کلیدواژه‌ها = مدیریت دانش

تدوین و برازش مدل سازمان یاد گیرنده درآموزش و پرورش با تأکید بر مدیریت دانش

دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 115-130

حسن شهرکی پور، سعید ناصری، فردوس یادگاری

چکیده هدف اساسی پژوهش حاضر طراحی و برازش مدل مطلوب سازمان یاد گیرنده در آموزش و پرورش با تأکید بر مدیریت دانش بود. با استفاده از طرح متوالی اکتشافی (کیفی و کمی) این مطالعه در سال 1398 به انجام رسید. در فاز کیفی با انجام مصاحبه عمقی با 20 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و نیز مدیران آموزش و پرورش شهر تهران داده‌های لازم جمع‌آوری شد. با استفاده از روش تحلیل مضمون و از نوع شبکه مضامین تحلیل شده و مدل مفهومی اندازه‌گیری شبکه ای سازمان یادگیرنده در آموزش و پرورش تهیه شد. نتایج کیفی پژوهش نشان داد که مدل مطلوب سازمان یاد گیرنده از شش مضمون فراگیر و در مجموع با 259 مضمون پایه ای به اشباع نظری رسیده است. در فاز کمی پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته داده های لازم از 226 نفر از مدیران و کارکنان آموزش و پرورش شهر تهران که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شده بودند گردآوری شد. نتایج نشان داد که مدل تجربی از برازش نسبتاً مطلوبی برخوردار است و بعد مدیریت دانش با میزان 935/0 نسبت به پنج بعد دیگر در سنجش مدل تجربی سازمان یادگیرنده بیشترین سهم رادارد. براساس یافته‌های این تحقیق می‌توان نتیجه گرفت که با تاکید مدیریت دانش می‌توان به رشد و شکوفایی سازمان‌ها به ویژه در آموزش و پرورش کمک کرد.به عبارت دیگر، برای بهبود عملکرد سازمان ها و نهادهای مختلف می توان با تکیه بر مدیریت دانش در سازمانهای یادگیرنده تحول ایجاد کرد.

استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 41-63

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83763

عباس صدری

چکیده این پژوهش با دو هدف اصلی شامل اقدامات صورت گرفته توسط دانشگاه‌ها در جهت استقرار مدیریت دانش و شناسایی مؤلفه‌هایی برای استقرار مدیریت دانش از طریق ارائه یک مدل است. تحقیق پیش‌رو از نوع کیفی و نظریه داده‌بنیاد است. برای گردآوری داده‌ها سه روش مورداستفاده قرار گرفته است: پژوهش اسنادی، گروه‌های کانونی و مصاحبه عمیق. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و متخصصان مدیریت دانش بود که به‌صورت هدفمند و به شیوه موارد خاص یا یگانه، یک گروه کانونی متشکل از 6 نفر از اساتید دانشگاه انتخاب گردید. همچنین برای انجام مصاحبه عمیق، 4 نفر از اعضاء هیئت‌علمی و دو نفر از متخصصان حوزه مدیریت دانش به‌صورت هدفمند (موارد خاص و یگانه) انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش کوربین و اشتراوس برای کدگذاری استفاده شد که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که چالش‌های متعددی برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران وجود دارد که در این پژوهش به 10 مورد اشاره شده است. بیشتر چالش‌ها را می‌توان به عدم وجود فرهنگ‌سازمانی مناسب، عدم وجود نیروی انسانی آموزش‌دیده، ضعف‌های مدیریتی و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب مربوط دانست. همچنین سه مؤلفه اصلی در استقرار مدیریت دانش شناسایی شد: مدیریت، فرهنگ‌سازمانی و زیرساخت (منابع انسانی و تجهیزاتی) که زیر مؤلفه‌های گوناگونی برای هر یک تدوین شد. برآیند گروه کانونی در پژوهش، تدوین مدلی است که می‌تواند در استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌ها راهگشا باشد. همچنین برنامه‌هایی پیشنهادی عنوان شده‌اند که دانشگاه‌ها بنا به مأموریت خود می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند.

شناسایی عوامل مؤثر بر هوش سازمانی با استفاده از نظریه بنیانی (مطالعه موردی دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه)*

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 415-435

رضا یارویسی، فتاح ناظم، خدیجه ابوالمعالی

چکیده این پژوهش با هدف «شناسایی عوامل مؤثر بر هوش سازمانی در دانشگاه های آزاد اسلامی با استفاده از نظریه بنیانی و به صورت مطالعه ی مورد در دانشگاه های آزاد اسلامی کرمانشاه انجام گرفت. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و شیوه ی اجرا، از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی- متوالی هدایت شده با رویکرد طبقه بندی (روش های پژوهش ترکیبی) است. جامعه ی آماری این مطالعه در بخش انسانی، اساتید و متخصصین دانشگاهی در حوزه ی علوم تربیتی در دانشگاه های آزاد اسلامی و در بخش اسنادی، مقالات، کتب و مطالعات موجود در حوزه ی هوش سازمانی بود. انتخاب نمونه ها در بخش انسانی به صورت نمونه گیری انتخاب هدفمند صورت گرفت که در این بخش منابع اطلاعاتی محدود به یازده نفر بوده است. داده های لازم از دو منبع: الف) «مطالعه متون»، ب) «مصاحبه با متخصصین» جمع آوری گردید. در بخش مطالعه ی متون از تحلیل متن کیفی به روش قیاسی – استقرایی و روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد و در بخش مصاحبه از روش تحلیل نظریه زمینه ای استفاده گردید. تحلیل داده های کیفی پژوهش با استفاده از نظریه زمینه ای انجام گرفت. یافته های حاصل از تحلیل داده های کیفی با استفاده از نظریه ی بنیانی، پس از استخراج کدهای اصلی و تشکیل کدهای محوری، عوامل مؤثر بر هوش سازمانی را در دانشگاه های آزاد اسلامی در 9 محور طبقه بندی نمود. این عوامل شامل: «مدیریت و پردازش و تسهیم اطلاعات»، «توجه به ارتباط سازمانی»، «تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده»، «به کارگیری سیستم های مؤثر تشویق و تنبیه»، «ویژگی های فردی کارکنان و اساتید سازمان»، «به کارگیری مدیران و رهبران توانمند»، «تمرکز بر برنامه ریزی صحیح»، «توجه به کاربرد تکنولوژی های نوین»، و «حمایت سازمانی» می باشد. بر اساس نتایج حاصل پیشنهاد می شود در دانشگاه های آزاد اسلامی، زیرساخت های سازمانی به منظور حمایت و پشتیبانی از به کارگیری نیروهای متخصص و نیز مدیریت دانش، ایجاد، و به به کارگیری نیروهای متخصص در سطوح بالای مدیریتی، شرایط بهره گیری از مدیریت دانش را در راستای تجمیع توان فکری نیروهای سازمانی فراهم نمایند.

طراحی مدل مدیریت دانش در دانشگاه فنی و حرفه ای با راهبرد آموزش تربیت کارآفرین

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 629-651

حمید نهاردانی، علی معقول، احمد زنده دل، حسن نودهی

چکیده تحولات روزافزون صنعت، اطلاعات و فناوری­های نوین در جهان، با سرعت بالا در حال پیشروی است. کشورهایی که به دنبال خودکفایی و استقلال همه جانبه هستند، باید کشور خود را با کارآفرینی، تولید و اشتغال پایدار و منابع انسانی فعال در صنایع، برای مقابله با شکافی مهارتی بین مهارت­های موجود و مهارت­های مشاغل نوین آماده سازند. تحت این شرایط، به اهمیت ماموریت دانشگاه­هایی که در تربیت کارآفرین ماهر، فعالیت می­کنند، پی می­بریم. مدیریت دانش در سازمان­ها بویژه سازمان­های آموزشی، یک راهکار اثربخش برای حل این معضل می­باشد. این پژوهش بر پایه راهبرد داده بنیاد، به مطالعه و بررسی استراتژی مدیریت دانش در دانشگاه فنی و حرفه ای می­پردازد. داده­های تحقیق از طریق 14 نفر از خبرگان مدیریتی و فنی، به صورت نمونه با کفایت داده، و مصاحبه نیمه ساختاریافته، گردآوری شد. اعتبار و روایی داده­های پژوهش، از نظرات خبرگان پژوهش­های مبتنی بر داده بنیاد و نیز بازبینی مصاحبه شوندگان تأیید شد. لذا از یافته­های پژوهش الگویی با شرایط ذیل حاصل شد. راهبردها شامل: 1- تربیت تکنسین کارآفرین 2-بهسازی منابع انسانی3- کیفی سازی آموزش دانشگاه  و نیز شرایط علی شامل: 1-پتانسیل منابع انسانی2-ماموریت دانشگاه (کارآفرینی)، همچنین مقوله یا پدیده­های محوری شامل: رهبری سازمان، و نیز زمینه شامل: 1-سرمایه فکری 2-خلق دانش 3-استراتژی مدیریت، همچنین شرایط مداخله گر شامل: 1-ساختار سازمانی 2- کار تیمی 3- فرهنگ سازمانی 4- تقسیم دانش، و در انتها پیامدها: استراتژی مدیریت دانش در دانشگاه ؛ مدیران عالی دانشگاه را دررسیدن به اصل ماموریت و هدف سازمان(تربیت تکنسین ماهر و کارآفرین)رهنمون می سازند.

رابطه راهبردهای مدیریت دانش با ظرفیت‌های یادگیری فردی و سازمانی

دوره 11، شماره 37، تابستان 1396، صفحه 111-130

https://doi.org/10.22034/jiera.2017.57768

محمد خان عزیزی، سیاوش طالع پسند

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین راهبردهای مدیریت دانش (به­کارگیری دانش، تسهیم دانش و بازیابی دانش) با ظرفیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های یادگیری فردی و سازمانی در دبیرستان‌های پسرانه شهر تهران در سال تحصیلی 94-93 بود. روش پژوهش همبستگی و تعداد 235 معلم دبیرستان‌های پسرانه به روش نمونه‌گیری خوشه­ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل فرایندهای مدیریت دانش (چنگ، 2012) و ظرفیت‌های یادگیری فردی و سازمانی (سالیس و جونز، 2002) بود. داده‌ها بر مبنای مدل معادلات ساختاری (مدل تحلیل مسیر) و با استفاده از نرم­افزار Spss 19 و 8.8 Lisrel تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند، بین مؤلفه تسهیم دانش با ظرفیت یادگیری فردی و ظرفیت یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. همچنین نتایج به­دست­آمده نشان می­دهد مؤلفه به­کارگیری دانش، بر ظرفیت یادگیری فردی و مؤلفه‌ بازیابی دانش، بر ظرفیت یادگیری سازمانی اثر مستقیم دارند، ولی بین مؤلفه‌های ظرفیت یادگیری فردی و ظرفیت یادگیری سازمانی (متغیرهای میانجی) رابطه دوسویه برقرار نیست.

تحلیل کیفی اصول مستندسازی تجارب سازمانی روسای دانشگاه: گامی در جهت ارزش آفرینی تجربه سازمانی

دوره 10، شماره 35، زمستان 1395، صفحه 201-228

اصغر زمانی

چکیده در مقاله حاضر ضمن توجه به اهمیت مستند سازی تجارب مدیران به تحلیل کیفی اصول مستند سازی تجارب روسای دانشگاه پرداخته و در نهایت براساس مصاحبه صورت گرفته با خبرگان ، ساختار فرایند مستندسازی، ارزیابی و انتشار تجربیات به عنوان یک چارچوب و با روش علمی و کاربردی طراحی شد. ساختارطراحی شده از شیوه های مدیریت دانش، مدیریت استراتژیک ، مدیریت کیفیت، مدیریت ارزیابی عملکرد، مدیریت فناوری اطلاعات و نیز تکنیک­هایی همچون مورد نویسی، خاطره نویسی، سخنرانی، تهیه فیلم و... الهام گرفته است و براساس مفهوم سازمان یادگیرنده طراحی و تدوین شده است. بر اساس این ساختار، فرایند نظام مستندسازی تجربیات مدیران از یک فرایند سه مرحله ای تبعیت می­کند. این مراحل عبارتند از:برنامه ریزی مستند سازی، 2- اجرای مستند سازی، 3- پایش ،کنترل،تسهیم. هریک از این مراحل نیز به فعالیت ها و سپس گام های مختلف درهرفعالیت تقسیم می­شود که مستند ساز را به نتیجه منطقی و مورد نظر می­رساند.
 
 

مستندسازی تجربیات روسای دانشگاه ها،ضرورتی در مدیریت دانش دانشگاهی

دوره 8، شماره 27، زمستان 1393، صفحه 7-34

اصغر زمانی، محمد قهرمانی، جعفر توفیقی، محمود ابوالقاسمی

چکیده امروزه دانشگاه ها به عنوان مرکزی متشکل از عوامل و منابع مادی و مالی و انسانی شامل اساتید، کارکنان و دانشجویان
قابل تصور است که در آن به تبادل دانش و اشاعه آن پرداخته می شود و نقش سرمایه ای دانشگاه به خوبی مشخص
و مورد توجه جامعه و دولت می باشد. برهمین اساس، فرایند مدیریت دانش از رسالتهای اصلی یک دانشگاه به شمار
م یآید و در کشور ما هم به دلیل وجود مراکز، مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه های متعدد، این رسالت مورد توجه و
انتظار بوده است و همه ساله هزینه هنگفتی صرف آزمایش و خطا در خصوص تصمی مگیری روسا و مدیران دانشگاهی
م یگردد. حال برای رسیدن به این رسالت و کاهش هزینه های ناشی از آزمایش و خطا در تصمیمات مدیران و خصوصا
روسای دانشگاه ها، ایجاب م یکند تا با مستند سازی تجارب زیسته مدیریتی روسای دانشگا هها و بازیابی و استفاده از آن
تجارب، ضمن انجام این رسالت دانشگاه، پاسخگوی نیازهای ذینفعان داخلی و خارجی دانشگا هها با حداقل هزینه و در
کمترین زمان ممکن نیز بود. انتقال تجربه روسای دانشگاه نیازمند حلقه اتصالی به نام برنامه دانشگاه است و برای انجام
این امر لازم است اصول و ساز و کار مستند سازی تجربیات سازمانی روسای دانشگاه ها و فرهنگ سازی و آموزش لازم در
حوزه های متصور فردی، دانشگاهی و فرا دانشگاهی روسای دانشگاه ها شکل گیرد و روسای دانشگاه ها بپذیرند که اقدام به
مستندسازی تجارب مدیریتی، برای همه مدیران بعدی نوعی فرصت است و اقدام دانشگا هها به تدوین و تصویب مقرراتی
که بتواند انتقال تجربه مدیریتی را نهادینه نماید و به شک لگیری فرهنگ انتقال تجربه مدیریتی منجر شود، ضرورت دارد
و در دنیای معاصر نیز فراخوانی، تقویت، توسعه و انتشار دانش سازمانی از طریق مستندسازی تجارب مدیران به عنوان
یکی از محورهای اساسی مدیریت دانش، همواره مورد توجه می باشد.