دوره و شماره: دوره 14، شماره 51، زمستان 1399 

ارائه الگوی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی در آموزش عالی مبتنی بر رویکرد ارزشیابی سیپ

صفحه 7-22

اعظم پری پور، محمدرضا سرمدی، فائزه ناطقی، مژگان محمدی نائینی

چکیده مقاله حاضر با هدف ارائه الگوی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی در آموزش عالی مبتنی بر رویکرد ارزشیابی سیپ در سالِ 99-1398 انجام شده است. هدف این پژوهش بنیادی بود که با روش پیمایش مقطعی و با رویکردی مبتنی روش آمیخته (اکتشافی) انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان فعال در واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد تهران بوده که باتوجه‌به اصلِ اشباع نظری 11 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری هدفمند به‏عنوان نمونه انتخاب شده‏اند و در بخش کمی دانشجویان واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد تهران، به تعداد 876 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران 267 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده، به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها در بخش کیفی مصاحبه‏های نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامة محقق ساخته با 83 سؤال بود. در بخش کیفی، به‏منظور تجزیه‏وتحلیل داده‏ها از روشِ تحلیل مضمون استفاده شد که مجموعه‏ای از شاخص‏های کاربردی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی شناسایی شدند. مقوله‏های اصلی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی عبارت‏اند از: زمینه، درونداد، فرایند و برونداد و مقوله‏های فرعی نیز عبارت‏اند از؛ انتظارات، فرصت‏ها، اهداف، اعضاء هیئت‏علمی، مدیران واحد الکترونیکی، دانشجویان، امکانات، تجهیزات و فضاهای آموزشی، روش‏های مدیریت و نظارت بر فرایندها و محصول. در بخش کمی نیز با استفاده از روش ساختاری - تفسیری، الگویِ نهایی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی ارائه شد. بر اساس این الگو انتخاب مناسب مدیران زیربنایی‏ترین عنصر در پیاده‏سازی نظام ارزشیابی آموزش ترکیبی است. این شاخص بر توانمندی و مطلوبیت نقش مدیران تأثیر می‏گذارد. درنهایت نیز رضایت از کیفیت تدریس، رضایت از کاربردی بودن و رضایت از رشته تحصیلی را فراهم می‏آورد.

نقش رفتار مدنی تحصیلی در خوش‏بینی تحصیلی دانشجویان: آزمون نقش هوش اخلاقی

صفحه 23-38

فخرالسادات نصیری، نسرین حیدری

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رفتار مدنی تحصیلی در خوش‏بینی تحصیلی با میانجیگری هوش اخلاقی در بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا بود. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی به حجم 8000 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‏گیری تصادفی ساده تعداد 367 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏های پژوهش سه پرسشنامه رفتار مدنی تحصیلی از گل‏پرور (1389)، هوش اخلاقی از لینک وکیل (۲۰۰8) و پرسشنامه خوش‏بینی تحصیلی از اسچننموران و همکاران (2013) بود. روایی پرسشنامه‏ها با استفاده از روایی محتوایی و صوری مورد تأیید قرار گرفت. پایایی آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 77/0، 89/0 و 93/0 به دست آمد. جهت تجزیه‏وتحلیل داده‏ها علاوه بر آماره توصیفی از تکنیک‏های آماری همچون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر تائیدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد متغیر رفتار مدنی تحصیلی دارای اثر مستقیم مثبت (55/0)، اثر غیرمستقیم مثبت (126/0) و اثر کل مثبت (67/0) و معنادار بر متغیر خوش‏بینی تحصیلی در سطح 05/0 است. هوش اخلاقی دارای اثر مستقیم مثبت (23/0) و اثر کل مثبت (23/0) و رابطه معنادار با متغیر خوش‏بینی تحصیلی در سطح 05/0 دارد. همچنین متغیرهای رفتار مدنی تحصیلی و هوش اخلاقی پژوهش قادر به تبیین 44% واریانس متغیر خوش‏بینی تحصیلی می‏باشند؛ و این بدین معنی است که بین رفتار مدنی تحصیلی و هوش اخلاقی با خوش‏بینی تحصیلی همبستگی وجود دارد و در حقیقت نتیجة کلی این است که رفتار مدنی تحصیلی و هوش اخلاقی اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر خوش‏بینی تحصیلی دارند، لذا بر این اساس دانشگاه باید فرصت‏های بسترساز رفتار مدنی تحصیلی و کمک به استفاده حداکثری از هوش اخلاقی را برای کلیه دانشجویان فراهم نمایند.

طراحی الگوی برنامه درسی آموزش شهروندی برای دانش ‏آموزان

صفحه 39-60

مریم گلشنی، بدیع الزمان مکی آل آقا، علاء الدین اعتماد اهری

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی آموزش شهروندی به دانش‏آموزان در سال 1397 انجام شده است. برای این منظور از روش‏های کیفی و کمی در قالب یک طرح آمیخته کیفی و کمی اکتشافی به‏صورت متوالی بهره برده شده است. مرحله اول پژوهش به روش کیفی از نوع نظریه مبنایی صورت گرفته است. در این مرحله 28 نفر از متخصصین حوزه‏های تعلیم و تربیت، برنامه‏ریزی درسی و علوم اجتماعی به روش زنجیره‏ای انتخاب‏شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند. حجم نمونه بر اساس قانون اشباع نظری تعیین شده است. در مرحله دوم که با روش پیمایشی است، به‏منظور بررسی اعتبار الگوی طراحی شده ازنظرات 30 نفر از متخصصین و معلمان با سابقه بهره برده شده است. به‏منظور تجزیه‏وتحلیل داده‏ها در بخش کیفی از کدگذاری نظری کدگذاری باز، محوری، انتخابی استفاده شده است. در بخش کمی اعتبار سنجی داده‏ها با استفاده از ضریب توافق انجام شده است. یافته‏های به‏دست‏آمده نشان داد که سرفصل‏های آموزش شهروندی شامل 8 مؤلفه اصلی شامل ارزش‏های انسانی و اخلاقی، آموزش مهارت‏های زندگی جمعی (نظم و مسئولیت‏پذیری)، بازسازی فرهنگی، آموزش سیاسی، مشارکت مدنی، تأکید بر عدالت اجتماعی و آموزش چند فرهنگی است. در روش‏های آموزش و همچنین ارزشیابی نیز، بر تشکیل گروه‏های غیررسمی و نظارت بر فعالیت گروه‏ها، یادگیری در عمل و روش‏های تدریس شاگرد محور و مشارکتی تأکید شده است. برای محاسبه ضریب توافق متخصصان نسبت مجموع افرادی که گزینه‏های خیلی زیاد و زیاد را انتخاب کرده بودند به کل متخصصین تقسیم شد. بررسی ضرایب توافق در خصوص همه سرفصل‏های آموزشی و روش‏های آموزش بالاتر از 0.6 است که حاکی از اعتبار نتایج به‏دست آمده است.

اثربخشی بسته آموزه‌های اجتماعی لگو بر قضاوت اخلاقی و مهارت‌های اجتماعی

صفحه 61-79

مهشید تجربه کار، مهسا عمو قدیری، سمیه پوراحسان

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بسته آموزه‌های اجتماعی لگوآموزشی بر قضاوت اخلاقی، مهارت‌های اجتماعی و خلاقیت دانش‌آموزان دوم دبستان شهرستان یزد بود. جامعه آماری کلیه دانش‌آموزان دوم دبستان شهرستان یزد بودند که در سال تحصیلی 1398-1397 به تعداد 1500 نفر مشغول به تحصیل بودند. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. بدین منظور 30 دانش‌آموز دختر دانش‌آموزان دوم دبستان شهرستان یزد با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری خوشه ای چندمرحله‌ای و در آخرین خوشه به روش تصادفی ساده با همتاسازی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه قضاوت اخلاقی، مهارت‌های اجتماعی بود. آموزش لگو ، طی 12 جلسه 60 دقیقه‌ای توسط پژوهشگر در گروه آزمایش اجرا گردید. نتایج نشان می‌دهد که پس از آموزش آموزه‌های اجتماعی لگوآموزشی در گروه آزمایش افزایش معناداری در قضاوت اخلاقی و مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان نسبت به گروه گواه ملاحظه شد. در نتیجه می‌توان گفت که آموزه‌های اجتماعی به وسیله لگو بر قضاوت اخلاقی و مهارت های اجتماعی دانش‌آموزان موثر است.

ارائه مدل ساختاری رهبری فضیلت‏گرا به‏منظور پیش‏بینی اشتیاق شغلی، رضایت شغلی و رفتارهای نوآورانه بر اساس تعهد سازمانی، جوسازمانی و راهبردهای مدیریتی

صفحه 81-97

جمیله خاتون چراغی، مهدی شریعتمداری، فاطمه حمیدی فر، بهزاد شوقی

چکیده این پژوهش با هدف ارائه مدل ساختاری رهبری فضیلت‏گرا به‏منظور پیش‏بینی اشتیاق شغلی، رضایت شغلی و رفتارهای نوآورانه بر اساس تعهد سازمانی، جوسازمانی و راهبردهای مدیریتی صورت گرفت. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده‏ها توصیفی - همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت‏علمی مرد و زن واحدهای دانشگاه آزاد اسلامیِ استان تهران در سالِ 99-1398، به تعداد 2522 نفر بودند که 350 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری طبقه‏ای به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوردی داده‏ها از پرسشنامة محقق ساخته مدیریت فضیلت گرا استفاده شد. روایی ابزار با استفاده ازنظر اساتید مورد تأیید قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی مؤلفه‏ها بالای 70/0 به دست آمد که نشان‏دهنده پایایی خوب ابزار بود. سپس داده‏ها با روش مدل یابی معادلات مورد تجزیه‏وتحلیل قرار گرفتند. یافته‏های پژوهش نشان داد که مؤلفه‏های تعهد سازمانی، جو‏سازمانی، راهبردهای مدیریتی، به‏عنوان مؤلفه‏های اثرگذار بر رهبری فضیلت‏گرا و مؤلفه‏های اشتیاق شغلی، رضایت شغلی و رفتارهای نوآورانه، به‏عنوان مؤلفه‏های تأثیرپذیر از رهبری فضیلت‏گرا شناسایی شدند. درنهایت می‏توان نتیجه گرفت رهبری فضیلت‏گرا قادر به پیش‏بینی اشتیاق شغلی، رضایت شغلی و رفتارهای نوآورانه بر اساس تعهد سازمانی، جوسازمانی و راهبردهای مدیریتی است.

ارائه‏ی الگوی ساختاری رابطه هوش معنوی با عملکرد سازمانی بر اساس مدل اچیو

صفحه 99-117

کلثوم چهری، مریم اسلام پناه

چکیده هدف کلی پژوهش ارائه‏ی الگوی ساختاری رابطه هوش معنوی با عملکرد سازمانی بر اساس مدل اچیو بود. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزشی استان کرمانشاه بود که نمونه پژوهش شامل 374 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه‏های استاندارد عملکرد سازمانی هرسی و گلد اسمیت (2009) و پرسشنامه هوش معنوی کینک (2009) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن‏ها، بین نمونه توزیع و داده‏ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتیجه‏ی ناشی از فرضیه اصلی پژوهش نشان داد که هوش معنوی دارای رابطه‏ی مثبت و معنی‏دار با عملکرد سازمانی است (16/35 T-value =). همچنین بعد تفکر وجودی انتقادی هوش معنوی با عملکرد سازمانی (01/0 P<، 755/0= r)، بعد تولید معنای شخصی هوش معنوی با عملکرد سازمانی (01/0  P<، 832/0= r)، بعد آگاهی متعالی هوش معنوی و با عملکرد سازمانی (01/0  P<، 802/0= r) و نهایتاً بعد بسط حالت هشیاری هوش معنوی با عملکرد سازمانی (01/0  P<، 679/0= r) دارای رابطه‏ی مثبت و معنی‏دار است. ازاین‏رو پیشنهاد می‏شود مدیران بخش‏های مختلف دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزشی استان کرمانشاه در راستای بهبود عملکرد سازمانی نگاه ویژه‏ای به هوش معنوی داشته باشند. واژگان کلیدی: هوش معنوی، عملکرد سازمانی، مدل اچیو

نقش میانجی عدالت سازمانی در ارتباط بین رهبری تحول‏آفرین و جانشین‏پروری در آموزش عالی

صفحه 119-136

آیت سعادت طلب، احمد فتح اللهی کوچه، حسین کریمی تبار

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی عدالت سازمانی در ارتباط بین رهبری تحول‏آفرین و جانشین‏پروری در آموزش عالی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مدیران (تعداد 200 نفر) دانشگاه خوارزمی بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده تعداد ۱۲۰ نفر به‏عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏های پژوهش از سه ابزار پرسشنامه جانشین‏پروری (کیم، 2006)، رهبری تحول‏آفرین بأس و اولیو (2004) و عدالت سازمانی (نیهوف و مورمن، 1993) استفاده شد. تجزیه‏وتحلیل داده‏ها نیز با روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل مفهومی پژوهش با داده‏های تجربی برازش دارد و عدالت سازمانی نقش میانجی را در ارتباط بین رهبری تحول‏آفرین با جانشین‏پروری دارد. بر این اساس رابطه متغیر رهبری تحول‏آفرین با جانشین‏پروری از طریق عدالت سازمانی مورد تأیید قرار گرفت. بدین شرح که متغیر عدالت سازمانی نقش میانجی را در رابطه بین رهبری تحول‏آفرین با جانشین‏پروری نشان داد. همچنین متغیر پیش‏بین رهبری تحول‏آفرین اثر مستقیم و مثبت بر جانشین‏پروری مدیران داشت. بر اساس نتایج پژوهش می‏توان نتیجه گرفت که عدالت سازمانی در دانشگاه نقش تسهیل‏کننده را در توسعه برنامه‏های جانشین‏پروری دارد. بدین معنی که رهبری تحول‏آفرین در دانشگاه، از طریق عدالت سازمانی در ارتقاء و توسعه فرایند جانشین‏پروری تأثیرگذار است.

اثربخشی برنامه تعاملاتی شناختی-رفتاری مثبت‏گرا بر بهداشت روان و رضایت از شغل معلمان

صفحه 137-157

محمد دربا، محمد حسن آسایش، علی علیمرادی

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی برنامه تعاملاتی شناختی - رفتاری مثبت‏گرا بر بهبود بهداشت روان و رضایت از شغل معلمان شهر بوکان صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش‏آزمون -پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان مرد دوره ابتدایی شهرستان بوکان در سال تحصیلی 98-97 بود که از بین آن‏ها 16 نفر به روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه بهداشت روان کیز (2002) و پرسشنامه رضایت از شغل مینه سوتا (MSQ) بود که قبل و بعد از مداخله بر روی گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. برنامه تعاملات گروهی بر اساس رویکرد شناختی -رفتاری مثبت‏گرا تنظیم شد و در طی 8 جلسه گروهی و مدت‏زمان 90 دقیقه برای گروه آزمایش اجرا شد اما بر روی گروه کنترل مداخله‏ای صورت نگرفت. داده‏ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه‏وتحلیل قرار گرفت. یافته‏ها نشان داد که بین میانگین نمرات مؤلفه‏های رضایت از شغل (نوع شغل، فرصت‏های پیشرفت، جوسازمانی و سبک رهبری) و مؤلفه -های بهداشت روان طی مراحل پیش‏آزمون و پس‏آزمون در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد؛ درحالی‏که این تفاوت در گروه کنترل معنادار نبود.

اثر آگاهی از برند محوطه‏ها و بناهای ثبت میراث جهانی بر یادگیری تجربی کودکان از برند مقصدهای گردشگری

صفحه 159-174

یزدان شیرمحمدی، ولی محمد درینی، بدری سادات زاهدی

چکیده هدفِ از پژوهش حاضر بررسی تأثیر سفرهای آموزشی کودکان بر یادگیری تجربی آن‏ها بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی والدین کودکانِ (4 تا 7 سال) که با تور تفریحی از محوطه میراث فرهنگی باغ فین کاشان به مدت یک هفته بازدید داشته‏اند، بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش جزو تحقیقات توصیفی پیمایشی بوده است. روش نمونه‏گیری این پژوهش در دسترس و تعداد آن 384 نفر بود. ابزار سنجش در این پژوهش پرسشنامه محقق‏ساخته بود. تحلیل‏های آماری نیز با استفاده روش معادلات ساختاری انجام شده است. برای تعیین ارتباط علی بین متغیرها از روش مدل معادلات ساختاری و سطوح معناداری به‏منظور آزمودن فرضیه‏ها p_value کوچک‏تر از 0/05 در نظر گرفته شد. یافته‏ها این پژوهش نشان داد یادگیری تجربی کودکان بر مزیت‏های آموزشی کودکان به‏واسطه تعاملات اثرگذار است و همچنین آگاهی از برند محوطه‏های تاریخی بر انگیزه برای یادگیری تجربی کودکان و مزیت‏های آموزشی کودکان تأثیرگذار است، یافته‏ها حاکی از آن است که آگاهی از برند محوطه‏های تاریخی بر انگیزه برای یادگیری تجربی کودکان و مزیت‏های آموزشی کودکان اثر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که سفر آموزشی کودکان نیز بر افزایش توان آموزشی کودکان به‏واسطه افزایش مشارکت در فعالیت‏های اجتماعی، افزایش دانش آشکار و پنهان کودکان و افزایش تعلق ملی تأثیر مثبت و معنادار دارد.

اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر کارکردهای روزانه‏ حافظه و کمک‎ طلبی تحصیلی دانش ‏آموزان مبتلا به ناتوانی‏های یادگیری

صفحه 175-190

هانیه یاوری، علی جلیلی شیشوان

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر کارکردهای روزانه حافظه و کمک‎طلبی تحصیلی دانش‏آموزان مبتلا به ناتوانی‏های یادگیری بود. روش پژوهش از ﻧﻮع ﻧیﻤﻪ‏آزمایشی با طرح پیش‏آزمون - پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش‎آموزان ابتدایی مبتلا به ناتوانی‏های یادگیری شهر همدان در سال تحصیلی 98-1397 بود که با استفاده از روشِ نمونه‏گیری در دسترس 30 نفر (در هر گروه 15 نفر) به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‏آوری داده‏ها از پرسشنامه‏های کارکردهای روزانه حافظه گیورتن، مجروس، لیجیون و کتل (2018)، پرسشنامه کمک‎طلبی تحصیلی ریان و پنتریچ (1997) و ناتوانی‏های یادگیری کلرادو ساخته‏ی ویلکات، بوادا، ریدل، چابیلداس، دفریس و پنینگتون (2011) استفاده شد. بعد از اجرایِ پیش‏آزمون برای دو گروهِ آزمایش و کنترل؛ گروه آزمایش در معرض 8 جلسه 60 دقیقه‏ای آموزشِ یادگیری سازگار با مغز قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. بعد از اجرایِ پس‏آزمون داده‏ها با استفاده از روشِ تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه‏وتحلیل قرار گرفتند. یافته‏ها نشان داد که نمرات کارکردهای روزانه حافظه و کمک‎طلبی تحصیلی دانش‏آموزان مبتلا به ناتوانی‏های یادگیری پس از مداخله یادگیری سازگار با مغز در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به‏طور معنی‏داری بهبود یافت (05/0>P) و می‏توان نتیجه گرفت که یادگیری سازگار با مغز می‏تواند تأثیر بسزایی در کارکردهای روزانه حافظه و کمک‎طلبی تحصیلی دانش‏آموزان مبتلا به ناتوانیِ یادگیری داشته باشد.