تعداد دوره‌ها 19
تعداد شماره‌ها 71
تعداد مقالات 742
تعداد نویسندگان 1,701
تعداد مشاهده مقاله 871,507
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 806,748
نسبت مشاهده بر مقاله 1174.54
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1087.26
 
تعداد مقالات ارسال شده 2,488
تعداد مقالات رد شده 1,795
تعداد مقالات پذیرفته شده 367
درصد پذیرش 15
زمان پذیرش (روز) 162
تعداد پایگاه های نمایه شده 24
تعداد داوران 58

 

 

 

نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»، یک فصلنامه علمی دسترسی آزاد است که با حمایت مالی و معنوی، و پشتوانه علمی «انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران» منتشر می‌شود؛ و مقاله‌های علمی، پژوهشی اصیل و مروری در حوزه‌های نظام‌های آموزشی، تحقیقات آموزشی، و روان‌شناسی تربیتی به زبان فارسی به همراه چکیده انگلیسی منتشر می‌کند. نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» با هدف ارائه آخرین و تازه‌ترین نظریات و یافته‌های آموزشی و به منظور تبادل افکار و اندیشه‌ها در راستای نیازهای گوناگون فردی و اجتماعی به نشر مقالات، تحقیقات علمی و کاربردی، افکار و اندیشه‌های صاحب‌نظران آموزش مبادرت می‌نماید. در جهت افق برنامه 1404 مبنی بر تلاش در جهت رشد و توسعه علمی کشور و همسو با تأکید بر اتخاذ راهبردهای پژوهش‌محور در برنامه پنجم توسعه کشور، سعی در بررسی موضوعات و چالش‌های نظام آموزشی کشور و ارائه راه‌‎‍‌حل‏‌های مناسب؛ نشر نظریه‌‎ها، یافته‌ها، الگوها و دستاوردهای نظری و کاربردی در زمینه دانش‏‌های مرتبط با آموزش‎ بر پایه روش‌‏های پژوهشی معتبر و توسعه شبکه تعاملی میان پژوهشگران و استادان داخل و خارج از کشور می‏‌کند.

******************************************************

عنوان نشریه: پژوهش در نظام‌های آموزشی

صاحب امتیاز: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

ناشر: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

انجمن علمی حامی: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

 عنوان انگلیسی نشریه: Journal of Research in Educational Systems

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی.

زیر گروه: علوم تربیتی.

حوزه‌های موضوعی نشریه: تعلیم و تربیت |  نظام آموزش و پرورش | تحقیقات آموزشی | آموزش تطبیقی | ارزشیابی آموزشی | تجربیات آموزشی | تحقیقات برنامه‌ریزی درسی | تحقیقات تربیتی | شاخص‌های آموزشی | مدل‌های آموزشی | روان‌شناسی آموزشی | روان‌شناسی مدرسه..

درجه علمی: علمی

سردبیر: دکتر فریبرز درتاج

مدیر مسئول: دکتر افسانه لطفی عظیمی 

دبیر تخصصی: دکترصغری ابراهیمی قوام 

تاریخ آغاز اعتبار:  01 / 01 / 1386 توسط کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور -  رتبه نشریه در ارزیابی سال 1403: «الف».

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 12 هفته، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 20 درصد

فاصله انتشار: فصلنامه

زبان نشریه:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی)                  

نوع نشریه: نشریه علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار:  الکترونیکی و چاپی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپا چـــــاپی: 23831324

شاپا الکترونیکی: 27832341

شیوه استناددهی: شیوه‌نامه  APA

تلفن: 09197731877 | پنج‌شنبه ساعت 9 تا 12 صبح.

رایانامه سازمانی نشریه: info@jiera.ir

جیمیل پشتیبان نشریه: jres.ir@gmail.com

آدرس وبگاه نشریه: https://www.jiera.ir

هزینه داوری مقاله:  دارد (مبلغ 200 هزار تومان)

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  دارد (بعد از پذیرش نهایی مقاله، مبلغ 3800000 هزار تومان جهت هزینه‌های چاپ واریز گردد؛ و در سامانه نشریه بارگذاری نماید.)

ضریب تأثیر در پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC): 772/0 – چارک اول (Q1) -نشریات هسته

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت یکتاوب تمامی مقالات ارسالی به نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همتایاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

نکات قابل توجه نویسندگان: نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به نشریه نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به نشریه ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود.

 

فایل‌ها و فرم‌های لازم: فایل‌های ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: ۱. فایل اصلی مقاله (در قالب مقالات مجله، بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان)، ۲. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه نویسندگان (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ ۴. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. نامه پشتیبان. برای کسب اطلاع بیشتر راهنمای نویسندگان را با دقت مطالعه بفرمایید.

قالب مقالات مجله: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد. قالب و تمپلت چکیده انگلیسی مبسوط از طریق لینک زیر قابل بارگیری است. 

******************************************************

توجه: نویسندگان برای مقالات پذیرفته شده نهایی باید علاوه بر چکیده انگلیسی کوتاه، یک چکیده انگلیسی مبسوط بین هشتصد تا هزار کلمه تهیه و برای دفتر نشریه ارسال نمایند.

******************************************************


آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

طراحی الگوی برنامه درسی پیوندی برای گروه عمده علوم انسانی آموزش عالی

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.552620.3390

سحر برادران عبداللهی، فیروز محمودی، داوود طهماسب زاده، رحیم بدری گرگری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی برنامه‌درسی پیوندی برای گروه عمده علوم انسانی می‌باشد. برای آموزش‌عالی این که چگونه می‌توان پژوهش را در برنامه درسی ادغام کرد تا یادگیری دانشجویان را تقویت و بر قابلیتهای آنها بیافزاید، اهمیت بالایی دارد. برنامه‌درسی می‌تواند به عنوان پلی بین سطح کلان تصمیم‌گیری و سطح خرد، عمل کند. در پژوهش حاضر جهت تبیین عناصر برنامه‌درسی، از رویکرد کیفی و روش سنتز‌پژوهشی استفاده شده است. جامعه آماری شامل اسناد بالادستی،کتب، مقالات، رساله‌ها و پایان‌نامه‌های مرتبط بود.پس از تحلیل محتوای داده های حاصل از بررسی اسناد، ویژگیهای اولیه عناصر برنامه درسی پیوندی استخراج و به مصاحبه با خبرگان و اساتید مرتبط پرداخته شد و از نظرات آنها برای اصلاح الگوی پیشنهادی استفاده شد. برای اطمینان دو نفر ارزشیاب به کدگذاری مجدد یافته‌ها پرداختند. طبق یافته‌ها، در این الگو، 52کد محوری و 11 کد انتخابی شناسایی شدند. از قبیل: پذیرش ماهیت موقتی و متغیر دانش ، ارتقای فرهنگ پژوهش ملی، تربیت پژوهشگران واقعی، انتخاب محتوای چالش‌برانگیز، منعطف و بین رشته‌ای، روشهای تدریس مشارکتی و پروژه‌محور، فعالیتهای دانشجومحور، بکارگیری گروههای پژوهشی، نقد و تلخیص پژوهشها یا انجام پژوهش واقعی، اوج پژوهش در ترمهای پایانی و نیاز به محیط غنی وحمایتی. در مجموع می توان گفت که، پژوهش با به‌روز و جذاب نگه داشتن محتوا، تدریس را ارتقا می دهد و برنامه درسی پیوند پژوهش- تدریس با تبدیل کردن پژوهش به بخشی جدایی ناپذیر از یادگیری، آموزش را غنی می کند.

سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

طراحی الگوی پارادایمی مهارت های کلیدی نوآوری باز در اکوسیستم آموزش عالی ایران

صفحه 17-29

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.575412.3461

رضا هویدا، لیلی شیخی، لیلا مقتدایی

چکیده هدف: دانشگاه به‌عنوان موتور نوآوری، نقش کلیدی در پرورش نخبگان و توسعه علم نافع دارد. در محیط تکنولوژیکی امروز، نوآوری باز مزیت رقابتی دانشگاه‌ها را افزایش می‌دهد. این پژوهش با توجه به چالش‌های آموزش عالی ایران، الگوی پارادایمی مهارت‌های مورد نیاز برای توسعه نوآوری باز در دانشگاه‌ها را طراحی می‌کند.
روش: در این پژوهش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 11 صاحب‌نظر در حوزۀ نوآوری باز و آموزش عالی با نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری گردید. روایی ابزار از طریق اعتبار محتوایی و پایایی از طریق بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان تأمین شد. تحلیل متن مصاحبه‏ها با روش سیستماتیک (Struss & Corbin, 1990) صورت گرفت.
یافته‏ها: نتایج نشان داد که مهارت‌های مورد نیاز برای نوآوری باز در دو دستۀ سخت (دانش تخصصی، مدیریت دانش، مدیریت پروژه، و...) و نرم (خودآگاهی، مهارت ارتباطی، مذاکره، و...) قرار می‌گیرند. الگوی پارادایمی استخراج‌شده شامل سه مؤلفۀ اصلی شرایط، تعاملات و پیامدها بود.
نتیجه‏گیری: توسعه نوآوری باز مستلزم رویکردی چندبُعدی و پرورش هم‌زمان مهارت‌های سخت و نرم است. دانشگاه‌ها باید با برنامه‌هایآموزشی، ترویج فرهنگ نوآوری و گسترش شبکه‌های همکاری، اکوسیستم نوآورانه‌ای پویا ایجاد کنند.

سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

فرامتن و تأثیر آن بر سواد خواندن در کتاب فارسی پایه چهارم

صفحه 31-44

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.564234.3417

محمدرضا پاشایی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی کیفیت عناصر فرامتنی و بررسی رابطه آن‌ها با سطح شناختی پرسش‌های درک مطلب در کتاب «فارسی پایه چهارم» انجام شد.
روش پژوهش تحلیل محتوایی توصیفی - تحلیلی مبتنی بر چارچوب عملیاتی PMF‑7 بود که هفت بُعد فرامتنی شامل سازمان‌دهی، راهبری خواندن، پیوند تصویر – متن، نشانه‌گذاری و لحن، تعاملی/ پرسشی، چندرسانه‌ای و بار شناختی و صفحه‌آرایی را سنجید. نمونه شامل هشت درس نماینده از فصول مختلف کتاب بود که هر درس توسط دو کدگذار مستقل با استفاده از چک‌لیست ۲۸ آیتمی کدگذاری شد. تحلیل‌های کمی شامل آمار توصیفی، ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه نمره کلی فرامتن و میانگین شدت شناختی پرسش‌ها، ضریب کاپا برای سنجش پایایی بین‌داوری و آلفای کرونباخ برای ارزیابی سازگاری درونی زیرمقیاس‌ها به‌کار گرفته شد.
یافته‌ها نشان داد میانگین نمره کلی فرامتن‌ها برابر با 37.25 از 56 (حدود 66.5 درصد) است؛ پایایی بین‌داوری مطلوب بود (Cohen’s Kappa ≈ 0.79) و آلفای کرونباخ زیرمقیاس‌ها در بازه 0.71 تا 0.86 قرار داشت. تحلیل رابطه‌ای نشان داد کیفیت کلی فرامتن با میانگین شدت شناختی پرسش‌ها همبستگی مثبت و معناداری دارد. تحلیل ابعادی مشخص کرد که سازمان‌دهی و پیوند تصویر - متن بیشترین نقش را در ارتقای پرسش‌های تحلیلی دارند، درحالی‌که راهبری خواندن و هم‌ترازی چندرسانه‌ای نیازمند تقویت‌اند.
نتیجه‏گیری: نتایج حاکی از آن است که اصلاحات هدفمند در قالب‌های راهبری خواندن، دستورالعمل‌های استفاده از رمزینه‌های صوتی و ویراستاری فنی می‌تواند به‌طور مؤثری سطح شناختی پرسش‌ها و کیفیت یادگیری خواندن را ارتقا دهد؛ پیشنهاد می‌شود این بازطراحی‌ها در قالب پایلوت مداخله‌ای در کلاس‌های واقعی آزمون شوند.

جنبه‌های اخلاقی، ارزشی و اجتماعی مرتبط با آموزش

طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه اخلاق‌مدار برای دانشگاه‌های علوم پزشکی

صفحه 45-59

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.575171.3458

کیمیا الیاسی، رسول داودی، منیژه ذکریایی

چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه اخلاق‌مدار در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران بود.
روش: این پژوهش کاربردی و ترکیبی بود. در بخش کیفی، داده‌ها با روش نظریه داده‌بنیاد (Strauss & Corbin, 1990) از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۶ خبره حوزه اخلاق حرفه‌ای، مدیریت آموزشی و آموزش عالی جمع‌آوری و در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد. جامعه کیفی شامل مدیران و مسئولان دانشگاه‌های علوم پزشکی زنجان، قزوین، قم، ساوه، اراک و البرز، اعضای هیئت علمی، کارشناسان وزارت بهداشت و متخصصان اخلاق و آموزش پزشکی بود. در بخش کمی، پرسشنامه ۳۰ گویه‌ای براساس یافته‌های کیفی تدوین و بین ۳۸۴ نفر از مدیران، معاونان، کارشناسان، اعضای هیئت علمی و پژوهشگران توزیع شد. داده‌ها با SPSS، AMOS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافته‌ها: تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان داد شاخص‌های برازش مدل در حد مطلوب هستند؛ نسبت مجذور خی به درجه آزادی ۲/۰۸۱، شاخص ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده ۰۴۰/۰، شاخص برازش تطبیقی ۹۴۸/0، نیکویی برازش ۹۶۲/0 و توکر–لویس ۹۵۶/0 بود. عوامل مؤثر شامل سیاست‌ها و ساختارها، آموزش و پژوهش اخلاقی، رهبری اخلاق‌مدار، هوش مصنوعی اخلاقی، فرهنگ و رفتار اخلاقی کنشگران، نظارت، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی بودند و ۳۰ ملاک اصلی مانند کد اخلاقی، کمیته اخلاق، دوره‌های آموزشی و هدایت اخلاقی مدیران شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: دانشگاه اخلاق‌مدار پدیده‌ای چندبعدی و پویاست که تعامل میان سیاست‌گذاری، فرهنگ، آموزش و فناوری اخلاقی را دربرمی‌گیرد و می‌تواند الگویی برای ارتقای سلامت سازمانی و اخلاق حرفه‌ای در آموزش عالی پزشکی کشور فراهم کند.

جنبه‌های اخلاقی، ارزشی و اجتماعی مرتبط با آموزش

. مقایسه‌ی بهزیستی تحصیلی، کمک خواهی تحصیلی، رابطه والد- فرزندی و استقلال عاطفی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی با مادران شاغل و خانه‌دار

صفحه 61-76

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.573445.3450

مسلم دانش پایه، محمدباقر حسنوند، الهام شمسیان، منیره صادقی بخی

چکیده هدف: پژوهش حاضر، باهدف بررسی تفاوت در بهزیستی تحصیلی، کمک‌خواهی تحصیلی، رابطه والد–فرزندی و استقلال عاطفی دانش‌آموزان ابتدایی با توجه به وضعیت شغلی مادران (شاغل یا خانه‌دار) بود.
روش: این مطالعه از نوع کاربردی و با روش علّی–مقایسه‌ای و رویکرد کمّی انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پایه‌های چهارم تا ششم منطقه ۷ تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. از میان آن‌ها ۳۱۲ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های بهزیستی تحصیلی(Tuominen-Soini et al., 2012) ،کمک‌خواهی تحصیلی(Ryan & Pintrich,1997)،استقلال عاطفی(Steinberg & Silverberg, 1986) و رابطه والد–فرزندی (Fine, Moreland, & Schubel, 1983) بود که اعتبار و پایایی آن‌ها تأیید شده است.داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) و نرم‌افزار SPSS27 تحلیل شدند.
یافته‏ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه دانش‌آموز با مادران شاغل و خانه‌دار، در مؤلفه‌های استقلال عاطفی، رابطه والد–فرزندی، رضایتمندی تحصیلی و درآمیزی با کار مدرسه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 p <).دانش‌آموزان با مادر شاغل در مؤلفه‌های تحصیلی عملکرد بهتری از خود نشان دادند. دانش‌آموزان با مادر خانه‌دار در مؤلفه‌های هیجانی عملکرد بهتری داشتند. در متغیرهای کلی بهزیستی تحصیلی، ارزش مدرسه، فرسودگی و کمک‌خواهی تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه ‏گیری:وضعیت شغلی مادر تأثیر متفاوتی بر مؤلفه‌های تحصیلی و هیجانی دانش‌آموزان دارد. نتایج پژوهش در چارچوب نظریه‌های رشد اجتماعی–عاطفی، خودمختاری، دل‌بستگی و سیستم‌های بوم‌شناختی قابل تبیین است و بر اهمیت توجه به کیفیت تعامل والد–فرزند و نقش مادر در رشد تحصیلی و هیجانی کودکان تأکید می‌کند.

جنبه‌های اخلاقی، ارزشی و اجتماعی مرتبط با آموزش

چالش‌های هوش مصنوعی برای صداقت تحصیلی: یک مرور نظامند

صفحه 77-93

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.567125.3424

رامین نجفی

چکیده هدف: ورود هوش مصنوعی (AI) به آموزش، علی‌رغم فرصت‌های گسترده آن برای ارتقای یاددهی-یادگیری، چالش‌هایی اساسی را در حفظ صداقت تحصیلی ایجاد کرده است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی نظام‌مند چالش‌های ناشی از AI برای صداقت تحصیلی، بررسی عوامل مؤثر و مداخلات آموزشی مقابله‌ای است.
روش: پژوهش از نوع مرور نظام‌مند و بر اساس مدل PRISMA انجام شد. بدین منظور، پایگاه داده Scopus با رشته‌های جستجوی مرتبط با «هوش مصنوعی»، «بی‌صداقتی تحصیلی»، «آموزش رسمی» و «مداخله» بررسی گردید. از مجموع ۳۲۲ مقاله شناسایی‌شده، پس از غربالگری و ارزیابی متن کامل، ۳۳ مقاله تجربی واجد شرایط وارد فرایند کدگذاری و تحلیل محتوا شدند.
یافته ‏ها: یافته‌ها نشان داد که چالش‌های بی‌صداقتی تحصیلی در عصر AI در پنج دسته اصلی طبقه‌بندی می‌شوند: ۱) ابهام سیاستی، ۲) ضعف ابزارها و دشواری تشخیص، ۳) وابستگی افراطی به AI، ۴) تهدید عدالت و اعتماد آموزشی، و ۵) افت کیفیت یادگیری. در مقابل، مداخلات معلمان و اساتید شامل بازطراحی ارزشیابی و تکالیف، آموزش و توانمندسازی اخلاقی و مهارتی، یکپارچه‌سازی مسئولانه AI، افزایش تعاملات انسانی، راهبردهای تشخیص، شفاف‌سازی سیاست‌ها، و پیشگیری و تنبیه گزارش شد.
نتیجه ‏گیری: درنتیجه، پژوهش بیانگر آن است که برای حفظ صداقت تحصیلی در عصر AI، بازتعریف نقش معلم، توسعه سواد اخلاقی فناورانه و سیاست‌گذاری نهادی یکپارچه ضروری است.

انگیزش و یادگیری

اثر مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان سازی و ریسک پذیری تحصیلی دانش آموزان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.561627.3413

شهروز نعمتی، رحیم بدری گرگری، یوسف ادیب، رباب جاهدی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان سازی تحصیلی و ریسک پذیری تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بود.
روش: پژوهش حاضر، یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی پایین دوره متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه پژوهش 30 نفر دانش آموز بود که دارای نمرات بالایی در متغیر خودناتوان سازی تحصیلی و نمرات پایین در ریسک پذیری تحصیلی بودند. سپس به شیوه گمارش تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش ( 15 نفر) جایگزین شد. همه افراد نمونه مقیاس خود ناتوان سازی تحصیلی ساخته میجلی و همکاران (2000) و ابزار سنجش خطر پذیری ساخته کیلگوس و همکاران ( 2015) را تکمیل نمودند و به مدت 12 جلسه مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم‌ افزار آماریSPSS 24استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان سازی تحصیلی و ریسک پذیری تحصیلی، تاثیر معنی دار دارد(P≤ 0/01) .
نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده پیشنهاد می شود مشاوران مدارس و مسئولان ذی ربط برنامه مداخله حاضر را در صورت لزوم به صورت بالینی و آموزشی مورد استفاده و بهره برداری قرار دهند.

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

کاربست استدلال ابداعی در پژوهش‌های علوم رفتاری: یک مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 08 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.564256.3419

سحر سادات طاهری تفتی، کیوان صالحی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه، واکاوی کاربردها و تدوین راهنمای عملی رویکرد استدلال ابداعی در پژوهش‌های علوم رفتاری انجام شد. این رویکرد با ارائه چارچوبی نوآورانه، امکان درک ژرف‌تر و تبیین معنادارِ مسائل پیچیده و چندبعدی علوم رفتاری را فراهم می‌سازد.
روش: این پژوهش در قالب یک مرور نظام‌مند اسنادی و با رعایت چارچوب پریزما (نسخه ۲۰۲۰) انجام شد. جستجوی نظام‌مند منابع در پایگاه‌های اطلاعاتی ساینس‌دایرکت، اسکوپوس و گوگل‌اسکالر با استفاده از یک مجموعه کلیدواژه جامع انجام پذیرفت و به شناسایی اولیه ۱۵۲۶ مدرک منجر شد. فرآیند غربالگری چهارمرحله‌ای با بازبینی مستقل توسط دو پژوهشگر انجام شد که در نهایت ۶۲ مقاله واجد شرایط انتخاب و بررسی شدند.
یافته‏ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی و طبقه‌بندی کاربردهای استدلال ابداعی در شش بُعد اصلیِ شناختی، روش‌شناختی، عملی، فلسفی، نقادانه و بین‌رشته‌ای‌نوظهور منجر شد. این رویکرد در پژوهش‌های کیفی، کمّی و آمیخته از کارایی بالایی برخوردار است. نقاط قوت کلیدی آن شامل ظرفیت نظریه‌پردازی خلاقانه، تحلیل عمیق پدیده‌ها و انعطاف‌پذیری روش‌شناختی است. با این حال، ذهنیت‌گرایی در تفسیر یافته‌ها از جمله چالش‌های عمده این روش به شمار می‌رود.
نتیجه‏گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که تلفیق استدلال ابداعی با فناوری‌های تحلیلی نوین، گامی اساسی در پیشبرد روش‌شناسی پژوهش‌های علوم رفتاری محسوب می‌شود. این پیوند، نه‌تنها با ارائه چارچوبی یکپارچه، افق‌های جدیدی برای کاوش مسائل پیچیده رفتاری می‌گشاید، بلکه محدودیت‌های ذاتی رویکردهای صرفاً کمّی یا کیفی در مواجهه با پرسش‌های مبهم و چندبُعدی را نیز به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.

تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس (HOPS) بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌‌آموزان تعلّل‌ورز*

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.242900

علی شیخ الاسلامی، فاطمه هدایت‌جو، حسین قمری کیوی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس (مهارت‌های تکالیف، سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی) بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز انجام گرفت.
روش: روش پژوهش، نیمه‌‌‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی‌ آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر دوره‌ی متوسطه‌ی اوّل شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1405-1404 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، 40 دانش‌آموز تعلّل‌ورز انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش، 12 جلسه برنامه‌ی آموزشی هوپس را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس تعلّل‌ورزی تحصیلی سولومون و رات‌بلوم (1984) استفاده شد. داده‌ها با روش آماری تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ها: یافته‌ها نشان داد که دانش‌آموزان تعلّل‌ورز گروه آزمایش نسبت به دانش‌آموزان تعلّل‌ورز گروه کنترل در پس آزمون، به طور معناداری، تعلّل‌ورزی تحصیلی کمتری داشتند و فرضیه‌ی پژوهش مبنی بر تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز، مورد تایید قرار گرفته است.
نتیجه‏گیری: بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که برنامه‌ی آموزشی هوپس بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز تأثیر دارد. لذا، توصیه می‌شود از این برنامه‌ی آموزشی به منظور کاهش تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل‌ورز در مدارس استفاده شود.

انگیزش و یادگیری

مدل‌سازی معادلات ساختاری بهزیستی تحصیلی بر اساس پشتکار با نقش میانجی توانمندی‌های منش در دانشجویان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 13 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.572820.3445

مسلم دانش پایه، دلسا نادری، فرحناز قائمی، فاطمه شهسواری، زهره درتاج

چکیده هدف: این پژوهش با هدف تبیین بهزیستی تحصیلی بر اساس پشتکار با نقش میانجی توانمندی‌های منش در میان دانشجویان انجام شد.
روش: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود و با نمونه‌گیری در دسترس، ۴۰۸ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های استاندارد پشتکار، توانمندی‌های منش و بهزیستی تحصیلی بود که به‌صورت آنلاین در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت. داده‌ها پس از جمع‌آوری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و AMOS نسخه ۲۴ تحلیل شد. شاخص‌های چولگی و کشیدگی بیانگر طبیعی بودن توزیع داده‌ها بود و ماتریس همبستگی مبنای آزمون مدل قرار گرفت.
یافته‏ ها: یافته‌ها نشان داد پشتکار اثر مستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی دارد و توانمندی‌های منش نیز نقش میانجی معناداری در رابطه بین پشتکار و بهزیستی تحصیلی ایفا می‌کند.
نتیجه‏ گیری: نتایج بیانگر این است که تقویت مؤلفه‌های منش می‌تواند پیوند میان پشتکار و بهزیستی تحصیلی دانشجویان را ارتقا بخشد.

سنجش و ارزیابی، اعتبارسنجی، ممیزی و تضمین کیفیت آموزش

الگوی یکپارچه شرایط، فرایند و پیامدهای کیفیت آموزشی (مورد مطالعه: دانشگاه‌های علوم پزشکی)

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 13 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.577700.3471

عاطفه حیدری، نقی کمالی، محمد مجتبی زاده

چکیده هدف: هدف پژوهش طراحی الگوی یکپارچه شرایط، فرایندها و پیامدهای کیفیت آموزشی در دانشگاه‌های علوم پزشکی بود.
روش: پژوهش حاضر، کاربردی، توصیفی و کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه داده‌بنیاد با الگوی اشتراوس و کوربین (1990) بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۱ نفر از خبرگان گردآوری شد. نمونه‌گیری هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. برای اطمینان از اعتبار یافته‌ها، از معیارهای اعتمادپذیری، انتقال‌پذیری، تأییدپذیری و قابلیت اطمینان استفاده گردید و پایایی کدگذاری با ضریب کاپای کوهن 808/0 تأیید شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که کیفیت آموزشی پدیده‌ای چندبعدی، پویا و سیستمی است که از تعامل مستمر میان شرایط، راهبردها و پیامدها شکل می‌گیرد. در مجموع، ۹۰ مفهوم اولیه استخراج شد که در قالب ۳۰ مقوله عمده و ۱۰ مقوله هسته‌ شامل کیفیت برنامه درسی، خدمات آموزشی جامع، مهارت اساتید، ارزیابی آموزشی، یادگیری بالینی، حکمرانی آموزشی، آموزش دیجیتال، ارزیابی درونی، اخلاق و عدالت آموزشی و هوش داده‌ای آموزشی سازمان‌دهی گردید. این مقوله‌ها در قالب الگویی جامع با عنوان «نظام یکپارچه کیفیت آموزشی» بازسازی شدند که پنج بعد اصلی شرایط علی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردهای تعاملی و پیامدها را در بر می‌گیرد.
نتیجه‌گیری: تحقق کیفیت آموزشی در دانشگاه‌های علوم پزشکی مستلزم اتخاذ رویکردی یکپارچه و نظام‌مند است که هم‌زمان به ابعاد ساختاری، مدیریتی، فرایندی، ارزشی و پیامدی توجه داشته باشد. الگوی ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان چارچوبی بومی و مبتنی بر شواهد برای سیاست‌گذاری، بهبود عملکرد، ارتقای یادگیری بالینی و تقویت پاسخگویی اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.

تحلیل پدیدارشناسانه ادراک و تجربه زیسته معلمان مدارس ابتدایی از نقاط ضعف و قوت برنامه ارزشیابی‌ توصیفی

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 19-68

کیوان صالحی، عباس بازرگان، ناهید صادقی، محسن شکوهی یکتا

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل ادراک معلمان در خصوص نقاط ضعف و قوت ناشی از اجرای برنامه ارزشیابی‌توصیفی در مدارس ابتدایی است. سعی شد تا با استفاده از رویکرد تفسیرگرایانه به بازسازی معنایی ادراک معلمان از نقاط قوت و ضعف نظام ارزشیابی موسوم به ارزشیابی‌توصیفی پرداخته و نشان دهیم که این مشارکت‌کنندگان، چه درک و ارزیابی، نسبت به ضعف‌ها و نقاط قوت طرح ارزشیابی‌توصیفی دارند. به منظور گردآوری داده‌ها از مصاحبه کیفی نیمه‌ساختارمند استفاده شد. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، پس از انجام 23 مصاحبه با معلمان ـ که عمدتاً معلمان باسابقه، دارای گرایش تحصیلی آموزش ابتدایی بودند ـ اشباع داده‌ها حاصل شد. تحلیل عمیق دیدگاه‌های معلمان، موجب شناسایی و دسته‌بندی شش نقطه‌ضعف نظیر «کاهش شوق، حساسیت و انگیزه تلاش دانش‌آموزان نسبت به یادگیری و  تحصیل» و «افزایش افت یادگیری و دامن زدن به کم‌سوادی دانش‌آموزان»، و هشت نقطه قوت برنامه ارزشیابی‌توصیفی، نظیر «حذف زحمت معلمان برای نگارش فهرست اسامی دانش‌آموزان» و «امکان استفاده از روش‌های متعدد در ارزیابی دانش‌آموزان»، گردید. یافته‌ها نشان داد که معلمان مصاحبه‌شونده، پیامدهای متفاوتی را از اثرات اجرای برنامه ارزشیابی‌توصیفی، تجربه کرده‌اند و در مجموع با چالش‌های مضاعفی در فرایند یاددهی ـ یادگیری خود روبرو هستند که در مقاله حاضر به برخی از آن‌ها پرداخته شده است.

الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه خبرگان

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 7-24

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.78680

محمد مجتبی زاده، عباس عباس پور، حسن ملکی، مقصود فراست خواه

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت، متناسب با مختصات بافتی نظام آموزش عالی ایران بود. در این پژوهش، روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه­ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزش عالی بودند، که 36 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند جهت مصاحبه نیمه­ساختارمند انتخاب شد. در مرحله اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله عمده طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری محوری، در قالب کدگذاری نظری، 25 مقوله نظری تعیین شد. سپس، برحسب ویژگی‌های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله گفتمان کیفیت، بیم و امید، به‌عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد. از نظر خبرگان آموزش عالی، چالش‌های موجود کیفیت دانشگاهی در ایران ناشی از چالش‌ گفتمان بود، و نه چالش شکلی و ماهوی؛ و حتی معرفت­شناختی. با توجه به درک و تفسیر خبرگان، کیفیت دارای دو بعد بیم و امید بود. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، بینش دوگانه و تقابل­گرایانه­ای از گفتمان کیفیت به نام­های گفتمان کیفیت نظارتی به‌عنوان بیم و گفتمان کیفیت مشارکتی به‌منزله‌ی امید در دانشگاه‌های کشور گونه‌شناسی و طبقه‌بندی شد. همچنین، الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر، داری مفهومی پیچیده و چندبعدی بود. این الگو در صورتی کارکرد مثبت خواهد داشت، که بسان یک کلیت واحد به تمامی ابعاد آن به طور یکسان توجه شود.

رابطه مهارت های ارتباطی و مهارت های کار آفرینی در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و خوارزمی

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 285-325

محمد علی نعمتی، مجتبی کرمی پور، حسین محمدی چمناری

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه مهارت­های ارتباطی با مهارت­های کارآفرینی در بین دانشجویان دانشکده های علوم­تربیتی و روانشناسی دانشگاه­های علامه طباطبایی و خوارزمی بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل 6000 نفر از دانشجویان دانشکده­های علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه­های علامه طباطبایی و خوارزمی بوده که با بهره­گیری از روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی، تعداد 360 دانشجو به طور برابر از دو دانشگاه مورد مطالعه به عنوان نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، از دو ابزار استاندارد شامل پرسشنامه مهارت­های ارتباطی بارتون جی ای (1990) و پرسشنامه مهارت­های کارآفرینی الاین بیچ (2007) استفاده شده که روایی آنان از طریق بررسی دیدگاه­های خبرگان و صاحبنظران این حوزه و پایایی این ابزارها با بهره­گیری از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 72% و 82% محاسبه شده است. در تحقیق پیش­رو، از مجموع آزمون­های آمار استنباطی، آزمون t برای گروه­های مستقل، تحلیل واریانس یک­طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. نتایج حاکی از آن است که بین میانگین­های مهارت­های ارتباطی و مهارت­های کارآفرینی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و خوارزمی، تفاوت معنادار وجود نداشته و علاوه بر آن بین مهارت­های ارتباطی با مهارت­های کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

تاثیر تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 39-63

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65360

شهربانو حسن زاده، کیوان صالحی، علی مقدم زاده

چکیده شواهد گسترده‌ای نشان می‌دهد که استیلای رویکرد پوزیتویستی در محیط‌های آموزشی، زمینه انفعال فراگیران و افت نشاط و پویایی را رقم زده است. پژوهش حاضر با درک ضرورت سنجش رویکردهای نوین آموزشی، به بررسی میزان تأثیر تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی پرداخته است. بدین منظور از طرح شبه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با استفاده از گروه‌های دست‌نخورده استفاده گردید. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره ابتدایی پایه چهارم منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 است که 24 دانش‌آموز در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند و از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دومرحله‌ای استفاده شد. ابزار مورداستفاده برای گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محیط گروهی، کارون، ویدمایر و براولی (1985) بود. نتایج تحلیل کوواریانس (انکوا) نشان داد که تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی تأثیر معناداری دارد. به‌طورکلی استفاده از ظرفیت تدریس مشارکتی، می‌تواند زمینه مطلوبی برای شکل‌گیری و تقویت پویایی و ارتقای فرهنگ کارهای گروهی در بین دانش‌آموزان مدارس ابتدایی، فراهم کند.

طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش ‏آموز بر اساس ادراک مدیران (با رویکرد آمیخته)

دوره 15، شماره 53، تابستان 1400، صفحه 5-22

طاهره محمدی، عادل زاهد بابلان، علی خالق خواه، مهدی معینی کیا

چکیده صدای دانش‏ آموز استراتژی برای توسعه‏ی دل‌بستگی، تعلق‌خاطر و غلبه بر سکوت دانش‌آموزان است. هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش‏آموز ابر اساس ادراک مدیران در مدارس ابتدایی به شیوه‏ی پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی 20 مدیر نمونه با سابقه‏ی مدیریت بالاتر از 15 سال در مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 در شهر قم، به روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری و به روش تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری در سه سطح باز، محوری و گزینشی بررسی شدند که روایی صوری و محتوایی آن را 4 نفر از اساتید تأیید کردند و برای پایایی، روش توافق بین دو کدگذار استفاده شد. درباره مؤلفه‌های صدای دانش‎آموز، درنهایت 5 مقوله اصلی شامل مدیریت بر مبنای ارزش، بصیرت، رهبری توزیعی، مدیریت عالی و مدیریت میانی با 31 کد باز و 7 کد گزینشی به دست آمد. بخش کمی نیز شامل 160 مدیر بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق ساخته صدای دانش‏آموز با 31 گویه و با روایی همگرای بالای 50/0 و پایایی ترکیبی 90/0، جمع‌آوری شد. در اعتبارسنجی مدل، تحلیل داده‏های کمی با روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، نشان‌دهنده‌ی دقت لازم گویه‏ها برای اندازه‏گیری مقوله‏هاست. درنهایت می‌توان گفت تمرکز بیشتر بر شنیدن صدای دانش‏آموز به‌عنوان یک کاتالیزور برای تغییر در مدارس و برای بهبود مدیریت مدرسه، عمل می‏کند.

شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی؛ مورد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 25-39

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83762

جواد مقدسی، کامران محمدخانی، امیرحسین محمدداودی

چکیده توسعه کارکنان به شناسایی و نیازسنجی ابعاد و مؤلفه‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه روش‌های توسعه نیز در موفقیت این برنامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1395 (3812 N=) و حجم نمونه 203 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید که به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 استفاده شد. داده­ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی اکتشافی» تحلیل گردید. یافته­ها نشان داد پنج روش در توسعه کارکنان مؤثر بوده و شامل: درون­دانشگاهی، برون­دانشگاهی، رسمی، غیررسمی و روش گروهی است و درمجموع 625/67 از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به روش غیررسمی (02/18) و کمترین آن مربوط به روش رسمی (92/10) بود. به نظر می­رسد مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی لازم است به‌منظور توسعه کارکنان از روش‌های مختلف استفاده نمایند.

اثر بخشی آموزش واقعیت درمانی بر مسئولیت پذیری و دلزدگی زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 563-669

ابوطالب سعادتی شامیر، مهسا نجمی، مهدی حق شناس رضاییه

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی  واقعیت درمانی بر افزایش مسئولیت پذیری  و دلزدگی زناشویی دانشجویان متاهل بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. در این پژوهش جامعه ی آماری شامل تمام دانشجویان متاهل رشته روان شناسی مقطع کارشناسی ارشد بودند. گروه نمونه مشتمل بر 40  زوج  بود که براساس ملاک های ورود و خروج  به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی به دوگروه 20 زوجی تقسیم شدند و پیش و پس از انجام مداخلات، با استفاده از ابزارهای پژوهش، مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار های پژوهش شامل  پرسشنامه مسولیت پذیری و مقیاس دلزدگی زناشویی بودند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل های آماری نشان داد، روش واقعیت درمانی با اندازه اثر 28/0 بر افزایش میزان مسئولیت پذیری  و با اندزه اثر 33/0 بر کاهش دلزدگی زناشویی زوجین اثربخش بوده است. در پایان دانشجویانی که آموزش های مربوط به واقعیت درمانی  را دریافت کرده بودند یاد گرفتند که برای دستیابی به اهداف خود، باید رفتارهای مسئولانه ای را انتخاب کنند و مسئولیت پیامد انتخاب هایشان را بپذیرند تا از ناامید شدن آنها نسبت به بستر خانواده و اعضای خانواده پیشگیری شود.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان