کلیدواژه‌ها = توسعه

بررسی تطبیقی تأثیر توسعه آموزشی بر توسعه ایران و کشورهای منتخب

دوره 11، شماره 38، پاییز 1396، صفحه 81-136

https://doi.org/10.22034/jiera.2017.59730

محمدجواد بربری، حسین راغفر، عبدالحسین کلانتری، غلامرضا غفاری

چکیده در این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر آموزش بر توسعه، در بازه زمانی 2015-1980 در ایران و 11 کشور منتخب، اثر متغیرهای آموزشی (نرخ باسوادی، تعداد دانشجویان و هزینه آموزش عالی) بر روی توسعه مورد تحلیل قرار گرفته و با استفاده از تحلیل طولی و پانل دیتا، مدل موردنظر برازش داده شده است. مطابق یافته­های پژوهش از طریق تحلیل داده‌ها توسط نرم‌افزار R و روش تحلیل واریانس در شاخص‌های آموزش و توسعه اختلاف معناداری مشاهده شد. بر اساس مدل پانلی برازش داده شده بیشترین تأثیر را آموزش عمومی (نرخ سواد) و پس‌ازآن شاخص هزینه­های دولت در آموزش عالی بر توسعه داشتند. کشورهای انگلستان، ایالات‌متحده و ژاپن که دارای سابقه بیش­تری در امر توسعه آموزشی هستند، ازنظر شاخص­های توسعه هم در وضعیت بالاتری قرار داشتند. ضرایب تأثیرگذاری شاخص‌های آموزشی بر توسعه در زمینه آموزش­های عمومی بیانگر این بود که کوچک‌ترین تغییر در سطح سواد اثر بیش­تری روی شاخص توسعه در کشورهای توسعه یافته دارد؛ اما با توجه به پایین بودن نسبی سطح سواد در کشورهایی نظیر ایران، هند و مصر هنوز فضای زیادی برای سیاست­گذاری در آموزش عمومی جهت تأثیرگذاری بر توسعه وجود دارد. کشورهایی که دارای رشد شتابان و معاصر در توسعه آموزشی هستند (کره جنوبی، چین، ترکیه و برزیل) در میانه این دو طیف قرار داشتند. ازنظر تأثیرگذاری آموزش عالی بر توسعه، ضرایب کشورهای کمتر توسعه یافته اغلب بیشتر از کشورهای توسعه یافته بود. کشور ایران علیرغم اینکه در دوره مذکور با رشد فزاینده تعداد دانشجویان مواجه بود، شاخص توسعه از رشد مناسبی برخوردار نبود و ضرایب مربوط به شاخص آموزش عالی در مقدار پایین­تری نسبت به آنچه انتظار می­رود قرار گرفته بود. این بدین معنا است که علیرغم گسترش آموزش عالی دیگر عوامل منجر به توسعه در کشور فراهم نبوده و امکان پر کردن شکاف علمی و فنآورانه به وجود نیامده است.

عوامل مؤثر بر گرایش زنان به مهارت‌آموزی در بخش مشاغل خانگی: مطالعۀ موردی در شهرستان گرمسار

دوره 6، شماره 17، تابستان 1391، صفحه 145-167

کوروش جاویدنیا، مجتبی جاویدنیا

چکیده چکیده در این تحقیق ، به بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زنان به مهارتآموزی در بخش مشاغل خانگی خواهیم پرداخت و میزان اثرگذاری هر یک ازعوامل را تعیین خواهیم کرد. بدین منظور نمونهای متشکل از 50 نفر از میان کلی ۀ متقاضیان مهارتآموزی در دورههای آمـوزش مشـاغل خـانگی مرکـز آمـوزش فنـی و حرفهای شهرستان گرمسار را به روش تصادفی ساده انتخاب و با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن، ارتباط بین هر یک از عوامل شناسایی شده با گرایش متقاضیان بـه مهـارت آمـوزی بررسـی شـد و در نهایت ، با به کارگیری تکنیک دیماتل و منطق فازی، میزان اثرگـذاری هـر یـک از عوامـل تعیـین شـد . یافتههای نشان داد که رابطه معناداری میان نیاز اقتصادی، افزایش استقلال و نگرانی از آینده با گـرایش به مهارتآموزی در بخش مشاغل خانگی وجود دارد. همچنـین نتـایج حاصـل از بـ ه کـارگیری روش دیماتل فازی نشان داد که عامل رفع نیازهای اقتصادی، مهمترین عامل در گرایش زنان به مهارتآموزی در بخش مشاغل خانگی است و پس از آن به ترتیب عوامل افزایش استقلال، نگرانی از آینده، غلبه بـر تحقیرگرایی، جلوگیری از افسردگی و پر کردن اوقات فراغت قرار دارند

بررسی عوامل مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی و وضعیت آیندۀ آن در ایران

دوره 3، شماره 7، پاییز 1388، صفحه 115-127

مریم حسینی لرگانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی در کشور و نیز تعیین وضعیت آیندۀ آن انجام شده است. برای تحقق این هدف، از یکی از روش‌های معتبر مدیریت راهبردی به نام «ماتریس سوات»[1] استفاده شده است. در این تحقیق، سعی شده است، به ارزیابی پدیدۀ نوین و با اهمیت دانشگاه مجازی در کشور از طریق شناخت عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی پرداخته شود. جامعۀ آماری این پژوهش، کلیۀ دست‌اندرکاران و صاحب‌نظران عرصۀ یادگیری الکترونیکی و دانشگاه مجازی در سراسر کشور است. نمونۀ آماری این پژوهش را 38 نفر از خبرگان حوزۀ مذکور تشکیل داده‌اند. روش پژوهش، از نوع توصیفی ـ پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. در مجموع، نتایج حکایت از آن دارد که هر یک از چهار فرضیۀ اصلی بیانگر نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای موجود در کشور در راستای توسعۀ دانشگاه مجازی و تعیین وضعیت آیندۀ این نوع دانشگاه در کشور است.