نویسنده = بهنام مکوندی

رابطه علی بین اهداف پیشرفت با عملکرد تحصیلی از طریق میانجیگری سرزندگی تحصیلی در دانش‌آموزان دختر

دوره 14، شماره 48، بهار 1399، صفحه 109-125

عاطفه کمایی، پرویز عسگری، علیرضا حیدری، فرح نادری، بهنام مکوندی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه علی بین اهداف پیشرفت با عملکرد تحصیلی از طریق میانجیگری سرزندگی تحصیلی در دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر رامهرمز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه این پژوهش تمامی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم بود، که در سال تحصیلی 97-1396، مشغول به تحصیل بودند. از جامعه مذکور تعداد 302 نفر دانش‏آموز، به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای دومرحله‌ای، انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده، شامل مقیاس اهداف پیشرفت میدلتن و میگلی (1997)، مقیاس سرزندگی تحصیلی حسین‌چاری و دهقانی‌زاده (1391) و معدل دانش‌آموزان به‌عنوان شاخص عملکرد تحصیلی بود. داده‏های گردآوری‌شده با استفاده از روش آماری ماتریس همبستگی و تحلیل مسیر انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که هر دو متغیر اهداف پیشرفت (اهداف تبحری، عملکردی و اجتنابی) و سرزندگی تحصیلی اثر مستقیم معناداری (001/0>p) بر عملکرد تحصیلی دارند. هم‌چنین، نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم تمام مسیرها بر عملکرد تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی معنادار است (001/0>p). می‏توان نتیجه گرفت که عملکرد تحصیلی به‌طور معناداری تحت تأثیر اهداف پیشرفت و سرزندگی تحصیلی است.

مقایسه درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت در دانش‌آموزان تیزهوش دختر و پسر

دوره 13، شماره 46، پاییز 1398، صفحه 35-48

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.165928.1769

محمد رضا عسکری، بهنام مکوندی، عبدالکاظم نیسی

چکیده هدف پژوهش حاضر، مقایسه درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت در دانش‌آموزان تیزهوش دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر اهواز بود. این پژوهش از نوع کمی مقایسه‌ای بود. نمونه آماری شامل 300 نفر (140 پسر و 160 دختر) که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001) و پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران (1998) استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش‌های آماری ازجمله تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد دانش‌آموزان تیزهوش پسر در سه مؤلفه درگیری شناختی، رفتاری و انگیزشی میانگین پایین‌تری از دختران تیزهوش داشتند، همچنین خودکارآمدی تحصیلی پسران تیزهوش نسبت به دختران تیزهوش میانگین پایین‌تری را نشان داد. اهداف پیشرفت نیز در مؤلفه‌های اهداف تبحری و رویکردی دانش‌آموزان تیزهوش پسر از دانش‌آموزان تیزهوش دختر میانگین پایینی دارند و در اهداف اجتنابی پسران تیزهوش میانگین بالایی نسبت به دختران تیزهوش را نشان دادند. در تمام متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری بین دانش‌آموزان تیزهوش دختر نسبت به پسران تیزهوش یافته شد. این تفاوت در سطح 001/0 معنادار بود. درنتیجه دانش‌آموزان پسر تیزهوش نیازمند توجه آموزشی و تلاش فردی بیشتری بودند.

مقایسه سرزندگی تحصیلی، احساس تعلق به مدرسه، انگیزه پیشرفت تحصیلی در بین دانش‌آموزان دختر و پسر مدارس متوسطه دوم شهر ایلام

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 1085-1104

احمد میرزابیگی، سعید بختیارپور، زهرا افتخار صعادی، بهنام مکوندی، رضا پاشا

چکیده هدف از تحقیق حاضر، مقایسه­ی دانش­آموزان پسر و دختر براساس متغیرهای سرزندگی تحصیلی، احساس تعلق به مدرسه، انگیزه پیشرفت تحصیلی می­باشد. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه­ای و جامعه آماری را کلیه­ی دانش­آموزان پسر و دختر مدارس متوسط دوم شهر ایلام در سال تحصیلی 1396-1395 تشکیل می­دهد و حجم نمونه از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 374 دانش­آموز تعیین گردید که از این تعداد، 187 نفر پسر و 187 نفر دختر می­باشند. روش نمونه­گیری مورد استفاده با توجه به نواحی آموزش و پرورش شهرستان ایلام، روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چند مرحله­ای بوده که مقیاس سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده(1391)، پرسشنامه ابعاد احساس تعلق به مدرسه بریو و بتی(2005) و انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس (2000) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده­ها، از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در بین دانش­آموزان پسر و دختر مدارس متوسطه دوم شهر ایلام در ابعاد تعلق به همسالان، حمایت معلم، عدالت در مدرسه، ارتباط در مدرسه، مشارکت علمی و متغیرهای انگیزه پیشرفت تحصیلی و سرزندگی تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد، به طوری که متغیر جسنیت، 2/1 درصد واریانس تعلق به همسالان، 1/2 درصد واریانس حمایت معلم، 7/2 درصد واریانس عدالت در مدرسه، 4/1 درصد واریانس ارتباط در مدرسه، 9/1 درصد واریانس مشارکت علمی، 7/4 درصد واریانس انگیزه پیشرفت تحصیلی، 3/1 درصد واریانس سرزندگی تحصیلی را تبیین کرده و دانش­آموزان دختر نسبت به دانش­آموزان پسر براساس متغیرهای فوق دارای برتری نسبی هستند.