اثربخشی آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانشآموزان
صفحه 5-23
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.424033.3073
محمد گراوندنیا، اسماعیل سعدی پور، حسن اسدزاده، ٌصغرا ابراهیمی قوام
چکیده هدف: هدف این پژوهش، اثربخشی آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانشآموزان مقطع متوسطه دوم رشته تجربی بود.
روش: روش پژوهش از نوع هدف کاربردی و از نوع مطالعات شبهآزمایشی (پیشآزمون_پسآزمون با گروه کنترل) است. جامعۀ آماری شامل دانشآموزان دوره دوم متوسطه منطقه 2 شهر کرج است که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودهاند. از بین آنها 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای گماری شدند و گروه آزمایش تحت آموزش بستهی مسئولیتپذیری قرار گرفتند، درحالیکه گروه کنترل آموزش خاصی دریافت نکردند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی پایستگی تحصیلی Martin and Marsh (2008)، پرسشنامه کیفیت تجارب یادگیری Newman (1990) و بسته آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب گراوند و همکاران بوده است. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت آموزش بستهی مسئولیتپذیری قرار گرفتند ولی گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند؛ و دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 26 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدهاند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین گروههای آزمایش و کنترل ازنظر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانشآموزان مقطع متوسطه دوم رشته تجربی تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی آموزش مسئولیتپذیری مبتنی بر نظریه انتخاب باعث افزایش پایستگی تحصیلی (743/24 و 001/0=p) و کیفیت تجارب یادگیری (415/44 و 001/0 =p) میشود.
نتیجهگیری: باتوجهبه یافتهها نتیجهگیری میشود که بستهی آموزش مسئولیتپذیری میتواند تلویحات آموزشی و کاربردی برای دانشآموزان در افزایش پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری شود.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر انتخاب مدیران مدارس با استفاده از روش فراترکیب
صفحه 24-40
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.441289.3117
پرستو سلطانی، یدالله مهرعلیزاده، سکینه شاهی، عبداله پارسا، علی بیرمی پور
چکیده هدف: انتخاب مدیران بهگونهای که بتوانند رسالتها و مأموریتهای نظامهای آموزشی را محقق نماید، یکی از مسئلهها و چالشهای جدی و استراتژیک آموزشوپرورش است. ازاینرو، شناخت عوامل مؤثر و دخیل در انتخاب مدیران مدارس به دلیل شایستهگزینی و شایستهگماری آنها ضرورت دارد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر انتخاب مدیران مدارس انجام گرفت.
روش: این پژوهش از نوع پژوهشهای آمیخته بود که در سال 1402 با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل مضمون انجام گرفت. ازنظر هدف، کاربردی - توسعهای و ازنظر روش توصیفی – پیمایشی بوده است. در مرحله اول با جستجو در پایگاههای مختلف علمی تعداد 357 منبع اولیه در بازه زمانی 2000 تا 2023 که به کلیدواژههای پژوهش اشاره شده بود، استخراج گردید. سپس با در نظر گرفتن معیارهای موردنظر تعداد 34 مقاله و 7 نفر خبره با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند معیار انتخاب گردید. روایی دادهها با بهرهگیری از آزمون کاپا 79 درصد به دست آمد. در ادامه با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و نرمافزار مکس کیودا، منابع منتخب مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان از 93 مضمون پایه، 78 مضمون سازماندهنده و 13 مضمون فراگیر (صلاحیتها؛ مهارتها؛ رهبری؛ بومیگرایی؛ ذینفعان؛ قدرت؛ مدیریت مشارکتی؛ تجربه؛ حرفهگرایی؛ معنویتگرایی؛ تعهد سازمانی؛ پاسخگویی؛ شبکهسازی) دارد. بهمنظور اولویتبندی عوامل ازنظر درجه اهمیت، با بهرهگیری از نظرات 7 نفر از خبرگان دانشگاه شهید چمران اهواز و اداره کل آموزشوپرورش استان خوزستان و با استفاده از نرمافزار SPSS (رتبهبندی فریدمن) عوامل یادشده رتبهبندی شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد عوامل "شبکهسازی" "صلاحیت و شایستگی محوری" و "ذینفعان" به ترتیب از بیشترین درجه اهمیت برخوردارند؛ بنابراین برنامهریزان و سیاستگذاران آموزشوپرورش بایستی در انتخاب و انتصاب مدیران مدارس علاوه بر عوامل دیگر به سه عامل دارای اهمیت توجه ویژهای داشته باشند.
نقش واسطه ای خلاقیت هیجانی در رابطه ویژگی های شخصیتی چندفرهنگی با اضطراب زبان انگلیسی در دانش آموزان دو زبانه
صفحه 41-56
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.450195.3138
علیرضا همایونی، منوچهر بابانژاد
چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختاری بین ویژگی های شخصیتی چندفرهنگی و خلاقیت هیجانی با اضطراب زبان انگلیسی در دانش آموزان دو زبانه انجام شد. روش: جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوزبانه ترکمن سال سوم متوسطه اول تشکیل دادند که بر اساس روش نمونه گیری در معادلات ساختاری، با توجه به 11 متغیر آشکار در مدل و تخصیص ضریب 20 و با احتساب پرسشنامه های ناقص 225 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های شخصیت چندفرهنگی ون درزی و همکاران (2013)، خلاقیت هیجانی آوریل (1999)، و مقیاس اضطراب کلاس زبان خارجی هورویتز و همکاران (1986) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل دادهها با روش معادلات ساختاری مبتنی بر رگرسیون چند متغیری و نرمافزار SPSS8 و Amos24 انجام شد. نتایج: یافته ها نشان داد که ویژگی های شخصیتی چندفرهنگی و خلاقیت هیجانی اثر مستقیم بر اضطراب زبان انگلیسی دارند. همچتین ویژگی های شخصیتی چندفرهنگی با میانجیگری خلاقیت هیجانی اثر غیر مستقیم بر اضطراب زبان انگلیسی دارند. مدل پژوهش نیز تایید شد و 31 درصد از واریانس متغیر اضطراب زبان انگلیسیتوسط متغیرهای پژوهش در سطح معنی داری 05/0 قابل تبیین میباشد. نتیجهگیری: بنابر یافتههای پژوهش و نقش متغیرهای پژوهش در فراگیری زبان، و ارتباط زبان با عوامل فرهنگی و شناختی–هیجانی، توصیه می شود که اهمیت آنها در مراکز آموزشی و موسسات آموزش زبان مورد تاکید قرارگیرد تا سطح یادگیری زبان افزایش یابد.
شناسایی چالشهای مدارس عادی دولتی در راستای عدالت آموزشی و تربیتی
صفحه 57-71
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.470225.3198
سکینه جعفری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی چالشهای کیفیت مدارس عادی دولتی در راستای عدالت آموزشی و تربیتی بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. مشارکتکنندگان پژوهش، مدیران مدارس عادی دولتی مقطع متوسطه دوم شهر سمنان در سال تحصیلی 03-1402 بودند که 44 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش بازخورد مشارکتکننده اعتباریابی شدند و روایی دادهها با استفاده از معیار کیفیت (مؤثق بودن) سنجیده و مورد تأیید قرار گرفت. دادهها با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافتهها: نتیجۀ تحلیل دادهها منجر به شناسایی 323 مضمون پایه، 27 مضمون سازماندهنده در زمینه چالشهای کیفیت مدارس عادی دولتی گردید. که در قالب 5 مضمون فراگیر به شرح 1. چالش سیاسی، 2. چالش مدیریتی، 3. چالش مالی، 4. چالش ساختاری، 5. چالش نیروی انسانی طبقهبندی شد. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که چالشهای کیفیت مدارس عادی دولتی شناساییشده در این پژوهش و راهکارهای ارائهشده میتواند گسترش برابری فرصتها و عدالت آموزشی را به همراه داشته باشد.
اثربخشی برنامه درسی مبتنی بر قصهگویی بر خلاقیت دانشآموزان دختر
صفحه 72-86
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.470088.3197
فریده محمدی، منیژه ذکریایی، رسول داودی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامههای درسی با بهرهگیری از قصهگویی بر خلاقیت دانشآموزان دختر پایة سوم ابتدایی ناحیهی 2 زنجان انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر پایة سوم ابتدایی ناحیه 2 شهر زنجان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که تعداد 60 دانشآموز با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند و بهتصادف، 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. برنامة درسی با بهرهگیری از قصهگویی شامل 15 فعالیت بود که در 15 جلسة 60 دقیقهای به دانشآموزان گروه آزمایش ارائه شد و دانشآموزان گروه کنترل برنامة درسی متداول را دریافت کردند. خلاقیت دانشآموزان با استفاده از (فرم تصویری A) آزمون خلاقیت Torrance (1974) اندازهگیری شد و درنهایت دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها: یافتهها نشان داد تفاوت معناداری در نمرات پسآزمون مهارت خلاقیت و مؤلفههای آن (سیالی، بسط، ابتکار و انعطافپذیری) در دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد؛ نمرات این متغیر و مؤلفههای آن در گروه آزمایش بعد از آموزش برنامة درسی با بهرهگیری از قصهگویی افزایش یافته است. همچنین در هر یک از متغیرهای خلاقیت کل، ابتکار، بسط، سیالی و انعطافپذیری به ترتیب 61%، 32%، 52%، 43% و 48%، تغییرات با توجه به مداخلة برنامة درسی با بهره@گیری از قصهگویی، قابل تبیین است. نتیجهگیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت آموزش برنامة درسی با بهرهگیری از قصهگویی با ایجاد قدرت تولید ایدهها و جوابهای فراوان، ایجاد توانایی لازم برای تغییر جهت فکری، ایجاد توانایی تولید ایدههای متنو و ایجاد توانایی توجه به جزئیات وابسته به یک ایده، مهارت خلاقیت را در دانشآموزان ابتدایی افزایش دهد.
شناسایی پاسخهای وانمود دانشجویان در آزمون پنج عامل بزرگ شخصیتی
صفحه 87-100
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.465873.3182
حسن محمودیان
چکیده هدف: هدف مطالعه حاضر شناسایی پاسخهای وانمود در آزمون شخصیتی پنج عامل بزرگ بود. روش: در این مطالعه توصیفی، دادهها با اجرای آزمونهای شخصیتی نئو فرم کوتاه بهصورت در دسترس در دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی (748 نفر) در دو گروه وانمود (366 نفر) و صادقانه (382 نفر) جمعآوری شد. آزمودنیها بهصورت تصادفی در دو گروه گزینش شدند: آزمودنیهایی که صادقانه پاسخ دادند و آزمودنیهایی با پاسخهای وانمود. یافتهها: یافتهها با بررسی تفاوتها در میانگینهای طبقه، ترکیب گروههای اصلی، نمودارهای آستانهی انتخاب و احتمالات تأیید گزینههای سؤال توسط طبقه، در بیشتر ابعاد دو طبقه از نمونهها را بهعنوان گروه وانمود و صادقانه شناسایی کرد. نتیجهگیری: درنهایت میتوان گفت که طی 10 سال گذشته، تحقیقات شناسایی پاسخهای وانمود توجه فراوانی در حوزههای ارزیابی به خود جلب کردهاند؛ امّا به نظر میرسد در ارزیابی پاسخهای وانمود، جدای از کاربردهای مختصر در مطالعات شبیهسازی، کمبودی نسبی در مطالعات تجربی وجود دارد که میتواند دقیقاً توضیح دهد چطور باید ناسازگارهای فردی را شناسایی، تشریح و اصلاح کرد. علاوه بر این، علیرغم چند گزارش اولیه در این زمینه، الگوهای ناسازگاری فردی بهندرت در گزارشهای رسمی برای بررسیهای آموزشی در مقیاسهای بزرگ همچون آزمونهای استخدامی کشوری و ارزیابیهای روانشناختی ارائه میشوند. ازاینرو، میتوان از روشهای بررسی آماری نظیر نظریه سؤال – پاسخ و تحلیل عاملی در شناسایی پاسخهای انحرافی و وانمود در آزمونهای استخدامی یا ارزیابیهای روانشناختی با اهداف ویژه استفاده نمود.
اثربخشی کلاسدرسمعکوس مبتنیبر بارشناختی بر یادگیریخودتنظیم دانشجویان
صفحه 101-113
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.435436.3112
اسما ملازهی، غلامرضا ثناگوی محرر، محمد علی فردین
چکیده هدف: امروزه کسب مهارتهای لازم برای یادگیری خودتنظیم یکی از اهداف برنامههای آموزشی به شمار میآید و تبدیل "یاددهی" به "یادگیری" امری ضروری تلقی میشود؛ بنابراین محیطهای آموزشی باید بهطورجدی بر اهمیت کسب این مهارتها تأکید نمایند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی بر یادگیری خودتنظیم دانشجویان انجام گرفت.
روش: روش پژوهش، نیمهآزمایشی، از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان چابهار در نیمسال اول سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 402 نفر بودند. انتخاب نمونه موردنیاز پژوهش بهصورت هدفمند از میان دانشجویانی که واحد درسی پژوهش و توسعه حرفهای را اخذ کرده بودند انجام شد و با روش قرعهکشی در گروههای آزمایش و کنترل (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه یادگیری خودتنظیم Pintrich and De Groot (1990) استفاده شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد بین میانگین نمرات پسآزمون و پیگیری یادگیری خودتنظیم در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنیداری وجود دارد. بدین معنی که آموزش به شیوه کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی تأثیر مثبتی بر یادگیری خودتنظیم دانشجویان داشته است (05/0 p<). با توجه به یافتههای این تحقیق میتوان نتیجه گرفت کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی میتواند در افزایش یادگیری خودتنظیم دانشجویان مؤثر باشد.
نتیجهگیری: درنتیجه به کار بردن این شیوه آموزشی در دانشگاهها میتواند کلاسهای درس را فراگیرمحور کند و دانشجویان را ترغیب نماید تا در یادگیری خود فعال باشند.
