تحلیل تطبیقی تحول آموزش عالی در ایران: تبیین الگوی توسعه ابزاری و نشانه‌های حرکت به سوی توسعه راهبردی در دوره‌های پهلوی و جمهوری اسلامی*

نویسنده

استاندار زنجان

10.22034/jiera.2026.253523
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، در پی تبیین گذار تحولات آموزش عالی ایران در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی از الگوی توسعه ابزاری به الگوی توسعه راهبردی است.
روش: این پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه‌ای انجام شده و داده‌ها از اسناد، قوانین، آمارها و گزارش‌های رسمی مربوط به ساختار نهادی آموزش عالی، جمعیت دانشجویی، اعضای هیئت علمی و تولیدات علمی کشور استخراج شده است. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از مقایسه تاریخی-نهادی و تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است.
یافته‌ها: آموزش عالی در دوره پهلوی عمدتاً در چارچوب توسعه ابزاری و با هدف تأمین نیروی انسانی اداری و فنی برای بوروکراسی مدرن گسترش یافت. در مقابل، در دوره جمهوری اسلامی، با گسترش کمّی، تنوع نهادی، توسعه تحصیلات تکمیلی و افزایش تولیدات علمی، جهت‌گیری به سوی الگوی توسعه راهبردی تغییر یافته است. این الگو بر تولید علم درون‌زا، عدالت آموزشی و نقش دانشگاه در پاسخ‌گویی به نیازهای ملی تأکید دارد؛ هرچند همچنان با چالش‌هایی چون نابرابری کیفی و عدم توازن میان رشد کمّی و ارتقای کیفیت مواجه است.
نتیجه‌گیری: هرچند آموزش عالی ایران با افزایش چشمگیر ظرفیت‌های کمّی، تنوع‌بخشی ساختاری و گسترش زیرساخت‌های پژوهشی، نشانه‌هایی از جهت‌گیری به سوی الگوی توسعه راهبردی را بروز داده است، اما شواهد بیانگر یک تحول ساختاریِ در حال تکوین است و نه تحقق کامل و تثبیت‌شده تغییر پارادایم. از این رو، تعمیق این گذار مستلزم ارتقای کیفی فرایندهای آموزشی، بازآرایی کارکردی نهادها و پیوند ساختاریافته دانشگاه با چالش‌های انضمامی جامعه و صنعت خواهد بود.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 30 شهریور 1405