نویسنده = سعید بختیارپور

بررسی نقش میانجی‏گری سازگاری تحصیلی در رابطه بین خودتفسیری و بهره هوشی با عملکرد کنکور در دانشجویان

دوره 16، شماره 58، پاییز 1401، صفحه 35-46

https://doi.org/10.22034/jiera.2022.167796

فاطمه شاه کرمی، فرح نادری، سعید بختیارپور

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی‏گری سازگاری تحصیلی در رابطه بین خودتفسیری و بهره هوشی با عملکرد کنکور در دانشجویان بود. در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری را کلیه دانشجویان دختر و پسر سال اول کارشناسی زیرگروه تجربی ورودی مهرماه دانشگاه‏های دولتی شهر خرم‏آباد (دانشگاه لرستان و علوم پزشکی) در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که به روش نمونه‏گیری در دسترس تعداد 300 نفر به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت ارزیابی عملکرد دانشجویان در کنکور، از میانگین درصدهای کسب‏شده در دروس کنکور سال 1399-1400 و از پرسش‏نامه‏های خود تفسیری Hardin و همکاران (2004)، آزمون بهره هوشی ریون بزرگ‏سالان و سازگاری تحصیلی Anderson و همکاران (2016) استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد تمامی مسیرهای مستقیم به‏جز مسیر بهره هوشی به عملکرد کنکور معنادار شدند. هم‏چنین، مسیرهای غیرمستقیم خودتفسیری با عملکرد کنکور با نقش میانجی‏گری سازگاری تحصیلی و نیز رابطه بهره هوشی با عملکرد کنکور با نقش میانجی‏گری سازگاری تحصیلی معنادار شدند. بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر عملکرد کنکور دانشجویان محسوب می‏شود.

تاثیر آموزشی شناختی برحافظه کاری و توجه متمرکز کودکان مضطرب

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 7-26

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65180

پروانه نهروانیان، پرویز عسگری، فریبرز درتاج، فرح نادری، سعید بختیارپور

چکیده هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثرات آموزش شناختی بر حافظه کاری و توجه متمرکز کودکان مضطرب بوده است. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی است که جامعه پژوهش کلیه دانش‌آموزان مقطع دبستان شهر تهران در سال تحصیلی 94-95 بود. نمونه‌گیری در دو مرحله و با توجه به ملاک‌های ورود، 44 دانش‌آموز پسر 9-8 ساله مضطرب انتخاب گشتند، روش نمونه‌گیری به این صورت بود که در مرحله اول از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای 358 نفر انتخاب شدند و آزمون اضطراب بر روی آن‌ها اجرا گردید که 137 نفر با اضطراب بالا انتخاب شدند و در مرحله دوم نمونه‌گیری، با توجه به ملاک‌های ورود 76 دانش‌آموز انتخاب‌شده و آزمون هوش ریون برای همسان‌سازی هوش اجرا و تعداد 44 نفر انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (نفر 22) و گواه (نفر 22) قرار گرفتند و درنهایت داده‌های 36 نفر از شرکت‌کنندگان مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. برای همسان‌سازی شرکت‌کنندگان از مصاحبه بالینی، آزمون هوش ریون و آزمون اضطراب آشکار کودکان استفاده شد و ابزارهای پژوهش آزمون حافظه کاری، آزمون دقت متمرکز و پراکنده است. در شروع برای همه شرکت‌کنندگان پیش‌آزمون حافظه کاری و دقت متمرکز و پراکنده اجرا شد. سپس شرکت‌کنندگان گروه آزمایش به مدت 5 هفته و در قالب 10 جلسه 45 دقیقه‌ای آموزش شناختی دریافت کردند و در پایان برای شرکت‌کنندگان هر دو گروه پس‌آزمون اجرا گردید. از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره جهت آزمون آماری فرضیه‌ها استفاده شد. تحلیل نتایج حاکی از تأثیر معنادار آموزش شناختی بر افزایش دقت و تمرکز حافظه کاری بودِ. همچنین تأثیر معنادار آموزش شناختی بر بازداری و سرعت پردازش توجه متمرکز نیز در نتایج مشاهده شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، روش آموزش شناختی تأثیر معناداری بر بهبود حافظه کاری و توجه متمرکز کودکان مضطرب داشت، بنابراین نقش آموزش‌های شناختی مبتنی بر کنترل توجه، بازداری و تغییر توجه و حافظه، بیش‌ازپیش روشن می‌شود.

مقایسه سرزندگی تحصیلی، احساس تعلق به مدرسه، انگیزه پیشرفت تحصیلی در بین دانش‌آموزان دختر و پسر مدارس متوسطه دوم شهر ایلام

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 1085-1104

احمد میرزابیگی، سعید بختیارپور، زهرا افتخار صعادی، بهنام مکوندی، رضا پاشا

چکیده هدف از تحقیق حاضر، مقایسه­ی دانش­آموزان پسر و دختر براساس متغیرهای سرزندگی تحصیلی، احساس تعلق به مدرسه، انگیزه پیشرفت تحصیلی می­باشد. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه­ای و جامعه آماری را کلیه­ی دانش­آموزان پسر و دختر مدارس متوسط دوم شهر ایلام در سال تحصیلی 1396-1395 تشکیل می­دهد و حجم نمونه از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 374 دانش­آموز تعیین گردید که از این تعداد، 187 نفر پسر و 187 نفر دختر می­باشند. روش نمونه­گیری مورد استفاده با توجه به نواحی آموزش و پرورش شهرستان ایلام، روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چند مرحله­ای بوده که مقیاس سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده(1391)، پرسشنامه ابعاد احساس تعلق به مدرسه بریو و بتی(2005) و انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس (2000) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده­ها، از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در بین دانش­آموزان پسر و دختر مدارس متوسطه دوم شهر ایلام در ابعاد تعلق به همسالان، حمایت معلم، عدالت در مدرسه، ارتباط در مدرسه، مشارکت علمی و متغیرهای انگیزه پیشرفت تحصیلی و سرزندگی تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد، به طوری که متغیر جسنیت، 2/1 درصد واریانس تعلق به همسالان، 1/2 درصد واریانس حمایت معلم، 7/2 درصد واریانس عدالت در مدرسه، 4/1 درصد واریانس ارتباط در مدرسه، 9/1 درصد واریانس مشارکت علمی، 7/4 درصد واریانس انگیزه پیشرفت تحصیلی، 3/1 درصد واریانس سرزندگی تحصیلی را تبیین کرده و دانش­آموزان دختر نسبت به دانش­آموزان پسر براساس متغیرهای فوق دارای برتری نسبی هستند.