هدف: این پژوهش با هدف تعیین اندازه اثر کلی یادگیری مبتنی بر پروژه بر تفکر انتقادی و تبیین میزان اثربخشی این رویکرد در سطوح مختلف تحصیلی، از طریق یک فراتحلیل نظاممند انجام شد.پژوهش حاضر یک فراتحلیل کمّی است که بر اساس دستورالعمل PRISMA انجام گرفت. در مجموع، ۱۷ مطالعه تجربی و شبهآزمایشی منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵، پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، انتخاب شدند. اندازه اثر ترکیبی با شاخص هجزجی و با استفاده از مدل اثرات تصادفی محاسبه شد. نتایج نشان داد یادگیری مبتنی بر پروژه تأثیر مثبت و معناداری بر تفکر انتقادی دارد (g = 0.92؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: 0.83 تا 1.01) که بیانگر اثری متوسط تا بزرگ است. ناهمگونی کلی مطالعات پایین و غیرمعنادار بود (I² = 0٪)، هرچند در برخی زیرگروهها، بهویژه در مطالعات دانشگاهی، ناهمگونی قابل توجه مشاهده شد. تحلیل زیرگروهی تفاوتهایی در اندازه اثر بین سطوح تحصیلی نشان داد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنادار نبودند. نتایج آزمونهای سوگیری انتشار شواهد قاطعی از وجود سوگیری نشان نداد و تحلیل تریم اند فیل اندازه اثر کلی را تغییر نداد.بر اساس شواهد موجود، یادگیری مبتنی بر پروژه میتواند بهعنوان رویکردی اثربخش برای ارتقای تفکر انتقادی در نظامهای آموزشی مورد حمایت قرار گیرد. با این حال، با توجه به محدود بودن تعداد مطالعات و تفاوتهای مفهومی و زمینهای، تعمیم نتایج نیازمند احتیاط بوده و انجام پژوهشهای تجربی بیشتر در بافتهای آموزشی متنوع توصیه میشود