شناسایی مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون
صفحه 5-20
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.428084.3088
محبوبه عسکری باقرآبادی، هادی خان محمدی، رضا واعظی، داود حسین پور
چکیده هدف: نظام مدیریت آموزش عالی کشور همواره با مسائل متعددی روبرو بوده که به آسانی قادر به مقابله با تمامی آنها نیست. ازاینرو شناخت ماهیت مسائل در این حوزه، جهت ارائه کردن بهترین شیوهی مدیریت و حکمرانی، ضرورت دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی بود که در سال 1402 با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعهی پژوهش شامل اساتید و خبرگان دارای تحصیلات آکادمیک مدیریت دولتی، مدیران اجرایی شاغل در وزارت عتف و پژوهشگران و کارشناسان خبره آموزش عالی بود، که نمونهگیری با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند، صورت گرفت. جمعآوری اطلاعات تا اشباع نظری دادهها ادامه یافت و تعداد 15 مصاحبهی فردی نیمهساختاریافته انجام گرفت. جهت کدگذاری نیز از نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که بحران هویت، کمّیتزدگی، تمرکزگرایی، پیچیدگی فرایندی و تنوع مراجع حکمرانی و قانونگذاری، ازجمله مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور میباشند. نتیجهگیری: درنتیجه توجه عمیق به هریک از این مسائل از سوی مدیران نظام آموزش عالی کشور میتواند منجر به توسعۀ پایدار کشور، ارتقای کیفیت ارائۀ خدمات و کاهش هزینههای مربوط، افزایش شفافیت فرایندها و غیره گردد و بهتبع آن چارچوب حکمرانی مناسب، جهت مواجهه با اینگونه مسائل از جانب آنها به کار گرفته شود.
اثربخشی آموزش خودگویی مثبت بر توجه انتخابی و کارآمدی پردازش دانشآموزان
صفحه 21-34
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.431295.3099
بهاره احسانی فرد، فریبرز نیکدل، علی تقوائی نیا
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودگویی مثبت بر توجه انتخابی وکارآمدی پردازش در میان دانشآموزان دختر انجام شده است.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، همراه با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج در سال تحصیلی 1400-1401 بود که تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای، تحت آموزش مداخلهی خودگویی مثبت قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. جهت سنجش میزان توجه انتخابی و کارآمدی پردازش آنها، از آزمون استروپ و آزمون شاخص پردازش اطلاعات استفاده و سنجش پیشآزمون یک هفته قبل و پسآزمون یک هفته پس از دوره ی آموزش انجام شد.
یافتهها: تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مانکوا نشانداد که نمرات پسآزمون توجه انتخابی و کارآمدی پردازش در دو گروه تفاوت معنادار دارد؛ بدین صورت که توجه انتخابی و کارآمدی پردازش گروه آزمایش بعد از آموزش خودگویی افزایش یافته و آموزش خودگویی مثبت بر بهبود میزان توجه انتخابی و کارآمدی پردازش گروه آزمایش موثر بود.
نتیجهگیری: بنابراین پیشنهاد میشود آموزشهایی جهت مثبتاندیشی و خودگویی مثبت در مدارس، انجام گیرد.
بررسی رابطه رهبری دیجیتال با عملکرد خلاقانه بواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی معلّمان
صفحه 35-54
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.425600.3080
حسین معجونی، حسن رحیمی
چکیده هدف: سازمانهای آموزشی بهویژه مدارس کشورمان در شرایط متغیّر و متحوّل امروزی، جهت مقابله با مسائل و مشکلات عدیدهای که با آن روبرو هستند، نیاز مبرمی به مدیران و معلّمانی دارند که خلاق و بهروز باشند و این خلاقیّت را در عملکرد شغلیشان نشان دهند. با توجه به اهمیت و ضرورت عملکرد خلاقانه معلّمان و مدیران، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رهبری دیجیتال با عملکرد خلاقانه بهواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی معلّمان انجام شده است. روش: روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش معلّمان مقطع ابتدایی منطقه 5 تهران در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1610 نفر بودند، که از این جامعه با روش نمونهگیری تصادفی ساده و بر مبنای فرمول کوکران نمونهای به حجم 310 نفر انتخاب شد. برای جمعآوری دادههای پژوهش از پرسشنامههای رهبری دیجیتال (ULUTAŞ & ARSLAN, 2017)، توانمندسازی روانشناختی (Spreitzer, 1995) و عملکرد خلاقانه (Oldham & Cummings, 1996) استفاده شد یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و به کمک دو نرمافزار Spss و Lisrel انجام شد. نتایج تحلیل نشان داد که: رهبری دیجیتال دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 05/0 بر عملکرد خلاقانه و توانمندسازی روانشناختی معلّمان است؛ توانمندسازی روانشناختی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 05/0 بر عملکرد خلاقانه معلّمان است؛ همچنین رهبری دیجیتال بهواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر عملکرد خلاقانه معلّمان است. نتیجهگیری: درنهایت برای اینکه سازمانهای آموزشی و مدارس بتوانند همگام با تغییرات نوآورانه و پیشرفتهای محیط دیجیتالمحور واکنش مناسبی داشته باشند، باید با استفاده از سبک رهبری دیجیتال، استرس معلّمان در ارتباط با اشتباهات احتمالی برای بیان ایدهها و نظرات متنوّع و جدید را از بین برده و از این طریق باعث افزایش عملکرد خلاقانه معلّمان شوند.
مدل علی سرزندگی تحصیلی براساس تفکرانتقادی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانشآموزان تیزهوش
صفحه 55-70
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.442399.3119
ایران رضائی اشیانی، مسعود قاسمی، رویا کوچک انتظار، سوزان امامی پور
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش مدلیابی سرزندگی تحصیلی براساس تفکرانتقادی با میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش مدارس استعدادهای درخشان بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با تکیه بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشآموزان تیزهوش دوره متوسطه اول (پایه هفتم و هشتم) مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان در نیمه دوم سال تحصیلی 1402- 1401 بود. نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در نهایت 340 نفراز دانشآموزان به عنوان نمونه به پرسشنامههای سرزندگی تحصیلی حسین-چاری و دهقانیزاده (1391)، پرسشنامه تفکرانتقادی Ricketts (2003) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی Morgan-Jinks(1999) پاسخ دادند.
یافتهها: دادهها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. براساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که تفکر انتقادی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق خودکارآمدی تحصیلی بر سرزندگی تحصیلی اثر معناداری و مثبت دارد.
نتیجهگیری: بنابراین میتوان بیان کرد، به منظور افزایش سرزندگی تحصیلی در دانشآموزان تیزهوش ضمن توجه به افزایش مهارت تفکرانتقادی برافزایش خودکارآمدی تحصیلی نیز در این گروه تمرکز شود.
زمینه، پیامد و راهبردهای توسعه استعداد معلمان تازه کار: یک پژوهش آمیخته
صفحه 71-91
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.427339.3091
رقیه انصاری، علی جعفری راد، ابراهیم پورحسینی
چکیده هدف: یکی از چالشهای مهم در سازمانها مقوله، جذب و توسعه استعدادهاست. چراکه بسیاری از آنها به دلیل کمبود استعدادها با تهدید و تغییرات بزرگی روبرو هستند. در این راستا، یکی از این سازمانها، آموزشوپرورش است که نیاز به توسعه استعداد معلمان تازهکار دارد. بهمنظور حل این چالش، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه استعداد معلمان تازهکار طراحی شده است. روش: روش پژوهش حاضر، ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی که از هر دو روش پژوهش کیفی و روش پژوهش کمّی استفاده شد، ازنظر زمانی در سال 1402 و ازنظر مکانی در شهر تهران بود، بدین منظور پژوهشگر با بررسی ادبیات پژوهش 6 سؤال مصاحبه نیمهساختار یافته طراحی و از پاسخگویان دادههای لازم جمعآوری شد یافتهها: با توجه به استفاده از رویکرد هدفمند و بهکارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبههای نیمهساختار یافته با 25 نفر از متخصصان حوزه تعلیم و تربیت در شهر تهران و سایر شهرهای در دسترس صورت پذیرفت، درنهایت 286 مؤلفه در قالب، 53 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی که در پدیده محوری (5 مقوله). شرایط علی (6 مقوله)، در عوامل زمینهای (6 مقوله)، در عوامل مداخلهگر (12 مقوله)، در راهبردها (9 مقوله)، و در پیامدها (15 مقوله)، شناسایی شد. همچنین الگوی پیشنهادی توسعه استعداد معلمان تازهکار با استفاده از روشهای تحلیل عامل تأییدی مرحله اول و دوم، نهایی و اعتباریابی شد و اعتبار درونی الگو مورد تأیید قرار گرفت. نتیجهگیری: نتایج پژوهش دلالت بر این موضوع دارند که رسیدن به یک الگوی توسعه استعداد مناسب در جهت افزایش کارایی نظام تعلیم و تربیت نیازمند یک نگاه جامع و مشارکت حداکثری همه افراد و نهادهای مؤثر در این حوزه است.
آسیبشناسی مسئولیت اجتماعی در پژوهشهای محلی و منطقهای اعضای هیئت علمی
صفحه 93-114
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.435484.3113
مژگان خوشنام
چکیده هدف: تحلیل آسیبشناسانهی مسئولیت اجتماعی اعضای هیئتعلمی در حوزهی پژوهشی و ارائهی راهکارهای افزایش تناسب میان بروندادهای پژوهشی با نیازهای محلی و منطقهای. روش: انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 عضو هیئتعلمی دانشگاههای شیراز، ایلام و یزد. روش نمونهگیری، نمونهگیری نظری بوده است. گردآوری دادهها تا اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل دادهها به روش تحلیل تماتیک انجام شده است. یافتهها: عوامل درون نهادی شامل مصلحتاندیشی پژوهشی، عدم باور به کارکرد حل مسئله، حمایت ناکافی آییننامههای ارتقا و ترفیع از مسئولیت اجتماعی، کمّیگرایی و مقالهمحوری، سرانه پژوهشی حداقلی و عوامل بروننهادی شامل پژوهشهای بیمشتری، عدم استقبال از پژوهشهای مبتنی بر نیاز، لابیگری پژوهشی، نبود نهادهای بینابینی، ضعف اعتماد متقابل دانشگاه و جامعه، لوکس و حاشیهای بودن پژوهش، عدمجامعیت در اسناد بالادستی، عدم شایستهسالاری در انتصابات، رفتار غیرحرفهای کارفرما، عدم اعتماد صنعت به توان داخلی، تمرکزگرایی، عدم مرجعیت دانشگاه در حل مسائل جامعه و بانک اطلاعاتی ناقص. نتیجهگیری: با تأمین بودجه و تزریق اعتبارات مالی، ایجاد میزهای مشترک دائمی و اجتماعات علمی متشکل از پژوهشگران بومی و سیاستگذاران، تجدیدنظر در سیاستهای ترفیع و تشویق اعضای هیئتعلمی، بازبینی در فهم از علم و جهان بومیسازی، تقویت گروههای پژوهشی بینرشتهای، ماموریتگرایی دانشگاهها، شایستهسالاری در انتصابات مدیران و نظارت قوی و جلوگیری از زدوبندهای پژوهشی میتوان پایبندی به مسئولیت اجتماعی پژوهشی اعضای هیئتعلمی را در راستای پاسخگویی به نیازها و چالشهای محلی و منطقهای به سطح مطلوبی افزایش داد.
نقش واسطهای خوشبینی تحصیلی در رابطه بین ذهنآگاهی و تابآوری و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه
صفحه 115-131
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.433648.3102
فاطمه بساک، فاطمه بهجتی اردکانی، عذرا محمدپناه اردکان، سارا عباسی
چکیده هدف: پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای خوشبینی تحصیلی در رابطه بین ذهنآگاهی و تابآوری و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر مشهد بود.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری موردپژوهش کلیه دانشآموزان دختر ناحیه هفت شهر مشهد در سال تحصیلی 1402- 1401 بود که بر اساس پیشنهاد کلاین 250 دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه تابآوری Connor-Davidson (2003)، ذهن آگاهی Baer و همکاران (2006)، خوشبینی تحصیلی Tschannen-Moran و همکاران (2013) و برای عملکرد تحصیلی دانشآموزان از معدل نمرات دروس مختلف آنان استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و از روشهای آمار استنباطی نظیر آزمونهای همبستگی و معادلات ساختاری با تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مدل مفهومی پژوهش با دادههای تجربی برازش دارد و خوشبینی تحصیلی نقش واسطهای را در ارتباط بین ذهنآگاهی با تابآوری و عملکرد تحصیلی دارد. همچنین ذهنآگاهی با خوشبینی تحصیلی رابطه مستقیم دارد. خوشبینی تحصیلی با تابآوری و عملکرد تحصیلی نیز اثر مستقیم و معناداری داشت.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج میتوان گفت خوشبینی در دانشآموزان نقش تسهیلکننده را در بهبود تابآوری و عملکرد تحصیلی دارد. ذهنآگاهی از طریق خوشبینی در بهبود و ارتقای تابآوری و عملکرد تحصیلی مؤثر است.
