تاثیر مدل وزن دهی و نمره کل سازی سوابق تحصیلی بر کارایی گزینش داوطلبان ورود به دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبایی

3 استاد گروه سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبائی

4 دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبائی

5 استادیار سازمان سنجش آموزش کشور

چکیده

هدف از پژوهش حاضر شناسایی وزن هریک از دروس سوابق تحصیلی و نمره کل سازی براساس رویکردهای روانسنجی تحلیل عاملی و مدل پیوسته IRT و رویکردهای مبتنی بر نظر متخصصان تاپسیس و AHP،  و همچنین مقایسه اثر مدل وزن دهی بر واریانس، پایایی و روایی پیش بین نمرات کل سوابق تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر ترکیبی بود. به منظور اجرای پژوهش در بخش اول 11 آیتم(دروس) سوابق تحصیلی از گروه متخصصان مورد نظرخواهی قرار گرفت و با استفاده از تکنیک های تاپسیس  و AHP وزن دهی و اولویت بندی شد. در بخش دوم ابتدا نمرات دروس نهایی سال سوم متوسطه داوطلبان و پذیرفته شدگان رشته های روانشناسی و  مشاوره در دانشگاه های سراسر کشور در گروه علوم انسانی از سازمان سنجش آموزش کشور دریافت شد و جهت برآورد وزن های استاندارد در قالب روش تحلیل عاملی و نیز محاسبه نمرات تتا در قالب مدل پیوسته پرسش پاسخ استفاده شد. در بخش سوم و به منظور مقایسه ی مدل های مختلف وزن دهی و نمره کل سازی، ابتدا گروه نمونه براساس نمرات حاصل از هر چهار رویکرد نمره گذاری شده، و از لحاظ شاخص های پراکندگی و میزان پایایی و روایی پیش بین مقایسه شدند. نتایج مقایسه چهار رویکرد نشان داد بیشترین واریانس مربوط به روش نمره کل سازی با مدل پیوسته IRT است. همچنین نتایج تحلیل داده ها  نشان داد نمرات بدست آمده از مدل پیوسته IRT بیشترین همبستگی را با معدل دانشگاه و نمره روانشناسی کنکور دارند و بنابراین نسبت به سه مدل دیگر وزن دهی  و نمره کل سازی بالاترین کارایی را در پیش بینی معدل دانشگاه و نمره ی روانشناسی کنکور دارد. نتایج نشان داد مدل وزن دهی تاثیر معناداری بر پایایی نمرات ندارد. مقایسه توزیع فراوانی نمره – توانایی در چارچوب هر چهار رویکرد نشانگر این امر بود که توزیع فراوانی در IRT دامنه وسیع تری از سطوح توانایی را در بر می گیرد و واریانس بیشتری ایجاد می کند و  از روایی پیش بین بالاتری نیز برخوردار است. براین اساس به نظر می رسد با اطلاع رسانی کافی می توان چارچوب نمره گذاری آزمون ها  را به سمت نمرات تتا که روایی پیش بین و قدرت تشخیص بالاتری دارند تغییر داد.

کلیدواژه‌ها