر انجام شده است.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، همراه با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج در سال تحصیلی 1400-1401 بود که تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای، تحت آموزش مداخلهی خودگویی مثبت قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. جهت سنجش میزان توجه انتخابی و کارآمدی پردازش آنها، از آزمون استروپ و آزمون شاخص پردازش اطلاعات استفاده و سنجش پیشآزمون یک هفته قبل و پسآزمون یک هفته پس از دوره ی آموزش انجام شد.
یافتهها: تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مانکوا نشانداد که نمرات پسآزمون توجه انتخابی و کارآمدی پردازش در دو گروه تفاوت معنادار دارد؛ بدین صورت که توجه انتخابی و کارآمدی پردازش گروه آزمایش بعد از آموزش خودگویی افزایش یافته و آموزش خودگویی مثبت بر بهبود میزان توجه انتخابی و کارآمدی پردازش گروه آزمایش موثر بود.
نتیجهگیری: بنابراین پیشنهاد میشود آموزشهایی جهت مثبتاندیشی و خودگویی مثبت در مدارس، انجام گیرد.
مدل علی سرزندگی تحصیلی براساس تفکرانتقادی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانشآموزان تیزهوش
دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 55-70
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.442399.3119
ایران رضائی اشیانی، مسعود قاسمی، رویا کوچک انتظار، سوزان امامی پور
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش مدلیابی سرزندگی تحصیلی براساس تفکرانتقادی با میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش مدارس استعدادهای درخشان بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با تکیه بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشآموزان تیزهوش دوره متوسطه اول (پایه هفتم و هشتم) مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان در نیمه دوم سال تحصیلی 1402- 1401 بود. نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در نهایت 340 نفراز دانشآموزان به عنوان نمونه به پرسشنامههای سرزندگی تحصیلی حسین-چاری و دهقانیزاده (1391)، پرسشنامه تفکرانتقادی Ricketts (2003) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی Morgan-Jinks(1999) پاسخ دادند.
یافتهها: دادهها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. براساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که تفکر انتقادی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق خودکارآمدی تحصیلی بر سرزندگی تحصیلی اثر معناداری و مثبت دارد.
نتیجهگیری: بنابراین میتوان بیان کرد، به منظور افزایش سرزندگی تحصیلی در دانشآموزان تیزهوش ضمن توجه به افزایش مهارت تفکرانتقادی برافزایش خودکارآمدی تحصیلی نیز در این گروه تمرکز شود.
نقش واسطهای اضطراب مدرسه در رابطه کمالگرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی با استرس انتظارات تحصیلی در دانشآموزان
دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 86-101
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.409224.3026
معصومه اسماعیلی، فریبا تابع بردبار، زهرا فاطمی حقیقی
چکیده هدف: استرس انتظارات تحصیلی، عامل اصلی استرس در بین دانشآموزان است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای اضطراب مدرسه در رابطه کمالگرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی با استرس انتظارات تحصیلی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی بود. نمونهای مشتمل بر 390 دانشآموز (289 دختر، 101 پسر) از سه پایه تحصیلی (هفتم، هشتم، نهم) از مدارس متوسطه اول دولتی ناحیه یک شیراز به شیوه نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و به سیاهه استرس انتظارات تحصیلی (Ang & Huan, 2006)، کمالگرایی تحصیلی (رسولی خورشیدی و بهرامی، 1395)، سیاهه خودپنداره تحصیلی (Chen & Thompson, 2004) و مقیاس اضطراب مدرسه (Philips, 1987) پاسخ دادند.
یافتهها: تحلیل دادهها با استفاده از الگوی معادلات ساختاری، نشان داد که کمالگرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی به ترتیب اثر مستقیم مثبت و منفی معناداری بر استرس انتظارات تحصیلی دارند. همچنین نتایج نشان داد که اضطراب مدرسه تأثیر مستقیم معناداری بر استرس ناشی از انتظارات تحصیلی ندارد، بنابراین در رابطه بین کمالگرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی با استرس انتظارات نمیتواند نقش میانجی داشته باشد.
نتیجهگیری: بهطورکلی برای کاهش استرس ناشی از انتظارات تحصیلی در دانشآموزان، بهتر است روی تقویت خودپنداره و کمالگرایی تحصیلی و روشهای مؤثر مقابله با استرس تمرکز کرد.
تبیین سرزندگی تحصیلی بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و حمایت تحصیلی: نقش میانجی یادگیری خودراهبر
دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 102-118
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.421921.3064
بهرام ملکی
چکیده هدف: سرزندگی تحصیلی از عوامل تأثیرگذار بر یادگیری است و میتواند به شیوههای گوناگون، پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تبیین سرزندگی تحصیلی دانش آموزان بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و حمایت تحصیلی با نقش واسطهای یادگیری خود راهبر بود.
روش: روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر دورۀ اول متوسطۀ شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها تعداد 390 نفر، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامۀ سرزندگی تحصیلی Dehghanizade & Hosein chari (2013)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده Koerner & Fitzpatrick (2006)، پرسشنامه حمایت تحصیلی Sands & Plunket (2005) و پرسشنامه یادگیری خود راهبر Cheng و همکاران (2010) پاسخ دادند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد.
یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که مدل با دادههای پژوهش برازش مناسبی دارد. با توجه به یافتهها، مسیرهای مستقیم الگوی ارتباطی گفتوشنود، حمایت تحصیلی و یادگیری خود راهبر به سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار و برای الگوی ارتباطی همنوایی منفی و معنادار بود. همچنین، مسیرهای غیرمستقیم الگوی ارتباطی گفتوشنود و حمایت تحصیلی از طریق یادگیری خود راهبر به سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار و برای الگوی ارتباطی همنوایی منفی و معنادار بود.
نتیجهگیری: بر اساس این نتایج، یادگیری خود راهبر میتواند در رابطۀ بین الگوهای ارتباطی خانواده و حمایت تحصیلی با سرزندگی تحصیلی در دانشآموزان نقش میانجی داشته باشد.
اثربخشی برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت- انگیزشی بر احساس تعلق به مدرسه و اهمالکاری تحصیلی دانشآموزان دختر قلدر
دوره 17، شماره 62، پاییز 1402، صفحه 5-18
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.408955.3023
شهروز نعمتی، شهرام واحدی، رحیم بدری گرگری، روفیا شمس اسفندآبادی
چکیده هدف: حس بالای تعلق به مدرسه و میزان پایین اهمالکاری، میتواند سازوکار حفاظتی در برابر خطر قلدری و قربانی شدن داشته باشند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت- انگیزشی بر احساس تعلق به مدرسه و اهمالکاری تحصیلی دانشآموزان دختر قلدر انجام شد.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و دوره پیگیری سهماهه با گروه کنترل بود. جامعۀ پژوهش را دانشآموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان در سال 1401 تشکیل دادند. از جامعۀ مذکور، 30 دانشآموز به روش هدفمند انتخاب و تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل گمارش شدند. پیشآزمون با پرسشنامۀ احساس تعلق به مدرسه Brew و همکاران (2004) و پرسشنامۀ اهمالکاری تحصیلی Solomon and Rothblum (1984) انجام شد. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقهای برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت- انگیزشی دریافت نمودند. گروه کنترل در این مدت مداخلهای دریافت نکرد. درنهایت پسآزمون به اجرا در آمد. نهایتاً بعد از 3 ماه مجدداً هر دو گروه موردسنجش در مرحله پیگیری قرار گرفتند. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین احساس تعلق به مدرسه و اهمالکاری تحصیلی در دو گروه در مراحل پسآزمون و پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت؛ یعنی برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت - انگیزشی میتواند موجب بهبودی ماندگار احساس تعلق به مدرسه و اهمالکاری تحصیلی دختران قلدر شود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت-انگیزشی یک گزینه مداخلهای مؤثر برای کمک به دانشآموزان دختر قلدر است و میتواند در راستای بهبود احساس تعلق به مدرسه و اهمالکاری تحصیلی این گروه استفاده شود.
ارتقاء سرمایه روانشناختی دانشآموزان از طریق توانمندسازی یادگیری (تجارب زیسته مدیران مدارس)
دوره 17، شماره 61، تابستان 1402، صفحه 33-45
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.396443.2967
پروین محمود علیلو، بهنام طالبی، اسداله خدیوی
چکیده سرمایه روانشناختی از طریق مداخلههای آموزشی قابل ارتقا است که ارتقا آن از طریق توانمندسازی یادگیری کمتر موردتوجه بوده است. هدف این پژوهش، تبیین تجارب زیسته مدیران مدارس از ارتقا سرمایه روانشناختی دانشآموزان دختر دبیرستانی از طریق توانمندسازی یادگیری بوده است. این مطالعه مبتنی بر رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی، با مطالعه 23 نفر مشارکتکننده از میان مدیران مدارس متوسطه دخترانه دوره دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 انجام شده است. برای نمونهگیری از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شده و تا رسیدن به اشباع نظری، با 23 مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته انجام شده است. تحلیل دادهها بر اساس راهبرد هفت مرحلهای کُلایزی صورت پذیرفت. یافتهها نشان میدهد که تجربه زیسته مدیران از ارتقا سرمایه روانشناختی دانشآموزان دختر دبیرستانی از طریق توانمندسازی یادگیری در 3 مضمون و 23 زیرمضمون شامل: ارتقاء مهارتها (خودباوری، عزتنفس، خود توسعهای، خودرهبری، خودتنظیمی، خودارزیابی، جذب بازخورد، مهارت مطالعه، مهارتهای زندگی)، ارتقاء آگاهی و جوّ حمایتی یادگیری (مشاوره، آموزشهای روانشناختی، فرصت تعاملات بین فردی در کلاس درس، جوّ مثبت کلاس درس، یادگیری مستقل، بهبود کیفیت یادگیری، فرآیند یادگیری مبتنی بر نیاز، همافزایی در یادگیری، یادگیری معنیدار)، مشارکت دهی در کلاس و مدرسه (مشارکت در مدیریت کلاس درس، مشارکت در مدیریت مدرسه، یادگیری تیمی، نوآوری تیمی، فعالیتهای جمعی) قابل دستهبندی است. میتوان نتیجه گرفت که توانمندسازی یادگیری از طریق ایجاد مدلهای مثبت شناختی در دانشآموزان، ارتقا سرمایه روانشناختی آنان را فراهم مینماید.
