تحلیل شایستگیهای کلیدی مدرسان در عصر دیجیتال برای بهرهگیری از هوش مصنوعی در نظامهای آموزشی : یک مطالعه نظاممند
دوره 19، شماره 70، مهر 1404، صفحه 99-113
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.544025.3364
رحیم مرادی
چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نظاممند شایستگیهای کلیدی مدرسان آموزش عالی در عصر دیجیتال برای بهرهبرداری مؤثر از هوش مصنوعی در نظامهای آموزشی است.
روش: این مطالعه با بهرهگیری از روش مرور نظاممند و جستجوی هدفمند در پایگاههای داده معتبر بینالمللی شامل Scopus، ScienceDirect، ProQuest، ERIC، Springer، Google Scholar و ResearchGate انجام شد. با استفاده از کلیدواژههایی نظیر «هوش مصنوعی»، «شایستگی»، «مدرس» و «دیجیتال»، مجموعاً 438 منبع علمی منتشر شده بین سالهای 2018 تا پایان سهماهه اول 2024 شناسایی شد. پس از حذف مقالات تکراری (115 مورد) و بررسی عنوان و چکیده 323 مقاله باقیمانده، تعداد 268 مقاله بهدلیل عدم انطباق با هدف پژوهش کنار گذاشته شد. در نهایت، 55 مقاله برای بررسی کامل انتخاب و از میان آنها، 20 مقاله براساس معیارهای کیفی و تخصصی برای تحلیل نهایی گزینش گردید.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که شایستگیهای هوش مصنوعی مورد نیاز مدرسان در عصر دیجیتال شامل پنج مؤلفه اصلی است: 1) ذهنیت هوش مصنوعی و آموزش (شامل زیرمؤلفههای درک مزایا و چالشها، راهبردهای زمینهای و مدیریت اثرات بلندمدت)، 2) اخلاق هوش مصنوعی (شامل زیرمؤلفههای اهمیت انسان، استفاده انسانمحور و مهارتهای اجتماعی)، 3) دانش پایه هوش مصنوعی (شامل زیرمؤلفههای سواد داده و الگوریتم، استفاده از تحلیل هوش مصنوعی و مدلهای دادهای و کدنویسی)، 4) مه
زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی در دانشگاه، خوانشی از تجارب زیسته اساتید و دانشجویان
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 87-108
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.523271.3319
سعید غیاثی ندوشن
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی شرایط تحقق زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی در دانشگاه علامه طباطبائی بر اساس تجارب زیسته اساتید و دانشجویان دانشگاه از آموزش و یادگیری الکترونیکی است
روش: روش تحقیق در این پژوهش کیفی از نوع داده بنیاد بود، که در ادامه با استفاده از مصاحبه با گروه کانونی، دادهها توسعه داده شد. قلمرو پژوهش حاضر اساتید و دانشجویان دانشگاه علامه بود که حداقل یک ترم آموزش مجازی را تجربه کرده باشند، روش نمونهگیری هدفمند بود . ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بود، انجام مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل دادهها از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد.
یافتهها: از مهمترین یافتههای پژوهش میتوان به عوامل موثر بر اکوسیستم آموزشی اشاره کرد که شامل سه دسته عوامل انسانی، آموزشی و زیرساختی است، که عوامل انسانی شامل عوامل مربوط به استاد(چالشهای اولیه، طرح درس، دستیار استاد، ارزیابی عملکرد استاد، ارزیابی عملکرد دانشجو توسط استاد)، عوامل مربوط به دانشجو(ارزیابی وضعیت دانشجو در آغاز و موانع پیشروی دانشجویان) و عوامل مربوط به تعامل(تعامل در آموزش مجازی و تعامل استاد و دانشجو) است. عوامل آموزشی که شامل منابع آموزشی و کتابخانه دیجیتال است. در نهایت عوامل زیرساختی که شامل زیرساخت آموزشی و خدمات فنی و پشتیبانی است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که تحقق زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی نیازمند برنامهریزی مدون و داشتن برنامه برای بخشها و فرایندهای مختلف از دانشگاه در جهت تغییر اکوسیستم حاضر و تطبیق آن با نیازهای جدید است.
مدلیابی معادلات ساختاری تابآوری تحصیلی از طریق تفکر نوآورانه و سواد رسانهای با نقش میانجی تنظیم هیجانهای تحصیلی
دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 5-18
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.417028.3048
بهنوش آتش زر، عبدالله شفیع آبادی، رحیم حمیدی پور
چکیده زمینه: تابآوری بهعنوان ظرفیت انسان برای فائق آمدن یا سازگاری با موقعیتهای معکوس زندگی بهطور گسترده در سالهای اخیر موردتوجه ویژهای قرارگرفته است.
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی الگوی برازش مدل تابآوری تحصیلی بر اساس سواد رسانهای و تفکر نوآورانه با نقش میانجی تنظیم هیجانهای تحصیلی بود.
روش: روش پژوهش حاضر ازنظر راهبرد کمی و ازنظر تکنیک توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاههای شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400 -1401 با جمعیت 34676 نفر بود. بدین منظور تعداد 335 دانشجو (193 زن، 142 مرد) بهصورت تصادفی خوشهای انتخاب و به پرسشنامههای سواد رسانهای فلسفی (۱۳۹۳)، تفکر نوآورانه Morad (2021)، تنظیم هیجانهای تحصیلی Pekrun (2002) و تابآوری تحصیلی Samuels (2004) پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتهها: تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری دلالت بر برازش قابلقبول مدل با دادهها بود. همچنین یافتههای پژوهش نشان داد که سواد رسانه و تفکر نوآورانه بهطور مستقیم بر تابآوری تحصیلی تأثیر دارند. همچنین این دو متغیر بهطور غیرمستقیم و از طریق تنظیم هیجانهای تحصیلی به پیشبینی تابآوری تحصیلی میپردازند؛ بنابراین برای ارتقای تابآوری تحصیلی دانشجویان، باید بر روی سواد رسانهای و تفکر نوآورانه متمرکز شد و تنظیم هیجانات تحصیلی آنها را ارتقا بخشید.
ارائه الگوی مدیریت استراتژیک آموزش مجازی مبتنی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان (مورد مطالعه: دانشگاه تهران)
دوره 17، شماره 62، پاییز 1402، صفحه 50-63
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.418529.3050
ولی محمد درینی، روشنک اردلانی فرسا
چکیده هدف: مطالعه حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت استراتژیک آموزش مجازی مبتنی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان انجام شده است.
روش: این پژوهش از منظر هدف، کاربردی-توسعهای و از منظر روش گردآوری دادهها، توصیفی-پیمایشی است. همچنین از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده شده است. جامعه مشارکتکنندگان بخش کیفی شامل خبرگان نظری (اساتید مدیریت آموزشی) و تجربی (مدیران دانشگاه تهران) بودند. نمونهگیری بخش کیفی با روش هدفمند صورت گرفت و با 17 مصاحبه اشباع نظری دست پیدا شد. در بخش کمی نیز از دیدگاه 393 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته، پرسشنامه ISM و محققساخته است. برای شناسایی سازههای زیربنایی مدیریت استراتژیک آموزش مجازی مبتنی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان از روش تحلیل کیفی مضمون و نرمافزار 20Maxqda استفاده شد. برای شناسایی روابط میان سازهها از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری و نرمافزار MicMac استفاده گردید. در پایان الگوی پژوهش با روش حداقل مربعات جزئی در نرمافزار Smart PLS اعتبارسنجی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد بسترهای سختافزاری، نرمافزاری و قوانین آموزش مجازی بر فرهنگسازی و توسعه مدیریت استراتژیک آموزش مجازی تأثیر میگذارد. فرهنگسازی و توسعه مدیریت استراتژیک آموزش مجازی بر محیط یاددهنده-یادگیرنده اثر گذاشته و به اثربخشی مدیریت استراتژیک آموزش مجازی، مشارکت دانشجویان و توانمندسازی اساتید منجر میشود.
نتیجه گیری: اثربخشی مدیریت استراتژیک آموزش مجازی، مشارکت دانشجویان و توانمندسازی اساتید به انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان میشود.
ارزیابی تکوینی کلاسهای مجازی دانشگاهها در زمان همهگیری کرونا با تحلیل اهمیت-عملکرد
دوره 17، شماره 60، بهار 1402، صفحه 49-61
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.396091.2970
مرضیه منیری، مسعود گرامی پور، حسن رستگارپور
چکیده اگرچه کلاسهای درس مجازی در زمان همهگیری کرونا با سرعت بسیار زیادی در دانشگاههای کشور بکار گرفته شد اما کیفیت و اثربخشی این کلاسها مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. در همین راستا پژوهش حاضر به ارزیابی تکوینی کلاسهای مجازی دانشگاهها در زمان همهگیری کرونا پرداخت. روش پژوهش کیفی و کمی بود. از بین اعضای هیأت علمی رشته مدیریت آموزشی دانشگاه های آزاد و دولتی تهران، با روش نمونه گیری هدفمند، 20 نفر برای بررسی بخش کیفی و 384 دانشجوی تحصیلات تکمیلی مشغول به تحصیل سال تحصیلی 1400-1399 دانشگاه های آزاد و دولتی تهران با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادههای کیفی از مصاحبه نیم ساختاریافته و برای گردآوری دادههای کمی از پرسشنامه محققساخته 43 سوالی با 9 سازه و حداقل مقدار آلفای کرونباخ 701/ ، استفاده شد. جهت تحلیل دادههای بخش کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شد و ابعاد و مؤلفههای ارزیابی تکوینی کلاسهای مجازی دانشگاهها شناسایی شد. سپس با استفاده از تحلیل شکاف و تحلیل اهمیت-عملکرد به ارزیابی وضعیت کلاسهای درس مجازی پرداخته شد. براساس نتایج تحلیل کیفی 3 مضمون فراگیر، 9 مضمون سازماندهنده و 43 مضمون پایه شناسایی شد. یافتهها نشان دادند کارایی نظام آموزشی و توسعه آموزش مجازی در حد مطلوب است. همچنین مشخص شد کلاسهای مجازی مورد مطالعه از نظر ایجاد محیط یادگیرنده، استعدادیابی و پاسخ به نیازهای آموزشی دانشجویان، مشارکت دانشجویان در بحث آموزش و یادگیری آنلاین، نهادینهسازی ارزیابی تکوینی، توانمندسازی اساتید در ارزیابی تکوینی و ترمیم نواقص و شکافهای یادگیری دانشجویان از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند.
