کلیدواژه‌ها = ارزشیابی
سنجش و ارزیابی، اعتبارسنجی، ممیزی و تضمین کیفیت آموزش

کاربست رویکرد آمیخته در ارزشیابی کیفیت تدریس اعضای هیئت‌علمی: دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

دوره 19، شماره 70، پاییز 1404، صفحه 49-64

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.533383.3386

زهرا حاجی میرزاآقائی یزدی، مرضیه دهقانی، کیوان صالحی

چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزشیابی وضعیت موجود کیفیت تدریس اعضای هیئت‌علمی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران با استفاده از یک ابزار بومی‌سازی‌شده بود تا با شناسایی نقاط قوت و ضعف، مبنایی مبتنی بر شواهد برای بهبود فرآیندهای آموزشی فراهم شود.
روش: پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی انجام شد. در فاز کیفی از روش نظریه برخاسته از داده‌ها در سطح نظم‌دهی مفهومی استفاده شد و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته تا رسیدن به اشباع داده‌ها با ۲۲ دانشجو انجام شد، چارچوب ارزشیابی شامل ۵ عامل، ۱۶ ملاک و ۷۰ نشانگر تدوین گردید. در فاز کمّی، ابزار محقق‌ساخته (در قالب یک مقیاس مبتنی بر چارچوب ملاک‌ها و نشانگرهای تدوین‌شده) با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی ۰.۹8 و آلفای کرونباخ ۰.۸۸، مبتنی بر این چارچوب در میان 410 دانشجو اجرا شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی تحلیل شدند.
یافته‏ها: وضعیت کلی کیفیت تدریس با میانگین 03/5 (از ۱۰) «نسبتاً نامطلوب» است. یک عدم توازن کلیدی مشاهده شد: تنها «عامل فردی مرتبط با استاد» (میانگین ۶.۸۱) در سطح «نسبتاً مطلوب» قرار داشت که بیانگر شایستگی استادان است. در مقابل، سایر عوامل شامل آموزشی (میانگین 32/5)، ارتباطی (میانگین 11/5) و فردی دانشجو (میانگین 63/4) نامطلوب ارزیابی شدند. «عامل ساختاری» با کسب پایین‌ترین میانگین (28/3) به‌عنوان بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف شناسایی شد که نشان‌دهنده چالش‌های جدی زیرساختی است.
نتیجه‏گیری: نتیجه‌گیری می‌شود که اساتید شایسته در یک بستر ساختاری و سیاستی ضعیف فعالیت می‌کنند. ارتقای کیفیت نیازمند یک رویکرد دوگانه است که هم‌زمان بر توسعه مهارت‌های پداگوژی اساتید و نیز اصلاحات بنیادین در زیرساخت‌های دانشکده تمرکز نماید.

آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

ارزیابی اثربخشی دوره‌های ضمن خدمت در بهبود عملکرد نیروی انسانی: مطالعه موردی یک بانک دولتی

دوره 17، شماره 61، تابستان 1402، صفحه 57-69

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.399567.2980

مبین طاطاری، الهام اکبری

چکیده هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثربخشی دوره‌های ضمن خدمت در یک بانک دولتی است. این پژوهش در زمره مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار می‌گیرد و ازنظر هدف کاربردی هست. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان بانک هست که در دوره‌های آموزشی بانک شرکت داشته‌اند. با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس، ۵۹۶ نفر به پرسشنامه پاسخ دادند و داده‌های گردآوری‌شده مطابق با مدل ROI و با استفاده از آزمون میانگین یک جامعه تحلیل شد. نتایج نشان می‌دهد که شرکت‌کنندگان از دوره‌های آموزشی رضایت نسبی دارند و برخی از آن‌ها محتوای دوره‌ها و ارائه آن‌ها را جذاب و مرتبط با نقش‌های شغلی خود می‌دانند و برخی دیگر اظهار کرده‌اند که از این دوره‌ها رضایت کافی ندارند. بخش دیگری از نتایج نشان می‌دهد که میزان یادگیری شرکت‌کنندگان بعد از برگزاری دوره‌های آموزشی به‌صورت معناداری تغییر نکرده است و مشارکت در دوره‌های آموزشی باعث تغییر قابل‌توجهی در میزان یادگیری شرکت‌کنندگان نشده است. علاوه بر این، نتایج نشان داد که علیرغم انتقاد شرکت‌کنندگان از دوره‌ها و رضایت نسبی آن‌ها، آن‌ها فکر می‌کردند که این دوره‌ها به رفع برخی از مشکلات کاری آن‌ها کمک کرده و گردش کار در بانک تا حدودی تسهیل شده است. به‌عبارت‌دیگر، نتایج حاکی از آن است که این دوره‌ها تا حدی بر فرآیندهای کاری سازمان تأثیر گذاشته است.

شناسایی شایستگی ها و راهبردهای بالندگی اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در ارتباط با برنامه درسی:یک مطالعه کیفی

دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 22-33

امیر یونسی، عفت عباسی، علی حسینی خواه، حسین خنیفر

چکیده برنامه درسی یکی از عواملی است که می‌تواند موجب بهبود کیفیت آموزش در نظام‌های آموزش عالی شود. هدف از این مطالعه شناسایی شایستگی‌ها و راهبرد های بالندگی اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در زمینه برنامه درسی (از میان عناصر نه گانه برنامه درسی فقط سه عنصر روش تدریس، محتوا و ارزشیابی) در سال 1399 بود. این مطالعه در چارچوب رویکرد کیفی و روش گرانددتئوری صورت گرفته است. جامعه پژوهش شامل تمامی اساتید دانشگاه فرهنگیان تهران بود، در این مطالعه بر اساس منطق نمونه‌گیری در روش‌های کیفی و با استفاده از روش نمونه‌گیری ملاک‌محور و شبکه‌ای 16 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات بدست آمده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در چند مرحله و با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت است. برای حصول اطمینان از اعتبار نتایج بدست آمده از ممیزی بازبینی اعضاء استفاده شد. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان داد که می‌توان شایستگی‌های اعضای هیئت علمی در ارتباط با سه عنصر برنامه درسی را در 20 شایستگی طبقه‌بندی کرد و همچنین از پنج راهبرد برای بالنده کردن اعضای هیئت علمی استفاده کرد. در نتیجه با استفاده از راهبردهای درس پژوهی، کارگاه‌های آموزشی مناسب، منتورینگ، فرصت مطالعاتی و دعوت از اساتید برجسته می‌توان شایستگی‌های اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در ارتباط با برنامه درسی را بهبود بخشید.

شناسایی مؤلفه‌های شایستگی معلمان و ارائه چارچوبی جهت ارزشیابی آنان

دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 91-104

محمد امین زارعی، آزاد الله کرمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های شایستگی معلمان و ارائه‌ی چارچوبی جهت ارزشیابی آنان بود. این پژوهش در سال 1399 و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی انجام شد. جامعه آماری متخصصان علوم تربیتی و منابع مکتوب بودند که 11 نفر از متخصصان با استفاده از روش هدفمند و 20 منبع بعد از فیلترگذاری انتخاب شدند. در این پژوهش از مصاحبه نیمه‌ساختار یافته با متخصصان و فیش‌برداری از منابع برای گردآوری داده‌ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها بعد از مشخص شدن جملات کلیدی متون، به ترتیب کدها، زیر مقولات و مقولات تعیین شدند. در این پژوهش واحد ثبت "مضمون" بود. برای اطمینان از روایی یافته‌ها، از روش "بررسی توسط اعضا" و برای پایایی، از روش پایایی "توافق بین دو کدگذار" استفاده شد. در انتهای تحلیل محتوای استقرایی و با مقایسه‌ی مستمر کدهای به‌دست‌آمده، پنج مولفه‌ شایستگی جهت ارزشیابی معلمان استخراج شد. این مولفه‌ها عبارتند از: مهارت تربیتی، دانش تخصصی، صلاحیت اخلاقی و سلامت جسمانی و روانی و وضعیت دانش‌آموزان؛ که این شایستگی‌ها را می‌توان با روش‌های مشاهده‌ی کلاس، فرم ارزشیابی عملکرد، نمونه کارهای معلمی و نمرات استاندارد دانش آموزان بررسی کرد. نتایج نشان داد به منظور آگاهی از کیفیت فعالیت معلمان، به جای تمرکز بر یک عامل، باید سیستم ارزشیابی موثر و مشخص استفاده کرد تا ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف معلمان، برنامه ریزی منطقی برای بهبود شرایط انجام شود.

بهینه کاوی (بنچ مارکینگ) وکاربردهای آن درآموزش عالی مطالعه دانشگاههای منتخب ایران

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 193-205

محسن کمالی، پرویز ساکتی، محمد حسین پور، مقصود فراستخواه

چکیده هدف کلی از این مقاله ارزشیابی سیستم اطلاعات مدیریت در آموزش عالی ایران با استفاده از رویکرد بهینه کاوی است. با کاربرد این روش سیستم اطلاعات مدیریت چهار دانشگاه منتخب (اصفهان، تهران، شیراز و اهواز) با یکدیگر مقایسه شدند. جامعه آماری موردمطالعه با روش نمونه‌گیری خوشه‏ای 1511 نفر دانشجو، 1038 نفر استاد، 518 نفر مدیر و 1158 نفر از کارمندان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق‌ساخته متشکل از ابعاد سیستم اطلاعات مدیریت بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن بین گروه‌های مخاطب توزیع و با استفاده از روش‌های آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه، داده‏های به‌دست‌آمده تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانشگاه اصفهان با دارا بودن بالاترین میانگین در تمامی ابعاد نسبت به سایر دانشگاه‌ها بهترین وضعیت را داشت.

نگاهی تحلیلی بر عملکرد مدارس تیزهوشان دوره متوسطه اول استان خوزستان بر اساس الگوی ارزشیابی سیپ CIPP

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 785-797

سمیه ابراهیمی، فائزه ناطقی، علیرضا فقیهی

چکیده هدف این پژوهش ارزشیابی کیفیت ابعاد زمینه و درونداد برنامه آموزشی مدارس تیزهوشان دوره متوسطهاول استان خوزستان بر اساس الگوی ارزشیابی سیپ است. جامعه آماری این پژوهش ، سه گروه دبیران، دانش آموزان و خبرگان بود . تعداد 80 دبیر، 248 دانش آموز پایه سوم با استفاده از جدول مورگان و 9 فرد خبره با روش تمام شماری، نمونه های آماری این پژوهش در رابطه با ابزار پرسشنامه را تشکیل دادند. در رابطه با ابزار مصاحبه نیز از دبیران و دانش آموزان، تا حد اشباع مصاحبه شد. دو چک لیست ساخت دار  که اطلاعات خواسته شده در آن بر اساس اسناد و مدارک ، مشاهده و گرفتن اطلاعات از متخصصان تعلیم و تربیت به دست می آید. میزان آلفای کرانباخ پرسشنامه دبیران858/0،پرسشنامه دانش آموزان 901/0، و پرسشنامه خبرگان 862/0 به دست آمد. در این مطالعه ار روش پرسش از همتایان برای تعیین پایایی مصاحبه ها استفاده گردید. برای تعیین اعتبار صوری و محتوا، نظرات 5 نفر از صاحب نظران مرتبط در این خصوص دریافت شد. از روش تجزیه و تحلیل نشانگرها،ملاک ها و عوامل و میانگین و انحراف معیار استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده های حاصل از  مصاحبه ها از روش مقوله بندی استفاده شد.  و در تجزیه و تحلیل چک لیست ها از ارزیابی تفاوت بین وضع موجود و مطلوب بهره گرفته شده است. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کیفیت برنامه های آموزشی مدارس تیزهوشان استان خوزستان بر اساس الگوی سیپ در بعد زمینه و درونداد مطلوب بود.

رده‌بندی شناختی سؤالات بر اساس الگوی توان- پیچیدگی مطالعه موردی: سوالات آزمون آزمایشی حساب دیفرانسیل

دوره 11، شماره 39، زمستان 1396، صفحه 47-74

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61672

سلیمان ذوالفقارنسب، رضا محمدی، جواد حاتمی

چکیده تهیه سؤالات دشوار با الگوریتم‌های محاسباتی پیچیده، منجر به روندهای نابجا مثل راهبردهای آموزش تست­زنی و آمادگی برای آزمون در بین آزمون­شوندگان شده است. داشتن استانداردهای آموزشی دقیق و کاربرد الگوهای رده­بندی کمک می‌‌کند تا ارزشیابی بهتری از برنامه­­های آموزشی، محتوای درسی و همین‌طور پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به دست آید. در این نوشته به بررسی نمونه­ای کوچک از مجموعه سؤالات چهارگزینه­ای حساب دیفرانسیل در چهارچوب هدف­های رفتاری پرداخته شد که مبتنی بر ترکیب رویکرد بلوم و وب بود؛ هدف معرفی رویکرد توان-پیچیدگی در رده‌بندی سؤالات آزمون‌ها بوده است. 12 سؤال از یک آزمون 30 سؤالی که روی یک نمونه 3409 نفری از دانش‌آموزان اجرا شد که بر اساس رویکرد توان-پیچیدگی رده‌بندی گردید. نتیجه مربوط به 3 سؤال آن در این مقاله آمده است. نتایج نشان داد که سؤالات این آزمون همگی دانش روندی را اندازه می­­گیرند و عمدتاً در سطح 3 پیچیدگی قرار داشته­اند. همچنین 92% سؤالات انتزاعی بوده و برای پاسخ­گویی صحیح به هر سؤال هم‌زمان باید چندین الگوریتم محاسباتی مختلف فراخوانی شوند. سؤالاتی که تنها از یک الگوریتم برای حل آن‌ها استفاده شده و سطوح پیچیدگی کمتری داشته­اند از پارامترهای آماری بهتری مثل مقیاس‌پذیری برخوردار بوده‌اند و تابع آگاهی آن‌ها اطلاعات بیشتری از توانایی آزمون­شوندگان فراهم می‌کردند.

بررسی تطبیقی نظام‌های ارزشیابی و تضمین کیفیت آموزش‌های کاربردی در جهان

دوره 10، شماره 34، پاییز 1395، صفحه 133-166

رضا محمدی، مریم زمانی فر، فاطمه صادقی مندی

چکیده پژوھش حاضر باھدف بررسی و تحلیل اھداف، معیارھا و فرایندھای ارزشیابی و تضمین کیفیت
در ١٧کشور پیشرو و دارای تجربھ در این حوزه )شامل امریکا، کانادا، سوئیس، فنلاند،
انگلستان، اتریش، دانمارک، سوئد، نروژ، آلمان، ھلند، استرالیا، آفریقای جنوبی، ھند، ھنگکنگ،
امارات متحده عربی، عربستان( و با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و بررسی تطبیقی
بر اساس مؤلفھھای تعیینشده انجام شده است.این مؤلفھھا عبارتاند از: نوع فرایند تضمین
کیفیت، اجباری/ داوطلبانھ بودن فرایند، ساختار فرایند)دولتی، نیمھدولتی و غیردولتی(، مراحل
اجرای فرایند، مستندات پشتیبان، تعداد و ترکیب ھیئت ارزیابی، نویسنده گزارش، چرخھ فرایند،
پی گیری نتایج، گروهھای مورد مصاحبھ و سطوح ارزشیابی. در خصوص کاربرد معیارھای
ارزشیابی و تضمین کیفیت مشخص گردید کھ ١١معیار کارکنان حرفھای و آموزشی، فراگیران،
دورهھا و برنامھھای آموزشی و کارآموزی، یاددھی- یادگیری و کارآموزی، بھبود
مستمر)تضمین و توسعھ کیفیت(، ارتباط با صنعت و جامعھ، برون دادھا و پیامدھا، اھداف و
برنامھھا، سازماندھی، مدیریت و رھبری، امکانات، منابع فیزیکی و فناوری، حمایت مؤسسھ
ایدر اکثر کشورھای مورد مطالعھ مشترک بوده است.مقالھ حاضر در راستای انتشار نتایج
حاصل از این مؤلفھھا و معیارھا تدوین شده است


بررسی وضعیت موجود صلاحیت های فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استانداردهای یونسکو

دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 1-22

روشن احمدی، اسماعیل زارعی زوارکی، داریوش نوروزی، علی دلاور، فریبرز درتاج

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی وضعیت موجود صلاحیت‌های فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استانداردهای یونسکو انجام گرفت. روش این پژوهش از نوع، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، شامل دانشجو معلمان مقطع کارشناسی دانشگاه تربیت دبیر فنی شهید رجایی بود. نمونه‌های تحقیق دانشجو معلمانی بودند که در نیمسال آخر تحصیلی و در آستانه فارغ‌التحصیلی به سر می برده و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. حجم نمونه نهایی بر اساس دیدگاه کلاین (2003)، 65 نفر در نظر گرفته شد. ابزارهای پژوهش شامل؛ الف) پرسشنامه سنجش صلاحیت‌های فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استاندارد یونسکو ب) پرسشنامه آزمون عملکردی و چک لیستی برای سنجش وضعیت موجود، بود. در تجزیه و تحلیل داده‌ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کولموگروف اسمیرنوف و t تک گروهی) استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت موجود صلاحیت‌های فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استانداردهای یونسکو در هر سه مؤلفه سواد فناوری، تعمیق دانش و خلق دانش در سطح متوسط به پایین قرار دارد. همچنین میانگین سؤال کلی تحقیق 18/2 به دست آمد که با استفاده از آزمون t معنادار بوده و در دامنه متوسط به پایین قرار دارد.

اصالت بخشی به ارزشیابی فرایندمحور در تربیت دینی به جای اتکا بر نتیجه محوری بر اساس آموزه های اسلامی

دوره 7، شماره 22، پاییز 1392، صفحه 1-22

مرضیه موحدی، محمود مهر محمدی، علیرضا صادق زاده، حسن نقی زاده

چکیده به کارگیری رویکرد معیوب در ارزشیابی تربیت دینی میتواند به صدمه ای جبرانناپذیر بر پیکرة تربیت
دینی و انحراف جدی آن از اهداف قصد شده منجر شود. مسئله اساسی این پژوهش آن است که
رویکرد ارزشیابی نتیجهمحور رایج در تربیت دینی، با نظر به آیات قرآن مجید و دلایل عقلی تا چه حد
درست است وچه جایگزینی برای آن وجود دارد. در این پژوهش علاوه بر استدلال های عقلی برگرفته
از متون مرتبط، برخی آیات قرآن مجید به عنوان سند متقن و اصیل اسلام با روش تحلیل محتوای کیفی
دستهبندی و واکاوی شد. چهار دسته از آیات قرآن کریم و برخی دلایل عقلی، نشان میدهند که به طور
کلی و بدون در نظر گرفتن موارد خاص، ارزشیابی نتیجهمحور از تربیت دینی با روح دین و هدف از
تربیت دینی ناسازگار است . نتیجه آنکه ارزشیابی در نظام تربیت دینی باید از سنجش نتایج
(نتیجهمحوری) به سمت ارزیابی فرایندها (فرآیندمحوری) معطوف گردد. ارزشیابی فرایندمحور نیز به
معنی بررسی و مراقبت از سلامت حرکت فرایند یاددهی یادگیری در مسیر صحیح تربیت دینی و نه
بررسی فرایند نیل به نتیجه قصد شده درنظر گرفته شود.

ارزشیابی از امکانات، برنامه ها و کارکرد های آموزش کاران آموزشگاه های شبانه روزی دوره ی راهنمایی تحصیلی استان البرز

دوره 7، شماره 22، پاییز 1392، صفحه 39-59

ملوک خادمی، نغمه کاشانچی

چکیده
آموزشگاههای شبانهروزی شماری از آموزندگان( دانشآموزان) مناطق محروم و روستایی را بر اساس
برنامهها و اهداف از پیش گردآوری شده، در خود جای دادهاند که با ارزشیابی از برنامهها و کارکردهای
آموزشکاران و داشتن تصویری گویا از وضعیت تحصیلی و زندگی آموزند گان این آموزشگاه ها ،
میتوان به زدودن کاستیها و توان افزایی نیرومندیها در این مدارس اقدام نمود. نمونۀ این پژوهش، 73
دانش آموز و 15 آموزش کار در دو آموزشگاه شبانه روزی دخترانه در استان البرز بودند . این دو
آموزشگاه از میان 7 آموزشگاه شبانهروزی دخترانه در این استان که روی هم 609 دانش آموز دوره ی
راهنمایی دارند، از طریق نمونهگزینی هدفمند برگزیده شدند. ابزارهای این پژوهش، پرسش نامه و
نگرش نامهی(چک لیست مشاهدات) پژوهشگر ساخته بوده، و دادههای به دست آمده با توجه به سطح
دقت (مقیاس اندازهگیری) آن ها و با به دست آوردن آمارهای نمایندگی، سازمان دهی و فشرده شدند، تا
توصیفی از وضعیت موجود به دست دهند. یافته ها نشان می دهد که، برآوردن نیازهای تغذیه ای
آموزندگان، نیاز به پاکیزگی بدن و نیاز به توجه، تلاش بیشتر مدیران و مسئولان را م یطلبد . همچنین
مدارس شبانهروزی، هیچ گونه برنامهای جهت بهرهگیری از اوقات فراغت آموزندگان و تربیت نیروی
انسانی مورد نیاز مناطق محروم و عشایری از بین آموزندگان بومی نداشته و نیز در اجرای برخی از
برنامهها به ویژه برنامههای بهداشتی و فوق برنامههای آموزشی، کاستیهایی وجود دارد.

ارزشیابی میزان توفیق برنامه‌های کارآفرینی و نقش آن در اشتغال مولد: مطالعه موردی در نظام مهارت آموزی رسمی در سطح پیش از دانشگاه

دوره 6، شماره 17، تابستان 1391، صفحه 1-24

عبدالرضا شیخ الاسلامی، کیوان صالحی، حسن رضا زین آبادی

چکیده چکیده مطالعۀ حاضر، با هدف قضاوت در خصوص کیفیت برنامههای کـارآفرینی و نقـش آن در اشـتغال مولـد ، در سـه مرحله، میزان توفیق هنرستانهای دخترانۀ شهر تهران را به عنوان یکی از زیرمجموعههـای نظـام مهـارت آمـوزی رسمی در سطح پیش از دانشگاه، مورد ارزیابی قرار داده است. در مرحله «پیشارزشیابی»، نشـانگ رها و معیارهـای قضاوت در سطوح «نامطلوب، نسبتاًمطلوب و مطلوب» تدوین شد. در مرحلۀ «ارزشیابی»، با استفاده از نشانگرهای تدوین شده، و تدوین ابزارهای مورد نیاز، دادهها از زیرجامعههای هنرجویان، هنرآموزان، مدیران، دانشآموختگـان و کارفرمایان گردآوری شد. نتایج نشان داد که میزان توفیق هنرستانهای دخترانۀ نواحی شمال و مرکز شهر تهـران در برنامههای کارآفرینی، در سطح «نامطلوب» و در هنرستانهای دخترانۀ نواحی جنوب، شرق و غرب شهر تهران در سطح «نسبتاً مطلوب» قرار دارد. به طور کلی و در مجموع کلیۀ نواحی مورد بررسی، میزان توفیق هنرستانهـای دخترانۀ شهر تهران در برنامههای کارآفرینی، در سطح «نامطلوب» ارزشیابی شد. در مرحلۀ «پسارزشیابی»، ضـمن استفاده از نتایج تحلیل محتوای سؤالات بازپاسخ پرسشنامۀ دانشآموختگان و کارفرمایان و مصاحبه با هنرجویـان، هنرآموزان، و کارشناسان نظام مهارتآموزی، علل نتایج بدست آمده در مرحله ارزشیابی، مورد بحث قرار گرفته و راهکارهای بهبود، پیشنهاد شد.

ارزشیابی دورۀ آموزشی الکترونیکی رشتۀ کارشناسی ارشد مهندسی فنّاوری اطلاعات دانشگاه‏ های تربیت مدرس، خواجه نصیرالدین طوسی وامیرکبیر بر اساس الگوی رودریک سیمز

دوره 6، شماره 16، بهار 1391، صفحه 107-129

اصغر زمانی، محمدحسن پرداختچی، محمد قهرمانی، هایده ترابیکیا

چکیده هدف پژوهش حاضر ارزشیابی دورۀ آموزشی الکترونیکی رشته کارشناسی ارشد مهندسی فنّاوری اطلاعات دانشگاه‏های تربیت مدرس ،خواجه نصیر الدین طوسی و امیرکبیر بر اساس الگوی رودریک سیمز است. در این تحقیق از روش توصیفی استفاده شده است. نمونۀ آماری پژوهش 151 نفر از دانشجویان، استادان و آموزشیاران دورۀ آموزش الکترونیکی رشتۀ کارشناسی ارشد مهندسی فنّاوری اطلاعات دانشگاه‏های تربیت مدرس، خواجه نصیرالدین طوسی و امیرکبیر بودند. در این پژوهش پایایی پرسشنامه 93/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که دوره‏های آموزش الکترونیکی در دانشگاه‏های خواجه نصیر و تربیت مدرس غالباً در حد نسبتاً مطلوب ارزیابی شده و در دانشگاه امیرکبیر وضعیت مؤلفه‏ها در مقایسه با نتایج خواجه نصیر و تربیت مدرس مطلوب‏تر ارزشیابی شده است.