کلیدواژه‌ها = نوجوانان
روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

اثربخشی برنامه آموزش خودتعیین‌گری بر پایستگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نوجوانان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.580085.3487

صغرا ابراهیمی قوام، مبین مختاریان نوگلی، اسماعیل سعدی‌پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های خودتعیین‌گری بر پایستگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نوجوانان انجام شد. در این مطالعه از طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری استفاده گردید. جامعه آماری را دانش‌آموزان پسر متوسطه اول شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها ۴۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده و سپس به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس پایستگی تحصیلی Martin and Marsh (2008) و مقیاس بهزیستی ذهنی Keyes and Magyar-Moe (2003) بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه بر اساس پروتکل Field and Hoffman (1994) آموزش دیده و داده‌ها با روش تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که آموزش خودتعیین‌گری در مقایسه با گروه کنترل، منجر به افزایش معنادار پایستگی تحصیلی (10.777 F=، 0.001 p<، 0.221 η²=) و بهزیستی ذهنی (28.299 F=، 0.001 p<، 0.427η²=) شد. همچنین اثرات مداخله در مرحله پیگیری پایدار باقی ماند و تفاوت معناداری بین نمرات پس‌آزمون و پیگیری مشاهده نشد. بنابراین می‌توان گفت که آموزش خودتعیین‌گری نه تنها یک رویکرد اثربخش برای ارتقای همزمان پایستگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نوجوانان محسوب می‌شود، بلکه با توجه به تداوم آثار آن، قابلیت اجرا در قالب برنامه‌های مدون آموزشی و مداخلات روان‌شناختی مدرسه را داراست.

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

شناسایی عوامل موثر بر شکل‌گیری قلدری سایبری در دانش‌آموزان: یک مطالعه‌ی کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.571498.3440

حسن جعفرزاده داشبلاغ، علی شیخ الاسلامی، سمیه تکلوی، نسترن سیداسماعیلی قمی

چکیده هدف: قلدری‌ سایبری در سال‌های اخیر به عنوان یکی از نگرانی‌های اساسی در بین نوجوانان بوده و موجی از پژوهش‌ها را متوجه خود کرده است. با این وجود ابعاد گوناگون این معضل به خوبی شناخته نشده است. براین اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر شکل‌گیری قلدری سایبری در دانش‌آموزان بود.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها یک پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش‌آموزان پسر دوره دوّم متوسطه شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1404-1403 بودند که تعداد 11 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند بعد از غربالگری و با در نظر گرفتن نقطه اشباع به عنوان نمونه‌آماری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه تجربه قلدری‌– قربانی ‌سایبری (CBVEQ؛ آنتیادو و همکاران، 2016) بود. در پژوهش حاضر تحلیل داده‌ها به روش کدگذاری دو مرحله‌ای باز و مقوله‌ای و نرم افزار SPSS برای تعیین ضریب کاپا استفاده شد.

یافته‏ها: براساس یافته‌ها 40 کدمفهوم از کدگذاری اولیه شناسایی شد که بعد از اعمال کدگذاری ثانویه و مقوله‌ای 13 مفهوم فرعی و 5 مقوله اصلی شامل: دیگرآزاری، عدم همدلی، مشکل در خودتنظیمی‌هیجانی، رفتارهای تکانشی و عدم بازداری آنلاین بدست آمد.

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به دست آمده عوامل مختلفی در شکل‌گیری قلدری‌سایبری موثراند که توجه به آنها می‌تواند در کنترل و پیشگیری از رفتارهای قلدری‌سایبری در دانش‌آموزان نقش کلیدی داشته باشد.

سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

ارایه مدل رگرسیونی وابستگی به شبکه‌های اجتماعی بر اساس تمایز یافتگی و الگوهای ارتباطی در نوجوانان

دوره 17، شماره 61، تابستان 1402، صفحه 46-56

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.394582.2960

روشنک اسمعیلی، اکبر محمدی، سارا حقیقت

چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی وابستگی به شبکه‌های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی هیجانی در نوجوانان شهر تهران در سال 1400-1401 انجام گرفت. این پژوهش ازنظر نوع هدف کاربردی و روش جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری  کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه 22 تهران به تعداد 90000 نفر بود که به‌صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای بر اساس جدول مورگان تعداد 300 نفر انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ی وابستگی به شبکه‌های اجتماعی حقایق و همکاران (1396)، مقیاس تجدیدنظر شده الگوی ارتباطی خانواده (RFCP) Kothner and Fitzpatrick (2012) و پرسشنامه خود تمایزیافتگی Scowern and Friedland (1998) استفاده شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام استفاده شد. نتایج همبستگی نشان داد تمامی ضرایب همبستگی معنی‌دار می‏باشند (01/0>p). بر اساس نتایج به‌دست‌آمده همبستگی بین تمایزیافتگی با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی در سطح آلفای ۰۱/۰ منفی معنی‌دار است. همبستگی بین جهت‌گیری همنوایی با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی مثبت معنی‏دار و همبستگی بین جهت‌گیری گفت‌وشنود با وابستگی به شبکه‌های اجتماعی منفی معنی‌دار است. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده می‌توان وابستگی به شبکه‏های اجتماعی را با استفاده از متغیرهای پیش‏بین تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی تبیین نمود. نتایج این مطالعه می‏تواند به متخصصان آموزشی در بررسی مسائل نوجوانان کمک نماید.

پیش‌بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی از طریق سبک‌های مقابله‌ای با مشکلات نوجوانان

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 191-210

اسیه شریعتمدار، مریم نعیمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر پیش‌بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی  به وسیله سبک‌های مقابله‌ای با مشکلات نوجوانان دختر استان تهران بوده است. روش پژوهش از نوع توصیفی بوده و جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر مقطع دبیرستان منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی 94-1393 است. حجم نمونه پژوهش 150 دانش‌آموز از دبیرستان ایثار شاهد با روش نمونه‌گیری در دسترس از رشته‌های مختلف تحصیلی(ریاضی، تجربی و انسانی) بوده است. جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه راهبردهای مقابله‌ای نوجوانان و مقیاس اندازه‌گیری پیشرفت صورت گرفته است. برای تجزیه و تحلیل از روش رگرسیون خطی چندگانه  استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد قدرت پیش‌بینی به ترتیب مربوط به مراجعه به دیگران، مقابله کارآمد و مقابله ناکارآمد می‌باشد. رابطه مقابله‌های کارآمد و مراجعه به دیگران با انگیزش پیشرفت در سطح 5 درصد معنادار است. با افزایش راه‌های آرام بخشی و تلاش و سخت‌کوشی، انگیزه پیشرفت افزایش و با افزایش عوامل نگرانی و تعلق به ترتیب میزان انگیزش پیشرفت کاهش می‌یابد. بنابراین می‌توان جهت افزایش انگیزه پیشرفت دانش‌آموزان بر سبک‌های مقابله‌ای آنان کار کرد.

رابطۀ وضعیت‌های هویت و مهارت ‏های ارتباطی در دانش‌آموزان دبیرستانی عشایری و شهری

دوره 4، شماره 9، تابستان 1389، صفحه 27-47

علیرضا رازقی، مسعود حسین‌چاری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ وضعیت‌های هویت و مهارت‏های ارتباطی در دانش‌آموزان دختر و پسر دبیرستانی عشایری و شهری مستقر در شیراز انجام شد. نمونه‌ای مشتمل بر 371 دانش‌آموز دورۀ متوسطه شهری و عشایری که به شیوۀ نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شده بودند، دو پرسشنامۀ مهارت‏های ارتباطی و وضعیت‌های هویت را تکمیل کردند. برای تلخیص و تحلیل داده‌ها، علاوه بر روش‏های آماری توصیفی، از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. به‌ طور کلی نتایج حاکی از آن بود که وضعیت هویتی پیشرفته در کلیه گروه‏های مورد پژوهش، به‌طور مثبت پیش‌بینی‏کنندۀ مهارت‏های ارتباطی است. همچنین وضعیت هویتی آشفته به‌صورت منفی مهارت‏های ارتباطی در دانش‌آموزان شهری را پیش‌بینی می‌کند، اما پیش‌بینی‏کنندۀ مهارت‏های ارتباطی در دانش‌آموزان عشایری نیست. علاوه بر آن، وضعیت هویتی آشفته، به ‌صورت منفی پیش‌بینی‏کنندۀ مهارت‏های ارتباطی در پسران است اما قادر به پیش‌بینی مهارت‏های ارتباطی در دختران نیست. علاوه بر موارد مذکور، رابطۀ وضعیت‌های هویت با خرده‏مهارت‏های ارتباطی نیز در گروه‏های مورد پژوهش، بررسی شده است. یافته‌ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده‌اند و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش‌های بیشتر در این زمینه مطرح شده است.