کاربست استدلال ابداعی در پژوهش‌های علوم رفتاری: یک مرور نظام‌مند

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

10.22034/jiera.2026.564256.3419
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه، واکاوی کاربردها و تدوین راهنمای عملی رویکرد استدلال ابداعی در پژوهش‌های علوم رفتاری انجام شد. این رویکرد با ارائه چارچوبی نوآورانه، امکان درک ژرف‌تر و تبیین معنادارِ مسائل پیچیده و چندبعدی علوم رفتاری را فراهم می‌سازد.
روش: این پژوهش در قالب یک مرور نظام‌مند اسنادی و با رعایت چارچوب پریزما (نسخه ۲۰۲۰) انجام شد. جستجوی نظام‌مند منابع در پایگاه‌های اطلاعاتی ساینس‌دایرکت، اسکوپوس و گوگل‌اسکالر با استفاده از یک مجموعه کلیدواژه جامع انجام پذیرفت و به شناسایی اولیه ۱۵۲۶ مدرک منجر شد. فرآیند غربالگری چهارمرحله‌ای با بازبینی مستقل توسط دو پژوهشگر انجام شد که در نهایت ۶۲ مقاله واجد شرایط انتخاب و بررسی شدند.
یافته‏ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی و طبقه‌بندی کاربردهای استدلال ابداعی در شش بُعد اصلیِ شناختی، روش‌شناختی، عملی، فلسفی، نقادانه و بین‌رشته‌ای‌نوظهور منجر شد. این رویکرد در پژوهش‌های کیفی، کمّی و آمیخته از کارایی بالایی برخوردار است. نقاط قوت کلیدی آن شامل ظرفیت نظریه‌پردازی خلاقانه، تحلیل عمیق پدیده‌ها و انعطاف‌پذیری روش‌شناختی است. با این حال، ذهنیت‌گرایی در تفسیر یافته‌ها از جمله چالش‌های عمده این روش به شمار می‌رود.
نتیجه‏گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که تلفیق استدلال ابداعی با فناوری‌های تحلیلی نوین، گامی اساسی در پیشبرد روش‌شناسی پژوهش‌های علوم رفتاری محسوب می‌شود. این پیوند، نه‌تنها با ارائه چارچوبی یکپارچه، افق‌های جدیدی برای کاوش مسائل پیچیده رفتاری می‌گشاید، بلکه محدودیت‌های ذاتی رویکردهای صرفاً کمّی یا کیفی در مواجهه با پرسش‌های مبهم و چندبُعدی را نیز به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ
انتشار آنلاین از 08 اردیبهشت 1405