عوامل مؤثر بر رهبری تکنولوژی در مدارس
صفحه 5-14
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.538861.3355
مصطفی الهی، سیده خدیجه معافی مدنی، علی خلخالی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رهبری تکنولوژی در مدارس اجرا شده است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. در این پژوهش برای تعیین عوامل مؤثر بر رهبری تکنولوژی در مدارس از روش فراتحلیل استفاده شد. در این تحقیق ابتدا مقالههای نمایه شده در پایگاههای نشریات علمی معتبر داخلی و خارجی (ساینس دایرکت، امرالد و اسپرینگر برای مقالات خارجی و اسآیدی و مگیران برای مقالات داخلی) طی سالهای 1404-1398، حول موضوعات «رهبری تکنولوژی» بررسی گردید و طی آن 335 مقاله مورد بررسی و غربالگری تا حد اشباع نظری قرار گرفت و در نهایت 54 مقاله برای تحلیل نهایی مورد موشکافی قرار گرفت. طی بررسیهای انجام شده، تعداد 38 کد اولیه و در نهایت شبکه مضامین با 2 مضمون فراگیر، 5 مضمون سازنده و 25 مضمون پایه ترسیم گردید. سپس با استفاده از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری مورد برازش قرار گرفت.
یافتهها: مطابق نتایج پژوهش، عوامل مؤثر بر رهبری تکنولوژی در مدارس شامل عوامل فردی (شناختی، روانی و عملکردی) و سازمانی (منابع انسانی و فرایندی) میباشد.
نتیجهگیری: بهطور کلی میتوان گفت شناسایی عوامل مؤثر بر رهبری تکنولوژی در مدارس، باعث ارتقاء سطح کیفیت تکنولوژیهای آموزشی در مدارس توسط مدیران خواهد شد، و استفاده از ابزارهای هوشمند و الکترونیکی منتخب نیز برای رشد آموزش در مدارس ضروری هستند.
ویژگیهای روانسنجی مقیاس همدلی در ارتباطات دیجیتال
صفحه 15-26
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.549263.3379
کامران شیوندی چلیچه، سحر رحیمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس «همدلی در ارتباطات دیجیتال» انجام شد. این مقیاس بهمنظور سنجش ابعاد مختلف همدلی در تعاملات آنلاین و ارتباطات مبتنی بر شبکههای اجتماعی طراحی شده است.
روش:
این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی ـ پیمایشی بود. جامعه آماری شامل افراد بالای ۱۸ سالی بود که در بازه زمانی مرداد تا شهریور ۱۴۰۴ بهطور فعال از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای آنلاین استفاده میکردند (N = 570). نمونهگیری به شیوه غیراحتمالی در دسترس انجام شد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل مقیاس همدلی در ارتباطات دیجیتال (کالینز و همکاران، 2022) و پرسشنامه همدلی تورنتو (اسپرنگ و همکاران، 2009) بودند. تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از SPSS نسخه 25 و تحلیل عاملی تأییدی با نرمافزار LISREL نسخه 8.8 انجام شد. روایی محتوایی از طریق شاخصهای CVR و CVI و روایی ملاکی از طریق همبستگی با مقیاس همدلی تورنتو بررسی گردید.
یافتهها:
نتایج تحلیل عاملی اکتشافی وجود شش مؤلفه را در نسخه ۳۶ سؤالی مقیاس تأیید کرد. تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم نیز برازش مطلوب مدل و اعتبار مناسب گویهها را نشان داد. مقدار کل CVR برابر با 0.98 و CVI برابر با 0.92 بود. همچنین همبستگی معناداری با مقیاس همدلی تورنتو به دست آمد (r = 0.46, p < 0.001).
نتیجهگیری:
نسخه فارسی مقیاس همدلی در ارتباطات دیجیتال از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و میتواند بهعنوان ابزاری معتبر در پژوهشهای مرتبط با تعاملات مجازی مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه و اعتبارسنجی الگوی رهبری هوشمند برای مدیران مدارس
صفحه 27-39
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.531171.3337
الهام پورمختاری، فریبا کریمی، نرگس سعیدیان
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه و اعتبارسنجی الگوی رهبری هوشمند مدیران مدارس و براساس یک
مدل مفهومی بومی استخراجشده از ادبیات پژوهش انجام شده است.
روش: این مطالعه به روش کیفی-کمی انجام شد، که در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و در بخش کمی از
روش پیمایشی استفاده شد، ابتدا با روش تحلیل مضمون استقرایی از 40منبع علمی، براساس دیدگاه آتراید
استرلینگ، 97 مضمون پایه شناسایی گردید که پس از محاسبه توافق دو کدگذار و تأیید روایی محتوایی آن
توسط 15نفر متخصص، مبنای شکل گیری الگوی رهبری هوشمند شد. با تکیه بر مدل مفهومی تأییدشده
توسط خبرگان به عنوان مبنای طراحی ابزار پژوهش، بر روی نمونه آماری شامل 314نفر از مدیران مدارس
به شیوه نمونهگیری غیرتصادفی از نوع دردسترس اجرا شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه 97گویهای
محقق ساخته با روایی محتوایی و سازه مناسب بوده است که پایایی آن نیز با ضریب آلفای کرونباخ 0/923
تأیید شد. دادههای پژوهش با استفاده از بهکارگیری نرمافزارهای Amos26 و SPSS26مورد تجزیه و
تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: براساس تحلیل مضمون، 3مضمون فراگیر (معنایی، استدلالی و بینشی،) 12مضمون سازماندهنده
و 97مضمون پایه برای رهبری هوشمند مدیران مدارس بهدست آمد که مبنای شکلگیری الگوی رهبری
هوشمند شد. نتایج تحلیلعامل تأییدی نشان داد که مدل از برازش کافی برخوردار
است و اعتبار مدل تأیید شد.
نتیجهگیری: مقیاس رهبری هوشمند مدیران مدارس از اعتبار مناسبی در سنجش و برازش مدل برخوردار
شد. این ابزار، به دلیل جامعیت، انعطاف پذیری، سهولت در استفاده، کیفیت و تناسب آن، از ظرفیت مناسبی
برای استفاده در پژوهشهای آتی برخوردار است
.طراحی و ارزیابی بسته مداخلهای گفتگو محور مبتنی بر نظریه انتخاب برای دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر
صفحه 41-53
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.567928.3427
رحیم بدری، شهروز نعمتی، حمدالله حبیبی، فرحناز جلیلی شیشوان
چکیده هدف: رفتارهای پرخطر در دانشآموزان یکی از چالشهای اصلی نظام آموزشی است که عملکرد تحصیلی و سلامت روانی را تهدید میکند. این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی بسته مداخلهای گفتگومحور مبتنی بر نظریه انتخاب ویلیام گلسر برای دانشآموزان ۱۴-۱۸ ساله دارای رفتارهای پرخطر انجام شد.
روش: این مطالعه کیفی کاربردی با روش دلفی و تحلیل محتوای انجام شد. مبانی نظری از کتاب «تئوری انتخاب» گلسر(2013) استخراج گردید. بسته در ۱۱ مرحله (از جستجوی نوآوری تا اجرای آزمایشی) تدوین شد و شامل ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقهای است. اعتباریابی محتوایی توسط پانل ۸ متخصص روانشناسی تربیتی (با حداقل ۱۰ سال تجربه) با استفاده از شاخصهای کمی نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) ارزیابی گردید.
یافتهها:نتایج نشان داد که تمامی جلسات بسته طراحی شده ضروری هستند و محتوای تمامی جلسات کاملاً مرتبط با اهداف طراحی شدهاند، بهطوریکه ۱.۰CVR= برای ضرورت جلسات و ۰.۹۴ CVI=برای مرتبط بودن با اهداف است که روایی مطلوب را تأیید میکند. اجرای آزمایشی بر ۲ دانشآموز پرخطر نیز قابلیت اجرایی را اثبات نمود.
نتیجهگیری: بسته پیشنهادی از روایی محتوایی بالایی برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری پیشگیرانه در مراکز مشاوره مدرسه برای کاهش رفتارهای پرخطر و تقویت سرمایه انسانی به کار رود. این رویکرد بومی، شکاف مطالعات قبلی را در مداخلههای گروهی گفتگومحور پر میکند و با مدلهای شناختی-اجتماعی همخوانی دارد.
طراحی الگوی تلفیقی فلسفه برای کودکان (P4C) و دانش پداگوژی محتوا (PCK) برای پرورش تفکر و آموزش معنادار در دوره ابتدایی
صفحه 55-63
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.543604.3363
زهراسادات هاشمی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگویی تلفیقی مبتنی بر «فلسفه برای کودکان» (P4C) و «دانش پداگوژی محتوا» (PCK) برای ارتقای کیفیت آموزش در دوره ابتدایی ایران است. این دو رویکرد، بهترتیب بر پرورش تفکر انتقادی و مراقبتی در بستر گفتوگوی فلسفی، و بر توانایی معلم در پیوند دادن محتوای درسی با روش تدریس تأکید دارند. مسئله اصلی، فقدان چارچوبهای بومی و تلفیقی در آموزش ابتدایی برای توسعه همزمان مهارتهای شناختی، اخلاقی و مفهومی دانشآموزان است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و کاربردی است و با رویکرد «پژوهش مبتنی بر طراحی» (Design-Based Research) انجام شده است. دادهها از طریق تحلیل اسناد، بررسی نظریهها، و مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان حوزه تعلیم و تربیت گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شد. بر اساس یافتهها، الگویی در شش مؤلفه اصلی شامل اهداف، محتوا، راهبرد تدریس، نقش معلم، نقش دانشآموز و ارزشیابی طراحی و با نظر خبرگان اعتبارسنجی شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی میتواند زمینهساز ترکیب آموزش محتوایی و پرورش تفکر در کلاس درس باشد و با ایجاد فضای گفتوگومحور، یادگیری معنادار و مشارکت فعال دانشآموزان را تقویت کند. این الگو قابلیت بومیسازی و اجرای گسترده در دروس مفهومی دوره ابتدایی را دارد و میتواند بهعنوان راهنمایی عملی برای معلمان، طراحان برنامه درسی و دورههای تربیت معلم به کار رود.
امید به تحصیل، کمکطلبی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی: یک تحلیل میانجیگری
صفحه 65-78
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.547953.3374
احسان کشتورز کندازی، نادره سهرابی، مریم کورشنیا، مجید برزگر
چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطهگری کمکطلبی تحصیلی در رابطۀ بین امید به تحصیل و بهزیستی تحصیلی در دانشآموزان بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش، تمامی دانشآموزان دورۀ دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین آنها 516 دانشآموز (223 پسر و 293 دختر) با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای امید به تحصیل خرمایی و کمری، بهزیستی تحصیلی تومینن- سوینی و همکاران و کمکطلبی تحصیلی رایان و پنتریچ پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارهای SPSS-24 و AMOS-26 استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان دادند که مدل پژوهش با دادههای جمعآوری شده برازش مطلوبی دارد. همچنین، یافتهها نشان دادند که امید به تحصیل دارای تأثیر مثبت و معنیداری بر پذیرش کمکطلبی و تأثیر منفی و معنیداری بر اجتناب از کمکطلبی بود. در حالی که اجتناب از کمکطلبی بر بهزیستی تحصیلی تأثیر معنیداری نداشت، پذیرش کمکطلبی دارای تأثیر مثبت و معنیداری بر بهزیستی تحصیلی بود. همچنین، امید به تحصیل بهصورت غیرمستقیم، از طریق اجتناب از کمکطلبی و پذیرش کمکطلبی و تأثیر همزمان این دو، دارای تاثیر غیرمستقیم معنیدار بر بهزیستی تحصیلی بود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که امید به تحصیل بهطور غیرمستقیم و از طریق کمکطلبی تحصیلی، بهزیستی تحصیلی دانشآموزان را ارتقا میدهد. این نتایج بر اهمیّت طراحی برنامهها و مداخلات آموزشی با محوریت تقویت امید تحصیلی و مهارتهای کمکطلبی تأکید دارد و میتواند راهنمای معلمان و برنامهریزان آموزشی برای ارتقای بهزیستی تحصیلی باشد.
واکاوی وضعیت اشتراک دانش و تجارب معلمان در محیطهای مجازی بر اساس هنجارهای اخلاقی و اعتماد شناختی
صفحه 79-91
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.549305.3380
علیرضا نعمتی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، تحلیل اشتراک دانش و تجارب معلمان در محیطهای مجازی بر اساس هنجارهای اخلاقی و اعتماد شناختی معلمان بود.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و جزو پژوهشهای کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش، شامل معلمان پایه ابتدایی شاغل در آموزش و پرورش شهرستان اهر در سال تحصیلی 1403-1402، به تعداد 457 نفر بودند که نمونه 201 نفری از آنها با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شد. برای تحلیل دادهها بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری و آزمون t تک نمونهای از نرمافزارهای SPSS20 و AMOS21 بهره گرفته شده است. برای سنجش روایی پرسشنامه از روایی شکلی و روایی همگرا استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که میانگین واریانس استخراج شده برای سازههای مورد بررسی قابل قبول بوده است (AVE≥0.585). همچنین، مقدار پایایی ترکیبی برای همه سازهها مناسب بود (CR≥0.88).
یافتهها: نتایج تجربی پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که رابطه معنیداری بین متغیر هنجارهای اخلاقی و اشتراک دانش معلمان در محیطهای مجازی وجود دارد (0,457-β ، t=6.876، p≤0.001). همچنین، اعتماد شناختی معلمان با اشتراک دانش آنان در محیطهای مجازی دارای رابطه مثبت و معنیدار است (0.374=β ، t=6.287، p≤0.001). این دو متغیر 51 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین نمودند. متغیر هنجارهای اخلاقی (r=0.46)، پیشبینیکننده قویتری برای متغیر اشتراک دانش بود. همچنین، نتایج آزمون t تک نمونهای (3=Test value) نشان داد که ویژگی هنجارهای اخلاقی در بین معلمان، مناسبتر از ویژگیهای اعتماد شناختی و اشتراک دانش بوده است.
