کلیدواژه‌ها = آموزش
آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

ارزیابی اثربخشی دوره‌های ضمن خدمت در بهبود عملکرد نیروی انسانی: مطالعه موردی یک بانک دولتی

دوره 17، شماره 61، تابستان 1402، صفحه 57-69

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.399567.2980

مبین طاطاری، الهام اکبری

چکیده هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثربخشی دوره‌های ضمن خدمت در یک بانک دولتی است. این پژوهش در زمره مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار می‌گیرد و ازنظر هدف کاربردی هست. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان بانک هست که در دوره‌های آموزشی بانک شرکت داشته‌اند. با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس، ۵۹۶ نفر به پرسشنامه پاسخ دادند و داده‌های گردآوری‌شده مطابق با مدل ROI و با استفاده از آزمون میانگین یک جامعه تحلیل شد. نتایج نشان می‌دهد که شرکت‌کنندگان از دوره‌های آموزشی رضایت نسبی دارند و برخی از آن‌ها محتوای دوره‌ها و ارائه آن‌ها را جذاب و مرتبط با نقش‌های شغلی خود می‌دانند و برخی دیگر اظهار کرده‌اند که از این دوره‌ها رضایت کافی ندارند. بخش دیگری از نتایج نشان می‌دهد که میزان یادگیری شرکت‌کنندگان بعد از برگزاری دوره‌های آموزشی به‌صورت معناداری تغییر نکرده است و مشارکت در دوره‌های آموزشی باعث تغییر قابل‌توجهی در میزان یادگیری شرکت‌کنندگان نشده است. علاوه بر این، نتایج نشان داد که علیرغم انتقاد شرکت‌کنندگان از دوره‌ها و رضایت نسبی آن‌ها، آن‌ها فکر می‌کردند که این دوره‌ها به رفع برخی از مشکلات کاری آن‌ها کمک کرده و گردش کار در بانک تا حدودی تسهیل شده است. به‌عبارت‌دیگر، نتایج حاکی از آن است که این دوره‌ها تا حدی بر فرآیندهای کاری سازمان تأثیر گذاشته است.

بررسی نقش آموزش کارآفرینی و قصد کارآفرینی دانشجویان با نقش میانجی خودباوری ، نگرش و ذهنیت (مورد مطالعه دانشجویان استان مازندران)

دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 131-145

محمد درینی، علی اکبر آقاجانی افروزی، ندا طهماسبی روشن

چکیده هدف پژوهش حاضر یررسی تأثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی با نقش میانجی خودباوری، نگرش کارآفرینی، ذهنیت نسبت به کارآفرینی بوده است. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 482 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های استان مازندران بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‏ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس‏های سنجش آموزش کارآفرینی (هندیاتی، 2020)، نگرش به کارآفرینی (جنا، 202) و احساس خودکارآمدی، ذهنیت نسبت به کارآفرینی و قصد کارآفرینی (واردنا و همکاران،2020) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن‌ها، بین نمونه توزیع و داده‏ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ ها نشان دادآموزش کارآفرینی بر خودباوری، ذهنیت و نگرش (عاطفی، شناختی و رفتاری) وقصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری داشته است وخودباوری بر ذهنیت و نگرش (عاطفی، شناختی و رفتاری) وقصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری داشته است و همین طوربعد عاطفی، رفتاری نگرش بر قصد کارآفرینی تأثیر داشت اما بعد شناختی بر قصد کارآفرینی تأثیر نداشته است. چراکه، آموزش می‏تواند بسترساز رشد مهارت‌ها و توانمندی‏های افراد کارآفرینی بوده است و این عامل با تأثیری که بر نگرش افراد در زمینه قابلیت‏های خود می‏گذارد، احساس خودکارآمدی آنان را افزایش می‏دهد و ذهنیت مثیتی نسبت به کارآفرینی در آنان ایجاد کرده و قصد کارآفرینی آنان را تقویت می‌کند

واکاوی مبانی و اهداف برنامه درسی آموزش مهارت‌های تفکر خلاق و انتقادی در دوره ابتدایی

دوره 15، شماره 53، تابستان 1400، صفحه 58-71

محمد حجتی، حسن صائمی، کاظم شریعت نیا، علی اصغر بیانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف استخراج مبانی و اهداف برنامه درسی آموزش مهارت‌های تفکر خلاق و انتقادی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران انجام شد. به‌منظور انجام این پژوهش از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای قراردادی بهره گرفته شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل 12 نفر از صاحب‌نظران رشته‏های برنامه‌ریزی درسی، فلسفه تعلیم و تربیت و روان‏شناسی بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. طبق یافته‌های پژوهش ابتدا مبانی برنامه درسی آموزش مهارت‌های تفکر (خلاق و انتقادی) موردبررسی قرار گرفت که به سه بخش مبانی فلسفی و ارزشی، مبانی روان‌شناختی و مبانی جامعه‌شناختی تقسیم گردید. در بخش مبانی فلسفی و ارزشی، مقوله‌های اصلی تأکید بر تربیت رسمی و عمومی، تأکید بر ارزش‌های تفکر و تأکید بر شایستگی‌های تفکر بودند. مقوله‌های اصلی استخراج‌شده برای مبانی روان‌شناختی، تأکید بر بعد خردورزی، کاربست بعد عاطفی، اجتماعی و توجه به مشارکت و همکاری بودند. درنهایت مقوله‌های اصلی انتخاب‌شده برای مبانی جامعه‌شناختی عبارت بود از کل‌نگری، نقد اجتماعی و خودانتقادی. برای اهداف مناسب آموزش تفکر خلاق و انتقادی بر اساس نظر صاحب‌نظران دو مقوله اصلی مهارت‌های درون فردی و مهارت‌های برون فردی انتخاب شد. در مقوله مهارت‌های درون فردی اصولی مانند مهارت‌های تکنیکی، مهارت‌های حل مسئله و مهارت‌های اخلاقی و در مقوله مهارت‌های برون فردی اصول کفایت‌های هیجانی، کفایت‌های شناختی و کفایت‌های اجتماعی استخراج گردید.

آسیب‏ شناسی نظام آموزش‏ های فنی ‏و‏ حرفه ‏ای براساس مدل تعالی سازمانی

دوره 14، شماره 49، تابستان 1399، صفحه 163-185

پری همتی، محمود صفری، معصومه اولادیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف آسیب‏شناسی نظام آموزش‏های فنی حرفه‏ای بر اساس مدل تعالی سازمانی EFQM انجام شد. روش پژوهش ازلحاظ هدف، بنیادی- کاربردی، ازنظر نوع داده آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و ازلحاظ نحوه گردآوری داده توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی و مسئولین سازمان آموزش فنی‏و‏حرفه‏ای کشور و در بخش کمّی کلیه کارکنان شاغل در سازمان فنی‏و‏حرفه‏ای شهر تهران به تعداد 1235 نفر بود. حجم نمونه در بخش کیفی با اشباع نظری 15 نفر به‏صورت نمونه‏گیری غیر تصادفی هدفمند و در بخش کمّی بر اساس جدول مورگان 295 نفر به‏صورت تصادفی طبقه‏ای برآورد شد. ابزار گردآوری داده‏ها، در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق‏ساخته بود. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری، محتوایی و روایی سازه موردبررسی قرار گرفت. همچنین پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی محاسبه شد. برای محاسبه پایایی بخش کیفی نیز از روش پایایی بین دو کدگذار و باز آزمون استفاده شد. برای تجزیه‏وتحلیل داده‏ها در بخش کیفی از روش گراندد تئوری و کدگذاری بهره گرفته شد. در بخش کمی نیز داده‏های حاصل از پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مؤلفه‏های تعالی سازمانی با رویکرد EFQM در نظام آموزش‏های فنی حرفه‏ای در بعد نتایج شامل اثربخشی کارکنان، اثربخشی عملکرد، اثربخشی ذی‏نفعان و ارزش‌آفرینی برای جامعه و در بعد توانمندسازی شامل راهبردهای آموزشی و یادگیری، رهبری و مدیریت، شایستگی کارکنان، فرایندها و مدیریت اثربخش بود. همچنین یافته‏ها نشان داد وضعیت آموزش‏های فنی‏و‏حرفه‏ای مناسب است اما تا حد مطلوب فاصله زیادی وجود دارد.

مقایسه اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی و تنظیم هیجان بر معنای تحصیلی و سازگاری تحصیلی

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 483-494

رضا آذریان، حسین مهدیان، محمود جاجرمی

چکیده هدف مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی و تنظیم هیجان بر معنای تحصیلی و سازگاری تحصیلی بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش‌آموزان پایه یازدهم ناحیه سه شهر مشهد در سال تحصیلی 98-1397 بودند. از میان آنان 60 دانش‌آموز با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی قرار گرفتند. گروه‌های آزمایش 12 جلسه 70 دقیقه‌ای به‌تفکیک با روش‌های سرزندگی تحصیلی و تنظیم هیجان آموزش دیدند و گروه کنترل آموزشی ندید. ابزارهای پژوهش پرسشنامه‌های معنای تحصیلی (هندرسون-کینگ و اسمیت، 2006) و سازگاری تحصیلی (بکر و سیریک، 1984) بودند. داده‌ها در نرم‌افزار SPSS-21 با روش‌های تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. نتایج حاکی از اثربخشی هر دو روش آموزش سرزندگی تحصیلی و تنظیم هیجان در افزایش معنای تحصیلی و سازگاری تحصیلی بود (001/0p <). همچنین بین روش‌ها در افزایش معنای تحصیلی و سازگاری تحصیلی تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0P>). بنابراین، توصیه می‌گردد که مشاوران و روانشناسان برای افزایش معنای تحصیلی و سازگاری تحصیلی از روش‌های آموزش سرزندگی تحصیلی و تنظیم هیجان استفاده نمایند.

آموزش مدل مناسب مدیریت تجربه مشتری با تاکید بر شاخص‎های مرتبط در نظام آموزش بانکی

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 379-393

ابراهیم حشمتی، حمیدرضا سعیدنیا، علی بدیع زاده

چکیده هدف از این پژوهش طراحی و آموزش  مدل مناسب مدیریت تجربه مشتری با تاکید بر شاخص‎های مرتبط در حوزه خدمات بانکی می‎باشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع کیفی می‎باشد. تکنیک مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده­ها نیز، روش مبتنی بر تئوری داده بنیاد تعیین شد. در رویکرد تئوری داده بنیاد در این پژوهش از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس داده­های به دست آمده از مطالعات میدانی و کتابخانه­ای انجام گردید. به طور کلی ابتدا اطلاعات و داده­ها به صورت کدهای باز از طریق مصاحبه­های تخصصی با خبرگان دانشگاه و صنعت جمع­آوری گردید، سپس از طریق برقراری ارتباط بین مقولات خُرد و کلان، داده­های تحقیق طبقه­بندی و پالایش شد و در نهایت اعتبارسنجی و ویرایش نهایی شد. الگوی نهائی پژوهش از سه مقوله اصلی با عنوان عوامل انتظاری، عوامل ادراکی و عوامل مراقبتی متشکل شد و مقولات خرد و گزاره­های مرتبط در صنعت بانکداری نیز در الگو مشخص شد. در نهایت اعتبار مدل از طریق کمی و با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS مورد تایید قرار گرفته است.

ارائه مدل آموزش فرهنگ سازمانی در آموزش و پرورش خراسان رضوی با استفاده از مدل نظریه ای داده بنیاد

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 671-690

محمود جاویدمهر، علی معقول، حسن نودهی، مرتضی بینش

چکیده  این پژوهش با هدف ارائه مدل فرهنگ‌سازمانی در آموزش‌وپرورش خراسان رضوی با استفاده از روش نظامدارنظریه  داده بنیاد یا گراندد تئوری انجام‌شده است.. برای به دست آوردن داده‌های موردنیاز در این پژوهش با 15 نفر از خبرگان حوزه  سیاستگذاری آموزش و پرورش مصاحبه ی بدون ساختار به عمل امد و داده ها از مصاحبه ها استخراج شد. برای تجریه وتحلیل داده‌هااز روش نظام دار استراوس و کوربین با کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام‌شده است. بعد از تحلیل داده‌ها مدل پارادایم یا الگوی مطلوب فرهنگ‌ سازمانی یادگیرنده مشارکتی استخراج شده است. بر اساس نتایج بدست آمده این الگو دارای شرایط علی (کیفیت، آینده نگری، نیاز جامعه)، شرایط زمینه‌ای (نیروی انسانی، فناوری، دانش محوری، دانش آموز ماهر، برنامه ریزی و ارزش و اخلاق)، شرایط مداخله (تجهیزات، فضای فیزیکی، عوامل اقتصادی، تمرکز زدایی، جذب نیرو)، راهبردها (مشارکت محوری، مهارت محوری، روش‌های آموزشی، عملکردگرایی) و پیامدها (کسب مهارتهای گروهی، کسب مهارتهای فردی و تامین نیازهای جامعه) می‌باشد.

تحلیل محتوای مثنویی مولوی بر اساس شاخص‌های جبر و اختیار در تربیت و آموزش انسان

دوره 10، شماره 35، زمستان 1395، صفحه 118-149

فریده محسنی هنجنی، احمد خاتمی

چکیده مولوی یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ و تمدن ایران اسلامی است که به لحاظ جامعیت فکر و آرا و اندیشه­های بدیعش همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. مولانا علاوه بر آن که شاعری چیره‌دست و تواناست دیدگاه‌های ارزشمندی در زمینه عرفان، اخلاق و کلام و غیره نیز دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر نیز بررسی داستان‌های مثنوی مولوی بر اساس شاخص های جبر و اختیار در دیدگاه تربیتی، کلامی و عرفانی مولاناست. روش پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی تفسیری می­باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه حکایات، اشارات و تمثیلات دفاتر شش‌گانه مثنوی مولوی تشکیل می­داد که با توجه به امکان بررسی کلیه حکایات، اشارات و تمثیلات، بجای نمونه‌گیری، بررسی به صورت سرشماری انجام شد. در نهایت تعداد 66 درون‌مایه و مضمون مرتبط با مسئله جبر و اختیار از موارد مورد بررسی استخراج شد. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که ذوق و اندیشه عرفانی مولوی از یک سو و نگرش او به مسئله تربیت‌پذیری انسان از سوی دیگر موجب شده است که مولوی در مثنوی خود نسبت به جبر و اختیار نظری متفاوت داشته باشد. از دیدگاه تربیتی و اخلاقی مولوی، با توجه به دو سوی حیوانی و فرشتگی انسان و انتخاب گریزناپذیر ذاتی و دائمی که هویت اخلاقی انسان را می‌سازد، با جبرگرایی به شدت مخالفت می‌کند و جبریان را فریبکار می‌نامند. از دیدگاه کلامی نیز جبر متکلمان را جبر عامه نامیده، معتقدان به آن را بی‌اعتبار می‌داند. دیدگاه عرفانی مولوی نیز درباره جبر و اختیار بیان‌کننده آن است که وجود مطلق فقط از آن خداوند است و هر خیر و شری از جانب اوست و این جبر عامه نیست بلکه اثر معیت با حق و حاصل فنا در ذات خداوندی است.

بررسی تأثیرآموزش کتاب « تفکر و سبک زندگی » بر یادگیری تفکر و سبک زندگی و مهارت های دانش آموزان شهرستان قلعه گنج در سال تحصیلی ۹۴ - ۹

دوره 9، شماره 29، تابستان 1394، صفحه 81-105

عباسعلی رستمی نسب، علی خانه باز، مسعود فضیلت پور

چکیده درس تفکر و سبک زندگی با هدف تقویت مهارت های تفکر و سبک زندگی دانش آموزان در بعضی مدارس ابتدایی کشور
اجرا شده است. هدف: مطالعه ی حاضر، بررسی تأثیرآموزش کتاب » تفکر و سبک زندگی » بر مهارت های تفکر و سبک
زندگی دان شآموزان شهرستان قلعه گنج به انجام رسیده و در پی بررسی میزان تأثیرگذاری این درس آزمایشی بوده
است.
روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود، جامعه پژوهش شامل
کلیه دان شآموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان قلعه گنج در سال تحصیلی ۹۳- ۹۴ بود. نمونه مورد مطالعه شامل 48
نفر بود که در قالب ۳ گروه ۱۶ در سه گروه مداخله، شبه مداخله وگواه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب
و جایگزاری شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ی 20 سوالی مهارت تفکر و پرسش نامه ی 30 سوالی سبک
زندگی استفاده شده است. داد هها با کمک نرم افزار SPSS 21 وبا استفاده ازآماره های توصیفی، تحلیل کواریانس و تحلیل
واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: یافته های این مطالعه، نشان دادندکه آموزش تفکر بر یادگیری تفکر و سبک زندگی دان شآموزان مؤثر بوده است.
بعلاوه میزان اثربخشی مداخله بر زیرمقیاس های 10 گانه سبک زندگی تفاو تهایی را نشان داد. یافته ها در قالب جایگاه
نظری موجود و ادبیات پژوهش تبیین شده اند. بنا بر نتایج، تعمیق و آموزش این گونه دوره های آموزشی و تربیتی
توصیه می شود.

کم و کیف"سلامت اجتماعی" در پژوهش های آموزشی ایران: یک فرات حلیل

دوره 7، شماره 22، پاییز 1392، صفحه 23-38

محمد توکل، محمد سعید عنصری

چکیده سلامت اجتماعی از مفاهیم جدید مطرح در علوم اجتماعی است که در یکی دو دهۀ اخیر در ایران و
جهان مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از صاحبنظران مطالعات اجتماعی بر این باورند که نوعی
جمع بندی از شرایط اجتماعی جامعه در ذیل ابعاد مختلف این مفهومِ نوپا، مستتر است ، و به جهت
گستردگی میتواند شاخص و ابزار تحلیلی خوبی برای جامعه شناسان، آسیب شناسان اجتماعی و
برنامه ریزان باشد. از سوی دیگر نظام آموزشی زیرسیستم مهمی از هر جامعه است که هم پوشش دهنده
بعضی از شاخصهای سلامت اجتماعی است، هم مرتبط با شاخصهای دیگری از آن است، و هم
محور تربیت نیروی انسانی است و بخش مهمی از کم و کیف فرایند اجتماعی شدن نسلهای جدید را
شکل می دهد. در ایران معاصر نظام آموزشی دستخوش تحولات زیادی شده است و امروز هم چنان
ضرورت بازنگری در بخشهای مرتبط با امر آموزش و پرورش که شامل آموزش ر سمی، آموزش
عالی، ضمن خدمت، علمی کاربردی میباشد، احساس می گردد. در این پژوهش، با روش فراتحلیل،
تحقیقات و تألیفاتی که به طور توأمان در رابطه با نظام آموزشی و مؤلفه های سلامت اجتماعی هستند،
مورد بررسی قرار گرفته اند. فراتحلیل از روشهای کیفی تحقیق رایج در علوم مختلف است که در
عصر تورم دانش و اطلاعات، ضرورت و رونق ویژه ای پیدا کرده است . فراتحلیل از یک سو به
جمع بندی و پیوند تحقیقات انجام شده و از طرف دیگر به ماحصل کاربردی آن ها م یپردازد و در
ترسیم نگرش جامع و ارائه پیشنهاد به برنامه ریزان کاربرد منحصر به فردی دارد. نظر به ضرورت
بررسی و ارزیابی تحقیقات و تألیفات آموزشی انجام شده در حوزه سلامت اجتماعی در ایران، در این
پژوهش با استفاده از مجموعه مؤلفهها و شاخصهای سلامت اجتماعی که از تحقیقی پیشین به دست
آمده، فراتحلیل سلامت اجتماعی در پژوهشهای آموزشی صورت گرفته و نتایج آن بیان شده است.

تأثیر آموزش مهارت های مدیریت زمان بر خودکارآمدی دانشجویان روانشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

دوره 7، شماره 21، تابستان 1392، صفحه 43-56

اکرم درتاج، مهدی لسانی، عباسعلی رستمی نسب

چکیده
هدف پژوهش حاضر تأثیرآموزش مهارتهای مدیریت زمان بر خودکارآمدی دانشجویان مقطع
کارشناسی رشته روانشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده است. این پژوهش از نظر هدف
کاربردی و از نظر روش، یک تحقیق آزمایشی بوده است . دانشجویان روانشناسی دانشگاه
شهید باهنر، جامعه آماری تحقیق را تشکیل داده اند. به این منظور 44 نفر از دانشجویان رشته
روانشناسی به شکل تصادفی انتخاب و سپس به صورت گمارش تصادفی در دو گروه
آزمایش و کنترل جایگزین شدند، ازگروههای آزمایش و کنترل پیشآزمونی گرفته شد سپس
گروه آزمایش در معرض ده جلسه آموزشی مهارتهای مدیریت زمان قرار گرفتند، ولی گروه
کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکردند . سپس از اعضا ء گروه های آزمایش و کنترل
پسآزمون به عمل آمد تا تأثیر آموزش مشخص شود آزمود نیها پرسشنام ۀ خودکارآمدی
عمومی شرر و همکاران( 1982 ) رادردو مرحله پیشآزمون و پسآزمون تکمیل کردند. داده ها با
استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت نتایج پژوهش نشان داد که
آموزش مهارتهای مدیریت زمان بر خودکارآمدی تأثیر معناداری دارد. همچنین نتایج نشان
داد که این آموزش برخودکارآمدی با توجه به جنسیت تأثیر معناداری نداشته ولی آموزش با
توجه به شبانه یا روزانه بودن برخودکارآمدی تأثیر معناداری داشته است.

نقش مهارت‌های فنی و غیر فنی در فرآیند تجاری سازی اختراعات و نوآوری‏های مهارت آموختگان سازمان آموزش فنی و حرفه‏ ای کشور

دوره 6، شماره 17، تابستان 1391، صفحه 129-143

پوراندخت نیرومند، اکبر فرجی ارمکی، محبوبه رنجبر، سهراب مسجدیان جزی

چکیده چکیده هدف این پژوهش ارزیابی نقش آموزشهای مهارتی اعم از فنی و غیرفنی در فرآینـد تجـاری سـازی اختراعات و نوآوریهای کارآموزان آموزش فنی و حرفهای است. استراتژی تحقیق ، پیمایشی اسـت و جامعه هدف آن کـارآموزان مهـارت آموختـه مختـرع و نـوآوران سـازمان آمـوزش فنـی و حرفـه ای کشوراست. برای جمع آوری نظرات از پرسشنامه محقق ساخته با پایایی 8/0) آلفای کرونباخ) و بـرای بررسی نتایج تحقیق از آزمون دو جملهای، آزمون مقایسه میانگین رتبه، آزمون تی اسـتیودنت، آزمـون رتبه بندی فریدمن استفاده شده است. نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای فنی و غیر فنی در فرایند تجاریسازی از اهمیت بالایی برخوردارند .

نحوۀ پرسیدن سؤال و نقش آن در آموزش از دیدگاه قرآن و تعلیم و تربیت اسلامی

دوره 5، شماره 15، زمستان 1390، صفحه 9-28

سیدصدرالدین شریعتی

چکیده یکی از مؤلفههای مهم در آموزش و پرورش اسلامی، سؤال و نحوه سؤال پرسیدن
است که به عنوان یکی از روشهای آموزشی و تربیتی بیان می شود . در قرآن کریم
سؤال، فراوان مطرح است. سؤال در قرآن با ادوات سؤال ، کلمۀ سؤال و مشتقات آن
دیده می شود. هدف از سؤال در قرآن کریم دانایی و رشد معلومات اشخاص است در
این مقاله ابعاد مختلف سؤال و آئین سؤال کردن شامل: اجازة استاد، سؤال برای فهم،
اصرار در جواب، چگونگی سؤال از افراد شایسته و صراحت در مقابل سؤال و نقش آن
در آموزش از دیدگاه قرآن و تعلیم وتربیت اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است.

طراحی و تدوین بسته های آموزشی تجارت الکترونیکی در ایران

دوره 5، شماره 13، تابستان 1390، صفحه 59-89

روح الله نوری، محمد ابویی اردکان، محمدرحیم اسفیدانی

چکیده چکیده
یکی از چالش های اساسی کشورهای درحال توسعه در تجارت الکترونیکی، آموزش و ظرفی تساز ی
نیروی انسانی است. پروژه آموزش و آگاه سازی تجارت الکترونیکی در جمهوری اسلامی ایران با هدف
شناسایی فعالان و بازیگران تجارت الکترونیکی و طراحی دوره های مناسب منطبق بر نیاز آنا ن تعری ف
شد. پیرو چنین هدف عمده ای، در ابتدا گروه های بالقوه فراگیران با استفاده از مدل فعالان اقتصاد ی و
مدل تجارت الکترونیکی توربان شناسایی شدند. در گام بعد نقش ها ی اصل ی ه ر یک از باز یگران و
فعالان در عرصۀ تجارت الکترونیک ی بر اساس چارچوب ها ی کارکرد ی تجارت الکترونیک ی و
فرایندهای سازمانی آن تعیین شد. بر اساس نقش های مربوط به هر گروه از فراگی ران، سلسله مراتب
اهداف آموزشی مربوط توسعه داده شد و موضوعات اساسی طراحی در قالب یک سند اطلاعات دوره
ها مواد لازم برای بسته های آموزشی طراح ی و « س. ا. د » (س. ا. د) دسته بندی شدند. با استفاده از این
تدوین شدند.

بررسی عوامل محدود کننده و تسهیل کننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی در وزارت آموزش و پرورش

دوره 1، شماره 2.3، پاییز 1386، صفحه 5-18

کورش فتحی واجارگاه، فهیمه نصیری

چکیده این مقاله، به دلیل گستردگی پژوهش اصلی تنها به عوامل محدودکننده و تسهیل‌کننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی می‌پردازد. هدف اصلی در انجام کار، بررسی و شناسایی عوامل محدودکننده و همچنین عوامل تسهیل‌کننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی از دیدگاه متخصصان آموزش مجازی و نیز کارشناسان آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش است. تحقیق حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. تجزیه و تحلیل نتایج مشخص کرد، آشنایی ناکافی مدیران ارشد نسبت به ICT از مهم‌ترین عوامل محدودکننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی و داشتن برنامه مدیریت توسعه ICT در سطح وزارت آموزش و پرورش از مهم‌ترین عوامل تسهیل‌کننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی به شمار می‌روند