تعداد دوره‌ها 20
تعداد شماره‌ها 74
تعداد مقالات 760
تعداد نویسندگان 1,732
تعداد مشاهده مقاله 1039247
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 941,556
نسبت مشاهده بر مقاله 1367.43
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1238.89
 
تعداد مقالات ارسال شده 2,639
تعداد مقالات رد شده 1,921
تعداد مقالات پذیرفته شده 387
درصد پذیرش 15
زمان پذیرش (روز) 162
تعداد پایگاه های نمایه شده 24
تعداد داوران 68

نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»، یک فصلنامه علمی دسترسی آزاد است که با حمایت مالی و معنوی، و پشتوانه علمی «انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران» منتشر می‌شود؛ و مقاله‌های علمی، پژوهشی اصیل و مروری در حوزه‌های نظام‌های آموزشی، تحقیقات آموزشی، و روان‌شناسی تربیتی به زبان فارسی به همراه چکیده انگلیسی منتشر می‌کند. نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» با هدف ارائه آخرین و تازه‌ترین نظریات و یافته‌های آموزشی و به منظور تبادل افکار و اندیشه‌ها در راستای نیازهای گوناگون فردی و اجتماعی به نشر مقالات، تحقیقات علمی و کاربردی، افکار و اندیشه‌های صاحب‌نظران آموزش مبادرت می‌نماید. در جهت افق برنامه 1404 مبنی بر تلاش در جهت رشد و توسعه علمی کشور و همسو با تأکید بر اتخاذ راهبردهای پژوهش‌محور در برنامه پنجم توسعه کشور، سعی در بررسی موضوعات و چالش‌های نظام آموزشی کشور و ارائه راه‌‎‍‌حل‏‌های مناسب؛ نشر نظریه‌‎ها، یافته‌ها، الگوها و دستاوردهای نظری و کاربردی در زمینه دانش‏‌های مرتبط با آموزش‎ بر پایه روش‌‏های پژوهشی معتبر و توسعه شبکه تعاملی میان پژوهشگران و استادان داخل و خارج از کشور می‏‌کند.

******************************************************

عنوان نشریه: پژوهش در نظام‌های آموزشی

صاحب امتیاز: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

ناشر: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

انجمن علمی حامی: انجمن پژوهش‌های آموزشی ایران

 عنوان انگلیسی نشریه: Journal of Research in Educational Systems

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی.

زیر گروه: علوم تربیتی.

حوزه‌های موضوعی نشریه: تعلیم و تربیت |  نظام آموزش و پرورش | تحقیقات آموزشی | آموزش تطبیقی | ارزشیابی آموزشی | تجربیات آموزشی | تحقیقات برنامه‌ریزی درسی | تحقیقات تربیتی | شاخص‌های آموزشی | مدل‌های آموزشی | روان‌شناسی آموزشی | روان‌شناسی مدرسه..

درجه علمی: علمی

سردبیر: دکتر فریبرز درتاج

مدیر مسئول: دکتر افسانه لطفی عظیمی 

دبیر تخصصی: دکترصغری ابراهیمی قوام 

تاریخ آغاز اعتبار:  01 / 01 / 1386 توسط کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور -  رتبه نشریه در ارزیابی سال 1404: «الف».

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 12 هفته، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 20 درصد

فاصله انتشار: فصلنامه

زبان نشریه:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی)                  

نوع نشریه: نشریه علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار:  الکترونیکی و چاپی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپا چـــــاپی: 23831324

شاپا الکترونیکی: 27832341

شیوه استناددهی: شیوه‌نامه  APA

تلفن: 09197731877 | پنج‌شنبه ساعت 9 تا 12 صبح.

رایانامه سازمانی نشریه: info@jiera.ir

جیمیل پشتیبان نشریه: jres.ir@gmail.com

آدرس وبگاه نشریه: https://www.jiera.ir

هزینه داوری مقاله:  دارد (مبلغ 500 هزار تومان)

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  دارد (بعد از پذیرش نهایی مقاله، مبلغ  500000 5 هزار تومان جهت هزینه‌های چاپ واریز گردد؛ و در سامانه نشریه بارگذاری نماید.)

ضریب تأثیر در پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC): 600/0 – چارک اول (Q1) -نشریات هسته

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت یکتاوب تمامی مقالات ارسالی به نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همتایاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

نکات قابل توجه نویسندگان: نشریه «پژوهش در نظام‌های آموزشی»  بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به نشریه نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به نشریه ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود.

 

فایل‌ها و فرم‌های لازم: فایل‌های ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: ۱. فایل اصلی مقاله (در قالب مقالات مجله، بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان)، ۲. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه نویسندگان (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ ۴. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. نامه پشتیبان. برای کسب اطلاع بیشتر راهنمای نویسندگان را با دقت مطالعه بفرمایید.

قالب مقالات مجله: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد. قالب و تمپلت چکیده انگلیسی مبسوط از طریق لینک زیر قابل بارگیری است. 

******************************************************

توجه: نویسندگان برای مقالات پذیرفته شده نهایی باید علاوه بر چکیده انگلیسی کوتاه، یک چکیده انگلیسی مبسوط بین هشتصد تا هزار کلمه تهیه و برای دفتر نشریه ارسال نمایند.

******************************************************

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

تدوین مدل علّی خردمندی بر اساس فراشناخت، تاب‌‌آوری و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی هوش هیجانی در دانش‌آموزان

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.581649.3498

فریده سادات آقامیری، مژگان سپاه منصور، سوزان امامی‌پور

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و آزمون یک مدل ساختاری برای تبیین خردمندی در دانش‌آموزان دوره اول متوسطه، بر اساس نقش فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی با میانجی‌گری هوش هیجانی انجام شد.
روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1404-۱۴۰۵ بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، ۴۰۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های استاندارد خردمندی، هوش هیجانی، فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و با استفاده از تحلیل مسیر و روش بوت‌استرپ تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. تمامی مسیرهای مستقیم از فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی به هوش هیجانی و خردمندی معنادار بودند. قوی‌ترین اثر مستقیم بر خردمندی مربوط به تاب‌آوری (۲۹/۰=β) و سپس بهزیستی تحصیلی (۲۱/۰=β) و فراشناخت (۱۶/۰β=) بود. همچنین، تحلیل بوت‌استرپ، نقش میانجی کامل هوش هیجانی را در رابطه بین هر سه متغیر مستقل (فراشناخت، تاب‌آوری و بهزیستی تحصیلی) و متغیر وابسته (خردمندی) تأیید کرد.
نتیجه‌گیری: درنتیجه، یافته‌ها مؤید آن است که خردمندی نوجوانان در بافت مدرسه، حاصل تعامل پویای عوامل شناختی سطح بالا (فراشناخت)، ظرفیت‌های سازگاری مثبت (تاب‌آوری) و ادراکات هیجانی-شناختی از محیط تحصیل (بهزیستی تحصیلی) است. هوش هیجانی به عنوان یک مکانیسم پردازشی حیاتی، نقش محوری در تبدیل این منابع به قضاوت و بینش خردمندانه ایفا می‌کند. این نتایج بر ضرورت طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی یکپارچه‌نگر در مدارس متوسطه اول می‌پردازد.

سنجش و ارزیابی، اعتبارسنجی، ممیزی و تضمین کیفیت آموزش

بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان

صفحه 17-33

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.572349.3441

علی شیخ‌الاسلامی، نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان انجام گرفت.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی والدین دانش‌آموزان دوره‌ی ابتدایی ناحیه‌ی یک شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1405-1404 تشکیل دادند که از میان آن‌ها نمونه‌ای به حجم 220 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و به مقیاس خودنظم‌دهی والدین (Sanders et al., 2017)، مقیاس خودکارآمدی والدگری (Dumka et al., 1996) و پرسشنامه فرسودگی والدینی (Roskam et al., 2018) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. داده‌ها به کمک نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos24 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این مقیاس از پایایی مناسبی (91/0=α) برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت معنادار بین دو متغیر خودنظم‌دهی والدین با خودکارآمدی والدگری (01/0>P ،54/0=r) نشان‌دهنده‌ی روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی معنادار بین دو متغیر خودنظم‌دهی والدین با فرسودگی والدینی (01/0>P ،42/0-=r) نشان‌دهنده‌ی روایی واگرای مناسب می‌باشد. شاخص‌های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این مقیاس را تأیید کردند (001/0>P).
نتیجه‏گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که نسخه‌ی فارسی مقیاس خودنظم‌دهی والدین دانش‌آموزان روایی و پایایی مطلوبی در والدین ایرانی دارد و مقیاس مناسبی برای موقعیت‌های بالینی و پژوهشی می‌باشد.

شیوه های آموزش مناسب

طراحی و کاوش کیفی الگوی استقرایی ارتقای کیفیت دوره کارورزی در دانشگاه فرهنگیان مبتنی بر تجارب زیستۀ ذی‌نفعان مدل PICS

صفحه 35-57

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.578878.3475

محمدرضا پاشایی، رسول بهنام

چکیده هدف: کارورزی به‌عنوان هستۀ اصلی تربیت معلم با چالش‌های ساختاری و اجرایی روبه‌روست. این پژوهش با هدف شناسایی این چالش‌ها و طراحی الگویی بومی برای ارتقای کیفیت کارورزی در دانشگاه فرهنگیان (مدل PICS) انجام شد.
روش: در این مطالعۀ کیفی با روش تحلیل مضمون استقرایی، ۱۵ مشارکت‌کننده از سه گروه استادان، معلمان راهنما و دانشجومعلمان با نمونه‌گیری هدفمند حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته گردآوری و بر اساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد. اعتباربخشی با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸۵) و ممیزی همتایان و بازبینی اعضا صورت گرفت.
یافته‏ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۱۲ مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی منجر شد: نبود برنامه‌ریزی منعطف و واقع‌گرا، ضعف نظارت ساختاریافته و تعامل حرفه‌ای، کمبود زیرساخت‌های آموزشی و فناورانه و فقدان نظام ارزیابی معتبر و چندسطحی. این چالش‌ها به‌صورت استقرایی به چهار مؤلفۀ برنامه‌ریزی، نظارت، زیرساخت و ارزیابی جامع تبدیل شدند و مدل PICS را شکل دادند.
نتیجه‏گیری: مدل PICS با تأکید بر تعامل هم‌افزایی برنامه‌ریزی منعطف، نظارت مربی‌گرانه، زیرساخت غنی و ارزیابی چندسطحی، چارچوبی زمینه‌مند برای بهبود کارورزی فراهم می‌کند؛ هرچند اثربخشی آن نیازمند اعتبارسنجی میدانی است.

مطالعات تطبیقی در نظامهای آموزشی

تحلیل کیفی پدیده «کم‌کاری پنهان » در دانشگاه‌های دولتی

صفحه 59-82

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.584970.3516

زهره محمدیاری، ولی محمد درینی، محمد تابان

چکیده هدف: کم‌کاری پنهان پدیده‌ای نوظهور در رفتار سازمانی است که در آن کارکنان صرفاً به انجام حداقل وظایف تعریف‌شده اکتفا کرده و از هرگونه رفتار داوطلبانه و فرانقشی پرهیز می‌کنند. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی عوامل زمینه‌ساز، نشانه‌ها و پیامدهای پدیده کم‌کاری پنهان در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های دولتی ایران انجام شده است.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. قلمرو پژوهش، دانشگاه‌های دولتی شهر تهران بود. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۸ نفر از اعضای هیئت علمی بودند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق بود. تحلیل داده‌ها مطابق با مراحل شش‌گانه براون و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد
یافته‏ها: یافته‌های پژوهش در قالب سه دسته عوامل سازماندهی شدند. در بخش عوامل زمینه‌ساز، چهار مضمون فراگیر شامل؛ زمینه‌های ساختاری/سیاستی، حکمرانی و مدیریت دانشگاهی، اقلیم فرهنگی/بین‌فردی و عوامل فردی/روان‌شناختی شناسایی شدند. در بخش نشانه‌ها، پنج مضمون فراگیر شامل حداقل‌گرایی در نقش آموزشی، پژوهشی و خدماتی، مدیریت تصویر و الگوهای تعاملی سرد به دست آمد. در بخش پیامدها، چهار مضمون فراگیر در سطوح فردی، آموزشی، سازمانی و کلان/سیستمی استخراج گردید
نتیجه‏گیری: کم‌کاری پنهان در دانشگاه‌های دولتی پدیده‌ای چندعلتی است که ریشه در تعامل عوامل ساختاری، مدیریتی، فرهنگی و فردی دارد. این پدیده ضمن تضعیف هویت حرفه‌ای اساتید، کیفیت آموزش و پژوهش را کاهش داده و در بلندمدت مأموریت‌های بنیادین دانشگاه را به مخاطره می‌اندازد. بازطراحی نظام ارزیابی، کاهش بوروکراسی، تقویت عدالت سازمانی و توانمندسازی رهبران دانشگاهی از مهم‌ترین راهکارهای پیشگیری و مدیریت این پدیده هستند.

آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

آسیب‌شناسی فقر آموزشی در راستای عدالت و توسعه آموزشی

صفحه 83-99

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.578943.3476

ملیحه علی پور فدافن، سکینه جعفری

چکیده هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین آسیب‌های ناشی از فقر آموزشی و پیامدهای آن بر عدالت و توسعه آموزشی انجام شد.
روش: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و مبتنی بر رویکرد کیفی است و با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مشارکت‌کنندگان شامل مدیران آموزش‌وپرورش و متخصصان علوم تربیتی بود که به‌شیوه نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند؛ به این ترتیب، ۱۳ نفر در فرایند گردآوری داده‌ها مشارکت داشتند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با الگوی تحلیل مضمون تحلیل شدند. برای ارتقای اعتبار و اعتمادپذیری نتایج، از راهبردهایی همچون بازبینی مشارکت‌کنندگان، ارزیابی همتایان و استفاده از ناظران بیرونی استفاده شد.
یافته‏ها: یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی 50 مضمون پایه و 25 مضمون سازمان‌دهنده شد که در قالب پنج مضمون فراگیر شامل «نابرابری‌های زیرساختی و محیطی»، «محرومیت آموزشی»، «نابرابری در کیفیت یادگیری و فقدان مهارت»، «ضعف سرمایه انسانی و مدیریتی» و «مشکلات روانی و اجتماعی» طبقه‌بندی گردیدند. علاوه بر این، عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و تداوم فقر آموزشی در چهار محور اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و ساختاری تشخیص داده شد. راهبردهای کاهش فقر آموزشی در چهار دسته کلی «مدیریت داده‌محور و تخصیص بهینه منابع»، «توانمندسازی راهبردی نیروی انسانی»، «مداخلات هدفمند جبرانی ـ اجتماعی» و «تقویت مشارکت خانواده و جامعه» ارائه شد.
نتیجه‏ گیری: فقر آموزشی پدیده‌ای چندبعدی است که از کنش متقابل و پیچیده عوامل ساختاری، مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی ناشی می‌شود. کاهش این پدیده نیازمند اتخاذ رویکردی یکپارچه و بهره‌گیری از سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر شواهد در نظام آموزشی است.

سنجش و ارزیابی، اعتبارسنجی، ممیزی و تضمین کیفیت آموزش

واکاوی و اولویت‌بندی عوامل، ملاک‌ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت تدریس اعضای هیئت‌علمی: پژوهشی به روش‌های آمیخته اکتشافی

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.580295.3489

زهرا حاجی میرزاآقائی یزدی، مرضیه دهقانی، کیوان صالحی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌بندی عوامل، ملاک‌ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت تدریس اعضای هیئت‌علمی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران انجام شد.
روش: این مطالعه با طرح آمیخته اکتشافی در دو بخش کیفی و کمّی در ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ انجام گرفت. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۲ دانشجو و با روش 7 روش هفت‌مرحله‌ای دیکلمن، چارچوبی متشکل از عوامل، ملاک‌ها و نشانگرها شناسایی شد. در بخش کمّی، پرسشنامه‌ای محقق ساخته بر اساس یافته‌های کیفی تدوین و توسط ۳۲۰ دانشجو تکمیل گردید. داده‌های کمّی با استفاده از آزمون فریدمن جهت اولویت‌بندی، تحلیل شدند.
یافته‏ها: در بخش کیفی، ۷۱ نشانگر در قالب ۱۶ ملاک و ۵ عامل اصلی (آموزشی، ارتباطی، فردی استاد، فردی دانشجو و محیطی - سازمانی) شناسایی شد. در بخش کمّی عامل «فردی استاد» بالاترین اولویت را دارد، عامل «محیطی - سازمانی» در پایین‌ترین رتبه قرار گرفت. مهم‌ترین ملاک، «نگرش استاد»، «توانمندی‌های تخصصی استاد» و «ارتباط استاد با دانشجو» است. مهم‌ترین نشانگرهای شناسایی‌شده به ترتیب عبارت بودند از: «دردسترس‌بودن و پاسخگویی به‌موقع استاد»، «رعایت اصول و معیارهای ارزیابی» و «پیوند بین تدریس و پژوهش‌».
نتیجه‏گیری: از دیدگاه دانشجویان، کیفیت تدریس به ویژگی‌های فردی، تخصصی و ارتباطی استاد وابسته است. تدوین نظام‌ ارزشیابی بومی می‌تواند به بهبود کیفیت تدریس کمک شایانی نماید.

مطالعات تطبیقی در نظامهای آموزشی

تحلیل تطبیقی تحول آموزش عالی در ایران: تبیین الگوی توسعه ابزاری و نشانه‌های حرکت به سوی توسعه راهبردی در دوره‌های پهلوی و جمهوری اسلامی

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.593063.3573

محسن صادقی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، در پی تبیین گذار تحولات آموزش عالی ایران در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی از الگوی توسعه ابزاری به الگوی توسعه راهبردی است.
روش: این پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه‌ای انجام شده و داده‌ها از اسناد، قوانین، آمارها و گزارش‌های رسمی مربوط به ساختار نهادی آموزش عالی، جمعیت دانشجویی، اعضای هیئت علمی و تولیدات علمی کشور استخراج شده است. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از مقایسه تاریخی-نهادی و تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است.
یافته‌ها: آموزش عالی در دوره پهلوی عمدتاً در چارچوب توسعه ابزاری و با هدف تأمین نیروی انسانی اداری و فنی برای بوروکراسی مدرن گسترش یافت. در مقابل، در دوره جمهوری اسلامی، با گسترش کمّی، تنوع نهادی، توسعه تحصیلات تکمیلی و افزایش تولیدات علمی، جهت‌گیری به سوی الگوی توسعه راهبردی تغییر یافته است. این الگو بر تولید علم درون‌زا، عدالت آموزشی و نقش دانشگاه در پاسخ‌گویی به نیازهای ملی تأکید دارد؛ هرچند همچنان با چالش‌هایی چون نابرابری کیفی و عدم توازن میان رشد کمّی و ارتقای کیفیت مواجه است.
نتیجه‌گیری: هرچند آموزش عالی ایران با افزایش چشمگیر ظرفیت‌های کمّی، تنوع‌بخشی ساختاری و گسترش زیرساخت‌های پژوهشی، نشانه‌هایی از جهت‌گیری به سوی الگوی توسعه راهبردی را بروز داده است، اما شواهد بیانگر یک تحول ساختاریِ در حال تکوین است و نه تحقق کامل و تثبیت‌شده تغییر پارادایم. از این رو، تعمیق این گذار مستلزم ارتقای کیفی فرایندهای آموزشی، بازآرایی کارکردی نهادها و پیوند ساختاریافته دانشگاه با چالش‌های انضمامی جامعه و صنعت خواهد بود.

روان‌شناسی آموزشی و یادگیری

شناسایی عوامل موثر بر شکل‌گیری قلدری سایبری در دانش‌آموزان: یک مطالعه‌ی کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.571498.3440

حسن جعفرزاده داشبلاغ، علی شیخ الاسلامی، سمیه تکلوی، نسترن سیداسماعیلی قمی

چکیده هدف: قلدری‌ سایبری در سال‌های اخیر به عنوان یکی از نگرانی‌های اساسی در بین نوجوانان بوده و موجی از پژوهش‌ها را متوجه خود کرده است. با این وجود ابعاد گوناگون این معضل به خوبی شناخته نشده است. براین اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر شکل‌گیری قلدری سایبری در دانش‌آموزان بود.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها یک پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش‌آموزان پسر دوره دوّم متوسطه شهر اردبیل در سال‌تحصیلی 1404-1403 بودند که تعداد 11 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند بعد از غربالگری و با در نظر گرفتن نقطه اشباع به عنوان نمونه‌آماری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه تجربه قلدری‌– قربانی ‌سایبری (CBVEQ؛ آنتیادو و همکاران، 2016) بود. در پژوهش حاضر تحلیل داده‌ها به روش کدگذاری دو مرحله‌ای باز و مقوله‌ای و نرم افزار SPSS برای تعیین ضریب کاپا استفاده شد.

یافته‏ها: براساس یافته‌ها 40 کدمفهوم از کدگذاری اولیه شناسایی شد که بعد از اعمال کدگذاری ثانویه و مقوله‌ای 13 مفهوم فرعی و 5 مقوله اصلی شامل: دیگرآزاری، عدم همدلی، مشکل در خودتنظیمی‌هیجانی، رفتارهای تکانشی و عدم بازداری آنلاین بدست آمد.

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به دست آمده عوامل مختلفی در شکل‌گیری قلدری‌سایبری موثراند که توجه به آنها می‌تواند در کنترل و پیشگیری از رفتارهای قلدری‌سایبری در دانش‌آموزان نقش کلیدی داشته باشد.

تحلیل پدیدارشناسانه ادراک و تجربه زیسته معلمان مدارس ابتدایی از نقاط ضعف و قوت برنامه ارزشیابی‌ توصیفی

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 19-68

کیوان صالحی، عباس بازرگان، ناهید صادقی، محسن شکوهی یکتا

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل ادراک معلمان در خصوص نقاط ضعف و قوت ناشی از اجرای برنامه ارزشیابی‌توصیفی در مدارس ابتدایی است. سعی شد تا با استفاده از رویکرد تفسیرگرایانه به بازسازی معنایی ادراک معلمان از نقاط قوت و ضعف نظام ارزشیابی موسوم به ارزشیابی‌توصیفی پرداخته و نشان دهیم که این مشارکت‌کنندگان، چه درک و ارزیابی، نسبت به ضعف‌ها و نقاط قوت طرح ارزشیابی‌توصیفی دارند. به منظور گردآوری داده‌ها از مصاحبه کیفی نیمه‌ساختارمند استفاده شد. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، پس از انجام 23 مصاحبه با معلمان ـ که عمدتاً معلمان باسابقه، دارای گرایش تحصیلی آموزش ابتدایی بودند ـ اشباع داده‌ها حاصل شد. تحلیل عمیق دیدگاه‌های معلمان، موجب شناسایی و دسته‌بندی شش نقطه‌ضعف نظیر «کاهش شوق، حساسیت و انگیزه تلاش دانش‌آموزان نسبت به یادگیری و  تحصیل» و «افزایش افت یادگیری و دامن زدن به کم‌سوادی دانش‌آموزان»، و هشت نقطه قوت برنامه ارزشیابی‌توصیفی، نظیر «حذف زحمت معلمان برای نگارش فهرست اسامی دانش‌آموزان» و «امکان استفاده از روش‌های متعدد در ارزیابی دانش‌آموزان»، گردید. یافته‌ها نشان داد که معلمان مصاحبه‌شونده، پیامدهای متفاوتی را از اثرات اجرای برنامه ارزشیابی‌توصیفی، تجربه کرده‌اند و در مجموع با چالش‌های مضاعفی در فرایند یاددهی ـ یادگیری خود روبرو هستند که در مقاله حاضر به برخی از آن‌ها پرداخته شده است.

الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه خبرگان

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 7-24

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.78680

محمد مجتبی زاده، عباس عباس پور، حسن ملکی، مقصود فراست خواه

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت، متناسب با مختصات بافتی نظام آموزش عالی ایران بود. در این پژوهش، روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه­ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزش عالی بودند، که 36 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند جهت مصاحبه نیمه­ساختارمند انتخاب شد. در مرحله اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله عمده طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری محوری، در قالب کدگذاری نظری، 25 مقوله نظری تعیین شد. سپس، برحسب ویژگی‌های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله گفتمان کیفیت، بیم و امید، به‌عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد. از نظر خبرگان آموزش عالی، چالش‌های موجود کیفیت دانشگاهی در ایران ناشی از چالش‌ گفتمان بود، و نه چالش شکلی و ماهوی؛ و حتی معرفت­شناختی. با توجه به درک و تفسیر خبرگان، کیفیت دارای دو بعد بیم و امید بود. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، بینش دوگانه و تقابل­گرایانه­ای از گفتمان کیفیت به نام­های گفتمان کیفیت نظارتی به‌عنوان بیم و گفتمان کیفیت مشارکتی به‌منزله‌ی امید در دانشگاه‌های کشور گونه‌شناسی و طبقه‌بندی شد. همچنین، الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر، داری مفهومی پیچیده و چندبعدی بود. این الگو در صورتی کارکرد مثبت خواهد داشت، که بسان یک کلیت واحد به تمامی ابعاد آن به طور یکسان توجه شود.

رابطه مهارت های ارتباطی و مهارت های کار آفرینی در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و خوارزمی

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 285-325

محمد علی نعمتی، مجتبی کرمی پور، حسین محمدی چمناری

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه مهارت­های ارتباطی با مهارت­های کارآفرینی در بین دانشجویان دانشکده های علوم­تربیتی و روانشناسی دانشگاه­های علامه طباطبایی و خوارزمی بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل 6000 نفر از دانشجویان دانشکده­های علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه­های علامه طباطبایی و خوارزمی بوده که با بهره­گیری از روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی، تعداد 360 دانشجو به طور برابر از دو دانشگاه مورد مطالعه به عنوان نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، از دو ابزار استاندارد شامل پرسشنامه مهارت­های ارتباطی بارتون جی ای (1990) و پرسشنامه مهارت­های کارآفرینی الاین بیچ (2007) استفاده شده که روایی آنان از طریق بررسی دیدگاه­های خبرگان و صاحبنظران این حوزه و پایایی این ابزارها با بهره­گیری از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 72% و 82% محاسبه شده است. در تحقیق پیش­رو، از مجموع آزمون­های آمار استنباطی، آزمون t برای گروه­های مستقل، تحلیل واریانس یک­طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. نتایج حاکی از آن است که بین میانگین­های مهارت­های ارتباطی و مهارت­های کارآفرینی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و خوارزمی، تفاوت معنادار وجود نداشته و علاوه بر آن بین مهارت­های ارتباطی با مهارت­های کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

تاثیر تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 39-63

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65360

شهربانو حسن زاده، کیوان صالحی، علی مقدم زاده

چکیده شواهد گسترده‌ای نشان می‌دهد که استیلای رویکرد پوزیتویستی در محیط‌های آموزشی، زمینه انفعال فراگیران و افت نشاط و پویایی را رقم زده است. پژوهش حاضر با درک ضرورت سنجش رویکردهای نوین آموزشی، به بررسی میزان تأثیر تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی پرداخته است. بدین منظور از طرح شبه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با استفاده از گروه‌های دست‌نخورده استفاده گردید. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره ابتدایی پایه چهارم منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 است که 24 دانش‌آموز در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند و از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دومرحله‌ای استفاده شد. ابزار مورداستفاده برای گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محیط گروهی، کارون، ویدمایر و براولی (1985) بود. نتایج تحلیل کوواریانس (انکوا) نشان داد که تدریس مشارکتی بر انسجام گروهی دانش‌آموزان ابتدایی تأثیر معناداری دارد. به‌طورکلی استفاده از ظرفیت تدریس مشارکتی، می‌تواند زمینه مطلوبی برای شکل‌گیری و تقویت پویایی و ارتقای فرهنگ کارهای گروهی در بین دانش‌آموزان مدارس ابتدایی، فراهم کند.

طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش ‏آموز بر اساس ادراک مدیران (با رویکرد آمیخته)

دوره 15، شماره 53، تابستان 1400، صفحه 5-22

طاهره محمدی، عادل زاهد بابلان، علی خالق خواه، مهدی معینی کیا

چکیده صدای دانش‏ آموز استراتژی برای توسعه‏ی دل‌بستگی، تعلق‌خاطر و غلبه بر سکوت دانش‌آموزان است. هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش‏آموز ابر اساس ادراک مدیران در مدارس ابتدایی به شیوه‏ی پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی 20 مدیر نمونه با سابقه‏ی مدیریت بالاتر از 15 سال در مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 در شهر قم، به روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری و به روش تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری در سه سطح باز، محوری و گزینشی بررسی شدند که روایی صوری و محتوایی آن را 4 نفر از اساتید تأیید کردند و برای پایایی، روش توافق بین دو کدگذار استفاده شد. درباره مؤلفه‌های صدای دانش‎آموز، درنهایت 5 مقوله اصلی شامل مدیریت بر مبنای ارزش، بصیرت، رهبری توزیعی، مدیریت عالی و مدیریت میانی با 31 کد باز و 7 کد گزینشی به دست آمد. بخش کمی نیز شامل 160 مدیر بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق ساخته صدای دانش‏آموز با 31 گویه و با روایی همگرای بالای 50/0 و پایایی ترکیبی 90/0، جمع‌آوری شد. در اعتبارسنجی مدل، تحلیل داده‏های کمی با روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، نشان‌دهنده‌ی دقت لازم گویه‏ها برای اندازه‏گیری مقوله‏هاست. درنهایت می‌توان گفت تمرکز بیشتر بر شنیدن صدای دانش‏آموز به‌عنوان یک کاتالیزور برای تغییر در مدارس و برای بهبود مدیریت مدرسه، عمل می‏کند.

شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی؛ مورد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 25-39

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83762

جواد مقدسی، کامران محمدخانی، امیرحسین محمدداودی

چکیده توسعه کارکنان به شناسایی و نیازسنجی ابعاد و مؤلفه‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه روش‌های توسعه نیز در موفقیت این برنامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1395 (3812 N=) و حجم نمونه 203 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید که به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 استفاده شد. داده­ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی اکتشافی» تحلیل گردید. یافته­ها نشان داد پنج روش در توسعه کارکنان مؤثر بوده و شامل: درون­دانشگاهی، برون­دانشگاهی، رسمی، غیررسمی و روش گروهی است و درمجموع 625/67 از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به روش غیررسمی (02/18) و کمترین آن مربوط به روش رسمی (92/10) بود. به نظر می­رسد مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی لازم است به‌منظور توسعه کارکنان از روش‌های مختلف استفاده نمایند.

اثر بخشی آموزش واقعیت درمانی بر مسئولیت پذیری و دلزدگی زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 563-669

ابوطالب سعادتی شامیر، مهسا نجمی، مهدی حق شناس رضاییه

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی  واقعیت درمانی بر افزایش مسئولیت پذیری  و دلزدگی زناشویی دانشجویان متاهل بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. در این پژوهش جامعه ی آماری شامل تمام دانشجویان متاهل رشته روان شناسی مقطع کارشناسی ارشد بودند. گروه نمونه مشتمل بر 40  زوج  بود که براساس ملاک های ورود و خروج  به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی به دوگروه 20 زوجی تقسیم شدند و پیش و پس از انجام مداخلات، با استفاده از ابزارهای پژوهش، مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار های پژوهش شامل  پرسشنامه مسولیت پذیری و مقیاس دلزدگی زناشویی بودند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل های آماری نشان داد، روش واقعیت درمانی با اندازه اثر 28/0 بر افزایش میزان مسئولیت پذیری  و با اندزه اثر 33/0 بر کاهش دلزدگی زناشویی زوجین اثربخش بوده است. در پایان دانشجویانی که آموزش های مربوط به واقعیت درمانی  را دریافت کرده بودند یاد گرفتند که برای دستیابی به اهداف خود، باید رفتارهای مسئولانه ای را انتخاب کنند و مسئولیت پیامد انتخاب هایشان را بپذیرند تا از ناامید شدن آنها نسبت به بستر خانواده و اعضای خانواده پیشگیری شود.

بررسی مقایسه‌ای آسیب‌شناسی رفتاری اجتماعی دانش‌آموزان متوسطه شهر تهران

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 211-226

ابوالقاسم عیسی مراد

چکیده دانش­آموزان هر ملّتی از سرمایه­های فرهنگی و معنوی آن محسوب می­شود. شناخت آسیب­های این قشر در بالندگی و سلامت آنان مؤثر خواهد بود. پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی در زمینه رفتاری- اجتماعی دانش­آموزان متوسطه تهران انجام شده است. این تحقیق بر اساس ضرورت شناخت و مقایسه­ی انواع آسیب­ها (6 ملاک) بر روی 275 نفر دانش­آموز پسر و دختر از مدارس متوسطه شهر تهران با روش تصادفی خوشه­ای و با تقسیم مناطق شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز با پرسش‌نامه‌ی 116 سؤالی محقق ساخته به اجرا درآمد. نتایج به دست آمده در این پژوهش بیان­گر این موضوع است که اولاً آسیب­های رفتاری- اجتماعی در سطح وسیعی از دانش­آموزان متوسطه پسر (29) و دختر (5/19) درصد وجود دارد. بین آسیب­هایی مثل فرار و روابط نامشروع، اعتیاد و فرار، خودکشی، پرخاشگری و خشونت، اعتیاد و غیره رابطه­ی معناداری وجود دارد. به تعبیر دیگر بین انواع آسیب­ها نوعی رابطه وجود دارد که به طریق سیستمی در آسیب­ها و اختلالات دیگر هم مؤثر بوده و فراوانی آن مشهود می­باشد. میزان آسیب­ها در پسران به‌طور معناداری بیشتر از دختران بوده است. در این پژوهش جهت پاسخ­دهی به طرح 6 فرضیه و 4 سؤال پرداخته شده است. نتایج به دست آمده ضمن شناسایی آسیب­ها و اختلالات یاری‌رسانی به قشر دانش­آموز و خانواده آنان برای تحول و بالندگی را پیام می‌دهد و برای مسئولان ذی­ربط تعیین‌کننده و راه گشا است. 

 

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان