دوره و شماره: دوره 14، شماره 49، تابستان 1399 

آسیب شناسی آیین نامه واگذاری اختیارات برنامه ریزی درسی به دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی(1395)

صفحه 7-23

مرتضی امانی، عبدالرحیم نوه ابراهیم، حسن رضا زین آبادی، بیژن عبدالهی

چکیده هدف از پژوهش حاضر آسیب‏شناسی آیین‏نامه واگذاری اختیارات برنامه‏ریزی درسی به دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در سال 1396 بود. روش پژوهش کاربردی، توصیفی و از نوع مطالعات پیمایشی مقطعی بود. جامعه پژوهش کلیه اعضای هیئت‏علمی گروه علوم تربیتی دانشکده‏های روان‏شناسی و علوم تربیتی دانشگاه‌های دولتی بود که با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چندمرحله‏ای، نمونه‏ای به حجم 81 نفر انتخاب گردید. جهت گردآوری داده‏ها از پرسشنامه محقق‏ساخته 61 سؤالی استفاده شد. جهت تعیین پایایی و روایی ابزار از تکنیک‏های آلفای کرونباخ (92/0) و نسبت روایی محتوا (71/0) استفاده شد، جهت تحلیل داده‏ها از آزمون‏های تی تک نمونه‏ای و رتبه‏ای فریدمن استفاده شد. یافته‏های پژوهش بیانگر آن هستند که وضعیت کل آیین‏نامه و بعد اجرایی از دید پاسخگویان دارای وضعیت مطلوب بود، همچنین وضعیت بعد محتوایی آیین‏نامه دارای وضعیت بسیار مطلوب است. در باب رتبه‏بندی ابعاد اصلی اجرایی و محتوایی آیین‏نامه تفاوت معنادار در سطح 05/0 وجود دارد.

اثرات و نحوه ارزیابی پویا ، ارزیابی پویای رایانه‌ای ، ارزیابی ایستا و درک مطلب

صفحه 25-39

مهدی یعقوبی، سید آیت الله رزمجو

چکیده هدف این مطالعه مقایسه اثرات ارزیابی پویا رایانه‏ای، ارزیابی پویا و ارزیابی ایستا بر عملکرد درک مطلب بود. همچنین نگرش زبان‏آموزان نسبت به ارزیابی‏های ایستا، پویا و پویا رایانه‏ای موردبررسی قرار گرفت. روش پژوهش از نوع ترکیبی و راهبرد اکتشافی – متوالی بوده است. به این منظور، امتیازات آزمون به‏عنوان داده‏های کمی و محتوای به‏دست‏آمده از مصاحبه‏های نیمه ساختاریافته به‏عنوان داده‏های کیفی مورداستفاده قرار گرفتند. شرکت‏کنندگان در این مطالعه شامل 60 زبان‏آموز ایرانی بودند که زبان انگلیسی را به‏عنوان یک زبان خارجی می‏آموختند و سطح مهارت آنان در زبان انگلیسی، متوسط بود. زبان آموزان به گروه‏های ارزیابی پویا و ارزیابی پویا رایانه‏ای تقسیم‏بندی شدند. به‏منظور اطمینان حاصل کردن از عدم وجود تفاوت معنادار و قابل‏توجه در درک مطلب هر یک از این گروه‏ها، عملکرد خوانش زبان‏آموزان قبل از انجام این مطالعه موردبررسی و ارزیابی قرار گرفت. پس‏ازآن زبان‏آموزان در پس‏آزمون خواندن و درک مطلب شرکت کردند. در پایان در خصوص بررسی نگرش آنان نسبت به ارزیابی‏های ایستا، پویا و پویا رایانه‏ای از شرکت‏کنندگان مصاحبه نیمه ساختاری به عمل آمد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که هر دو ارزیابی پویا و پویا رایانه‏ای، تأثیرات قابل‏توجهی بر بهبود عملکرد درک مفاهیم شرکت‏کنندگان داشته‏اند. همچنین ارزیابی پویا رایانه‏ای نسبت به ارزیابی پویا در زمینه عملکرد درک مطلب مؤثرتر بوده است. تحلیل مصاحبه‏ها نشان داد که همه شرکت‏کنندگان، نگرش مثبتی نسبت به ارزیابی پویا رایانه‏ای در مقایسه با انواع قدیمی ارزیابی‏های پویا و ایستا داشتند.

تدوین مدل ساختاری ناسازگاری تحصیلی بر اساس بی عدالتی آموزشی، فرسودگی، فریبکاری تحصیلی وعدم خود کارآمدی دانشجویان

صفحه 41-54

اعظم میرزاصفی، ابوالقاسم یعقوبی، حسین محققی، رسول کرد نوقابی

چکیده هدف پژوهش تدوین مدل ساختاری ناسازگاری تحصیلی بر اساس بی‏عدالتی آموزشی، فرسودگی، فریبکاری تحصیلی وعدم خود کارآمدی دانشجویان بود. روش پژوهش همبستگی در قالب الگوسازی مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان در سال تحصیلی 97-1396 بود. ابزارهای اندازه‏گیری شامل پرسشنامه عدالت آموزشی گل‏پرور (1389) فرسودگی تحصیلی برسو (1998)، فریبکاری تحصیلی گل‏پرور (1389) پرسشنامه خودکار‏آمدی اون و فرامن (2001)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) بود. داده‏های پژوهش با استفاده از مدل‏سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد مدل معادلات ساختاری روابط بین بی‏عدالتی آموزشی، عدم‏خودکار‏آمدی، فرسودگی و فریبکاری تحصیلی در تبیین ناسازگاری تحصیلی از برازش مناسب برخوردار است. همچنین روابط غیرمستقیم بین متغیرهای مذکور در مدل نیز مورد تأیید قرار گرفت. این یافته‏ها حاکی از آن است که کنترل بی‏عدالتی آموزشی، می‏تواند گام مؤثری در جهت کاهش فرسودگی، فریبکاری، عدم‏خودکار‏آمدی و ناسازگاری تحصیلی باشد.

تاثیر «برنامة آموزش تاب‌آوری» بر اسنادهای علّی و راهبردهای مقابلة شناختی دانشجویان

صفحه 55-72

معصومه عبدالخالقی، حسن احدی، محمد رضا صیرفی

چکیده این مطالعه به‏منظور بررسی تأثیر بسته آموزش تاب‏آوری بر اسنادهای علّی و راهبردهای نظم‏بخشی شناختی هیجان در دانشجویان انجام شد. در این پژوهش نیمه‏تجربی با طرح پیش‏آزمون ـ پس‏آزمون با گروه کنترل و همراه با پیگیری، 60 دانشجو در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه سبک اسنادی (ASQ) پیترسون و همکاران (1982) و نسخة کوتاه پرسشنامة نظم‏دهی شناختی هیجان (CERQ-SF) گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001) پاسخ دادند. برنامه آموزش تاب‏‏آوری روان‏شناختی به کمک ده جلسه و هر جلسه دو ساعت به‏صورت گروهی برای افراد گروه آزمایش اجرا شد. یافته‏های روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که در کوتاه‏مدت و بلندمدت برنامه آموزش تاب‏آوری روان‏شناختی در افزایش میزان اسنادهای علّی مثبت و راهبردهای انطباقی مقابلة شناختی و در کاهش اسنادهای علّی منفی و راهبردهای غیرانطباقی مقابلة شناختی دانشجویان مؤثر بود. درمجموع، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که برنامة آموزش تاب‏آوری روان‏شناختی از طریق تقویت راهبردهای تفکر مثبت، راهبردهای انطباقی مدیریت هیجان و همچنین پربارسازی مهارت‏های رابطة بین فردی، در تحقق ایدة ایمن‏سازی روانی فراگیران به‏طور تجربی مؤثر واقع می‏شود.

بررسی تطبیقی ابعاد برنامه های توسعه حرفه‌ای معلمان ابتدایی در ایران و کشورهای منتخب

صفحه 73-90

بنت الهدی سادات حسینیان، محمد رضا نیلی، فریدون شریفیان

چکیده هدف این مطالعه، بررسی تطبیقی ابعاد برنامه‌های توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی در کشورهای ایران، آمریکا، مالزی، ژاپن، انگلستان و فنلاند بود. این پژوهش از نوع توصیفی مبتنی بر تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای بر اساس روش «جرج بردی» بوده است. درواقع انتخاب کشورها بر اساس موفقیت آنها در حوزه برگزاری دوره‌ها و برنامه‌های توسعه حرفه‌ای معلمان ابتدایی بوده است. داده های تحقیق از طریق مطالعه‌ی کتب و بررسی اسناد ، مدارک و مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. جامعه پژوهش برنامه های توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی درکشورهای منتخب و متخصصان و اساتید دانشگاه فرهنگیان در زمینه برنامه های توسعه حرفه ای کشور ایران بوده است. نمونه نیز به صورت هدفمند مبتنی بر سوالات پژوهش انتخاب شده است. یافته‌ها نشان داد که شباهت ابعاد برنامه توسعه حرفه ای در کشورهای منتخب شامل تاکید همه کشورها بر ابعاد ارتقای دانش تعلیم و تربیت و دانش محتوایی موضوعی، خودکارآمدی و عزت نفس حرفه‌ای، نگرش و کارآمدی حرفه‌ای، تسلط در زمینه برنامه ریزی درسی، روشهای تدریس و ارزشیابی، یادگیری مادام العمر و یادگیری تجربی بوده است. مواردی همچون تاکید کشورهای منتخب بر سواد انسان شناسی و توجه محدود کشور ایران به این حوزه، تاکید کشورهای منتخب به صورت مستقیم بر رشد مهارتهای فردی و اجتماعی در این دوره ها و همچنین متمرکز شدن کشورهای منتخب بیش از ایران بر بعد آموزش مهارتهای برنامه‌ریزی، هدایت، ارزیابی، روشهای تدریس و مدیریت کلاس در این دوره‌ها تفاوت بین کشورها را نشان داد.

تحلیل انتقادی عوامل برون دانشگاهی موثر بر رتبه جهانی دانشگاه‌های ایران

صفحه 91-109

عاطفه ریگی، نعمت اله عزیزی، عبدالوهاب پورقاز

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی چالش‌های بیرونی نظام آموزش عالی ایران بر اساس رتبه‏بندی‏های جهانی بود. رویکرد پژوهش کیفی بوده که از روش تحلیل گفتمان انتقادی روث وداک بهره گرفته است. مشارکت‏کنندگان در پژوهش، 16 نفر از صاحب‏نظران در مؤسسات پژوهشی و دانشگاهی مستقر در تهران بودند که به‏صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه‏گیری گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده در پژوهش، مصاحبه نیمه‏ساختاریافته و همچنین تحلیل محتوای سخنرانی‏های صاحب‏نظران منتخب بود. برای اعتبار‏سنجی داده‏ها در پژوهش حاضر از دو روش بازبینی مشارکت‏کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت‏کننده در پژوهش استفاده شد. به‏منظور تجزیه‏وتحلیل داده‏ها نیز از دو روش تحلیل موضوعی و روش تحلیل متون گفتاری استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد چالش‌های سیاست‏گذاری (تنوع و عدم هماهنگی در سیاست‌های نهادهای تعیین‏کننده خط‏مشی‏های آموزش عالی، کم‏توجهی به تعیین رسالت‌ها در سیاست‏گذاری، تخصصی نبودن و استفاده نکردن از نتایج پژوهش در فرآیند سیاست‌گذاری‌ها)‏، چالش‌های اقتصادی (کم‏توجهی به درآمدزایی دانشگاه‌ها در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور، کم‌توجهی به اقتصاد دانش‌بنیان به‌منظور توسعه اقتصادی کشور) و چالش‌های فرهنگی-اجتماعی (کم‌اهمیت بودن علم در جامعه ایران، کم‌توجهی به تربیت شهروند جهانی و توجه ویژه به «ما» محلی)، ازجمله چالش‌های محیط بیرونی نظام آموزش عالی بودند که منجر به ضعف رتبه دانشگاه‌های کشور در رتبه‏بندی‏های جهانی شده‏اند. در این راستا، راهبردهایی به‌منظور بهبود رتبه دانشگاه‌های ایران در رتبه‌بندی‌های جهانی ارائه شد.

طراحی برنامه درسی مبتنی بر توسعه پایدار، توسعه ی حرفه ای و تربیت شهروندی و اعتبارسنجی آن از دیدگاه متخصصان

صفحه 111-124

زهرا وزیری اقدم، بدیع الزمان مکی آل آقا، علاء الدین اعتماد اهری

چکیده هدف پژوهش حاضر مطالعه اکتشافی به‏منظور طراحی برنامه درسی با شاخص‏های تربیت شهروندی و توسعه پایدار در سطح دانشگاه‌های تهران و اعتبارسنجی آن بود. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع، داده بنیاد و اکتشافی کیفی بوده است. داده‏های مرحله کیفی، از متخصصان حوزه‏های اقتصادی، اجتماعی و مطالعات برنامه درسی جمع‏آوری و در مرحله دوم همه اسناد، کتب درسی، سایت‏های اینترنتی و منابع آنلاین معتبر با موضوع احصا گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و اعضای هیئت‏علمی متخصص در حوزه اقتصادی، اجتماعی و مطالعات برنامه درسی دانشگاه‌های شهر تهران در سال 1397 بود و برای تعیین حجم نمونه موردنیاز از نمونه‏گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد که تعداد آنان 30 نفر بود. ابزار جمع‏آوری داده‏ها، پرسشنامه محقق‏ساخته بود که برای تجزیه‏وتحلیل داده‏ها از شاخص‏های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. داده‏ها طی سه مرحله کدگذاری آزاد، محوری و انتخابی 61 مؤلفه کلی به دست آمد که در قالب یک الگوی مفهومی ارائه شده است. پس از روایی سنجی طبق نظریه لاوشه، از 20 گویه در بخش اهداف 16 گویه، از 19 گویه در بخش محتوا 16 گویه، از 14 گویه در بخش روش‏های تدریس 11 گویه و از 8 گویه در بخش ارزشیابی 7 گویه حاصل شد. درنهایت الگویی جامع ارائه شد که در صورت عملیاتی شدن آن می‏توان شهروندانی با شاخص‏های توسعه پایدار و تربیت شهروندی تربیت کرد که کشور را به‌سوی توسعه هدایت کنند.

تبیین مفهوم برنامه‏ درسی دگرگون‏ شونده با نظر به کاربرد آن در توسعه خلاقیت دانش‏ آموزان در نظام آموزشی ایران

صفحه 125-140

احمد فولادی، جهانبخش رحمانی، نرگس کشتی ارای

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین مفهوم برنامه درسی دگرگون شونده با نظر به کاربرد آن در توسعه خلاقیت دانش‏آموزان در نظام آموزشی ایران در سال 1398 بود. در این مطالعه از روش پژوهش کیفی از نوع کاوشگری فلسفی انتقادی استفاده شد. حوزه پژوهش شامل کتب، کلیه مقالات و منابع علمی در دسترس چاپی و دیجیتالی مرتبط با برنامه درسی دگرگون‏شونده از سال 1979 تا 2019 بود. در این پژوهش از روش نمونه‏گیری هدفمند استفاده شد. بررسی متون و اسناد مرتبط با برنامه درسی دگرگون شونده به‏صورت تدریجی انجام شد و تا اشباع نظری ادامه یافت. با بررسی 3 مقاله و 10 فصل از کتب مختلف اشباع نظری محقق گردید. با استفاده از «ابزار بررسی مستندات» اطلاعات جمع‏آوری شد. در گام اول و دوم با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی نظام مقوله‌بندی استقرایی و کدگذاری موضوعی و در گام سوم پژوهش با استفاده از روش تأملی داده‏ها تجزیه‏وتحلیل شدند. یافته‏ها نشان داد برنامه درسی دگرگون‌شده دارای شش مفروضه اصلی همایند و همبسته است. مقایسه مفروضات برنامه‏ی درسی دگرگون شونده بر اساس معیار خلاقیت نشان داد که ضمن همایندی ابعاد آن، برنامه‏ی درسی به‏عنوان کیهان‏شناسی، خلاقیت داستانی، برنامه‏ی درسی به‏عنوان پیچیدگی، تحمل ابهام، برنامه درسی به‌عنوان گفتگو، تلفیق تفکر عقلانی و تفکر روایتی، برنامه درسی به‌عنوان کورره، «شدن»، برنامه درسی به‌عنوان اجتماع، روابط و برنامه درسی به‌عنوان مجموعه تجارب یادگیری دانش‏آموزان، همگامی پیشینی و برآمدنی بودن را مورد تأکید قرار داده و در بهبود خلاقیت مؤثرند. برنامه درسی دگرگون‏شونده از قبل معین نیست بلکه یک واقعیت دگرگون شونده و تحولی است.

اعتبارسنجی الگوی مدیریت عملکرد اعضای هیأت علمی بر اساس مولفه های سرمایه فکری

صفحه 141-161

محسن حاج حسینی، رمضان جهانیان، پریسا ایران نژاد

چکیده هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی الگوی مدیریت عملکرد اعضای هیئت‏علمی بر اساس مؤلفه‏های سرمایه فکری بوده است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ روش، یک روش آمیخته (کمی- کیفی) و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج (650 نفر) و حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران (242= نفر) و روش نمونه‏گیری به‏صورت تصادفی ساده بوده است. ابزار پژوهش، در بخش کمی شامل سه پرسشنامه و در بخش کیفی نیز مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است. نتایج به‏دست‏آمده از تجزیه‏وتحلیل داده‏ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه‏ای حاکی از تأیید همه ابعاد که به‏منظور تلخیص ابعاد مذکور، با انجام آزمون تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل «دانش کاری و مدیریت»، «برنامه‏ریزی و ایجاد مهارت‏های حرفه‏ای در امر آموزش و پژوهش»، «ارتباطات مؤثر، شفاف و تعهد سازمانی» و «رفتار متعادل و مدیریت زمان» به‏عنوان متغیرهای عمده مدیریت عملکرد اعضای هیئت‏علمی انتخاب‏شده‏اند، بود. همچنین 3 عامل «انسانی»، «ساختاری» و «ارتباطی» در قالب 9 مؤلفه اصلی به‏عنوان ابعاد و متغیرهای عمدة سرمایه فکری انتخاب گردیدند؛ و بالاخره میزان تناسب الگوی مذکور ازنظر متخصصان نیز در 6 عامل ارائه گردیده است؛ که درمجموع 05/90 درصد واریانس را تبیین کرده‏اند که درصد موردقبول و بالائی قلمداد شده است. همچنین این عوامل 70 تا 100 درصد در سطح خیلی زیاد، زیاد و تا حدودی مورد تأیید متخصصان قرارگرفته و آزمون تحلیل عاملی تأییدی نیز، حاکی از برازش عالی الگوی پژوهش بوده است.

آسیب‏ شناسی نظام آموزش‏ های فنی ‏و‏ حرفه ‏ای براساس مدل تعالی سازمانی

صفحه 163-185

پری همتی، محمود صفری، معصومه اولادیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف آسیب‏شناسی نظام آموزش‏های فنی حرفه‏ای بر اساس مدل تعالی سازمانی EFQM انجام شد. روش پژوهش ازلحاظ هدف، بنیادی- کاربردی، ازنظر نوع داده آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و ازلحاظ نحوه گردآوری داده توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی و مسئولین سازمان آموزش فنی‏و‏حرفه‏ای کشور و در بخش کمّی کلیه کارکنان شاغل در سازمان فنی‏و‏حرفه‏ای شهر تهران به تعداد 1235 نفر بود. حجم نمونه در بخش کیفی با اشباع نظری 15 نفر به‏صورت نمونه‏گیری غیر تصادفی هدفمند و در بخش کمّی بر اساس جدول مورگان 295 نفر به‏صورت تصادفی طبقه‏ای برآورد شد. ابزار گردآوری داده‏ها، در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق‏ساخته بود. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری، محتوایی و روایی سازه موردبررسی قرار گرفت. همچنین پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی محاسبه شد. برای محاسبه پایایی بخش کیفی نیز از روش پایایی بین دو کدگذار و باز آزمون استفاده شد. برای تجزیه‏وتحلیل داده‏ها در بخش کیفی از روش گراندد تئوری و کدگذاری بهره گرفته شد. در بخش کمی نیز داده‏های حاصل از پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مؤلفه‏های تعالی سازمانی با رویکرد EFQM در نظام آموزش‏های فنی حرفه‏ای در بعد نتایج شامل اثربخشی کارکنان، اثربخشی عملکرد، اثربخشی ذی‏نفعان و ارزش‌آفرینی برای جامعه و در بعد توانمندسازی شامل راهبردهای آموزشی و یادگیری، رهبری و مدیریت، شایستگی کارکنان، فرایندها و مدیریت اثربخش بود. همچنین یافته‏ها نشان داد وضعیت آموزش‏های فنی‏و‏حرفه‏ای مناسب است اما تا حد مطلوب فاصله زیادی وجود دارد.