شناسایی و ارائه شبکه مضامین مربیگری سازمانی برای مدیران دانشگاهها
دوره 15، شماره 54، پاییز 1400، صفحه 80-90
مرسا آذر، فریبا کریمی، محمدعلی نادی
چکیده مربیگری مدیران در سازمان بهعنوان یکی از روشهای کارآمد در پرورش منابع انسانی، میتواند یک مهارت ضروری برای آموزش کارکنان و افزایش رفتارهای اثربخش کارکنان باشد. لذا هدف این پژوهش، شناسایی و ارائه شبکه مضامین مربیگری سازمانی برای مدیران دانشگاهها بود که به روش کیفی انجام شد. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی بود. حوزه پژوهش 45 عنوان متن مندرج در سایتهای علمی از سالهای 1999 تا 2019 بود. یافتهها نشان داد بعد از حذف مضامین تکراری و تلخیص مضامین مشابه 50 مضمون پایه، سپس 9 مضمون سازمان دهنده (توسعه تعاملات سازمانی، مدیریت مشارکتی، تشکیل گروههای کارآمد، تأکید بر روابط انسانی، اخلاقمداری، توسعه منابع انسانی، هدف مداری، تدوین شاخصهای عملکرد، طراحی چرخه یادگیری سازمانی) و درنهایت 3 دسته مضمون فراگیر تحت عنوان (همافزایی سازمانی، رویکرد انسانگرایانه و فرآیندمحوری) شناسایی شد. با استفاده ازنظر صاحبنظران و اساتید دانشگاه روایی محتوایی آن با استفاده از روش لاوشه به دست آمد و همه مضامین تأیید شدند. همچنین با استفاده از روش هولستی پایایی این مرحله 94/0 به دست آمد. درنهایت شبکه مضامین مربیگری سازمانی برای مدیران دانشگاهها طراحی و ارائه شد.
ارائهی الگوی ساختاری رابطه هوش معنوی با عملکرد سازمانی بر اساس مدل اچیو
دوره 14، شماره 51، زمستان 1399، صفحه 99-117
کلثوم چهری، مریم اسلام پناه
چکیده هدف کلی پژوهش ارائهی الگوی ساختاری رابطه هوش معنوی با عملکرد سازمانی بر اساس مدل اچیو بود. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان دانشگاهها و مؤسسات آموزشی استان کرمانشاه بود که نمونه پژوهش شامل 374 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامههای استاندارد عملکرد سازمانی هرسی و گلد اسمیت (2009) و پرسشنامه هوش معنوی کینک (2009) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آنها، بین نمونه توزیع و دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتیجهی ناشی از فرضیه اصلی پژوهش نشان داد که هوش معنوی دارای رابطهی مثبت و معنیدار با عملکرد سازمانی است (16/35 T-value =). همچنین بعد تفکر وجودی انتقادی هوش معنوی با عملکرد سازمانی (01/0 P<، 755/0= r)، بعد تولید معنای شخصی هوش معنوی با عملکرد سازمانی (01/0 P<، 832/0= r)، بعد آگاهی متعالی هوش معنوی و با عملکرد سازمانی (01/0 P<، 802/0= r) و نهایتاً بعد بسط حالت هشیاری هوش معنوی با عملکرد سازمانی (01/0 P<، 679/0= r) دارای رابطهی مثبت و معنیدار است. ازاینرو پیشنهاد میشود مدیران بخشهای مختلف دانشگاهها و مؤسسات آموزشی استان کرمانشاه در راستای بهبود عملکرد سازمانی نگاه ویژهای به هوش معنوی داشته باشند. واژگان کلیدی: هوش معنوی، عملکرد سازمانی، مدل اچیو
الگوی راهبردهای سهگانه بینالمللیشدن دانشگاههای منتخب دولتی ایران
دوره 14، شماره 50، پاییز 1399، صفحه 97-126
طیبه موسوی امیری، عبدالرحیم نوه ابراهیم، حمیدرضا آراسته، بیژن عبدالهی
چکیده هدف از مطالعه حاضر، تدوین الگوی راهبردهای سهگانه بینالمللیشدن دانشگاههای منتخب دولتی ایران بوده است. این مطالعه از نوع پژوهشهای کیفی بوده که با استفاده از رویکرد نظریهپردازی دادهبنیاد انجام شده است. در این راستا، پدیده محوری مطالعه فوق، عبارت از بینالمللیشدن در راستای مأموریتگرایی دانشگاههای دولتی کشور، تعریف شده است. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر مدیران و صاحبنظران 16 دانشگاه دولتی منتخب کشور بوده، بنابراین تعداد مشارکتکنندگان با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند، شامل 82 نفر بوده است که با استفاده از روش مصاحبه نیمهساختمند در پژوهش مشارکت داشتهاند. اعتبار و روایی دادههای این پژوهش، با بهرهگیری از دو روش بازبینی مشارکتکنندگان و مرور خبرگان، موردبررسی قرار گرفته است. راهبردهای پژوهش متناسب با کارکردهای سهگانه دانشگاه در حوزههای آموزش، پژوهش و خدمات هرکدام با ده مؤلفه فرعی، به ترتیب با 140، 75 و 120 کدباز شناسایی و تحلیل شده است. نتیجه نهایی آنکه تحقق فرایند بینالمللی شدن در دانشگاههای دولتی کشور، نیازمند برنامهریزی و اقدامات مقتضی و همزمان در هر سه حوزه آموزش، پژوهش و خدمات، از طریق بذلتوجه کافی نسبت به آن، در مسیر مأموریتگرایی دانشگاههای فوق است.
شناسایی شایستگیهای حرفهای کارکنان دانشگاه متناسب بامسیر شغلی آنها (مورد مطالعه: دانشگاه فردوسی مشهد)
دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 667-683
داوود قرونه
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی شایستگیهای حرفهای کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد با استفاده از رویکرد تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شده است. روش پژوهش در بخش کیفی مطالعه موردی و در بخش کمی روش توصیفی-تحلیلی بوده است. در بخش کیفی پژوهش، با تحلیل محتوای اسناد مصوب دانشگاه (از جمله کتابچه طبقهبندی و ارزشیابی مشاغل دانشگاه و نیز سند راهبردی دانشگاه)، شایستگیهای مورد انتظار از کارکنان شناسایی گردید. سپس با مراجعه به سرپرستان کارکنان، لیست شایستگیهای شناسایی شده تکمیل و اصلاح گردید. در بخش کمی پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه میزان اهمیت شایستگیهای شناساییشده در مسیر شغلی کارکنان با نظرسنجی از آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بخش کیفی پژوهش نشان داد که شایستگیهای شناسایی شده برای کارکنان دانشگاه را میتوان در قالب پنج دسته از شایستگیهای محوری دستهبندی نمود که عبارتند از: شایستگیهای فردی، میانفردی، ادراکی، سازمانی و فنی. نتایج بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که از دیدگاه کارکنان، شایستگیهای فردی بیشترین اهمیت را در مسیر شغلی آنها دارند و در مراتب بعدی شایستگیهای سازمانی، ادراکی، فنی و میانفردی قرار دارند.
شناسایی و اولویتگذاری عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه
دوره 13، شماره 47، زمستان 1398، صفحه 133-152
https://doi.org/10.22034/jiera.2019.173167.1816
فاطمه کوشازاده، احمد اکبری، علی معقول، مهدی جباری، علی کوشازاده
چکیده پژوهش حاضر بهمنظور شناسایی، طبقهبندی و اولویتگذاری عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه (موردمطالعه: دانشگاه بینالمللی امام رضا علیهالسلام) در راستای ارتقای کیفیت آموزش عالی و قدرت نرم کشور انجام شد. ابتدا با روش کتابخانهای اقدام به بررسی پیشینه پژوهش بهمنظور شناسایی عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه گردید، سپس با تحلیل مضامین اولیه و روش دلفی کیفی (نظرسنجی خبرگان) به توسعه، طبقهبندی و اولویتگذاری عوامل احصا شده پرداخته شد. خبرگان به تعداد 15 نفر، با روش نمونهگیری گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب گردید و با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی، وزن زیر عوامل در هر عامل مرتبط آن به دست آمد. عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه ابتدا در قالب 902 مضمون اولیه مورد شناسایی قرار گرفت و درنهایت پس از غربالگری و طبقهبندی، در قالب 45 زیرعامل شناسایی و به ترتیب اهمیت مدنظر خبرگان، رتبهبندی شدند. تربیت و توانمندسازی سرمایه انسانی خودباور و کارآفرین در رتبه اول اهمیت، وجود شبکه علمی همافزای ملی و فراملی در اولویت دوم و هرم مناسب اعضاء هیئتعلمی با جذب نیروهای کیفی تخصصی در رتبه سومِ اهمیت درمجموعه عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه قرار گرفت
تحلیل عملکرد آموزشی مدیران دانشگاههای استان گلستان بارویکردرهبری همافزایی (سینرژی)
دوره 12، ویژهنامه، بهار 1397، صفحه 853-868
کامبیز اسماعیل نیا، کیومرث نیازآذری، مریم تقوایی یزدی
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش رهبری هم افزایی(سینرژی) مبتنی برعملکردآموزشی مدیران در دانشگاههای استان گلستان است.این پژوهش از نظرهدف کاربردی است که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد.جامعه آماری آن را کلیه مدیران سطوح مختلف دانشگاهی به تعداد 395نفر وروش نمونهگیری تصادفی خوشهای و بر اساس فرمول کوکران تعداد 193نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای محقق ساخته رهبری هم افزایی وعملکرد آموزشی مدیران دانشگاههااستفاده شد. پایایی پرسشنامه ها برای همه متغیرها تایید گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کمی از آزمونtمستقل استفاده شد.یافتهها نشان داد رهبری هم افزایی در ابعاد چهارگانه خود بر عملکرد مدیران دانشگاههای استان گلستان تاثیر دارد. دراین نوع رهبری بعدرفتاررهبری بیشترین تاثیررادرعملکردمدیران دارد. بعدازآن باورها،ارزشهاودیدگاههااثرقابل توجهی برعملکردآموزشی داشته است. ساختارسازمانی و نیروهای بیرونی درجات سوم وچهارم را از نظر تاثیر برعملکرد دارامیباشند. همچنین بهترین عملکردآموزشی مربوط به دانشگاه علوم پزشکی گلستان می باشد.
تحلیل کیفی اصول مستندسازی تجارب سازمانی روسای دانشگاه: گامی در جهت ارزش آفرینی تجربه سازمانی
دوره 10، شماره 35، زمستان 1395، صفحه 201-228
اصغر زمانی
چکیده در مقاله حاضر ضمن توجه به اهمیت مستند سازی تجارب مدیران به تحلیل کیفی اصول مستند سازی تجارب روسای دانشگاه پرداخته و در نهایت براساس مصاحبه صورت گرفته با خبرگان ، ساختار فرایند مستندسازی، ارزیابی و انتشار تجربیات به عنوان یک چارچوب و با روش علمی و کاربردی طراحی شد. ساختارطراحی شده از شیوه های مدیریت دانش، مدیریت استراتژیک ، مدیریت کیفیت، مدیریت ارزیابی عملکرد، مدیریت فناوری اطلاعات و نیز تکنیکهایی همچون مورد نویسی، خاطره نویسی، سخنرانی، تهیه فیلم و... الهام گرفته است و براساس مفهوم سازمان یادگیرنده طراحی و تدوین شده است. بر اساس این ساختار، فرایند نظام مستندسازی تجربیات مدیران از یک فرایند سه مرحله ای تبعیت میکند. این مراحل عبارتند از:برنامه ریزی مستند سازی، 2- اجرای مستند سازی، 3- پایش ،کنترل،تسهیم. هریک از این مراحل نیز به فعالیت ها و سپس گام های مختلف درهرفعالیت تقسیم میشود که مستند ساز را به نتیجه منطقی و مورد نظر میرساند.
مستندسازی تجربیات روسای دانشگاه ها،ضرورتی در مدیریت دانش دانشگاهی
دوره 8، شماره 27، زمستان 1393، صفحه 7-34
اصغر زمانی، محمد قهرمانی، جعفر توفیقی، محمود ابوالقاسمی
چکیده امروزه دانشگاه ها به عنوان مرکزی متشکل از عوامل و منابع مادی و مالی و انسانی شامل اساتید، کارکنان و دانشجویان
قابل تصور است که در آن به تبادل دانش و اشاعه آن پرداخته می شود و نقش سرمایه ای دانشگاه به خوبی مشخص
و مورد توجه جامعه و دولت می باشد. برهمین اساس، فرایند مدیریت دانش از رسالتهای اصلی یک دانشگاه به شمار
م یآید و در کشور ما هم به دلیل وجود مراکز، مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه های متعدد، این رسالت مورد توجه و
انتظار بوده است و همه ساله هزینه هنگفتی صرف آزمایش و خطا در خصوص تصمی مگیری روسا و مدیران دانشگاهی
م یگردد. حال برای رسیدن به این رسالت و کاهش هزینه های ناشی از آزمایش و خطا در تصمیمات مدیران و خصوصا
روسای دانشگاه ها، ایجاب م یکند تا با مستند سازی تجارب زیسته مدیریتی روسای دانشگا هها و بازیابی و استفاده از آن
تجارب، ضمن انجام این رسالت دانشگاه، پاسخگوی نیازهای ذینفعان داخلی و خارجی دانشگا هها با حداقل هزینه و در
کمترین زمان ممکن نیز بود. انتقال تجربه روسای دانشگاه نیازمند حلقه اتصالی به نام برنامه دانشگاه است و برای انجام
این امر لازم است اصول و ساز و کار مستند سازی تجربیات سازمانی روسای دانشگاه ها و فرهنگ سازی و آموزش لازم در
حوزه های متصور فردی، دانشگاهی و فرا دانشگاهی روسای دانشگاه ها شکل گیرد و روسای دانشگاه ها بپذیرند که اقدام به
مستندسازی تجارب مدیریتی، برای همه مدیران بعدی نوعی فرصت است و اقدام دانشگا هها به تدوین و تصویب مقرراتی
که بتواند انتقال تجربه مدیریتی را نهادینه نماید و به شک لگیری فرهنگ انتقال تجربه مدیریتی منجر شود، ضرورت دارد
و در دنیای معاصر نیز فراخوانی، تقویت، توسعه و انتشار دانش سازمانی از طریق مستندسازی تجارب مدیران به عنوان
یکی از محورهای اساسی مدیریت دانش، همواره مورد توجه می باشد.
بررسی همگرایی دانشگاه های ایرانی با مولفه های دانشگاه در کلاس جهانی
دوره 8، شماره 27، زمستان 1393، صفحه 79-97
سعید غیاثی ندوشن، ندا نصیری
چکیده هدف این مقاله بررسی همگرایی دانشگاه های ایرانی با مولفه های دانشگاه در کلاس جهانی می باشد که دانشگاه علامه
طباطبائی به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفت. طرح این پژوهش کمی و روش آن توصیفی از نوع پیمایشی است.
ابزار پژوهش پرسش نامه ای محقق ساخته بر اساس مولفه های مطرح شده توسط فیلیپ آلتباخ ) 2007 ، 2009 ( که شامل
مدیریت انعطاف پذیر، پژوهش متعادل، آزادی آکادمیک، امکانات کافی و منابع مالی م یباشند تنظیم شده است می باشد.
جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه علامه طباطبائی م یباشند و حجم نمونه طبق جدول مورگان 127 نفر بوده که با
توجه به تنوع دانشکده ها از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص مناسب بهره برده شده است.
نتایج پژوهش نشان م یدهد که تفاوت میانگین برای مولفه های مدیریت انعطا فپذیر و پژوهش متعادل، آزادی
آکادمیک و امکانات مادی معنادار است و م یتوان بیان نمود که دانشگاه علامه طباطبایی دارای مدیریت انعطا فپذیر،
پژوهش متعادل، آزادی آکادمیک و امکانات مادی متوسط می باشد و تا رسیدن به دانشگاه در کلاس جهانی فاصله دارد.
بررسی مقایس های کیفیت برنامه درسی برخی دانشگا ههای دولتی بر مبنای دیدگاه اعضای هیأ تعلمی »
دوره 8، شماره 26، پاییز 1393، صفحه 173-196
اباصلت خراسانی
چکیده پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه کیفیت برنامه درسی ارائه شده در دانشگاه های دولتی ایران از دیدگاه اعضای هیات
علمی پرداخته است. این تحقیق از نوع توصیفی کاربردی و در زمر ةپژوه شزمینهیابی می باشد. جامعه مورد مطالعه اعضاء
هیات علمی دانشگاه های صنعتی امیرکبیر، شهید بهشتی، سهند تبریز، صنعتی همدان، صنعتی شاهرود و کردستان
به تعداد 1605 نفر بودند که بر اساس روش طبقه ای نسبی نمونه ای برابر با 860 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. جامعة
دانشگا ههای دولتی ایران براساس دو عامل تقسیم بندی دانشگا هها در 3 گروه ) برخوردار – نیمه برخوردار – غیر
برخوردار ( و نیز تقسیم یندی صنعتی و غیر صنعتی دانشگاه ها، انتخاب گردیدند. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات به
کم ک نر مافزار Excel , SPSS و پارامترهای آمار توصیفی و استنباطی این نتیجه حاصل شد که دانشگاه های برخوردار
در پژوهش از نظر ارزیابی اساتید خود دارای برنامه درسی با کیفیت بالاتری نسبت به دانشگاه های نیمه برخوردار و
غیربرخوردار دارا هستند؛ اما در ارزیابی اساتید گرایش به میانگین مشهود است که در تحلیل این امر نیز خلاء یک
سیستم ارزیابی مکانیزه و معیاری منسجم جهت ارزیابی بی طرفانه و دقیق درقالب یک استاندارد ملی مورد قبول همگان
و یا ایجاد واحد خبرگان در هر دانشگاه جهت ارزیابی کیفیت در همه ابعاد دانشگاهی بخصوص بعد برنامه درسی احساس
می شود
شناسایی و تحلیل مؤلفههای تأثیرگذار بر تحقق فرایند تبدیل دانش به فناوری در دانشگاهها
دوره 8، شماره 24، بهار 1393، صفحه 177-194
محمد علی نعمتی، هدی السادات محسنی
چکیده هدف از مطالعه حاضر، شناسایی و تحلیل مؤلفههای تأثیرگذار بر تحقق فرایند تبدیل دانش به فناور ی
در دانشگاههای تهران است. بدین منظور، ابتدا از طریق مطالعه گسترده مبانی نظری و پیشینه تحقیق در
سطوح ملی و بینالمللی، مؤلفههای اصلی مؤثر بر این فرایند شناساییشده و سپس دیدگاههای 33 نفر
از صاحبنظران و متخصصان حوزه علم و فناوری با بهره گیری از روش مصاحبه نیمه هدایت شده
درزمینۀ تأیید و اولویتبندی مؤلفههای فوق مشتمل بر فرهنگ دانشگاهی، منابع انسانی، مؤلفه های
مدیریتی، مؤلفههای علمی، مؤلفههای فناوری، مؤلفه های مالی، مؤلفه های ساختاری، فرایندهای
دانشگاهی و امکانات و تجهیزات موردبررسی قرارگرفته است. پس از تأیید مؤلفههای اصلی مطروحه ،
مؤلفههای فرعی متناظر با آنان نیز تعیین و از طریق تدوین پرسشنامه محقق ساخته با بهره گیری از
روش نمونهگیری طبقهای- تصادفی به تأیید 286 نفر از مدیران و اعضا ی هیئت علمی دانشگاه های
تهران رسیده است. علاوه بر آن، دیدگاههای این افراد درباره عملکرد دانشگاه هایشان در ارتباط با
مؤلفههای فوق بررسی شده است . نتایج حاک ی از آن است که کلیه مؤلفه های اصل ی و فرع ی
شناساییشده، توسط اعضای نمونه مورد تأیید قرارگرفته است . از دیگر سو ، مدیران و اعضا ی
هیئتعلمی دانشگاههای تهران – بهاستثنای دانشگاه تهران و شریف در ارتباط با مؤلفه منابع انسا نی-
عملکرد دانشگاههای خویش را در تمامی موارد، پایینتر از حد متوسط ارزیابی نمودهاند که این امر
بیانگر مسیر دشوار پیشروی دانشگاههای کشور بهمنظور تحقق فرایند تبدیل دانش به فناور ی و در
راستای دستیابی به اقتصاد و توسعه مبتنی بر دانش در کشور است.
تأملی بر استقرار نظام جانشین پروری مدیریت در دانشگاه، مدلی برآمده از نظریۀ داده بنیاد
دوره 6، شماره 19، زمستان 1391، صفحه 7-49
سعید غیاثی ندوشن، محمد حسن پرداختچی، بهروز دری، مقصود فراستخواه
چکیده منابع انسانی نیازهای سازمان را در طی یک دورۀ طولانی برآورده میکنند و جانشینپروری فرایندی برای آمادهسازی و نوسازی این منابع است. این پژوهش فرایند استقرار نظام جانشینپروری مدیریت در دانشگاه را با استفاده از طرح نظامدار نظریۀ داده بنیاد کاوش کرده است. بدین منظور از 17 نفر از سیاستگذاران در عرصۀ آموزش عالی، مدیران فعلی و سابق دانشگاه در سطوح مختلف علمی و اجرایی، صاحبان اثر در موضوع مذکور، متخصصان در حوزۀ منابع انسانی و اعضای هیئت علمی مطلع در زمینۀ تحقیق مصاحبه به عمل آمد و دادهها از مصاحبهها استخراج شد. نتایج تحلیل دادهها طی سه مرحله، کدگذاری باز، محوری و انتخابی حاکی از دوازده مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (گفتمانسازی، بینشمندی علمی، بلوغ و نظام پاسخگویی)؛ مقولۀ کانونی (شایستهگرایی)؛ راهبردهای استقرار (توانمندسازی و مدیریت استعداد)، زمینه (جوّ و محیط حمایتی، مشارکت ذینفعان و ثبات)؛ شرایط مداخلهگر (استقلال دانشگاهی) و پیامدها (توانمندسازی)، فرایند استقرار نظام جانشینپروری مدیریت در دانشگاه و روابط بین ابعاد مختلف آن را منعکس میکنند.
بررسی دلایل مهاجرت نخبگان ازدیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه های کرمان
دوره 6، شماره 19، زمستان 1391، صفحه 147-166
پروین رضایی، فتانه درتاج
چکیده روند روزافزون مهاجرت و به ویژه مهاجرت متخصصان، مسئله ای است که بسیاری از کشورهای جهان را به خود مشغول ساخته است. بررسی و شناخت این موضوع به ویژه برای کشور ایران (از نظر گستردگی شاخص مهاجرت متخصصان) بسیار حائز اهمیت است. این مطالعه دلایل مهاجرت متخصصان ایرانی به خارج از کشور را از دید اعضای هیئت علمی دانشگاههای کرمان مورد بررسی قرار داده است. برای این منظور، پرسشنامههای حاوی عوامل دموگرافیک و 40 سؤال مربوط به دلایل مهاجرت تهیه و در اختیار 118 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کرمان که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که از نظر اعضای هیئت علمی دانشگاههای کرمان، دلایل اقتصادی، دلایل اجتماعی، دلایل سیاسی، دلایل شغلی و دلایل علمی ـ پژوهشی از انگیزههای مهاجرت متخصصان به خارج از کشور محسوب میشود اما دلایل شخصی از این انگیزهها محسوب نمیشود. همچنین یافتههای این مطالعه در مورد ترتیب و اولویت دلایل مهاجرت متخصصان نشان داد، از نظر اعضای هیئت علمی دانشگاههای کرمان، دلایل مهاجرت متخصصان در اولویت اول، دلایل شغلی، دلایل اجتماعی و دلایل اقتصادی و در اولویت دوم، دلایل سیاسی و دلایل علمی و پژوهشی و در اولویت سوم (آخر)، دلایل شخصی بوده است.
ارائه الگویی مفهومی برای آموزش عالی پایدار
دوره 4، شماره 9، تابستان 1389، صفحه 145-163
امیر حسین علی بیگی، رضوان قمبرعلی
چکیده در چشمانداز پایداری، مهمترین سرمایه کشورها، سرمایه های انسانی هستند. بنابراین داناسازی و باتبع تواناسازی انسانها از اعم رسالت هاست. در این بین آموزش عالی از این جهت که رسالت تولید علم، ترویج دانش و آموزش و پرورش منابع انسانی مورد نیاز بخش های مختلف جامعۀ را بر عهده دارد، از جایگاه ویژهای در دستیابی به توسعه پایدار برخوردار می باشد. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی که با هدف ترسیم الگویی مفهومی برای دانشگاه پایدار انجام شد، ادبیات پایداری در آموزش عالی و فعالیتهای موجود جهانی درباره تلفیق پایداری در دانشگاهها بررسی و تحلیل گردید و بر این اساس الگوی اولیه، طراحی و در اختیار تنی چند از صاحب نظران آموزش عالی قرار گرفت. نظرات صاحب نظران در مورد الگو، لحاظ و در نهایت الگوی مفهومی دانشگاه پایدار با تأکید بر سه اصل اساسی تفکر سامانهای (سیستمی)، برنامه ریزی مشارکتی و توسعه پایدار ترسیم شد. از مهمترین بخش های الگو تشکیل کمیته پایداری در دانشگاهها برای برنامه ریزی و اجرای برنامههای تلفیق پایداری در ابعاد آموزش، پژوهش و برونرسی دانشگاهی است. امید می رود این الگو به توسعه آموزش عالی در جهت پایداری اقتدار علمی کشور کمک کند.
بررسی و مطالعۀ دیدگاههای داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور شناسایی عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و پیشنهاد راهکارهای بهبود آن
دوره 3، شماره 7، پاییز 1388، صفحه 43-63
کورش پرند، غلامرضا یادگارزاده، فضلالله مقیمی، ابراهیم خدایی، حجت رنگین
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی و مطالعۀ دیدگاههای داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور استخراج عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و بیان راههای بهبود آن بوده است. طرح تحقیق از نوع پیمایشی و جامعۀ آماری مورد مطالعه را داوطلبان مجاز به انتخاب رشتۀ آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول دانشگاههای دولتی تشکیل دادهاند. نمونۀ مورد مطالعۀ داوطلبان به صورت تصادفی و نمونۀ دانشجویان به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ محققساخته با ضریب پایایی 838/0 استفاده شده است. نتایج نشان داد، عوامل اثرگذار بر انتخاب رشتۀ داوطلبان به ترتیب: آیندۀ شغلی، منزلت اجتماعی، نوع رشته، علاقه، خانواده، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، نظر افراد متخصص، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانهها و قبولی صرف در دانشگاه و از نظر دانشجویان: خانواده، آیندۀ شغلی، علاقه، نوع رشته، منزلت اجتماعی، نظر افراد متخصص، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانهها و محدودیتهای شخصی بودند. همچنین نتایج نشان داد از نظر داوطلبان و دانشجویان منابع اطلاعاتی که از طرف سازمان سنجش آموزش کشور منتشر میشود، از اولویت استفاده برخوردار هستند. هر دو گروه داوطلبان و دانشجویان در شناخت ضوابط انتخاب رشته با مشکل مواجه بوده و کمترین آشنایی را با تخصیص ظرفیت داشتهاند.
