دوره و شماره: دوره 13، شماره 47، زمستان 1398 

بررسی روابط بین فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: نقش واسطه گری توانمندی نگارش علمی

صفحه 7-21

https://doi.org/10.22034/jiera.2020.171291.1801

الهام حیدری، فهیمه کشاورزی، رحمت اله مرزوقی

چکیده هدف کلی پژوهش بررسی نقش واسطه‌گری توانمندی نگارش علمی در روابط بین فرهنگ پژوهشی دانشگاه و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 297 نفر از تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‏ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس‏های سنجش فرهنگ پژوهشی دانشگاهی (کوکسال و رازی، 2011)، توانمندی نگارش علمی دانشجویان (پاینی، 2012) و احساس خودکارآمدی پژوهشی (صالحی و همکاران، 1391) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن‌ها، بین نمونه توزیع و داده‏ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‏ها نشان داد که فرهنگ پژوهشی دانشگاه تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی نگارش علمی (001/0›p، 68/0=β) و خودکارآمدی پژوهشی (001/0›p، 22/0=β) دارد. همچنین توانمندی نگارش علمی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی پژوهشی (001/0›p، 52/0=β) دارد. به‌علاوه، فرهنگ پژوهشی دانشگاه تأثیر غیرمستقیم مثبت و معناداری بر خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان (001/0›p، 35/0=β) دارد؛ بنابراین، تأثیر غیرمستقیم فرهنگ پژوهشی دانشگاه‌ها بر ایجاد احساس خودکارآمدی پژوهشی بیش از تأثیر مستقیم آنان است. چراکه، وجود فرهنگ پژوهشی می‏تواند بسترساز رشد مهارت‌ها و توانمندی‏های افراد در پژوهش و نگارش متون علاست و این عامل با تأثیری که بر نگرش افراد در زمینه قابلیت‏های خود می‏گذارد، احساس خودکارآمدی آنان را افزایش می‏دهد.

اثر بخشی آموزش تفکر مثبت نگر بر تنظیم شناختی هیجان و اهمال کاری در دانش اموزان دختر دوره دوره دوم متوسطه

صفحه 23-40

https://doi.org/10.22034/jiera.2020.151988.1676

ایران شفیعی، هادی بهرامی، حمیدرضا حاتمی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش تفکر مثبت نگر بر تنظیم شناختی هیجان و اهمال‌کاری تحصیلی در دانش‏آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش در این مطالعه؛ نیمه آزمایشی از نوع پیش‏آزمون و پس‏آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه‏ی دانش‏آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند. گروه نمونه، 40 نفر از دانش‏آموزان دختر دوره دوم متوسطه بودند، به شیوه تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه (کنترل و مداخله) جایگزین شدند. ابتدا پرسشنامه‏های تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) و اهمال‌کاری (تاکمن، 1991) برای هر دو گروه اجرا شد (پیش‏آزمون). سپس شرکت‏کنندگان گروه مداخله، برنامه آموزش مثبت اندیشی را در قالب 8 جلسه 90 دقیقه‏ای و هفته‏ای یک بار دریافت کردند؛ درحالی‌که گروه کنترل هیچ مداخله‏ی آموزشی دریافت نکردند. پس‌ازاین مرحله دوباره هر دو گروه با پرسش‏نامه‏ی مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند (پس‏آزمون). داده‏های جمع‌آوری‌شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم‏افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای آموزش مثبت اندیشی بر تنظیم شناختی هیجان، تأثیر معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد که اجرای آموزش مثبت اندیشی بر کاهش اهمال‌کاری تحصیلی، تأثیر معناداری دارد.

ارائه مدلی جهت بهبود کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای: با توجه به الزامات اقتصاد مبتنی بر دانش

صفحه 41-54

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.153837.1687

فرهاد شریعتی، علی اکبر امین بیدختی، محمود نجفی

چکیده هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل ارتقاء کیفیت آموزش‏های فنی و حرفه‏ای بود. در این پژوهش از روش پژوهش کیفی مبتنی بر رویکرد ﻧﻈﺮﻳﺔ داده ﺑﻨﻴﺎد استفاده شد. در اﻳﻦ پژوهش ﺟﺎﻣﻌﺔ آماری صاحب‌نظران حوزه فنی و حرفه‏ای ﺷﺎﻣﻞ اعضای هیئت‌علمی، مدیران و صاحبان صنایع در استان کردستان و در سال 1397 بودند. با استفاده از روش گلوله برفی تعداد 18 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‏ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. اعتبار و روایی داده‏ها از طریق دو روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و مرور خبرگان به دست آمد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده این الگو دارای شرایط علّی ازجمله (شایستگی‏های حرفه‏ای مربیان، عوامل آموزشی و عوامل مدیریتی)، زمینه‏ای (بسترسازی فرهنگی و بسترسازی اقتصادی)، مداخله‏گر (عوامل بین‌المللی و عوامل تکنولوژیکی)، راهبردها (برون‏سپاری، توانمندسازی، توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی آموزشی) و پیامدها (رشد اقتصادی، بهبود عوامل آموزشی و توسعه اجتماعی) بود.

شناسایی مؤلفه های عدالت آموزشی در آموزش و پرورش ایران

صفحه 55-75

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.150212.1645

فاطمه اسلامی هرندی، فریبا کریمی، محمدعلی نادی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه‏های عدالت آموزشی برای دانش‌آموزان بود. روش پژوهش کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی اکتشافی که حوزه پژوهش 76 مورد مقالات، اسناد و کتب مندرج در پایگاه‌ها، وب‌سایت‌ها و کتابخانه‏ها که به تفکیک 61 مقاله، 6 پایان‌نامه، 9 کتاب و سند آموزشی بود. با توجه به ادبیات نظری مؤلفه‏ها و مضامین استخراج گردید. روایی محتوایی پژوهش با استفاده از روش ممیزی کردن از سوی داور تأیید شد و پایایی مضامین با استفاده از روش هولستی ۹۹٪ به دست آمد. یافته‏ها نشان داد که عدالت آموزشی شامل سه مضمون فراگیر با عنوان بسترسازی عادلانه توزیع منابع، بهره‌مندی عادلانه از منابع و شایسته پروری و 12 مضمون سازمان دهنده شامل مشارکت جمعی، همه‌جانبه نگری برنامه درسی، تصمیم سازی عادلانه، شایسته‌سالاری، پوشش دادن همه مخاطبان، بهسازی مدارس، مدیریت بهینه منابع مالی، توجه به وضعیت بهداشت یادگیرندگان، توانمندسازی یادگیرندگان، ارتقای کیفیت آموزش، بهبود فرآیند ارزشیابی، تعامل منصفانه و 82 مضمون پایه است. برای تحقق عدالت آموزشی در طراحی و تدوین برنامه‏ها به این مؤلفه‏ها باید توجه شود تا کلیه یادگیرندگان در همه مناطق کشور به شکل عادلانه از فرصت‌های آموزشی و تربیتی بهره برند.

طراحی برنامه درسی با رویکرد جهانی‌شدن و حفظ هویت فرهنگی و اعتبارسنجی آن از دیدگاه متخصصان

صفحه 77-95

https://doi.org/10.22034/jiera.2020.171008.1800

کبری قاسمی، علاء الدین اعتماد اهری، بدیع الزمان مکی آل آقا

چکیده برنامه درسی با رویکرد جهانی‌شدن بر اساس الگوی کلاین شامل اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی و یادگیری، مواد و منابع آموزشی، فعالیت‌های یادگیری، زمان آموزش، فضای آموزش، گروه‏بندی یادگیرنده، ارزشیابی برنامه درسی بوده است. این پژوهش یک مطالعه ترکیبی بود که طی سه مرحله انجام شد. در مرحله اول با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ویژگی‌های برنامه درسی با رویکرد جهانی‌شدن و حفظ هویت فرهنگی تبیین گردیـد. در مرحله دوم، ابعاد و گویه‏های ابزار با استفاده از نتایج بخش کیفی مطالعه و بررسی متون معتبر و مرتبط با موضوع پژوهش تدوین گردیـد و در مرحله سوم نیز روایی صوری، روایی محتوا و پایایی ابزار تعیین گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خبرگان و متخصصان برنامه درسی است و برای تعیین حجم نمونه موردنیاز از نمونه‏گیری هدفمند – قضاوتی که تعداد آنان 40 نفر بوده است. ابزار جمع‏آوری داده‏ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که برای تجزیه‌وتحلیل داده‏ها از شاخص‏های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. پس از روایی سنجی کلیه گویه‏ها به‌وسیله نسبت روایی محتوایی CVR و شاخص روایی محتوای CVI، 14 گویه در بخش اهداف، 10 گویه محتوا، 5 گویه راهبردهای یاددهی و یادگیری، 5 گویه مواد و منابع آموزشی، 5 گویه فعالیت‌های یادگیری، 6 گویه زمان آموزش، 6 گویه فضای آموزش، 7 گویه گروه‌بندی، 5 گویه ارزشیابی حاصل شد که درمجموع شامل 62 گویه بود. در تبیین یافته‏های این پژوهش می‏توان گفت که یکی از حیاتی‏ترین عناصر در فرایند برنامه‌ریزی درسی، تعیین هدف یا اهداف بوده است.

سنجش میزان محرومیت مناطق آموزش‏وپرورش استان اردبیل و ارائه راهبردهایی به‏منظور نیل به توسعه پایدار آموزشی

صفحه 97-114

https://doi.org/10.22034/jiera.2020.152498.1675

تقی اکبری، محمد حسنی، بهناز مهاجران، میرنجف موسوی، مریم سامری

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی و سنجش سطح توسعه‏یافتگی و تبیین شکاف بین شهرستان‏های استان اردبیل به لحاظ برخورداری از شاخص‏های آموزشی بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و با توجه به ترکیب شاخص‏ها از نوع توصیفی تحلیلی و به دلیل استفاده از پرسشنامه، پیمایشی و از نوع روش همبستگی بود. اطلاعات تعداد 53 شاخص در قالب امکانات فیزیکی فضاهای آموزشی و پرورشی، امکانـات علمـی - آموزشی دانش‏آموزی، پیشـرفت تحصـیلی دانش‌آموزان، شاخص‏های بهره‏وری اقتصادی، شاخص‏های منابع انسانی با مراجعه به سالنامه آماری و به‏صورت کتابخانه‏ای و شاخص‏های نهادی، شاخص‏های غیر شناختی و شاخص‏های فرایندی نیز از طریق پرسشنامه جمع‏آوری‏ شده است. برای جمع‏آوری داده‏های شاخص‏های غیر شناختی و فرایندی کلیه دانش‌آموزان متوسطه دوم استان و به تعداد 60278 با روش نمونه‏گیری طبقه‏ای نسبتی به تعداد 1100 نفر در سال تحصیلی 97-1396 انتخاب شدند بـا اسـتفاده از مدل‏های ویکور و روش وزن دهی آنتروپی به رتبه‏بندی منـاطق آموزش‏وپرورش اسـتان مبادرت گردید. سپس از طریق روش‌های آماری همچون تحلیل رگرسیونی و تحلیل واریانس و با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه‏ای به تجزیه‏وتحلیل عوامل مؤثر بر توسعه منـاطق آموزش‏وپرورش استان اردبیل اقدام گردید و درنهایت تأثیرگذارترین شاخص‏ها مشخص شدند. برازش مدل حاکی از آن است که ارتباط بین فضاهای آموزشی - پرورشی، منابع انسانی با پیشرفت تحصیلی و شاخص‏های غیر شناختی، نهادی، فرآیندی و بهره‏وری در سطح 01/0 معنادار است با توجه به نتایج ضریب تعیین، بخش‏های هشت‏گانه داده‏شده میزان 4/99 درصد از تغییرات توسعه مناطق آموزش‏وپرورش استان اردبیل را تبیین می‏کند و 6/0 درصد توسط عوامل ناشناخته تبیین و پیش‏بینی می‏شود. بر اساس یافته‏ها شهر اردبیل ازنظر توسعه‏یافتگی در رتبه اول و شهر اصلاندوز در رتبه آخر قرارگرفته است.

طراحی و ارائه چارچوب مفهومی و مدل دانشگاه کارآفرین بر اساس نظریه داده بنیادِ سیستماتیک

صفحه 115-132

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.160732.1736

فرزان شعاع اردبیلی، جعفر رحمانی، غلامرضا ویسی

چکیده دانشگاه کارآفرین به‌عنوان نسل سوم دانشگاه‌ها، مأموریت سومی دارد که مطابق نظریۀ تعدادی از اندیشمندان و متفکران، موتور رشد و تحول اقتصادی و اجتماعی بوده است. هدف این مقاله، مطالعه چارچوب مفهومی دانشگاه کارآفرین ازنقطه‌نظر جنبه‏های کارآفرینانه دانشگاه‏های کارآفرین و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری دانشگاه‏های کارآفرینی و درنهایت پیشنهاد مدل و چارچوب مفهومی دانشگاه کارآفرین (با هدفِ توسعه ای-کاربردی) بود. این پژوهش با روش و ماهیت مطالعه موردی از نوع کیفی بر اساس نظریه داده بنیاد با رویکرد سیستماتیک مدیریت و اجرا شد. مضاف بر اینکه با معیار کرسول مورد اعتباریابی محتوایی قرار گرفت و تأیید گردید و نیز پایایی آن بر اساس توافق کدگذاری بیش از 95 درصد، مطابقِ فرمول هولستی و کاپا مورد تأیید و حمایت واقع گردید. جامعۀ این پژوهش شامل اساتید دانشگاه و مدیران دانشگاه در مراکز کشور بودند. نمونه این مطالعه 14 نفر (4 نفر مدیر و بقیه اساتید دانشگاه) و نمونه‌گیری نظری و هدفمند و با روش گلوله برفی در حد اشباع بود. داده‏ها از مصاحبه‌ها جمع‌آوری شدند. تحلیل محتوا در سه سطح بازو محوری و گزینشی انجام شدند. نتیجۀ داده‏ها با تحلیل محتوا، 106 ویژگی و شاخص و 26 ریز مقوله و شش مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شاملِ شرایط علّی (ساختاری)؛ مقولۀ اصلی (رفتاری)؛ راهبردها (؛ نهادی)؛ شرایط مداخله‏ای (فردی)؛ زمینه (ویژگی‌های محیطی)؛ پیامدها (کارآفرینی دانشگاه)؛ فرآیندِ دانشگاه کارآفرین در دانشگاه‌های ایران و روابط بین ابعاد مختلف و عناصرشان را انعکاس می‏دهند.

شناسایی و اولویت‏گذاری عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه

صفحه 133-152

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.173167.1816

فاطمه کوشازاده، احمد اکبری، علی معقول، مهدی جباری، علی کوشازاده

چکیده پژوهش حاضر به‌منظور شناسایی، طبقه‏بندی و اولویت‏گذاری عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه (موردمطالعه: دانشگاه بین‏المللی امام رضا‏ علیه‏السلام) در راستای ارتقای کیفیت آموزش عالی و قدرت نرم کشور انجام شد. ابتدا با روش کتابخانه‏ای اقدام به بررسی پیشینه پژوهش به‏منظور شناسایی عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه گردید، سپس با تحلیل مضامین اولیه و روش دلفی کیفی (نظرسنجی خبرگان) به توسعه، طبقه‏بندی و اولویت‏گذاری عوامل احصا شده پرداخته شد. خبرگان به تعداد 15 نفر، با روش نمونه‏گیری گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب گردید و با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی، وزن زیر عوامل در هر عامل مرتبط آن به دست آمد. عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه ابتدا در قالب 902 مضمون اولیه مورد شناسایی قرار گرفت و درنهایت پس از غربال‏گری و طبقه‏بندی، در قالب 45 زیرعامل شناسایی و به ترتیب اهمیت مدنظر خبرگان، رتبه‏بندی شدند. تربیت و توانمندسازی سرمایه انسانی خودباور و کارآفرین در رتبه اول اهمیت، وجود شبکه علمی هم‏افزای ملی و فراملی در اولویت دوم و هرم مناسب اعضاء هیئت‏علمی با جذب نیروهای کیفی تخصصی در رتبه سومِ اهمیت درمجموعه عوامل مؤثر بر مرجعیت علمی دانشگاه قرار گرفت

پیش ‏بینی خودمهارگری بر اساس هیجان‏خواهی و خودمیان‏ بینی؛ نقش میانجی‏ گرانه‏ ی سبک‏های مقابله ‏ای دانش‏آموزان

صفحه 153-170

https://doi.org/10.22034/jiera.2020.164845.1759

سعید غفاری، حسین صادقی، لیلا سبحانی، رامین رفیعی پور

چکیده هدف از این مطالعه پیش‌بینی خودمهارگری بر اساس مؤلفه‌های هیجان‏ خواهی و خودمیان‏ بینی؛ نقش میانجی‏ گرانه ‏ی سبک‏ های مقابله‏ ای دانش‏ آموزان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و از روش آماری مدل ‏یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش 380 نفر از دانش ‏آموزان منطقه 2 تهران در سال 1397 بودند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان از بین آن‌ها 181 نفر به روش نمونه ‏گیری تصادفی خوش ه‏ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه خودمهارگری تانجی (2004)، مقیاس هیجان ‏خواهی‏ آرنت (1992)، پرسشنامه خودمیان‏ بینی لاپسلی و همکاران (1996) و پرسشنامه سبک های مقابله‏ ای لازاروس و فولکمن (1988) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‏ های به‌ دست‌آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در سطح معناداری 05/0 و آلفای کرونباخ برای آزمون معادلات ساختاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‏ها نشان داد بین خودمهارگری با هیجان‏ خواهی‏، خودمیان‏ بینی و سبک‏ های مقابله‏ ای رابطه چندگانه وجود دارد. ‏بین هیجان‏ خواهی‏ با خودمیان‏ بینی‏ و نقش میانجی ‏گرانه‏ ی سبک مقابله‏ا ی گریز-اجتناب رابطه وجود دارد. تحلیل آماری داده‏ ها بیانگر آن بود که خودمهارگری بالا باعث کاهش معنادار سطح هیجان‏ خواهی، خود میا‏ن ‏بینی و کارآمدی سبک‏ های مقابله ‏ای دانش ‏آموزان می‏شود.

تبیین و ارائه مدل بهبود همدلی سازمانی در سازمان سنجش آموزش کشور با رویکرد نظریه داده بنیاد

صفحه 171-197

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.198208.2003

رحمن شهراسبی، علیرضا موغلی، سید علی اکبر احمدی، امیرحسین امیرخانی

چکیده هدف پژوهش تبیین و ارائه مدل بهبود همدلی سازمانی در سازمان سنجش آموزش کشور بود. پژوهش ازنظر هدف در دسته پژوهش‏های کاربردی و از منظر روش‏شناختی در دسته پژوهش‏های آمیخته قرار دارد. در بخش کیفی مبتنی با رویکرد نظریه داده بنیاد و توسط مصاحبه‏های عمیق نیمه ساختاریافته از نمونه پژوهش 17 نفر از خبرگان علمی که به روش نمونه‏گیری نظری انتخاب شده بودند، داده‏ها گردآوری شد. سپس کدگذاری انجام‏ و اقدام به شناسایی ابعاد، مقولات اصلی و زیرمقوله‏ها و مفاهیم مرتبط با هر یک از کدها به دست آمده شد. در بخش کمی از طریق پرسشنامه محقق‏ساخته 80 گوی‏های از نمونه 200 نفر (27 نفر مدیر و 173 نفر کارشناس) که به روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای انتخاب شده بودند، داده‏ها گردآوری و برازش مدل پژوهش آزمون شد. نتایج کیفی در قالب مدل همدلی سازمانی: شرایط علی (عوامل سازمانی: جوسازمانی، ساختار سازمانی، فرهنگ‌سازمانی مشارکتی، اهداف سازمانی، عدالت سازمانی، عوامل محیطی: محیط برون‏سازمانی، محیط درون‏سازمانی، عوامل فردی: ویژگی‌های جمعیت‏شناختی، ویژگی‌های شخصیتی)، عوامل مداخله‏گر (فرسودگی شغلی: خستگی هیجانی، مسخ شخصیت، کاهش کفایت فردی، عوامل مدیریتی: مدیریت ناکارآمد، بی‏تفاوتی سازمانی)، عوامل زمینه‏ای (عوامل حمایتی و انگیزشی: حمایت مدیریتی، نظام ارزیابی عملکرد، عوامل شغلی: تناسب فرد-شغل، ویژگی‌های شغلی)، راهبردها (بهبود فرآیندهای سازمان: اعتمادسازی در سازمان، گروه سازی اثربخش، راهبری اثربخش سازمانی: مدیریت اثربخش، آموزش همدلی، توسعه مسیر شغلی) و پیامدها (بهره‏وری سازمانی: ارتباطات اثربخش، اثربخشی سازمانی، تعارض‏زادیی، رفتار شهروندی سازمانی، خلاقیت و نوآوری، تعهد سازمانی، توسعه فردی: توسعه شغلی، بهزیستی فردی، عملکرد فردی) را نشان داد و شاخص‏های برازش حاکی از برازش مناسب داده‏ها با مدل و تأیید فرضیه‏های منتج از مدل داشت.