ارتباط بین نگرش و کاربرد ابزارهای الکترونیکی توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان
دوره 7، شماره 20، بهار 1392، صفحه 97-121
سید مجید عبداللهی، بی بی عشرت زمانی، زهرا بابادی عکاشه
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش و چگونگی کاربرد اعضای هیأت علمی دانشگاه های
دولتی استان اصفهان نسبت به استفاده از منابع الکترونیکی انجام گرفته است . روش پژوهش
توصیفی همبستگی است. 132 نفر از اعضای هیئت علمی سه دانشگاه اصفهان، صنعتی و
علوم پزشکی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهشپرسشنامه
استاندارد سنجش نگرش معلمان بود. نتایج نشان داد که رابطه مستقیم و معنی دار بین نگرش
استادان نسبت به به کارگیری منابع الکترونیکی و میزان به کارگیری آنها از این فناوری ها در
آموزش وجود داشت. استادان زن و رشتههای علوم انسانی نسبت به سایرین به میزان کمتری
از منابع الکترونیکی در آموزش استفاده میکردند. در هر سه دانشگاه، رابطه معکوسی بین سن
و نگرش نسبت به کارگیری منابع الکترونیکی وجود داشت . نگرش و کاربرد ابزارهای
الکترونیکی توسط استادان به ویژگیهای دموگرافیک آنها هم بستگی دارد. با شناسایی عوامل
تأثیرگذار و رفع موانع موجود میتوان گامهای بیشتری در جهت توسع ه به کارگیری این
فناوریها برداشت.
ارزیابی و مقایسۀ توانمندی دانشجو ـ معلمان با مدرسان آنان در بهرهگیری از اینترنت در مراکز تربیت معلم
دوره 6، شماره 16، بهار 1391، صفحه 65-90
بی بی عشرت زمانی، عفت جعفری، امین محمدی
چکیده هدف نوشتار حاضر ارزیابی و مقایسه توانمندیهای دانشجو ـ معلمان و مدرسان مراکز تربیت معلم در بهرهگیری از اینترنت در زمینههای گوناگون آموزشی و تربیتی است. هدف دیگر این نوشتار، شناسایی دلایل تفاوتهای احتمالی توانمندیها در این دو گروه و شناسایی موانع موجود برای استفاده از نوآوریهای نوین در مراکز تربیت معلم است. این پژوهش توصیفی ـ پیمایشی و نمونۀ آماری شامل 180 نفر از دانشجو ـ معلمان و مدرسان آنان بود. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته، مصاحبۀ نیمه ساختاریافته و همچنین مشاهدهنامه گردآوری شدند. دادههای کمی با استفاده از فراوانی، میانگین، آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا و دادههای کیفی با کدگذاری، سازماندهی و استخراج مقولهها تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانشجو ـ معلمان از مهارتهای کافی در بهرهگیری از اینترنت برخوردار نبودند و مهارتشان در حیطههای گوناگون بهرهگیری از اینترنت از مدرسانشان کمتر بود. مهارت هر دو گروه در زمینۀ آموزشی کمتر از حد متوسط بوده است. تحلیل یافتههای کیفی نشان داد که مهمترین موانع به کارگیری اینترنت از سوی مدرسان و دانشجویان در مراکز تربیت معلم: عدم تلفیق فنّاوری در برنامههای درسی مراکز تربیت معلم، عادت به شیوههای سنتی یاددهی و یادگیری، عدم اعتقاد به نقش فنّاوری در بهبود کیفیت تدریس، کمبود امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در مراکز تربیت معلم بود.
