دوره و شماره: دوره 14، شماره 50، پاییز 1399 

اثربخشی بستۀ آموزشی ارتقای کارکردهای اجرایی در افزایش خودتنظیمی: نقش واسطه‏ای برنامه‏ریزی 

صفحه 7-20

زهرا بهاری، علیرضا کیامنش، محمدحسین عبداللهی

چکیده توانایی خودتنظیمی یکی از عامل‏های مهم در رابطه با بسیاری از پیامدهای مثبت روان‏شناختی است ازاین‏رو ارتقا و آموزش آن به دانش‏آموزان یک ضرورت است. هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون اثربخشی آموزش ارتقای کارکردهای اجرایی بر خودتنظیمی بر اساس نقش واسطه‏ای برنامه‏ریزی بود. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش‏آزمون- پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانش‏آموزان مقطع 2 شهر تهران می‏شد و شرکت‏کنندگان در پژوهش شامل 40 دانش‏آموز می‏شد که در سال تحصیلی 98-1397 در مدارس دولتی ثبت‏نام کرده بودند. شرکت‏کنندگان از طریق نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند. در گروه آزمایش 20 دانش‏آموز 8 جلسۀ 90 دقیقه‏ای آموزش دریافت کردند. درحالی‏که اعضای گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسش‏نامۀ کارکردهای اجرایی (BRIEF) است. برای تحلیل داده‏ها از مدل‏های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در قالب الگوی MIMIC استفاده شد. از یافته‏های قابل‏توجه این پژوهش می‏توان به برازش مدل مفهومی و نیز تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودتنظیمی اشاره کرد. درمجموع برازش مدل نشان‏دهندۀ آموزش پذیری خودتنظیمی و نقش متغیر واسطه‏ای است.

تحلیل کانونی روابط بین اضطراب امتحان و انگیزه پیشرفت با خودناتوان‏سازی و اهمال‏کاری تحصیلی در دانشجویان

صفحه 21-35

لیلا شمس نژاد، داود حسینی نسب، شعله لیوارجانی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اضطراب امتحان و انگیزه پیشرفت با خودناتوان‏سازی و اهمال‏کاری تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی تهران بود. روش پژوهش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه جامع علمی کاربردی شرق تهران بود که از این جامعه آماری 340 نفر با روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای نسبی انتخاب شدند و به پرسشنامه‏های اضطراب امتحان ساراسون (1977)، پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس (1970)، پرسشنامه اهمال‏کاری سولومون و راثبلوم (1384) و مقیاس خودناتوان‏سازی جونز و رودوالت (1979) پاسخ دادند. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین اضطراب امتحان با خودناتوان‏سازی و اهمال‏کاری تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین انگیزه پیشرفت و خودناتوان‏سازی و اهمال‏کاری تحصیلی وجود رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج همبستگی کانونی نیز نشان داد که انگیزه پیشرفت به‏طور منفی و اضطراب امتحان به‏طور مثبت اهمال‏کاری و خودناتوان‏سازی دانشجویان را پیش‏بینی می‏کند. نتایج پژوهش حاکی از این است که با افزایش انگیزه پیشرفت و کاهش اضطراب امتحان می‏توان خودناتوان‏سازی و اهمال‏کاری تحصیلی دانشجویان را کاهش داد.

اثربخشی آموزش خود دلگرم سازی مبتنی بر نظریه آدلر بر خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روان‌شناختی

صفحه 37-55

زهرا سهرابی، فریبرز درتاج، افسانه لطفی عظیمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف آموزش خود دلگرم‏ سازی مبتنی بر نظریه آدلر بر خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روان‏شناختی دانش‏آموزان دختر مقطع متوسطه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون و پیگیری 6 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه دانش‏آموزان دختر مقطع متوسطه‏ دوم مدارس دولتی شهر تهران بود که در سال 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه‏ی این پژوهش شامل 60 نفر (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای انتخاب شدند و سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه‏ی 90 دقیقه‏ای (هفته‏ای یک جلسه) تحت آموزش خود ‏دلگرم ‏سازی قرار گرفتند و گروه کنترل نیز هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار استفاده‏شده در این پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی تصوری دانش‏آموزان جینک و مورگان (1999) و مقیاس بهزیستی روان‏شناختی ریف (1989) بود. برای تجزیه‏وتحلیل داده‏ها از روش تحلیل اندازه‏گیری مکرر استفاده شد. نتایج تجزیه‏وتحلیل داده‏ها نشان داد که آموزش خود دلگرم‏ سازی باعث افزایش خودکارآمدی تصوری (01/0 >P) و بهزیستی روان‏شناختی (01/0 >P) دانش‏آموزان شده است و این تأثیر در بهزیستی روان‏شناختی پس از مرحله پیگیری پایدار مانده است. با توجه به اثربخش بودن این آموزش‏ بر افزایش خودکارآمدی تصوری و بهزیستی روان‏شناختی ارائه‏ی این آموزش‏ برای دانش‏آموزان مفید ارزیابی می‏شود.

تبیین روابط ساختاری بین کیفیت روابط والد- فرزند و جو عاطفی مدرسه با قلدری در مدرسه: ارزیابی نقش میانجیگر خودپنداره

صفحه 57-78

آرزو ملک نیا، کیانوش هاشمیان، خدیجه ابوالمعالی الحسینی

چکیده هدف این پژوهش تبیین روابط ساختاری بین کیفیت روابط والد-فرزند و جو عاطفی مدرسه با قلدری در مدرسه با ارزیابی نقش میانجی‏گر خودپنداره بود. جامعه آماری دانش‏آموزان متوسطه سال تحصیلی 97-96 تهران بودند که با روش نمونه‏برداری خوشه‏ای چندمرحله‏ای 205 دانش‏آموز دختر و 205 دانش‏آموز پسر انتخاب شدند. گردآوری داده‏ها از طریق پرسشنامه قلدری ایلی نویز (2001)، پرسشنامه ارزیابی رابطه والد-فرزند فاین و همکاران (1983)، پرسشنامه خود‏پنداره ساراسوت (1957) و جو اجتماعی- عاطفی مدرسه پاشا امیری (1388) استفاده شد. برایتحلیل از مدل‏یابی معادلات‏ ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که کیفیت رابطه پدر-فرزند ‏با مؤلفه‏های قلدری و زدوخورد قلدری به‏صورت منفی و با مؤلفه قربانی آن به‏صورت منفی همبسته است. کیفیت رابطه مادر-فرزند و مؤلفه استقلال جو عاطفی مدرسه با هر سه مؤلفه قلدری به‏صورت منفی همبسته بود. مؤلفه ساختار جو عاطفی مدرسه تنها با مؤلفه قربانی قلدری به‏صورت منفی همبسته بود. مؤلفه حمایت جو عاطفی مدرسه تنها با مؤلفه زدوخورد قلدری به‏صورت منفی همبسته بود. درنهایت همه مؤلفه‏های خودپنداره با همه مؤلفه‏های قلدری به‏صورت منفی همبسته بود. ضریب مسیر غیرمستقیم بین آن دو منفی و معنادار است. خودپنداره رابطه بین جو عاطفی مدرسه و قلدری را میانجیگری می‏کند. ضرایب مسیر کل، مستقیم و غیرمستقیم بین کیفیت رابطه والد–فرزند و قلدری منفی معنادار بود. خودپنداره به‏صورت منفی و معنادار رابطه بین کیفیت رابطه والد-فرزند و قلدری را میانجیگری می‏کند. ضریب مسیر بین خودپنداره و قلدری نیز منفی و معنادار بود.

اثر توانمندی منش بر اشتیاق و بهزیستی تحصیلی با میانجیگری استفاده از توانمندی های منش

صفحه 79-96

امین طاهری، عبدالزهرا نعامی، آزیتا امیر فخرایی، عسکر آتش افروز

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر توانمندی منش (شامل خرد، شجاعت، انسانیت، عدالت، میانه‏روی و تعالی) بر اشتیاق و بهزیستی تحصیلی دانش‏آموزان با میانجیگری استفاده از توانمندی‏های منش انجام گردید. بدین منظور 354 دانش‏آموز پایه دوازدهم از مدارس شهرستان قلعه گنج به‏صورت تصادفی چندمرحله‏ای انتخاب شدند. شرکت‏کنندگان پرسشنامه‏های ارزش‏ها در عمل (پترسون و سلیگمن، 2004)، بهزیستی مدرسه (تیان و همکاران، 2014)، اشتیاق تحصیلی (منگ و جین، 2016) و پرسشنامه استفاده از توانمندی‏های منش (گاوینجی و لاینلی، 2007) را تکمیل کردند. برای آزمودن برازش الگوی پیشنهادی و بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم مسیرها، از الگویابی معادلات ساختاری و بوت استراپ استفاده شد. نتایج نشان داد که برخی مسیرهای مستقیم توانمندی‏های منش به بهزیستی و اشتیاق تحصیلی معنادار بودند اما همه مسیرهای توانمندهای منش بر بهزیستی و اشتیاق تحصیلی از طریق استفاده از توانمندی‏های منش معنادار شدند. بر این اساس مدارس باید فرصت استفاده از توانمندی‏های منش را برای دانش‏آموزان فراهم کنند. تلویحات کاربردی یافته‏ها موردبحث قرار گرفت.
کلمات کلیدی : اشتیاق تحصیلی ، بهزیستی تحصیلی ،توانمندی منش

الگوی راهبردهای سه‌گانه بین‌المللی‌شدن دانشگاه‌های منتخب دولتی ایران

صفحه 97-126

طیبه موسوی امیری، عبدالرحیم نوه ابراهیم، حمیدرضا آراسته، بیژن عبدالهی

چکیده هدف از مطالعه حاضر، تدوین الگوی راهبردهای سه‏گانه بین‏المللی‏شدن دانشگاه‏های منتخب دولتی ایران بوده است. این مطالعه از نوع پژوهش‏های کیفی بوده که با استفاده از رویکرد نظریه‏پردازی داده‏بنیاد انجام شده است. در این راستا، پدیده محوری مطالعه فوق، عبارت از بین‏المللی‏شدن در راستای مأموریت‏گرایی دانشگاه‏های دولتی کشور، تعریف شده است. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر مدیران و صاحب‏نظران 16 دانشگاه دولتی منتخب کشور بوده، بنابراین تعداد مشارکت‏کنندگان با بهره‏گیری از روش نمونه‏گیری هدفمند، شامل 82 نفر بوده است که با استفاده از روش مصاحبه نیمه‏ساختمند در پژوهش مشارکت داشته‏اند. اعتبار و روایی داده‏های این پژوهش، با بهره‏گیری از دو روش بازبینی مشارکت‏کنندگان و مرور خبرگان، موردبررسی قرار گرفته است. راهبردهای پژوهش متناسب با کارکردهای سه‏گانه دانشگاه در حوزه‏های آموزش، پژوهش و خدمات هرکدام با ده مؤلفه فرعی، به ترتیب با 140، 75 و 120 کد‏باز شناسایی و تحلیل شده است. نتیجه نهایی آن‏که تحقق فرایند بین‏المللی شدن در دانشگاه‏های دولتی کشور، نیازمند برنامه‏ریزی و اقدامات مقتضی و هم‏زمان در هر سه حوزه آموزش، پژوهش و خدمات، از طریق بذل‏توجه کافی نسبت به آن، در مسیر مأموریت‏گرایی دانشگاه‏های فوق است.

اثربخشی طراحی آموزشی مبتنی بر تئوری حداقلی بر یادگیری و یادداری دانشجویان

صفحه 127-142

احسان طوفانی نژاد، هاشم فردانش

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه حداقلی بر یادگیری و یادداری در درس‏ فناوری اطلاعات بود. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش‏آزمون و پس‏آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری دانشجویان مقطع کارشناسی در رشته روان‏شناسی که در دانشکده روان‏شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بود که با روش نمونه‏گیری در دسترس دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل انتخاب شدند. گروه آزمایش، به مدت 6 جلسه ۲ ساعته آموزش را بر اساس طرح درس مبتنی بر نظریه حداقلی گذراندند و گروه کنترل آموزش را به روش رایج دیدند. ابزار اندازه‏گیری یادگیری و یادداری دو آزمون محقق‏ساخته بود. به‏منظور تحلیل داده‏ها از آزمون آماری تی گروه‏های مستقل به همراه آزمون لوین برای همسانی و ناهمسانی واریانس‏ها استفاده شد. نتایج نشان داد که روش‏های طراحی‏شده مبتنی بر رویکرد حداقلی بر کیزان یادگیری و یادداری دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری دارد (۰۵/۰< p).

ارائۀ الگویی چهار لایه برای امکان‌سنجی و استقرار اثربخش حکمرانی خوب در آموزش عالی

صفحه 143-162

ریحانه پورحسن، حبیب الله سالارزهی، سید علیقلی روشن، نور محمد یعقوبی، مسعود دهقانی

چکیده هدف کلی پژوهش، ارائۀ الگوی چهارلایه‏‏ایِ امکان‏‏سنجی و استقرار حکمرانی خوب در آموزش عالی بود. روش پژوهش مطالعۀ حاضر، فراترکیب و بازنگری در موضوع بود. الگوی حاضر با ترکیب یافته‏‏های پژوهش‏های کِیفی و کمّی مرتبط، طراحی شد. درمجموع، 298 مقاله در حوزۀ حکمرانی خوب در آموزش مورد ارزیابی قرار گرفت و در پایان، 60 پژوهش انتخاب و ابعاد و کُدهای مربوط، با تحلیل محتوای پژوهش‏ها استخراج شد و میزان اهمیت و اولویت هریک با استفاده از آنتروپی شانون تعیین شد. یافته‏‏ها نشان داد که کُدهای ارائۀ گزارش‏‏های مالی مستمر، مدیریت روند تغییرات در حوزۀ آموزش و پژوهش بر اساس تغییرات محیط، انعطاف‏‏پذیری در اجرای قوانین، قانونی‏‏بودن قدرت، تسلط بر مطالب درسی، تجربۀ تدریس، دارا بودن نیروی انسانی متخصص، از ‏میان ‏برداشتن موانع دسترسی به آموزش، تلاش در جهت ایجاد زمینۀ مناسب برای بالابردن آگاهی‏‏های عمومی و هماهنگی بین ذی‏‏نفعان در بین ابعاد سه‏‏گانۀ حکمرانی خوب، دارای بیشترین ضریب اهمیت هستند. الگوی ارائه‏‏شده در پژوهش حاضر با روش چهار مرحله‏‏ای، گذار از وضعیت موجود به مطلوب در جهت استقرار حکمرانی خوب را به‏‏صورت اثربخش میسّر می‏‏کند.

طراحی الگویی جهت ارزیابی کیفیت مبتنی بر توسعه کارآفرینی دانشگاهی

صفحه 163-189

فاطمه شعبانی زنگنه، سید رسول حسینی، محمود صفری

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگویی جهت ارزیابی کیفیت مبتنی بر توسعه‏ی کارآفرینی دانشگاهی بود. برای انجام این پژوهش از روش آمیخته (کیفی/نظریه برخاسته از داده‏ها «داده بنیاد» و کمی/توصیفی- همبستگی) استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان حوزه‏ کارآفرینی بودند که با روش گلوله برفی انتخاب و با ابزار مصاحبه‏ی عمیق تا رسیدن به حد اشباع نظری در گردآوری داده‏ها مشارکت داشتند. جامعه‏ی آماری بخش کمی شامل اساتید و صاحب‏نظران حوزه کارآفرینی در دانشگاه‏های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری مشخص و 113 پرسشنامه‏ی محقق‏ساخته جهت گردآوری داده‏ها، توزیع گردید. روایی و پایایی پژوهش در بخش کمی و کیفی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده‏های بخش کیفی از روش کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و گزینشی)؛ و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد؛ ارزیابی کیفیت در دانشگاه‏ها می‏تواند در دودسته عوامل درونی شامل (محتوای آموزشی، رهبری کارآفرینانه، منابع انسانی، عدالت آموزشی، کیفیت ارزشیابی، بازخورد از عملکرد، کیفیت فناوری اطلاعات، کیفیت فضای کالبدی) و عوامل بیرونی شامل (عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل جغرافیایی) موردبررسی قرار گرفته و تأثیرگذار باشد. همچنین ارزیابی کیفیت دانشگاه‏ها در راستای توسعه‏ی کارآفرینی دانشگاهی پیامدهایی چون (تجاری‏سازی، پاسخگویی، توسعه‏ی مهارت‏های کارآفرینانه، خلق ارزش و توسعه‏ی اقتصادی) به همراه دارد.

بررسی رابطه نیازهای بنیادین روان‏ شناختی در روابط با احساس تعلق به مدرسه در دانش ‏آموزان: نقش واسطه‏ای خودکارآمدی اجتماعی

صفحه 191-204

سیدجلال الدین حسینی ایرج، حسین مهدیان، محمود جاجرمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط نیازهای بنیادین روان‏شناختی و احساس تعلق به مدرسه با نقش واسطه‏ای خودکارآمدی اجتماعی در دانش‏آموزان دوره متوسطه دوم انجام گرفت. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش‏آموزان دوره متوسطه دوم شهر مشهد در سال تحصیلی 98-1397 بود. نمونه موردبررسی 369 دانش‏آموز (پسر و دختر) بودند که به روش خوشه‏ای چندمرحله‏ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ارضای نیازهای بنیادین در روابط (لاگواردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی نوجوانان (کنلی، 1989) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه (بری و همکاران، 2005) بود. تحلیل داده‏ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‏سازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان دادند اثر مستقیم و معناداری میان نیازهای بنیادین روان‏شناختی در ارتباط با معلمان با خودکارآمدی اجتماعی و احساس تعلق به مدرسه وجود دارد. به‏طوری‏که نیازهای بنیادین روان‏شناختی و خودکارآمدی اجتماعی 55 درصد از تغییرات احساس تعلق به مدرسه را تبیین می‏کردند. به نظر می‏رسد خودکارآمدی اجتماعی دانش‏آموزان در رابطه‏ی نیازهای بنیادین روان‏شناختی و احساس تعلق به مدرسه نقش واسطه‏ای داشته باشد.