دوره و شماره: دوره 11، شماره 39، زمستان 1396، صفحه 1-220 

تبیین رویکرد پژوهش محوری در آموزش و تحلیل محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی (سوم تا ششم) بر اساس مؤلفه‌های پژوهش محوری

صفحه 7-23

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61050

راحله قاضی اردکانی، حسن ملکی، علیرضا صادقی

چکیده هدف‌ از پژوهش حاضر تبیین ‌رویکرد‌ پژوهش‌‌‌محوری ‌در آموزش جهت استخراج مؤلفه‌های ‌آن و تحلیل محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی (سوم تا ششم) در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش کیفی و کمی در دو فاز انجام شد. ابتدا در فاز اول به بررسی مبانی نظری مشتمل بر مرور ادبیات پژوهش، دیدگاه‌های اندیشمندان این حوزه و پیشینه تجربی پژوهش و در فاز دوم به تحلیل کتب مطالعات اجتماعی پرداخته شده است. در فاز اول ابزار گردآوری داده‌ها کاربرگ‌های تحلیل محتوا برای استخراج مؤلفه‌های مبانی نظری و در فاز دوم تحلیل محتوای (پدیده در متن) کمی برای تحلیل کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بر اساس مؤلفه‌های استخراجی فاز اول است. نتایج پژوهش در فاز اول نشان داد مؤلفه‌های استخراجی شامل تفکر انتقادی، حل مسئله، مسئولیت‌پذیری، مشارکت و تشریک‌مساعی، تفکر خلاق، فراشناخت، خود‌تنظیمی، پرسشگری، سعه‌ی صدر، انعطاف‌پذیری، استدلال، کنجکاوی، مهارت‌های ارتباطی، تعاون و همکاری است و در فاز دوم، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم درمجموع 36 مورد، پایه چهارم 37 مورد، پایه پنجم 27 مورد و پایه ششم 54 مورد مؤلفه‌های پژوهش محوری را دارند؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که کتب مذکور بر اساس رویکرد پژوهش آن‌طور که بایدوشاید به این امر نپرداخته‌اند و پیشنهاد می‌گردد تجدیدنظر اساسی در تدوین محتوای کتاب‌های مذکور صورت گیرد تا زمینه پرورش تفکر پژوهشی و استفاده از رویکرد نوین پژوهش محوری در آموزش پرورش دوره ابتدایی فراهم گردد.

الگوی ساختاری پیش‌بینی اهمال‌کاری تحصیلی بر اساس سرمایه روان‌شناختی با میانجی‌گری بهزیستی روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی در دانشجویان

صفحه 25-46

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61047

آرزو اصفا، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، کیانوش هاشمیان

چکیده هدف از پژوهش حاضر پیش­بینی اهمال‌کاری تحصیلی بر اساس سرمایه روان‌شناختی با میانجی­گری بهزیستی روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه­ی آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در سال تحصیلی 95-96 بود. چهارصد و بیست شرکت­کننده به روش تصادفی خوشه­ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و مقیاس­های اهمال‌کاری تحصیلی (سواری، 2011)، ﺗﺎب­آوری (کونور و دیویدسون، 2003)، جهت‌گیری زندگی (شییر و کارور، 1992) و امید (اسنایدر و همکاران، 1991) و ﺑﻬﺰﯾﺴﺘﯽ جامع (جوشن­لو، رستمی و نصرت­آبادی، 1385) را که دارای بخش­های هیجانی، روان‌شناختی و اجتماعی بود، تکمیل کردند. داده‌ها با روش مدل­یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته­ها بیانگر این است که همه­ی شاخص‌های برازندگی با داده­های گردآوری‌شده برازش دارند. اثر کل سرمایه روان‌شناختی بر اهمال‌کاری تحصیلی منفی و معنادار و اثر سرمایه روان‌شناختی بر بهزیستی هیجانی، روان‌شناختی و اجتماعی مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم بهزیستی روان‌شناختی بر اهمال‌کاری معنادار و همچنین اثر غیرمستقیم سرمایه روان‌شناختی بر اهمال‌کاری به‌واسطه‌ی بهزیستی روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی­ معنادار بود. توصیه می­شود روان­شناسان تربیتی و مشاوران تحصیلی برای کاهش اهمال‌کاری در دانشجویان برنامه آموزشی مناسبی را تدوین کرده و راهکارهای ارتقاء تاب­آوری، خوش­بینی، امید و بهزیستی اجتماعی، روان‌شناختی و هیجانی را به آنان آموزش دهند.

رده‌بندی شناختی سؤالات بر اساس الگوی توان- پیچیدگی مطالعه موردی: سوالات آزمون آزمایشی حساب دیفرانسیل

صفحه 47-74

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61672

سلیمان ذوالفقارنسب، رضا محمدی، جواد حاتمی

چکیده تهیه سؤالات دشوار با الگوریتم‌های محاسباتی پیچیده، منجر به روندهای نابجا مثل راهبردهای آموزش تست­زنی و آمادگی برای آزمون در بین آزمون­شوندگان شده است. داشتن استانداردهای آموزشی دقیق و کاربرد الگوهای رده­بندی کمک می‌‌کند تا ارزشیابی بهتری از برنامه­­های آموزشی، محتوای درسی و همین‌طور پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به دست آید. در این نوشته به بررسی نمونه­ای کوچک از مجموعه سؤالات چهارگزینه­ای حساب دیفرانسیل در چهارچوب هدف­های رفتاری پرداخته شد که مبتنی بر ترکیب رویکرد بلوم و وب بود؛ هدف معرفی رویکرد توان-پیچیدگی در رده‌بندی سؤالات آزمون‌ها بوده است. 12 سؤال از یک آزمون 30 سؤالی که روی یک نمونه 3409 نفری از دانش‌آموزان اجرا شد که بر اساس رویکرد توان-پیچیدگی رده‌بندی گردید. نتیجه مربوط به 3 سؤال آن در این مقاله آمده است. نتایج نشان داد که سؤالات این آزمون همگی دانش روندی را اندازه می­­گیرند و عمدتاً در سطح 3 پیچیدگی قرار داشته­اند. همچنین 92% سؤالات انتزاعی بوده و برای پاسخ­گویی صحیح به هر سؤال هم‌زمان باید چندین الگوریتم محاسباتی مختلف فراخوانی شوند. سؤالاتی که تنها از یک الگوریتم برای حل آن‌ها استفاده شده و سطوح پیچیدگی کمتری داشته­اند از پارامترهای آماری بهتری مثل مقیاس‌پذیری برخوردار بوده‌اند و تابع آگاهی آن‌ها اطلاعات بیشتری از توانایی آزمون­شوندگان فراهم می‌کردند.

طراحی الگوی یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی جانشین‌پروری و مسیر پیشرفت شغلی مدیران دانشگاه‌های دولتی؛ مدلی برآمده از نظریۀ داده بنیاد

صفحه 75-95

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65266

عباس عباس پور، حمید رحیمیان، سعید غیاثی ندوشن، احسان اکرادی

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی جانشین‌پروری و مسیر پیشرفت شغلی مدیران دانشگاه‌های دولتی از منظر مدیران و خبرگان آموزش عالی بوده که از طرح نظام‌مندِ نظریۀ داده بنیاد اشتراوس و کوربین استفاده شده است. بدین منظور، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، با 15 نفر از مدیران میانی و اجرایی دانشگاه‌ها، صاحبان اثر در حوزه مذکور، مطلعین کلیدی در حوزۀ مدیریت منابع انسانی و آموزش عالی مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته به عمل آمد و داده‌ها از مصاحبه‌ها استخراج گردید. داده‌ها در طی سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت که نتیجه حاصل 25 مقولۀ کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شاملِ راهبردهای استقرار الگوی یکپارچه‌سازی (آشناسازی، مشارکت، یادگیری سازمانی، اعتمادسازی، آینده‌نگری، استقلال دانشگاهی و بینش سیستمی)، شرایط محیطی مداخله‌گر (محیط سیاسی، محیط پیرامونی، محیط اجتماعی-فرهنگی، محیط بین‌المللی، محیط سیاست‌گذاری و قانونی)، ویژگی‌های زمینه‌ای (ساختار سازمانی، فرهنگ و جوسازمانی، ثبات مدیریت، مقاومت در برابر تغییر)، شرایط علی (خزانۀ استعداد، نظام ارتقا کارآمد، مدیریت منابع انسانی، یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی جانشین‌پروری و مسیر پیشرفت شغلی، حمایتگری سازمانی از تلاش فردی، حرفه‌مندی)، پدیدۀ اصلی (شایسته‌پروری) و پیامدها (پیامدهای فردی، پیامدهای سازمانی) جای گرفتند. این مدل فرایند عملیاتی‌سازی الگوی یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی جانشین‌پروری و مسیر پیشرفت شغلی مدیران دانشگاه‌های دولتی و روابط بین مقوله‌ها و ابعاد آن‌ها را به تصویر می‌کشد.

تأثیر یادگیری مشارکتی بر اضطراب و انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش‌آموزان

صفحه 97-112

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65267

زهره صیادپور، مرجان صیادپور

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر اضطراب و انگیزه پیشرفت تحصیلی بود. طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود. از منطقه 5 آموزش‌وپرورش با روش نمونه‌گیری خوشه‏ای، دو کلاس ششم دخترانه از دو مدرسه متفاوت به‌عنوان گروه آزمایش (40= N) و گواه (40= N) انتخاب شدند. در مرحله پیش‏آزمون، هر دو گروه به مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1994) و پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس (1970) پاسخ دادند. سپس در گروه آزمایش، تمامی دروس به مدت دو ماه با روش یادگیری مشارکتی ارائه شدند. درحالی‌که به گروه گواه با شیوه متداول آموزش داده شد. پس از دو ماه، هر دو گروه به مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1994) و پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس (1970) پاسخ دادند. با استفاده از تحلیل کوواریانس نتایج نشان داد که یادگیری مشارکتی، اضطراب دانش‌آموزان را کاهش و انگیزش پیشرفت تحصیلی را افزایش می‏دهد (001/0p <). لزوم آموزش معلمان جهت به‏کارگیری شیوه یادگیری مشارکتی در کلاس درس به‌منظور کاهش اضطراب و افزایش انگیزش پیشرفت موردبحث قرار گرفت.

شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری انتقال یادگیری به محیط کار در آموزش‌های ضمن خدمت صنایع مس منطقه کرمان

صفحه 113-134

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61046

ادیبه برشان، سعید صفایی موحد، علی مقدم زاده، ولی اله فرزاد، علیرضا کیامنش

چکیده هدف از پژوهش حاضر تعیین عوامل مؤثر بر شکل‌گیری انتقال یادگیری به محیط کار در آموزش‌های ضمن خدمت صنایع مس منطقه کرمان با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوی بوده است. به‌منظور گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر شامل کارکنان و کارگران صنایع مس منطقه کرمان در سال 1396 بوده که با توجه به سطح اشباع داده‌ها، 17 نفر از آن‌ها به‌صورت هدفمند با راهبرد نمونه‌گیری ملاک محور انتخاب شدند. داده‌ها به روش تحلیل محتوای کیفی قراردادی موردبررسی قرار گرفتند. روایی یافته‌های پژوهش با استفاده از روش‌های بررسی توسط اعضاء و چند سویه نگری منابع داده‌ها تضمین گردید. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر شکل‌گیری انتقال یادگیری به محیط کار در سه‌طبقه، عوامل فردی (شامل زیر طبقه خودکارآمدی، انگیزه، آمادگی یادگیرنده و نگرش)، عوامل سازمانی (شامل ابعاد جو انتقال و عدالت سازمانی) و عوامل آموزشی (استراتژی‌های آموزشی) قرار می‌گیرند.

تبیین راهبردها، الزامات و پیامدهای اقتصاد مقاومتی در نظام آموزش عالی

صفحه 135-153

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61048

حسن دولتی، ابوطالب مطلبی

چکیده هدف از پژوهش حاضر تبیین راهبردها، الزامات و پیامدهای اقتصاد مقاومتی در نظام آموزش عالی با روش آمیخته اکتشافی بود. در بخش کیفی روش گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه ساختاریافته با 10 نفر از اعضایهیئت‌علمی دانشگاه‌‌های مازندران در خرداد 1395 با تخصص اقتصاد و آگاه از نظام آموزش عالی بود که با روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند. مؤلفه‌ها و شاخصهای آموزش، پژوهش و گفتمان­سازی برای راهبردها، فرهنگ اقتصادی در جامعه، توسعه منابع انسانی، نظام کارای نوآوری و اختراع، زیرساخت اطلاعاتی، ارتباطی و نظام کارای تسهیلات انگیزشی برای الزامات و بهره‌وری سازمانی، وحدت و همبستگی ملی برای پیامدهای اقتصاد مقاومتی با روش تحلیل محتوا شناسایی شد. بخش کمی ازنظر هدف کاربردی و با روش توصیفی همبستگی بود که پس از ترکیب سازوکارهای حاصل از ادبیات پژوهش و مصاحبه‌ها، سه پرسشنامه جهت سنجش روابط حوزه‌های راهبردها، الزامات و پیامدهای اقتصاد مقاومتی طراحی گردید. جامعه آماری شامل اساتید مدعو و سازمانی دانشگاه علوم دریایی در 1395 بود که با روش مورگان 159 نفر نمونه انتخاب شد نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که راهبردهای اقتصاد مقاومتی بر الزامات اقتصاد مقاومتی تأثیر دارد و همچنین الزامات اقتصاد مقاومتی نیز بر تحقق پیامدهای اقتصاد مقاومتی تأثیرگذار است.

اثربخشی آموزش راهبردهای دقیق‎خوانی بر درک مطلب، و اضطراب‎امتحان دانش‎آموزان

صفحه 155-173

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65268

بهارک حامدی، علی اکبر سیف، علیرضا کیامنش

چکیده در این مطالعه، به بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای دقیق‎خوانی بر درک مطلب و اضطراب ‎امتحان دانش‎آموزان پرداخته شده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش‎آزمون – پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش دانش‎آموزان دختر منطقۀ 5 تهران بودند که در سال تحصیلی 96-1395 در پایۀ هشتم تحصیل می‎کردند و با روش نمونه‎گیری خوشه‏ای انتخاب و به روش تصادفی در 2 گروه آزمایش و 2 گروه کنترل (مجموعاً چهار گروه) جایگزین شدند. در پیش‎آزمون و پس‎آزمون آزمودنی‏ها، با استفاده از آزمون محقق ساختة درک مطلب و پرسشنامۀ اضطراب امتحان فریدبن(1997) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروه‌های آزمایشی در 8 جلسه فنون اساسی دقیق‎خوانی آموزش داده شد. در حالی‎که، در این مدت، گروه‏های کنترل این آموزش‎ها را دریافت نکردند. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که در نتیجۀ آموزش دقیق‎خوانی، اختلاف معنی‎دار در درک مطلب و اضطراب امتحان در گروه‎های آزمایش نسبت به گروه‎های کنترل در پیش‎آزمون و پس‏آزمون وجود دارد(05/0>P). بنابراین، آموزش دقیق‎خوانی می‏تواند نمرات درک مطلب را افزایش دهد و اثر کاهشی در میزان اضطراب امتحان دانش‎آموزان داشته باشد. به دلیل سودمند بودن دقیق‎خوانی، می‎توان از آن به عنوان یک روش مطالعه در مدارس استفاده کرد.

طراحی برنامه درسی دورۀ کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی با گرایش آموزش ویژه در ایران

صفحه 175-205

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.64749

اسماعیل زارعی زوارکی

چکیده  هدف این پژوهش، طراحی برنامه درسی دورۀ کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی با گرایش آموزش ویژه در ایران است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و منطبق با روش پژوهش بردی انتخاب شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیۀ دانشگاه‌هایی است که در سطح جهانی مجری برگزاری دورۀ کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی با گرایش آموزش ویژه بودند. همچنین کلیه‌ی اساتید و متخصصان رشته‌های تکنولوژی آموزشی و روان‌شناسی و آموزش استثنایی دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه تهران و سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی ایران در سال 1394، جامعه آماری در نظر گرفته شدند. نمونه آماری شامل 8 دانشگاه‌ از میان دانشگاه‌های معتبر امریکا است که در سطح جهانی مجری برگزاری دورۀ کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی با گرایش آموزش ویژه هستند و همچنین 33 نفر از اساتید و متخصصان رشته‌های تکنولوژی آموزشی و روان‌شناسی و آموزش کوکان استثنایی دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه تهران و سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی ایران به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسش‌نامه پژوهشگر ساخته به‌عنوان ابزار اندازه­گیری استفاده شد. بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده که حاصل نظرسنجی از متخصصان و بررسی برنامه درسی در این زمینه در سطح ملی و بین‌المللی بود، برنامه درسی دورۀ کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی با گرایش آموزش ویژه تدوین گردید.

عوامل مؤثر بر ارتقاء مؤلفه‌های فرهنگی آموزش زبان خارجی و ارائه یک الگوی مناسب (موردمطالعه: زبان انگلیسی)

صفحه 207-219

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65269

سمانه محمدخانی، عباسعلی قیومی، امیر حسین محمد داودی، سیده نازنین امیر ارجمندی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل، ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی مؤثر آموزش زبان خارجی و ارائه الگوی مناسب ارتقاء فرهنگی آموزش زبان انگلیسی در آموزشگاه‌های زبان‌های خارجی در شهر تهران بوده است. پژوهش ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر نوع داده‌ها، کمی و کیفی، ازنظر شیوه گرداوری داده‌ها، میدانی و ازنظر شیوه اجرا، توصیفی و پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از صاحب‌نظران و در بخش کمی، شامل کلیه مدرسان آموزشگاه‌های زبان در سطح شهر تهران در سال 96 بوده است. نمونه آماری در بخش کمّی طبق آزمون کوکران شامل 400 نفر محاسبه گردید. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسش‌نامه‌های استانداردشده و پژوهشگر ساخته بود و برای سنجش روایی پرسش‌نامه‌های پژوهشگر ساخته از طریق اخذ نظر از خبرگان با تکنیک دلفی و برای سنجش اعتبار پایایی پرسش‌نامه‌ها از آزمون کرونباخ استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در بخش کیفی پس از جمع‌آوری پاسخ پرسش‌نامه‌ها، ازنظرات خبرگان استفاده شد که منجر به تهیه پرسش‌نامه گردید و در بخش کمی، از آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنوف، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی و برازش مدل، t تک نمونه‌ای و فریدمن استفاده شد. نتایج و یافته‌ها در عوامل، ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی آموزش زبان انگلیسی منجر به ارائه الگوی ارتقاء فرهنگی در سه عامل (ذاتی، درونی و بیرونی) و دو بعد (فرهنگی و آموزشی) و پنج مؤلفه فرهنگی و چهار مؤلفه آموزشی گردید.