موضوعات = انگیزش و یادگیری
انگیزش و یادگیری

اثربخشی مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان‏ سازی و ریسک‏ پذیری تحصیلی دانش ‏آموزان

دوره 20، شماره 72، فروردین 1405، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.561627.3413

شهروز نعمتی، رحیم بدری گرگری، یوسف ادیب، رباب جاهدی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخلات روان‌شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان‌سازی تحصیلی و ریسک‌پذیری تحصیلی دانش‌آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بود. روش: پژوهش حاضر، یک طرح شبه‌آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل دانش‌آموزان دارای عملکرد تحصیلی پایین دورۀ متوسطۀ شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونۀ پژوهش شامل 30 دانش‌آموز بود که دارای نمرات بالایی در متغیر خودناتوان‌سازی تحصیلی و نمرات پایین در ریسک‌پذیری تحصیلی بودند. سپس به شیوۀ گمارش تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. همه افراد نمونه مقیاس خودناتوان‌سازی تحصیلی ساخته Midgley و دیگران (1996) و ابزار سنجش ریسک‌پذیری ساخته Kilgus و دیگران (2015) را تکمیل کردند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه مداخلات روان‌شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ را دریافت کردند. جهت تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره با نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته‏ ها: یافته‌ها نشان دادند که در متغیر خودناتوان‌سازی تحصیلی، میانگین نمرات پس‌آزمون گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است و میانگین نمرات پس‌آزمون گروه آزمایش در متغیر ریسک‌پذیری تحصیلی، رفتارهای اجتماعی، رفتارهای تحصیلی و رفتارهای هیجانی، بیشتر از میانگین نمرات پیش‌آزمون بود. می‌‌توان نتیجه گرفت که مداخلات روان‌شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ، خودناتوان‌سازی تحصیلی را کاهش می‏دهد و ریسک‌پذیری تحصیلی را افزایش می‌دهد (01/0≥ p). نتیجه‏ گیری: با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، پیشنهاد می‌شود مشاوران مدارس و مسئولان مرتبط در صورت نیاز، از برنامۀ مداخله‌ای ارائه‌شده در قالب رویکردهای آموزشی یا بالینی بهره‌گیری کنند تا بتوانند به بهبود سلامت روانی و توانمندی‌های دانش‌آموزان کمک کنند.

انگیزش و یادگیری

تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس (HOPS) بر تعلّل‌ورزی تحصیلی دانش‌‌آموزان تعلّل‌ورز

دوره 20، شماره 72، فروردین 1405، صفحه 31-44

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.579045.3478

علی شیخ الاسلامی، فاطمه هدایت‌جو، حسین قمری کیوی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس (مهارت‌های تکالیف، سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی) بر تعلّل ‏ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل ‏ورز انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه‏ ‏‏آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی ‏ آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر دوره‌ی متوسطه‌ی اوّل شهر اردبیل در سال ‏تحصیلی 1405-1404 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، 40 دانش‌آموز تعلّل ‏ورز انتخاب شده و به‌طور تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش، 12 جلسه برنامه‌ی آموزشی هوپس را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس تعلّل ‏ورزی تحصیلی سولومون و رات ‏بلوم (1984) استفاده شد. داده‌ها با روش آماری تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته ‏ها: یافته‌ها نشان داد که دانش‌آموزان تعلّل ‏ورز گروه آزمایش نسبت به دانش‌آموزان تعلّل ‏ورز گروه کنترل در پس‌آزمون، به‌طور معناداری، تعلّل ‏ورزی تحصیلی کمتری داشتند و فرضیه‌ی پژوهش مبنی بر تأثیر برنامه‌ی آموزشی هوپس بر تعلّل ‏ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل ‏ورز، مورد تأیید قرار گرفته است. نتیجه‏ گیری: بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که برنامه‌ی آموزشی هوپس بر تعلّل ‏ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل ‏ورز تأثیر دارد. لذا، توصیه می‌شود از این برنامه‌ی آموزشی به‌منظور کاهش تعلّل ‏ورزی تحصیلی دانش‌آموزان تعلّل ‏ورز در مدارس استفاده شود.

انگیزش و یادگیری

تبیین بهزیستی تحصیلی بر اساس پشتکار با نقش میانجی توانمندی ‏های منش در دانشجویان

دوره 20، شماره 72، فروردین 1405، صفحه 45-61

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.572820.3445

مسلم دانش پایه، دلسا نادری، فرحناز قائمی، فاطمه شهسواری، زهره درتاج

چکیده هدف: این پژوهش با هدف تبیین بهزیستی تحصیلی بر اساس پشتکار با نقش میانجی توانمندی ‏های منش در میان دانشجویان انجام شد. روش: روش تحقیق از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل دانشجویان شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود و با نمونه ‏گیری در دسترس، ۴۰۸ نفر به ‏عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ‏های استاندارد پشتکار، توانمندی ‏های منش و بهزیستی تحصیلی بود که به ‏صورت آنلاین در اختیار شرکت ‏کنندگان قرار گرفت. داده ‏ها با روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم ‏افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و AMOS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ‏ها: نتایج نشان داد پشتکار اثر مستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی دارد (189/0β=، 01/0p<). ابعاد توانمندی ‏های منش شامل دانش (453/0β=)، شجاعت (621/0β=)، انسانیت (158/0β=)، اعتدال (532/0β=) و تعالی (471/0β=) اثر مثبت و معناداری بر پشتکار داشتند (01/0p<) و این ابعاد همچنین اثر مستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی نشان دادند (102/0≤220/β≤0، 05/0p<). افزون بر این، اثر غیرمستقیم پشتکار بر بهزیستی تحصیلی از طریق توانمندی ‏های منش معنادار بود (325/0β=، 01/0p<) که بیانگر میانجی ‏گری جزئی این متغیر است. نتیجه ‏گیری: یافته ‏های پژوهش نشان داد پشتکار هم به ‏صورت مستقیم و هم به ‏طور غیرمستقیم از طریق توانمندی ‏های منش بر بهزیستی تحصیلی دانشجویان اثرگذار است. توانمندی ‏های منش نقش سازوکار تبیینی را در تبدیل پشتکار به تجربه ‏های تحصیلی مثبت ایفا می ‏کنند. ازاین ‏رو، تقویت هم ‏زمان پشتکار و توانمندی ‏های منش می ‏تواند راهبردی مؤثر برای ارتقای بهزیستی روان ‏شناختی و موفقیت تحصیلی دانشجویان باشد.

انگیزش و یادگیری

کاوش فهم ادراک‌شدة دانش‌‌آموزان پایة دوازدهم استان ایلام از آیندة شغلی خود

دوره 19، شماره 71، دی 1404، صفحه 95-108

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.579597.3483

ولی محمد درینی، محمد تابان، حامد قاسم پور

چکیده هدف: این پژوهش با هدف آگاهی از چگونگی ادراک دانش‌آموزان پایة دوازدهم استان ایلام نسبت به آیندة شغلی خویش اجرایی شده بود.
روش: این پژوهش کیفی مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون بر پایة رویکرد ساختارمند کلارک و براون (2006) بود. مشارکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی هدفمند برای مصاحبه دعوت شده بودند که در این راستا با 48 نفر از آن‌ها با توجه به قاعدة اشباع نظری، مصاحبة نیمه ساختاریافته ترتیب داده‌ شده بود.
یافته ‏ها: الگوی ادراکی دانش‌آموزان هدف از آیندة شغلی خود از شناخت 59 کد اولیه، 12 کد فرعی و 5 تِمِ اصلی شامل اندیشة فزون‌سازی خزانة مالی، ساخت نیافتن توان کارآفرینی، پیشران‌های زایندة بطالت، گذر از کسب‌وکار حاصله از تحصیل دانش و انتخاب آگاهانة شغل آینده ساخت یافته بود.
نتیجه ‏گیری: نتایج حاکی از آن است که سیاست‌گذاران نظام آموزش‌وپرورش کشور بایستی ضمن باورمندی به ترجیحات و نگرش‌های نوین این نسل، نسبت به تحول در این نظام از بُعد گذر از دانش نظری به‌سوی مهارت‌آموزی، پرورش اندیشه و توان کارآفرینی، الگودهی به خانواده‌ها، شناسایی و جهت‌دهی به علائق و ظرفیت‌های بالقوه اقدام نمایند.

انگیزش و یادگیری

تجربۀ دانشجومعلمان از بازخورد آموزشی و پیامدهای آن بر انگیزش و یادگیری

دوره 19، شماره 70، مهر 1404، صفحه 33-47

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.570938.3434

صدیقه حیدری

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، واکاوی بازخورد آموزشی در تجربۀ زیسته دانشجومعلمان آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان و تبیین پیامدهای آن بر انگیزش و یادگیری آنان بود. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و در چهارچوب پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۳۴ نفر از دانشجومعلمان ترم پنجم آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان خوزستان در نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1404 بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و به‌صورت کلمه‌به‌کلمه رونویسی شد. تحلیل داده‌ها براساس روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی انجام گرفت. برای افزایش اعتبار و اعتمادپذیری، از بازبینی مشارکت‌کنندگان، کُدگذاری مستقل و قضاوت خبرگان استفاده شد. یافته ‏ها: یافته‌ها به شناسایی مجموعه‌ای از مضامین اصلی انجامید که بازخورد آموزشی دانشجومعلمان را بازنمایی کرد. بازخورد مثبت، شامل تشویق کلامی، نقد سازنده، احترام و توجه به تفاوت‌های فردی، موجب افزایش انگیزش درونی، مشارکت فعال، یادگیری عمیق و تقویت هویت حرفه‌ای شد. در مقابل، بازخورد منفی یا ناکارآمد، مانند بی‌تفاوتی، نقد غیرسازنده، نمره‌محوری و تمرکز بر جنبه‌های صوری، پیامدهایی همچون کاهش انگیزه، اضطراب، یادگیری سطحی و تضعیف خودپندارۀ معلمی را به دنبال داشت. همچنین نقش استاد، بستر کلاس و ویژگی‌های هیجانی بازخورد، در نحوۀ دریافت و واکنش دانشجومعلمان نقشی تعیین‌کننده داشت. نتیجه‏ گیری: نتایج نشان دادند بازخورد آموزشی بخشی جدایی‌ناپذیر از زیست‌جهان یادگیری دانشجومعلمان است که پیامدهای انگیزشی، یادگیری، هویتی و تربیتی گسترده‌ای ایجاد می‌کند. از این‌رو، طراحی و ارائه بازخورد حمایتی، منصفانه و شخصی‌سازی‌شده می‌تواند زمینه‌ساز یادگیری معنادار، انگیزش پایدار و شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمان آینده باشد و نقش مؤثری در بهبود کیفیت تربیت معلم ایفا کند.

انگیزش و یادگیری

طراحی و اعتبار یابی بستۀ‌ مداخله‌ای گفتگو محور مبتنی بر نظریۀ انتخاب برای دانش‏آموزان دارای رفتارهای پرخطر

دوره 19، شماره 69، تیر 1404، صفحه 41-53

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.567928.3427

رحیم بدری، شهروز نعمتی، حمدالله حبیبی، فرحناز جلیلی شیشوان

چکیده هدف: با توجه به افزایش نگران‌کنندۀ رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و شکاف موجود در مداخلات بومی و پایدار، این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی محتوایی یک بسته مداخله‌ای گفتگومحور مبتنی بر نظریۀ انتخاب ویلیام گلاسر برای دانش‌آموزان دارای رفتارهای پرخطر انجام شد. روش: این مطالعه از نوع آمیخته بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش دلفی و تحلیل محتوای مقایسه‌ای مبتنی بر مبانی نظریۀانتخاب، بستۀ مداخله‌ای در 12 جلسه طراحی شد. روایی محتوایی بسته با نظر 8 متخصص و از طریق محاسبۀ نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) بررسی شد. در بخش کمّی و برای ارزیابی مقدماتی اثربخشی، از سه پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی (زاده محمدی و دیگران، 1390)، هیجان‏های مربوط به موفقیت (Pukrun et al., 2011) ، رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور (صالح‌زاده و دیگران، 1396) و از طرح تک‌آزمودنی نوع A-B با دو آزمودنی استفاده شد. داده‌ها با تحلیل دیداری-نموداری و شاخص‌های PND، NAP و Tau-U تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج اعتباریابی محتوا نشان داد که همۀ جلسات از نظر متخصصان ضروری (CVR = 1) و محتوای آنها با اهداف جلسات کاملاً مرتبط (CVI = 0.94) ارزیابی شد. اجرای آزمایشی بسته نیز منجر به افزایش معنادار هیجان‌های تحصیلی مثبت و رفتارهای سلامت‌محور و کاهش هیجان‌های تحصیلی منفی در مرحلۀ مداخله و پایداری این تغییرات در مرحلۀ پیگیری شد. شاخص‌های کمّی اثربخشی (مانند PND بالای 80% و مقادیر NAP و Tau-U بالای 70/0) اندازه اثر متوسط تا بزرگ مداخله را تأیید کردند. نتیجه‌گیری: بستۀ مداخله‌ای طراحی‌شده از روایی محتوایی مطلوب برخوردار است و اجرای مقدماتی آن اثربخشی بالقوه این مداخلۀ گفتگومحور را در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود شاخص‌های هیجانی و سلامت‌محور در دانش‌آموزان نشان می‌دهد. این بسته به عنوان یک ابزار مداخله‌ای بومی، نظام‌مند و مبتنی بر اصول کنترل درونی می‌تواند شکاف موجود در مداخلات پیشین را پر نماید و در محیط‌های مشاورۀ مدرسه مورد استفاده قرار گیرد. انجام پژوهش‌های گسترده‌تر با حجم نمونۀ بزرگ‌تر برای تعمیم‌پذیری بیشتر نتایج پیشنهاد می‌شود.