رابطه ساختاری خودارزشمندی و خودانتقادی با سازگاری تحصیلی دانشجویان: نقش میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی
صفحه 5-24
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.504367.3291
طاهره حصیب حسین آبادی، محمدعلی نادی، ایلناز سجادیان
چکیده امروزه تحصیلات سطح بالا، دستیابی به اهداف حرفهای و شغلی در سیکل زندگی روزمره بسیاری از افراد طبیعی شمرده میشود. در این بین سازگاری تحصیلی به عنوان یکی از ابعاد کلی سازگاری روانی اجتماعی همیشه مورد توجه پژوهشگران در حوزه تعلیم و تربیت بودهاست لذا این پژوهش با هدف نقش میانجیگری خودکارآمدی تحصیلی در رابطه خودارزشمندی و خودانتقادی با سازگاری تحصیلی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان سال دوم و سوم دانشکده علوم دانشگاه سراسری یزد که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل و مشتمل بر 800 دانشجو بودند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه مذکور 300 دانشجو به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. همه دانشجویان به پرسشنامه خودارزشمندی کروکر و همکاران(2003)، پرسشنامه خودانتقادی لویز(1988)، پرسشنامه سازگاریتحصیلی بیکر و سریاک(1984) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بالتینک(2001) پاسخ دادند. تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و به کمک دو نرم افزار spss و Amos23 انجام شد. نتایج نشان داد رابطه مستقیم خودکارآمدیتحصیلی با سازگاریتحصیلی(675/0)، خودارزشمندی با خودکارآمدی تحصیلی(548/0) و خودانتقادی با خودکارآمدی تحصیلی(77/0-) معنی دار است (05/0>p). همچنین براساس آزمون سوبل از آنجا که آمارههای آزمون بالاتر از 96/1 به دست آمدهاست(001/0>p) روابط غیر مستقیم خودارزشمندی و سازگاری تحصیلی از طریق خودکارآمدی و رابطه غیر مستقیم خودانتقادی و سازگاری تحصیلی از طریق خودکارآمدی معنیدار است. بنابر نتایج پژوهش میتوان از بستههای آموزشی مبتنی بر سازگاری تحصیلی در جهت بهبود خودانتقادی و خودارزشمندی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان استفاده نمود.
تدوین و بررسی انتقادی الگوی اشتغالپذیری فارغالتحصیلان آموزشعالی با تاکید بر سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس: رویکرد نورمن فرکلاف
صفحه 25-39
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.507141.3294
طیبه لیراوی، محمد حسنی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف تدوین و بررسی انتقادی الگوی اشتغالپذیری فارغالتحصیلان آموزش عالی با تأکید بر سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس انجام شده است.
روش: پژوهش پیشرو شامل دو مرحله کلی میباشد. ابتدا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و صنعت مدلی برای اشتغالپذیری فارغالتحیلان نظام آموزش عالی شناسایی و تدوین گردید و پس از شناسایی الگو، با رویکرد انتقادی به سراغ سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس رفته و وجوه اشتغالپذیری دانشجویان را مورد کاوش قرار داد و میزان انطباق و افتراق الگوی شناسایی شده با سند مذکور را مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در مرحله اول پژوهش از دیدگاه خبرگان حوزه آموزش عالی، پانزده ویژگی اصلی(ارزیابی و برنامهریزی آموزشی شغلمحور، توسعه آموزش و مشاوره ، ارتباط با صنعت، ارزیابی قبل از ورود به دانشگاه، توجه به اسناد ، توجه به ظرفیتهای فرهنگی، توسعه پژوهش کاربردی، رصد فناوری نوین، توسعه فعالیت ترویجی، استقرار سیستم پایش و ارزیابی، آموزش در محیط کار واقعی، به کارگیری و توسعه نیروی انسانی توانمند در حوزه اشتغال، تقویت و توسعه زیرساخت حوزه اشتغال، برنامهریزی و توانمندسازی اقتصادی و برنامهریزی پایدار) الگوی توسعه اشتغال-پذیری فارغالتحصیلان آموزش عالی تبیین شد و در مرحله دوم در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
نتیجهگیری: دانشگاه خلیج فارس دارای یک پیوستگی و همگنی در زمینه سیاستگذاریهای حوزه اشتغال نمیباشد که مستلزم اتخاذ رویکردهای کلان و ابلاغ توسط نهادهای ملی حوزه سیاستگذاری علم و فناوری میباشد تا توسعه منطقه را شتاب بخشد.
ارائه و اعتبار سنجی الگوی ارتقای مشارکت در دانش آموزان دوره ابتدایی
صفحه 41-58
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.510866.3302
نرگس علی جانی، فریبا کریمی، نرگس سعیدیان
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارائه و اعتبارسنجی الگوی ارتقای مشارکت دانشآموزان دوره ابتدایی بود.
روش: روش پژوهش به شیوه کیفی- کمی که در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی با روش پیمایشی انجام شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی این پژوهش، 16 نفر از صاحبنظران حوزه تعلیم و تربیت بودند که با معیار اشباع نظری و به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب گردیدند. دادهها با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل محتوای استقرایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بخش کمی با توجه به جدول کرجسی مورگان حجم نمونه تعداد 384 نفر تعیین که با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند.
یافتهها: یافتههای بهدست آمده در بخش کیفی شامل 106کد مفهومی بود که در 5 مفهوم اصلی و 14 مفهوم فرعی دستهبندی گردید. الگوی ارتقای مشارکت دانشآموزان دوره ابتدایی با پنج مولفه اصلی اصلاح نظام آموزشی (4 مفهوم فرعی اصلاح سیاست گذاری آموزشی و بهبود جذب و نگهداشت معلمان، توانمندسازی نیروی انسانی، نظارت و اریابی موثر)، اصلاحات مرتبط با مدرسه (4 مفهوم فرعی استفاده از ظرفیت انجمن اولیا مربیان و بازتعریف نقش و وظایف مدارس، بهبود فرآیند یادگیری، اصلاح کلاس درس)، تقویت نظام خانواده (2 مفهوم فرعی اصلاح شیوه تربیتی والدین، آموزش خانواده)، توانمندسازی فردی (2 مفهوم فرعی تقویت مهارتها و رفع مشکلات روانشناختی و رفتاری)، توسعه اجتماعی (2 مفهوم فرعی افزایش آگاهی جمعی، بهبود رفاه اجتماعی) تدوین گردید.
نتیجه گیری: از این الگو و مولفههای آن میتوان جهت ارتقای مشارکت در دانشآموزان دوره ابتدایی استفاده کرد.
ارائه مدل ساختاری- تفسیری جهت ارتقای اعتبار شغلی معلمان
صفحه 59-72
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.485644.3264
سیروس منصوری، محسن حاجی تبار فیروزجایی، میمنت عابدینی بلترک
چکیده هدف پژوهش حاضر، ارائه یک مدل ساختاری – تفسیری به منظور ارتقای اعتبار شغلی حرفهی معلمی بود. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی از نوع مدلسازی بود. جامعهی آماری پژوهش حاضر، خبرگان آشنا به حوزهی علوم تربیتی و علوم اجتماعی بودند که 31 نفر از بین آنها بهعنوان نمونه و بهشیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا با بررسی ادبیات پژوهش، عوامل مؤثر بر اعتبار حرفه ی معلمی، استخراج و براساس نظر خبرگان 9 عامل بهعنوان عوامل نهایی شناسایی شدند، سپس بهمنظور مشخصنمودن تأثیر علت و معلولی عوامل مستخرج، از پرسشنامهی محققساختهای که بر اساس مدلسازی ساختاری تفسیری طراحی شده بود، استفاده گردید. بهمنظور تجزیه و تحلیلها رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری و ارائه مدل عوامل مؤثر بر اعتبار شغلی حرفه ی معلمی از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری و نرم افزار Micmac استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد از بین این 9 عامل شناساییشده، دو عامل حقوق و مزایای شغلی و جایگاه اجتماعی حرفه ی معلمی در جامعه به عنوان زیربناییترین عوامل در سطح سوم مدل قرار گرفتند. همچنین اعتبار و مقبولیت سازمانی و کنشگری اجتماعی – فرهنگی معلمان در جامعه به عنوان دو عامل زیربنایی دیگر در سطح دوم قرار گرفتند که بر چهار عامل میزان تخصصیبودن حرفهی معلمی، میزان اعتماد اجتماعی شهروندان به معلم، وجهه و اعتبار شغل معلمی، مشارکت در سیاستگذاری و تدوین برنامههای آموزشی، امکانات و فرصتهای رشد و ارتقاء حرفهای تاثیر میگذارند. همچنین خروجی مدل میکمک نشان میدهد که همهی عاملهای اعتبار شغلی بر همدیگر کنش و واکنش بالایی دارند.
الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان
صفحه 73-86
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.519725.3315
عصمت محمدی، محمد مجتبی زاده، رسول داودی
چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از منظر جمعآوری دادهها، توصیفی؛ و از چشمانداز ماهیت دادهها، کیفی، از نوع روش نظریه زمینهای مسبوق به سابقه بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۵ خبره جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. برای تضمین روایی، از معیارهای قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال، قابلیت ارتباط و قابلیت تأیید استفاده شد و پایایی دادهها با ضریب کاپای کوهن 876/0 که نشاندهنده توافق بسیار قوی بین کدگذاران است، ارزیابی گردید.
یافتهها: یافتهها نشان داد توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی دبیران نیازمند توجه به سه دسته شرایط است: شرایط علی شامل سیاستگذاری آموزشی، انگیزش، عدالت و زیرساختها؛ شرایط مداخلهگر شامل اعتماد، فرهنگ سازمانی و مشارکت؛ و شرایط زمینهای مانند زیرساخت و فناوری آموزشی. راهبردهای اصلی شامل نوآوری و رشد حرفهای بوده و عوامل پیامدی نیز حمایت از معلمان، روابط اجتماعی و شفافیت ساختاری را در بر میگیرد. خبرگان بر اصلاح ساختار مدیریتی، افزایش مشارکت معلمان، رفع موانع سیاسی، توسعه تحقیقات، ارتقای جایگاه معلمان و تقویت فرهنگ پژوهش تأکید کردند. این یافتهها در قالب الگویی تحت عنوان «توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی» ارائه شده که بر تعامل این عوامل تأکید دارد.
نتیجهگیری: نتیجهگیری نشان میدهد توسعه پایدار شایستگیهای دبیران نیازمند رویکردی جامع و سیستمی است که تمامی عوامل مؤثر را در نظر بگیرد و با مشارکت مشترک سیاستگذاران، مدیران و معلمان، نظامی پویا و منعطف ایجاد کند که به طور مستمر برنامههای آموزشی را با نیازهای روز هماهنگ سازد.
زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی در دانشگاه، خوانشی از تجارب زیسته اساتید و دانشجویان
صفحه 87-108
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.523271.3319
سعید غیاثی ندوشن
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی شرایط تحقق زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی در دانشگاه علامه طباطبائی بر اساس تجارب زیسته اساتید و دانشجویان دانشگاه از آموزش و یادگیری الکترونیکی است
روش: روش تحقیق در این پژوهش کیفی از نوع داده بنیاد بود، که در ادامه با استفاده از مصاحبه با گروه کانونی، دادهها توسعه داده شد. قلمرو پژوهش حاضر اساتید و دانشجویان دانشگاه علامه بود که حداقل یک ترم آموزش مجازی را تجربه کرده باشند، روش نمونهگیری هدفمند بود . ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بود، انجام مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل دادهها از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد.
یافتهها: از مهمترین یافتههای پژوهش میتوان به عوامل موثر بر اکوسیستم آموزشی اشاره کرد که شامل سه دسته عوامل انسانی، آموزشی و زیرساختی است، که عوامل انسانی شامل عوامل مربوط به استاد(چالشهای اولیه، طرح درس، دستیار استاد، ارزیابی عملکرد استاد، ارزیابی عملکرد دانشجو توسط استاد)، عوامل مربوط به دانشجو(ارزیابی وضعیت دانشجو در آغاز و موانع پیشروی دانشجویان) و عوامل مربوط به تعامل(تعامل در آموزش مجازی و تعامل استاد و دانشجو) است. عوامل آموزشی که شامل منابع آموزشی و کتابخانه دیجیتال است. در نهایت عوامل زیرساختی که شامل زیرساخت آموزشی و خدمات فنی و پشتیبانی است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که تحقق زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی نیازمند برنامهریزی مدون و داشتن برنامه برای بخشها و فرایندهای مختلف از دانشگاه در جهت تغییر اکوسیستم حاضر و تطبیق آن با نیازهای جدید است.
ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش تعارضات نقش معلمان در محیطهای یاد گیری چندفرهنگی
صفحه 109-125
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.512927.3305
عطا الله محمودی، محمد آزاد عبداله پور
چکیده هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش این تعارضات، به شناسایی عوامل مؤثر و راهکارهای کاهش آنها میپردازد تا عملکرد معلمان در چنین محیطهایی بهبود یابد.
روش: این پژوهش از نظر روش آمیخته، بخش کیفی سنتزپژوهی و تحلیل تِم مصاحبه با خبرگان و بخش کمی آزمون معادلات ساختاری برای تناسب سنجی مدل بود.
یافته ها: یافتهها نشان داد که تعداد 24 مفهوم اولیه در قالب 5 مفهوم یا مضمون اصلی از 17 مقاله از پیشینه تجربی شناسایی با توجه به نتایج مصاحبه 21 مولفه در قالب 3 عامل استخراج شد سپس در نهایت عوامل استخراج شده از منابع کتابخانهای جدول و نظرات اساتید و خبرگان به ترتیب مرتب و موارد تکراری و مشابه حذف شد که نهایتا تعداد 38 مفهوم اولیه (شاخص)، 6 تِم و مضمون اصلی (آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامههای درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط آموزشی، توسعه مهارتهای حل تعارض و آموزش و توانمندسازی) در قالب عوامل موثر در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی شناسایی و تعیین شدند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج عوامل متعددی در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیطهای یادگیری چندفرهنگی تأثیر دارند. این عوامل شامل آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامههای درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی، توسعه مهارتهای حل تعارض و آموزش و توانمندسازی معلمان هستند. بهویژه، آمادگی فرهنگی معلمان به آنها کمک میکند تا تفاوتهای فرهنگی دانشآموزان را بهتر درک و مدیریت کنند.
