مدلسازی معادلات ساختاری تنظیم هیجان دانشآموزان مبتنی بر تابآوری تحصیلی، راهبردهای مقابلهای، آگاهی فراشناختی و سخترویی
صفحه 5-22
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.462689.3176
صغری ابراهیمی قوام، زهرا نیکنام، نازنین محمدی
چکیده تحقیق حاضر باهدف تدوین مدل تنظیم هیجان دانشآموزان بر مبنای رابطة بین تابآوری تحصیلی، راهبردهای مقابله، آگاهی فراشناختی و سخترویی انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق دانشآموزان مقطع متوسطة دوم ساکن شهرستانهای فریدونشهر و بوئین و میاندشت در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که 402 نفر نمونه با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری در این تحقیق شامل مقیاس تنظیم هیجان گراس و جان، مقیاس تابآوری تحصیلی ساموئلز، مقیاس راهبردهای مقابلهای اندلر و پارکر، مقیاس سخترویی کوباسا و مقیاس آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون بود.. تحلیل داده ها با استفاده از نرمافزارهای SPSS-22 و LISREL-8 وبا روشهای آمار توصیفی و برای براورد برازش مدل با استفاده از معادلات ساختاری و تحلیل مسیر انجام شد. یافتهها نشان داد مقدار اثر تابآوری، آگاهی فراشناختی و راهبردهای مقابلهای بر تنظیم هیجان مثبت و معنادار بودند(01/0p>))؛ اما مقدار اثر سخترویی بر تنظیم هیجان معنادار نبود(01/0p>)). همچنین مقدار اثر تابآوری بر آگاهی فراشناختی، راهبردهای مقابلهای و سخترویی معنادار بود (01/0p>))و اثر سخترویی بر راهبردهای مقابلهای معنادار نبود(01/0p>)).
در نتیجه بر اساس یافتههای این تحقیق، میتوان به منظور بهبود تنظیم هیجان و تابآوری دانشآموزان برنامههایی جهت آموزش و تقویت مهارتهای راهبردهای مقابلهای، آگاهی فراشناختی و سخترویی فراهم کرد. همچنین تحقیقات بیشتر برای روشن شدن رابطه ی سخترویی با تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای پیشنهاد میشود.
طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی تحول مثبت کودکی اولیه: یک مطالعه کیفی
صفحه 23-37
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.480755.3232
الهه حجازی، فاطمه سپهرنوش مرادی، زهرا نقش، پیام روشنفکر
چکیده هدف: تحول مثبت در کودکی اولیه میتواند آغازی برای ارتقا سطح توانمندیهای کودک در دورههای تحولی بعدی او محسوب گردد. هدف پژوهش حاضر شناسایی مفاهیم تحول مثبت کودکی اولیه در بافت ایران و طراحی یک بسته آموزشی مبتنی بر آن بود.
روش: با توجه به هدف پژوهش از رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. شرکت کنندگان، والدین، مربیان فعال و متخصصان این حوزه در شهر تهران بودند. در ابتدا 14 نفر از والدین، مربیان فعال در زمینه آموزش کودکی اولیه و متخصصان که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند به مصاحبه نیمه ساختاریافته پاسخ دادند. سپس داده های این بخش با روش اشتراس و کوربن تحلیل و کدگذاری شده و بسته آموزشی تحول مثبت در کودکی اولیه طراحی شد.
یافتهها: مطابق با یافتههای پژوهش هشت مقوله اصلی حمایتهای بافتی، توانمندسازی فردی، قوانین و انتظارات، زمان بهینه، انگیزش و یادگیری، ارزشهای مثبت، شایستگیهای اجتماعی و فرهنگی و هویت استخراج گردید که بسته آموزشی متناسب با آنها تدوین شد. برای اعتبارسنجی برنامه دو ضریب نسبت و شاخص روایی محتوا استفاده گردید که ضرایب در تمام آیتمهابر اساس نظر ده تن از متخصصان برای شاخص CVI و CVR به ترتیب
بالاتر از 79/0 و 62/0 بود.
نتیجهگیری: بنابراین با توجه به یافتهها میتوان گفت که بسته آموزشی تحول مثبت مبتنی بر سرمایههای تحولی است و میتواند موجب تقویت تجربیات کودکی شود و همین امر موجب می گردد تا کودک در زمینههای شناختی، اجتماعی و عاطفی به رشد و تحول بهینه دست یافته ودر بلند مدت نیز پیامدهای مثبت داشته باشد.
ارائه مدل توسعه مهارتهای مدیران آموزشی در عصر انقلاب چهارم صنعتی
صفحه 39-55
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.478337.3227
محمد وفایی یگانه، ولی محمد , درینی
چکیده هدف: هدف مقاله حاضر ارائه مدل توسعه مهارتهای مدیران آموزشی در عصر انقلاب چهارم صنعتی است.
روش تحقیق: روش تحقیق مقاله حاضر از لحاظ هدف پژوهش کاربردی و به لحاظ روش جمعآوری دادهها از انواع تحقیق کیفی از نوع روش تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق متخصصان و خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و برنامهریزی درسی و مدیریت فناوری کشور در سال 1403 میباشد. روش نمونه گیری تحقیق نیز روش در دسترس میباشد. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختارمند و روش تجزیه و تحلیل دادهها تکنیک تحلیل مضمون و کدگذاری سه مرحلهای (پایه، سازمان دهنده و فراگیر) است.
یافتههای تحقیق: تعداد 44 شاخص برای مهارتهای مدیران آموزشی در عصر انقلاب چهارم صنعتی، استخراج شد. این شاخصها در 8 مؤلفه مؤلفه سازمان دهنده قرار گرفتند که عبارتند از: 1- پیشمهارتهای شناختی (7 شاخص)، 2- پیشمهارتهای بدنی (3 شاخص)، 3-مهارتهای محتوا (5 شاخص)، 4-مهارتهای اجتماعی (7 شاخص)، 5- مهارتهای مدیریت منابع (6 شاخص)، 6- مهارتهای سیستمی (6 شاخص)، 7- مهارتهای حلمساله (6 شاخص) و 8- مهارتهای فناوری (4 شاخص). همچنین 8 مولفه مؤلفه سازمان دهنده در سه بعد کلی یا مفهوم فراگیر، طبقهبندی شدند. این سه بعد عبارتند از 1- پیشمهارتها، 2- مهارتهای پایه و 3- مهارتهای عملکردی.
نتیجهگیری: مراکز آموزشی برای تحقق کارآمدی و اثربخشی خود باید بتوانند زمینه توسعه پیشمهارتها و مهارتهای مدیران آموزشی همانند پیشمهارتها (پیشمهارتهای شناختی و بدنی)، 2- مهارتهای پایه (مهارتهای محتوا و اجتماعی) و 3- مهارتهای عملکردی (مهارتهای مدیریت منابع، مهارتهای سیستمی، مهارتهای حلمساله و مهارتهای فناوری) را متناسب با عصر انقلاب چهارم صنعتی فراهم نمایند.
اثربخشی آموزش ذهنآگاهی مبتنیبر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانشآموزان
صفحه 57-74
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.495815.3276
فریده محسنی هنجنی
چکیده
هدف: در این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانشآموزان مقطع دوم متوسطه پرداخته شد.
روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه در رشته ادبیات و علوم انسانی منطقه ۵ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از روش نمونهگیری در دسترس برای انتخاب ۳۰ نفر استفاده شد که به دو گروه ۱۵ نفری تقسیم شدند. گروه آزمایش بسته آموزشی ذهنآگاهی مبتنی بر اشعار حافظ (محسنی هنجنی، 1403)، را به مدت ۱۰ جلسه و هر جلسه ۹۰ دقیقه دریافت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. آزمون درک مطلب ادبیات فارسی پیش و پس از دوره آموزشی برای هر دو گروه برگزار شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و نرمافزار SPSS28 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشاندهنده تأثیر مثبت آموزش ذهنآگاهی بر درک مطلب ادبیات فارسی دانشآموزان بود. این آموزش به تقویت تواناییهای تحلیلی و درک مطلب آنها کمک کرد و موجب افزایش یادگیری شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میانگین گروه آزمایش و گواه به طور معناداری متفاوت و میانگین گروه آزمایش بالاتر از گروه گواه بود (p < 0.05).
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که آموزش ذهنآگاهی میتواند به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء درک مطلب ادبیات فارسی دانشآموزان به کار گرفته شود. بر این اساس، به معلمان و برنامهریزان آموزشی توصیه میشود که تکنیکهای ذهنآگاهی را در برنامههای درسی خود گنجانده و از آنها برای ایجاد محیطی پویا و تعاملی در کلاس استفاده کنند. این اقدام میتواند کیفیت یادگیری را ارتقا بخشد.
بررسی کیفی چالش های رشتۀ راهنمایی و مشاوره (گرایش مشاوره) در دانشگاه فرهنگیان و نظام آموزش و پرورش مبتنی بر تجارب زیستۀ اساتید و دانشجومعلمان مشاوره
صفحه 75-88
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.492184.3261
سمیرا هاشمی، معصومه زیبایی نژاد
چکیده از آنجا که یکی از مهمترین نقش های حاضر در مدرسه، مشاور مدرسه است و نحوۀ آموزش مشاوران در دانشگاه فرهنگیان از اهمیت بالایی برخوردار است، هدف این پژوهش شناسایی چالش ها و مسائل رشتۀ مشاوره و راهنمایی مبتنی بر تجارب زیستۀ اساتید و دانشجومعلمان این رشته بود. روش این پژوهش به صورت کیفی و پدیدارشناسانه بود و با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته صورت گرفت. شیوۀ نمونه گیری هدفمند بود و پس از مصاحبه با 10 دانشجومعلم و 10 استاد رشته مشاوره داده های پژوهش به حد اشباع رسید. داده ها با روش اشتراوس و کوربین کدگذاری شدند. یافته ها شامل 152 کد باز، 10 کد محوری، و 4 کد انتخابی بود که به عنوان چالش های اصلی رشتۀ مشاوره در نظام آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان، استخراج گردیدند. نتایج نشان داد که چالش های اصلی و اساسی رشته راهنمایی و مشاوره دردانشگاه فرهنگیان و نظام آموزش و پرورش عبارتند از چالش های فردی، چالش های دانشگاهی، چالش های سازمانی، و چالش های فرهنگی و بومی. چالش های فردی مسائلی است که دانشجومعلم رشتۀ مشاوره از نظر شخصیتی با آن روبروست. چالش های دانشگاهی مربوط به دروس و تئوری و عملی دانشجومعلمان است. پالش های سازمانی مربوط به ساختارهای تعریف نشده و یا مبهم مربوط به این رشته است. و چالش های فرهنگی و بومی مربوط به نگرش کارکنان مدرسه و والدین در حوزۀ خدمات مشاوره ای می باشد.
نقش واسطهای ویژگیهای رهبری اصیل در رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای ;کاری نوآورانه
صفحه 89-105
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.491775.3260
وحید سادات نظامی، حسن قلاوندی، بهناز مهاجران
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای نوآورانه کارکنان ستادی آموزش و پرورش استان آدربایجان شرقی با نقش واسطهای ویژگیهای رهبری اصیل انجام گرفت.
روش: پژوهش حاضر از دید هدف کاربردی و از دید شیوه جمع آوری اطلاعات، پیمایشی مقطعی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادله ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان ستادی ادارات آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی به تعداد 1386 نفر میباشند و حجم نمونه از روش نمایی-گاما به تعداد 234 نفر استخراج شده است؛ ضمن این که سه پرسشنامه رفتار کاری نوآورانه (Janssen, 2000)، سرمایه اجتماعی (Putnam, 1999) و رهبری اصیل(Avolio et al., 2006) با استفاده از نرم افزارهای SPSS24 و smart PLS3 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان دادند بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای نوآورانه (β=0/724)، بین سرمایه اجتماعی و ویژگیهای رهبری اصیل (β=0/720)، و همچنین بین ویژگیهای رهبری اصیل و رفتارهای نوآورانه (β=0/413) رابطه مثبت معنادار در سطح اطمینان 95 درصد برقرار بود. به علاوه، نقش واسطهای ویژگیهای رهبری اصیل در رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای نوآورانه تأیید شد.
نتیجهگیری: مدیران برای ارتقای سرمایه اجتماعی در سازمان بهتر است با ایجاد بستر لازم جهت تعاملات سازنده بین اعضای سازمان از طریق اعتمادسازی و همکاری، منافع متقابل را تسهیل کنند. همچنین، مدیران میتوانند با برقراری رابطهای عمیق و صادقانه با کارکنان در سازمان و ارزشآفرینی برای آنها سبک رهبری اصیل را به کار گیرند و از این طریق به ترغیب کارکنان به نوآوربودن کمک کنند.
آموزش سبز در نظام آموزش عالی ایران: تحلیل اسناد راهبردی آموزشی
صفحه 107-121
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.481465.3245
مریم حسینی لرگانی
چکیده از آنجا که اداره امور مربوط به تدوین ، بازنگری ، تغییر و تصویب برنامه های درسی در آموزش عالی ایران در طیفی بین رویکرد متمرکز تا رویکرد نیمه متمرکز پیروی میکند، از این رو فعالیت نظامهای آموزشی به ویژه نظام آموزش عالی در راستای مدیریت بحرانهای زیستمحیطی از سیاستها و آرمانهای سطوح کلان و بالادستی تأثیر میپذیرد. بر این اساس این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه به اهداف و مفاهیم آموزش سبز در اسناد فرادستی اثرگذار بر آموزش عالی با بهرهگیری از روش کیفی سندکاوی انجام شد. در این پژوهش چهارسند بالادستی بلندمدت، میانمدت و کوتاهمدت کشور با استفاده از تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضرنشان از این امر دارد که به مفاهیم آموزش سبز در اسناد فرادستی تا حد زیادی مورد توجه قرار گرفته است، اما در سطوح خرد میزان توجه به این موارد کاهش مییابد. به عبارت دیگر، توجه به آرمانها و اهداف آموزش سبز در سطوح عملیاتی کمرنگتر میگردد. از اینرو، پیشنهاد این پژوهش، تأسیس و استقرار نهادی متشکل از متخصصان و صاحبنظران عرصه آموزش سبز به منظور تهیه و تدوین راهکارهای عملیاتی اجرای آرمانها و سیاستهای کلان در زمینه آموزش سبز است.
