ذات گرایی در یادگیری از عمل به نظر
دوره 1، شماره 1، بهار 1386، صفحه 1-22
محمدرضا بهرنگی
چکیده در بیست سال گذشته، افراد بسیاری از کاربرد ساخت گرایی 1 در تدریس آگاه شده اند، آن را جانشین تدریس سنتی کرده اند و امروز پس از گذار از عصر رفتار گرایی و رشد شناختی به مقبولیت آن در عرصه آموزش و پرورش پی برده اند. با این وجود دلالت های معنایی و کاربردی ساخت گرایی برای یاددهی/ یادگیری و تدریس دروس مختلف بسیار متنوع، نامنظم و با شبهه و ابهام مواجه بوده است. نمونه های عملی کاربرد ساخت گرایی توسط معلمان و دانش پژوهان آنقدر شفاف نبوده که معنای واقعی آن در یاددهی/ یادگیری را بشناساند. در این مقاله، ذات گرایی در یادگیری به عنوان جانشین شفاف تر، کامل تر و مدلل تر ساخت گرایی معرفی شده و ادعا می شود که آن نظریه به دور از کم و کاست های ساخت گرایی می تواند ذات یادگیران را محور تلاش های آموزشی همه موضوع ها و رشته های درسی قرار دهد و موجب تاثیرات آموزشی و پرورشی عمیقی گردد. این مقاله با مقدمه ای کوتاه، پیشینه ای برای الگوی ذات گرایی در تدریس به جای معلم محوری و محتوا محوری فراهم می آورد، نمودهای عمده ذات گرایی را از تحلیلی برخی از زمینه های نظری موضوع کشف و فهرست می کند، به منظور عملیاتی کردن نمودهای ذات گرایی در یاددهی/ یادگیری نحوه استفاده از چهار خانواده الگوهای تدریس را معرفی می کند، حرکت به سوی استفاده از ذات گرایی در یاددهی/ یادگیری را آغاز می کند، برای نشان دادن اجرایی بودن الگوی ذات گرایی و بستر خیزش دارا بودن قابلیت تحول آموزشی آن، نمونه هایی از تدریس علوم تجربی سال های سوم و چهارم ابتدایی، جغرافیای پنجم ابتدایی، زبان انگلیسی و عربی و خواندن و نوشتن سال اول ابتدایی که در آنها از این الگو استفاده شده و با روش نیمه تجربی سنجیده شده اند را معرفی می کند. و سرانجام بیان پیشنهادها و توصیه ها پایان بخش مقاله می شود.
نتایج کاربردی این الگو را با اصطلاحات آماری، همچون اندازه اثر بیش از دو انحراف استاندارد و یا صدک بیش از 80 درصد تفاوت نمرات با نمرات گروه کنترل می توان بیان کرد. این نتایج تحقیقات حامی این الگوی تدریس است و موفقیت آن را در محک تجربه تضمین می نماید و بر این امید است که آرزوی توسعه شناخت و رشد همه جانبه به سوی انسان کامل بر اساس شکوفایی استعدادهای ذاتی و نظم و توسعه ساخت شناخت دانش آموزان، در آموزش و پرورش سازمان یابد و بر اساس این الگو، آموزش مناسب در کلاس ها با بهره گیری از ذات گرایی و تسلط چیدمان تفکر معملمان جامه عمل بپوشد.
Introducing a Non-Dichotomous Method for Scoring Selected-Response Tests
دوره 3، شماره 6، بهار 1388، صفحه 1-15
چکیده The main purpose of this study was to introduce a new non-dichotomous scoring procedure for the multiple-choice test method, called Parledge. The research also aimed to determine Parledge characteristics through a psychometric study comparing it with the “Number Correct” and “Correction for Guessing” scoring methods. There were 35 students participating in the study who were given a vocabulary and a structure tests. The results revealed favorable characteristics for parledge although it involves penalty threat. Further, positive psychometric, educational and cognitive implications were provided.
مفهوم پردازی مرجعیت علمی در نظام آموزش عالی
دوره 6، شماره 16، بهار 1391، صفحه 1-27
سیدرضا سیدجوادین، طهمورث حسنقلی پور، فرجاله رهنورد، محمد تاب
چکیده واژة مرجعیت علمی در اذهان عمومی شبکهای از معانی و مفاهیم را به وجود میآورد، که این تعدد معانی و مفاهیم موجب تضارب آراء و عدم وحدت نظر صاحبنظران برای تعریف واحد از آن شده است. این پژوهش با هدف مفهومپردازی مرجعیت علمی به منظور دستیابی به یک تعریف جامع و بررسی معادل آن در فرهنگ لاتین صورت پذیرفته است. روش تحقیق کیفی، از نوع نظریۀ برخاسته از دادهها و همچنین گروه کانونی بوده و از جهت هدف اکتشافی است. جامعة آماری، شامل ده نفر از افراد صاحبنظر در قالب خبرگان مدیریت و نظام علمی کشور بوده و ابزار جمع آوری دادهها مصاحبه اکتشافی و همچنین بنا به ضرورت با انجام مطالعات کتابخانهای صورت پذیرفته است. با استفاده از نتایج تجزیه و تحلیل روش نظریه برخواسته از دادهها سه مقولۀ اصلی مربوط به مفهوم مرجعیت علمی شامل ویژگیهای شخصیتی، معنویت و شایستگیهای علمی احصاء و همچنین علاوه بر تعریف مرجعیت علمی، واژگان لاتین برای معادلسازی این مفهوم از نگاه خبرگان، استخراج شد. نتایج حاصل از گروه کانونی پس از پیشنهاد سه روش شامل رویکرد استفاده از استعاره، دیدگاه پیروان و رویکرد یا تجربه «هاوک زینیسکی» در معرفی مراجع مدیریت، نهایتاً رویکرد استفاده از استعارهسازی برای مفهومپردازی مرجعیت علمی پس از تحلیل مورد تأیید قرار گرفت.
ارزشیابی میزان توفیق برنامههای کارآفرینی و نقش آن در اشتغال مولد: مطالعه موردی در نظام مهارت آموزی رسمی در سطح پیش از دانشگاه
دوره 6، شماره 17، تابستان 1391، صفحه 1-24
عبدالرضا شیخ الاسلامی، کیوان صالحی، حسن رضا زین آبادی
چکیده چکیده مطالعۀ حاضر، با هدف قضاوت در خصوص کیفیت برنامههای کـارآفرینی و نقـش آن در اشـتغال مولـد ، در سـه مرحله، میزان توفیق هنرستانهای دخترانۀ شهر تهران را به عنوان یکی از زیرمجموعههـای نظـام مهـارت آمـوزی رسمی در سطح پیش از دانشگاه، مورد ارزیابی قرار داده است. در مرحله «پیشارزشیابی»، نشـانگ رها و معیارهـای قضاوت در سطوح «نامطلوب، نسبتاًمطلوب و مطلوب» تدوین شد. در مرحلۀ «ارزشیابی»، با استفاده از نشانگرهای تدوین شده، و تدوین ابزارهای مورد نیاز، دادهها از زیرجامعههای هنرجویان، هنرآموزان، مدیران، دانشآموختگـان و کارفرمایان گردآوری شد. نتایج نشان داد که میزان توفیق هنرستانهای دخترانۀ نواحی شمال و مرکز شهر تهـران در برنامههای کارآفرینی، در سطح «نامطلوب» و در هنرستانهای دخترانۀ نواحی جنوب، شرق و غرب شهر تهران در سطح «نسبتاً مطلوب» قرار دارد. به طور کلی و در مجموع کلیۀ نواحی مورد بررسی، میزان توفیق هنرستانهـای دخترانۀ شهر تهران در برنامههای کارآفرینی، در سطح «نامطلوب» ارزشیابی شد. در مرحلۀ «پسارزشیابی»، ضـمن استفاده از نتایج تحلیل محتوای سؤالات بازپاسخ پرسشنامۀ دانشآموختگان و کارفرمایان و مصاحبه با هنرجویـان، هنرآموزان، و کارشناسان نظام مهارتآموزی، علل نتایج بدست آمده در مرحله ارزشیابی، مورد بحث قرار گرفته و راهکارهای بهبود، پیشنهاد شد.
تأثیر آموزش برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب امتحان دانش آموزان
دوره 6، شماره 18، پاییز 1391، صفحه 1-15
علی شیخ الاسلامی، فریبرز درتاج، علی دلاور، صغری ابراهمی یقوام
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش برنام ۀ کاهش استرس مبتنی بـر ذهـن آگـاه ی بـر اضـطراب امتحان دانشآموزا ن است. روش پژوهش از نوع آزما شی ی با طرح یپ شآزمـو ن ـ پـس آزمـون بـا گـروه کنترل است. جامع ۀ آماری پژوهش را کلیۀ دانشآموزان پسر مقطـع یپـ شدانشـگاه ی شـهر شـهریار در سالتحص یلی 92-1391 تشکیل یم دادند که از میان آنها با استفاده از روش ریگ نمونه ی تصـادفی سـاده، دانشآموزان ک ی ه نمرات اضطراب امتحان بالایی داشتند (یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه)، 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جـایگزین شـدند . به گروه آزمایش، 8 جلسه برنام ۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاه ی آموزش داده شد. برای جمعآوری ها داده از پرسشنام ۀ اضطراب امتحان اسپیلبرگر استفاده شد. داده ها از طریـق آزمـون آمـاری کواریـانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که فرض یۀ پژوهش مبنـی بـر تـأثیر آمـوزش برنامـ ۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاه ی بر اضطراب امتحان دانشآموزان مورد تأییـد قـرار گرفتـه اسـت و دانشآموزان گروه آزمایش نسبت به دانشآموزان گروه کنترل در پسآزمون به طور معناداری اضـطراب امتحان کمتری داشتند. پس یم توان نتیجه گرفت که آموزش برنام ۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگـاه ی در کاهش اضطراب امتحان دانشآموزان تأثیر معناداری دارد
اثربخشی بحث گروهی و ایفای نقش بر مهارت جرئت ورزی در دانش آموزان پایۀ دوم راهنمایی شهر همدان
دوره 7، شماره 20، بهار 1392، صفحه 1-14
فریبرز درتاج
چکیده
به منظور بررسی اثرات آموزش بحث گروهی و ایفای نقش بر توانا یی ابراز وجود 68
دانش آموز ( 34 پسر و 34 دختر) پایۀ دوم راهنمایی شهر همدان به روش خوشه ای چند
مرحله ای انتخاب و در قالب یک طرح پیش آزمون پسآزمون دوگروهی مورد بررسی قرار
گرفتند. ابتدا با استفاده از پرسشنامه جرئت ورزی پیشآزمون اجرا و سپس مهارت جرئتورزی
برای یک گروه با روش بحث گروهی و برای گروه دیگر با روش ایفای نقش آموزش داده
وابسته t شد. در بخش آخر آزمایش پس آزمون اجرا شد. تحلیل نتایج با استفاده از آزمونهای
مستقل نشان داد هر دو روش آموزشی بحث گروهی و ایفای نقش بر مهارت های t و
جرئتورزی اثرگذارند، اما از نظر میزان تأثیرگذاری بر توانایی ابراز وجود تفاوتی بین
روشهای بحث گروهی و ایفای نقش وجود نداشت. به نظر می رسد در بحث گروهی و ایفای
نقش فرایندهای شناختی و عاطفی تغییر کرده و از این رو توانایی ابراز وجود تحت تأثیر قرار
م یگیرد.
نقش خودتنظیمی در سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر
دوره 7، شماره 21، تابستان 1392، صفحه 1-17
مهدی حاجی شمسایی، حسین کارشکی، سید امیر امین یزدی
چکیده چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی رابطۀ خودتنظیمی و سازگاری دانش آموزان است. روش تحقیق از
نوع توصیفی است که با روش همبستگی انجام و تحلیل شده است . نمونه شامل 414
دانش آموز پایه سوم مدارس راهنمایی شهر سبزوار (شامل 202 پسر و 212 دختر) است که به
روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه خود تنظیمی یادگیری کنل
و ریان و پرسشنامه سازگاری دانش آموزان س ی نها و سینگ برای جمع آوری داده ها مورد
استفاده قرار گرفت. روایی و پایایی این پرسشنامه ها قبلاً احراز شده بود. برای آزمون رابطۀ بین
ناسازگاری و خودتنظیمی از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد .
،p=0/ یافته ها نشان میدهد که خودتنظیمی با ناسازگاری رابطه منفی معناداری دارد ( 001
نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان میدهد خودتنظیمی میتواند ناسازگاری عاطفی .(r= -0/30
و اجتماعی را پیش بینی کند. نتایج مقایسه خودتنظیمی و ناسازگاری دانش آموزان دختر و پسر
نشان داد که خودتنظیمی و ناسازگاری دانش آموزان دختر و پسر با هم متفاوت است و دختران
با توجه به یافته های تحقیق میتوان گفت که در .(p<0/ نمرات بالاتری به دست آورده اند ( 05
افراد یا محیط هایی که خودتنظیمی بالا است، ناسازگاری کاهش می یابد. بنابراین باید نسبت به
طراحی چنین مح یط ها ی آموزشی اقدام شود و آموزش ها ی خودتنظیمی برای کاهش
ناسازگاریها در اولویت قرار گیرد.
اصالت بخشی به ارزشیابی فرایندمحور در تربیت دینی به جای اتکا بر نتیجه محوری بر اساس آموزه های اسلامی
دوره 7، شماره 22، پاییز 1392، صفحه 1-22
مرضیه موحدی، محمود مهر محمدی، علیرضا صادق زاده، حسن نقی زاده
چکیده به کارگیری رویکرد معیوب در ارزشیابی تربیت دینی میتواند به صدمه ای جبرانناپذیر بر پیکرة تربیت
دینی و انحراف جدی آن از اهداف قصد شده منجر شود. مسئله اساسی این پژوهش آن است که
رویکرد ارزشیابی نتیجهمحور رایج در تربیت دینی، با نظر به آیات قرآن مجید و دلایل عقلی تا چه حد
درست است وچه جایگزینی برای آن وجود دارد. در این پژوهش علاوه بر استدلال های عقلی برگرفته
از متون مرتبط، برخی آیات قرآن مجید به عنوان سند متقن و اصیل اسلام با روش تحلیل محتوای کیفی
دستهبندی و واکاوی شد. چهار دسته از آیات قرآن کریم و برخی دلایل عقلی، نشان میدهند که به طور
کلی و بدون در نظر گرفتن موارد خاص، ارزشیابی نتیجهمحور از تربیت دینی با روح دین و هدف از
تربیت دینی ناسازگار است . نتیجه آنکه ارزشیابی در نظام تربیت دینی باید از سنجش نتایج
(نتیجهمحوری) به سمت ارزیابی فرایندها (فرآیندمحوری) معطوف گردد. ارزشیابی فرایندمحور نیز به
معنی بررسی و مراقبت از سلامت حرکت فرایند یاددهی یادگیری در مسیر صحیح تربیت دینی و نه
بررسی فرایند نیل به نتیجه قصد شده درنظر گرفته شود.
ساختار عاملی مقیاس درگیری تحصیلی فریدریکس (شناختی، رفتاری و انگیزشی)
دوره 8، شماره 24، بهار 1393، صفحه 1-16
سعید طالبی، حسین زارع، احمد رستگار، امین حسین پور
چکیده درگیری تحصیلی یکی از مفاهیمی است که در سالهای اخیر توسط پژوهشگران مختلف بهکاربرده شده و به
کیفیت درگیری دانشجویان در فعالیتهای هدفمند آموزشی اشاره میکند سنجش میزان درگیری دانشجویان
در افزایش میزان یادگیری آنان و خصوصاً در مورد دانشجویانی که درخطر مردود شدن قرار دارند، نقش
محوری دارد. این پژوهش باهدف تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مقیاس درگیری تحصیلی انجام شد.
روش پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور استان فارس می باشند
برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کرجسی و مورگان و روش نمونهگیری خوشه ای استفا ده شد. داده ها از
طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بررسی شد. تحلیل عاملی اکتشافی، به کشف سه خرده مقیاس منجر
شد و تحلیل عاملی قرار گرفتن مؤلفههای مذکور را در زیر سازههای درگیری تحصیلی تأیید کرد. درمجموع ،
مقیاس اصلاحشده درگیری تحصیلی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و میتوان از آن برای ارزیابی
باورهای درگیری تحصیلی دانشجویان استفاده کرد.
مقایسه وضعیت تنظیم شناختی هیجان در دانشآموزان خانوادههای طلاق و عادی شهر شیراز
دوره 8، شماره 25، تابستان 1393، صفحه 1-15
سیمین حسینیان، زهرا نادری نوبندگانی، مهرآور مؤمنی جاوید
چکیده پژوهش حاضر به منظور تبیین تفاوت وضعیت تنظیم شناختی هیجان در دو گروه فرزندان خانوادههای طلاق و عادی بود. جامعهی موردمطالعه دانشآموزان دختر و پسر پایهی اول دبیرستان در سال 11 بودند؛ بنابراین، برای این منظور گروه نمونهای شامل 01 دانشآموز از خانوادههای - تحصیلی 10 طلاق و 01 دانشآموز از خانوادههای عادی به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور ارزیابی وضعیت تنظیم شناختی هیجان گروههای موردمطالعه، از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) استفاده گردید. به منظور مقایسه سبکهای مختلف تنظیم شناختی هیجان در دو گروه موردمطالعه از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسهای ) پس رویدادی(بود. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره گویای آن بود که در متغیر ترکیبی تنظیم شناختی هیجان، تفاوت دو گروه دانشآموزان عادی و طلاق معنادار است. نتایج نشان داد که دانشآموزان خانوادههای طلاق در تنظیم شناختی هیجان خود، بیشتر از دانشآموزان خانوادههای عادی، از سبکهای پذیرش، ملامت دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی استفاده و ملامت دیدگاه گیری میکنند. همچنین برحسب جنسیت در ملامت خویش وجود دارد. به عبارتی مقایسه میانگینها نشان داد که دختران میانگین بالاتری در دیگران این متغیرها دارند. بر اساس نتایج به دست آمده میتوان گفت که فرزندان خانوادههای طلاق به دلیل شرایط تنشزایی که تجربه کردهاند بیشتر امکان دارد که از راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان استفاده کنند و دراینبین دختران ممکن است بیش از پسران تحت تأثیر قرار گیرند.
نقش مسند مهارگری و خودکارآمدی در پیش بینی انگیزش تحصیلی دانش آموزان
دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 1-18
افسانه لطفی عظیمی، غلامعلی افروز، فریبرز درتاج، محترم نعمت طاوسی
چکیده هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه مسند مهارگری و خودکارآمدی با انگیزش تحصیلی دانشآموزان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشآموزان رشته علوم تجربی سال آخر دبیرستانهای دخترانه و پسرانه دولتی بود که در سال تحصیلی 93-92 در تهران مشغول تحصیل بودند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونهگیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. با توجه به طرح پژوهش 200 نفر انتخاب و به مقیاس انگیزش تحصیلی (والرند و همکاران، 1989)، مقیاس درونی بودن، افراد قدرتمند و شانس (لوینسون، 1981)، و پرسشنامه خودکارآمدی تعمیم یافته (جاج و همکاران، 1998) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند دو متغیر مسند مهارگری و خودکارآمدی توانایی تبیین 13 درصد از واریانس انگیزش درونی، 7 درصد از واریانس انگیزش بیرونی و 9 درصد از واریانس بیانگیزشی را دارند. در پایان، یافتهها بر مبنای اهمیت انگیزش تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان مورد بحث قرار گرفت.
بررسی مؤلفه های مؤثر بر استفاده بهینه از تلفن همراه در راستای تعدیل آسیب های اجتماعی
دوره 10، شماره 34، پاییز 1395، صفحه 1-34
علی دلاور، سعید عسکری
چکیده پژوهشی که پیش رو دارید تلاشی بود در حد بضاعت علمی یک دانشجوی علوم ارتباطات و در راستای پاسخ به مؤلفههای تأثیرگذار بر استفاده هدفمند از تلفن همراه. کلیه ساکنین شهر تهران جامعه آماری این پژوهش بودند که با در نظر گرفتن آیتمهای خاص، حجم نمونه آماری 250 نفر در نظر گرفته شد. مهمترین یافتههای این پژوهش که بر اساس روش پیمایش صورت گرفت، حاکی از آن بود که با افزایش ساعات میزان استفاده روزانه از تلفن همراه، روابط اجتماعی متعارف و نامتعارف هردو اندکی افزایش مییابند، اعتماد رسانه تغییر محسوسی نداشته اما میزان پایبندی به دین به مرور دچار کاهش شده، دسترسی مذهبی نیز در استفادههای بالاتر از 10 ساعت کاهش مییابد و مصرف رسانه ابتدا یک روند نزولی سپس روند صعودی مییابد، همچنین بعد ارتباطی نیز تا استفادههای پنج تا ده ساعته افزایش و در استفادههای بالاتر از ده ساعت کاهش مییابد. در این پژوهش پنج فرضیه اصلی که منتج شده از چارچوب نظری(مصرف ارتباطجمعی در مدل وینداهال) بود مطرح شد که نتایج تحلیل آماری داده نشان از تأیید ارتباط و همبستگی میان متغیرهای دخیل در استفاده و رضایتمندی از تلفن همراه داشت. این پژوهش در انتها حاوی پیشنهادهای کاربردی است که میتواند در ارائه یک مدل در خصوص استفاده بهینه از تلفن همراه مفید واقع گردد.
بررسی وضعیت موجود صلاحیت های فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استانداردهای یونسکو
دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 1-22
روشن احمدی، اسماعیل زارعی زوارکی، داریوش نوروزی، علی دلاور، فریبرز درتاج
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی وضعیت موجود صلاحیتهای فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استانداردهای یونسکو انجام گرفت. روش این پژوهش از نوع، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، شامل دانشجو معلمان مقطع کارشناسی دانشگاه تربیت دبیر فنی شهید رجایی بود. نمونههای تحقیق دانشجو معلمانی بودند که در نیمسال آخر تحصیلی و در آستانه فارغالتحصیلی به سر می برده و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. حجم نمونه نهایی بر اساس دیدگاه کلاین (2003)، 65 نفر در نظر گرفته شد. ابزارهای پژوهش شامل؛ الف) پرسشنامه سنجش صلاحیتهای فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استاندارد یونسکو ب) پرسشنامه آزمون عملکردی و چک لیستی برای سنجش وضعیت موجود، بود. در تجزیه و تحلیل دادهها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کولموگروف اسمیرنوف و t تک گروهی) استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت موجود صلاحیتهای فناورانه دانشجو معلمان بر اساس استانداردهای یونسکو در هر سه مؤلفه سواد فناوری، تعمیق دانش و خلق دانش در سطح متوسط به پایین قرار دارد. همچنین میانگین سؤال کلی تحقیق 18/2 به دست آمد که با استفاده از آزمون t معنادار بوده و در دامنه متوسط به پایین قرار دارد.
تأثیر آموزش از راه دور مبتنی بر موک بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور
دوره 10، شماره 35، زمستان 1395، صفحه 1-20
فریبا درتاج، اسماعیل زارعی زوارکی، خدیجه علی آبادی، مهران فرج اللهی، علی دلاور
چکیده هدف از پژوهش حاضر،تعیین تأثیرآموزش از راه دور(مبتنی برموک)برعملکردتحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نورمرکز کرمان می باشد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که در این پژوهش از نمونهگیری خوشهای با حجم مناسب (یک کلاس در گروه آزمایش ویک کلاس در گروه کنترل) استفاده شده ،روش انتخاب نمونه، بهصورت نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای می باشد. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه پیام نور کرمان می باشند که 40 نفر از آن ها) 20 نفر گروه کنترل و 20 نفر گروه آزمایش) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک و چند متغیری برای تعدیل اختلافات اولیه ( کنترل آماری اختلافات اولیه) گروه آزمایش و گروه کنترل استفاده شد. برای بررسی عملکرد تحصیلی دانشجویان ازآزمون استاندارد کتاب تکنولوژی آموزشی استفاده گردید.یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات عملکرد تحصیلی گروه آزمایش وگروه گواه در مرحله پس آزمون،پس از حذف اثر پیش آزمون،تفاوت معناداری وجود داردومیانگین تعدیل شده نمرات عملکرد تحصیلی در گروه آزمایش،بالاتر از میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون در گروه گواه بود. متغیر آزمایشی با اندازه اثر 52/0، 52 درصد از واریانس متغیر عملکرد تحصیلی را پیش بینی کرد. بنابراین آموزش با موکبر افزایش میزان عملکرد تحصیلی دانشجویان در درس تکنولوژی آموزشی تاثیر مثبت دارد.براساس نتایج حاصله ،پیشنهاد می شوداز فناوری موکبرای غنی سازی آموزش سایردروس دانشجویان دانشگاه پیام نوراستفاده شود.
صفحات ابتدایی نشریه پژوهش در نظام های آموزشی (ویژه نامه)
دوره 12، ویژهنامه، بهار 1397، صفحه 1-12
چکیده صفحات ابتدایی نشریه پژوهش در نظام های آموزشی (ویژه نامه) فصلنامۀ پژوهش در نظامهای آموزشی سال داوزدهم، ویژهنامه
آزمون مدل علی ملال تحصیلی درس ریاضی بر اساس راهبردهای شناختی و هدفگرایی تحصیلی با میانجیگری امید تحصیلی
دوره 19، شماره 70، پاییز 1404، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.553002.3391
الهام نیکوکار، نورعلی فرخی، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی
چکیده هدف: ملال تحصیلی، به عنوان یک پدیده هیجانی پیچیده و فراگیر، به طور فزایندهای به عنوان یک عامل بازدارنده کلیدی در فرآیندهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی، به ویژه در حوزههای شناختی چالشبرانگیز مانند ریاضیات، شناخته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ملال تحصیلی ریاضی براساس راهبردهای شناختی و هدفگرایی تحصیلی با میانجیگری امید تحصیلی در دانشآموزان متوسطه دوم انجام شد
روش: این پژوهش از نوع توصیفی و به روش الگویابی علی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر دوره متوسطه دوم مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1404بود که از میان آنها 400 نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه ملال تحصیلی (Pekrun et al., 2002)، پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی (Bouffard et al., 1995)، پرسشنامه هدفگرایی تحصیلی (Bouffard et al., 1998)، و پرسشنامه امید تحصیلی (Pekrun et al., 2002) بود. دادهها با استفاده از تحلیل مسیر در نرمافزارهای SPSS-24 و AMOS-2024 تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین یافتهها نشان داد که راهبردهای شناختی (13/0-=β=) و جهتگیری هدف تسلطی (39/0β=)، عملکردی (15/0-β=) و اجتنابی (15/0-β=) اثر مستقیم بر ملال تحصیلی درس ریاضی داشتهاند و امید تحصیلی نیز نقش واسطهای را در رابطه میان جهتگیری هدف تسلطی و راهبردهای شناختی با ملال تحصیلی درس ریاضی ایفا میکند
نتیجهگیری: بر این اساس، توجه به تقویت امید تحصیلی و آموزش راهبردهای مؤثر یادگیری میتواند به عنوان رویکردی کارآمد در کاهش ملال تحصیلی و ارتقای انگیزش و مشارکت دانشآموزان در درس ریاضی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی الگوی برنامه درسی پیوندی برای گروه عمده علوم انسانی آموزش عالی
دوره 19، شماره 71، زمستان 1404، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.552620.3390
سحر برادران عبداللهی، فیروز محمودی، داوود طهماسب زاده، رحیم بدری گرگری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی برنامهدرسی پیوندی برای گروه عمده علوم انسانی میباشد. برای آموزشعالی این که چگونه میتوان پژوهش را در برنامه درسی ادغام کرد تا یادگیری دانشجویان را تقویت و بر قابلیتهای آنها بیافزاید، اهمیت بالایی دارد. برنامهدرسی میتواند به عنوان پلی بین سطح کلان تصمیمگیری و سطح خرد، عمل کند. در پژوهش حاضر جهت تبیین عناصر برنامهدرسی، از رویکرد کیفی و روش سنتزپژوهشی استفاده شده است. جامعه آماری شامل اسناد بالادستی،کتب، مقالات، رسالهها و پایاننامههای مرتبط بود.پس از تحلیل محتوای داده های حاصل از بررسی اسناد، ویژگیهای اولیه عناصر برنامه درسی پیوندی استخراج و به مصاحبه با خبرگان و اساتید مرتبط پرداخته شد و از نظرات آنها برای اصلاح الگوی پیشنهادی استفاده شد. برای اطمینان دو نفر ارزشیاب به کدگذاری مجدد یافتهها پرداختند. طبق یافتهها، در این الگو، 52کد محوری و 11 کد انتخابی شناسایی شدند. از قبیل: پذیرش ماهیت موقتی و متغیر دانش ، ارتقای فرهنگ پژوهش ملی، تربیت پژوهشگران واقعی، انتخاب محتوای چالشبرانگیز، منعطف و بین رشتهای، روشهای تدریس مشارکتی و پروژهمحور، فعالیتهای دانشجومحور، بکارگیری گروههای پژوهشی، نقد و تلخیص پژوهشها یا انجام پژوهش واقعی، اوج پژوهش در ترمهای پایانی و نیاز به محیط غنی وحمایتی. در مجموع می توان گفت که، پژوهش با بهروز و جذاب نگه داشتن محتوا، تدریس را ارتقا می دهد و برنامه درسی پیوند پژوهش- تدریس با تبدیل کردن پژوهش به بخشی جدایی ناپذیر از یادگیری، آموزش را غنی می کند.
اثر مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان سازی و ریسک پذیری تحصیلی دانش آموزان
دوره 20، شماره 72، بهار 1405، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.561627.3413
شهروز نعمتی، رحیم بدری گرگری، یوسف ادیب، رباب جاهدی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان سازی تحصیلی و ریسک پذیری تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بود.
روش: پژوهش حاضر، یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی پایین دوره متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه پژوهش 30 نفر دانش آموز بود که دارای نمرات بالایی در متغیر خودناتوان سازی تحصیلی و نمرات پایین در ریسک پذیری تحصیلی بودند. سپس به شیوه گمارش تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش ( 15 نفر) جایگزین شد. همه افراد نمونه مقیاس خود ناتوان سازی تحصیلی ساخته میجلی و همکاران (2000) و ابزار سنجش خطر پذیری ساخته کیلگوس و همکاران ( 2015) را تکمیل نمودند و به مدت 12 جلسه مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSPSS 24استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخلات روانشناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر خودناتوان سازی تحصیلی و ریسک پذیری تحصیلی، تاثیر معنی دار دارد(P≤ 0/01) .
نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده پیشنهاد می شود مشاوران مدارس و مسئولان ذی ربط برنامه مداخله حاضر را در صورت لزوم به صورت بالینی و آموزشی مورد استفاده و بهره برداری قرار دهند.
Electronic Non Formal Education: A Case Study of Tehran Municipality
دوره 5، شماره 14، پاییز 1390، صفحه 3-24
Nazila Khatib Zanjani، Bahman Zandi، Mehran Farajollahi، Essa Ebrahim Zadeh، Mohammad Reza Sarmadi
چکیده Considering the emergence of brand-new educational needs, non-formal education as a prerequisite of a knowledge-based society is increasingly going popular among nations in view of its continual nature. However, life-long learning as a key concept of the modern education system stands clearly at odds with traditional learning in every way of philosophy, objectives, strategies and policy-making. This research aims to compare the efficiency of electronic non formal education with that of other types of education for Tehran Municipality employees in 2009.
This quasi-experimental study is an instrumental-developmental research based on a pre-test/post-test plan for two groups. The sample of this research consists of (N= 114) voluntary people from the permanent employees of municipality. The nonelectronic learning group was provided with a pamphlet on verbal communication and four sessions and the other group trained electronically. The data-gathering instrument was a researcher`s questionnaire. The data gathered was analyzed through both descriptive and inferential statistical techniques using SPSS V.11 software. Findings suggest that both electronic and non-electronic methods have been effective in learning but electronic education would be more effective in citizenship and non formal education. Therefore, the electronic (web-based) method is recommended as an effective method, for designing and delivering some topics of
non formal education programs for citizenships.
بررسی عوامل محدود کننده و تسهیل کننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی در وزارت آموزش و پرورش
دوره 1، شماره 2.3، پاییز 1386، صفحه 5-18
کورش فتحی واجارگاه، فهیمه نصیری
چکیده این مقاله، به دلیل گستردگی پژوهش اصلی تنها به عوامل محدودکننده و تسهیلکننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی میپردازد. هدف اصلی در انجام کار، بررسی و شناسایی عوامل محدودکننده و همچنین عوامل تسهیلکننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی از دیدگاه متخصصان آموزش مجازی و نیز کارشناسان آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش است. تحقیق حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. تجزیه و تحلیل نتایج مشخص کرد، آشنایی ناکافی مدیران ارشد نسبت به ICT از مهمترین عوامل محدودکننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی و داشتن برنامه مدیریت توسعه ICT در سطح وزارت آموزش و پرورش از مهمترین عوامل تسهیلکننده استقرار نظام آموزش ضمن خدمت مجازی به شمار میروند
بررسی رابطه بین مهارت های مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان
دوره 2، شماره 4، بهار 1387، صفحه 5-18
مهدی لسانی، مریم دهقانی
چکیده نظام آموزش و پرورش به منظور تحقق اهداف فردی و اجتماعی به وجود آمده است. سازمانهای آموزشی در سرتاسر دنیا مسئولیت مهم تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه برای رشد و توسعه اجتماعی را بر عهده دارند. مدیریت واحدهای آموزشی از اهمیت زیادی برخوردارند؛ زیرا که مدیران مدارس میتوانند در راستای هدایت فعالیتها و رهبری فرایندهای آموزش و پرورش، نقش تعیین کنندهای داشته باشند. در تحقیقی که توسط (مک میلان و شولر) انجام شده است، این نتیجه به دست آمد آنچه که در توسعه منابع انسانی و اثربخشی سازمانی مؤثر است، دانش و مهارتهای نیروی انسانی است(مشبکی، 361:1377). فردلوتانز (1375) نیز بر مهارتهای مدیران به عنوان عامل اساسی بر اثربخشی سازمان ها تاکید دارد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین مهارتهای مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیشدانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان انجام گرفته است. محققان با در نظر گرفتن هشت بعد اثربخشی و سه جنبه مهارتهای مدیران به انجام تحقیق پرداختهاند. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. در این زمینه سؤال اصلی بدین صورت مطرح شده است: آیا رابطهای بین مهارتهای مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیشدانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان وجود دارد؟ به منظور جمعآوری اطلاعات، پرسشنامههای مهارت مدیران و اثربخشی مدارس در اختیار 105 نفر از مدیران شهرستان کرمان قرار گرفت. دادههای به دست آمده با استفاده از روشهای غیر پارامتریک از جمله ضریب همبستگی اسپیرمن و تاوb کندال و آزمون من ـ ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. همچنین از نمودارهای پراکنش و جعبهای برای نشان دادن نتایج استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه قابل ملاحظهای بین مهارتهای مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیشدانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان وجود دارد.
مرور نظامیافته رهبری اثربخش در دانشگاههای علوم پزشکی
دوره 15، شماره 54، پاییز 1400، صفحه 5-18
اعظم رحیم زاده کلاله، سعید غیاثی ندوشن، حمید رحیمیان، علی خورسندی طاسکوه، فضل اله احمدی
چکیده دانشگاههای علوم پزشکی بهعنوان سازمانهای تأمینکننده نیروی انسانی نظام سلامت نیازمند رهبرانی اثربخش بهمنظور ارتقاء جایگاه پزشکی کشور بودهاند. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی متون مرتبط با رهبری آکادمیک و تعیین شکافهای پژوهشی مرتبط با آن در دانشگاههای علوم پزشکی ایران بود. این مطالعه نظاممند با بررسی متون مرتبط با رهبری آکادمیک اثربخش در فاصله زمانی سالهای 2009 تا 2020 در پایگاههای دادهای اریک، پابمد، اسکوپوس، وب آو ساینس، امرالد، سید، پروکوئست و گوگل اسکالر و با استفاده از کلیدواژههای مرتبط برگرفته از سر عنوانهای موضوعی (مش) انجام گرفت. متون مرتبط انتشاریافته (505 مقاله) بررسی و پس از حذف موارد تکراری تعداد 20 مقاله بر اساس معیارهای ورود و خروج از مطالعه انتخاب و موردبررسی قرار گرفت. کیفیت مقالات واجد شرایط برای ورود به مطالعه با ابزار مرسکی موردبررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه حاضر مؤید آن است که پژوهشهای انجامشده در حوزه رهبری آکادمیک در کشورمان عمدتاً مربوط به دانشگاههای علوم انسانی است. مطالعات انجامشده در زمینه رهبری آکادمیک در دانشگاههای علوم پزشکی، بیشتر به بررسی ویژگی رهبران آکادمیک و سبکهای رهبری پرداخته است. مدیران که عمدتاً پزشک بودند هیچیک از دورههای مدیریت و رهبری را نگذراندهاند و خود را نیازمند گذراندن این دورهها نمیدانند. ازآنجاکه بر اساس یافتههای این پژوهش تنها یک مطالعه به بررسی چالشها و الزامات رهبری آکادمیک اثربخش در دانشگاههای علوم پزشکی کشور پرداخته بود انجام مطالعاتی با رویکرد کیفی در زمینه رهبری آکادمیک اثربخش در دانشگاههای علوم پزشکی که امکان بررسی عمیق تجارب، عقاید و نگرش رهبران آکادمیک را میسر مینماید ضروری بود.
طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانش آموز بر اساس ادراک مدیران (با رویکرد آمیخته)
دوره 15، شماره 53، تابستان 1400، صفحه 5-22
طاهره محمدی، عادل زاهد بابلان، علی خالق خواه، مهدی معینی کیا
چکیده صدای دانش آموز استراتژی برای توسعهی دلبستگی، تعلقخاطر و غلبه بر سکوت دانشآموزان است. هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی مدل تحقق صدای دانشآموز ابر اساس ادراک مدیران در مدارس ابتدایی به شیوهی پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی 20 مدیر نمونه با سابقهی مدیریت بالاتر از 15 سال در مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 در شهر قم، به روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها با مصاحبههای نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری و به روش تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری در سه سطح باز، محوری و گزینشی بررسی شدند که روایی صوری و محتوایی آن را 4 نفر از اساتید تأیید کردند و برای پایایی، روش توافق بین دو کدگذار استفاده شد. درباره مؤلفههای صدای دانشآموز، درنهایت 5 مقوله اصلی شامل مدیریت بر مبنای ارزش، بصیرت، رهبری توزیعی، مدیریت عالی و مدیریت میانی با 31 کد باز و 7 کد گزینشی به دست آمد. بخش کمی نیز شامل 160 مدیر بود که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با پرسشنامه محقق ساخته صدای دانشآموز با 31 گویه و با روایی همگرای بالای 50/0 و پایایی ترکیبی 90/0، جمعآوری شد. در اعتبارسنجی مدل، تحلیل دادههای کمی با روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، نشاندهندهی دقت لازم گویهها برای اندازهگیری مقولههاست. درنهایت میتوان گفت تمرکز بیشتر بر شنیدن صدای دانشآموز بهعنوان یک کاتالیزور برای تغییر در مدارس و برای بهبود مدیریت مدرسه، عمل میکند.
اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر ارتباط والد-کودک بر تنظیم هیجان و نشاط ذهنی دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری در شرایط همهگیری کووید
دوره 15، شماره 55، زمستان 1400، صفحه 5-16
انسیه سادات مصطفوی، مهناز اخوان تفتی، مریم محسن پور
چکیده پژوهش حاضر، با هدف اثربخشی بازیدرمانی مبتنی بر ارتباط والد-کودک بهصورت مجازی بر تنظیم هیجان و نشاط ذهنی دانشآموزان دارای ناتوانی یادگیری اجرا شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرحِ پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهی آماری را دانشآموزان پایهی سوم تا ششم دارای ناتوانی یادگیری شهرستان بیرجند در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل داده است که دارای مشکلات هیجانی بوده و به مراکز اختلالات یادگیری مراجعه کردهاند. تعداد 30 نفر به شیوه در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و پرسشنامههای تنظیم هیجان برای کودکان و نوجوانان (Gross & John, 2003) و نشاط ذهنی (Ryan & Frederick, 1997) را تکمیل کردند. محتوای آموزشی بازیدرمانی مبتنی بر ارتباط والد-کودک، در 10 جلسه به والدین گروه آزمایش، بهصورت مجازی ارائه شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تکمتغیره نشان داد درمان مدنظر بر تنظیم هیجان و نشاط ذهنی دانشآموزان دارای ناتوانی یادگیری تأثیر معناداری داشته است، اما بر تعامل ترکیبی تنظیم هیجان و نشاط ذهنی اثرگذار نبود. لذا، اگرچه استفاده مؤثر از تمام راهبردهای تنظیم هیجان بر بهزیستی و نشاط تأثیر داشت اما با استفاده از تنها دو راهبرد ارزیابی مجدد و سرکوبی نمیتوان بهطورقطع نشاط ذهنی را در این دانشآموزان افزایش داد. درنتیجه این درمان بر تنظیم هیجان و نشاط ذهنی دانشآموزان با ناتوانی یادگیری تأثیر داشته و استفاده از آن، جهت کمک به این دانشآموزان پیشنهاد میشود.
شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاءکیفیت پژوهش دانشگاهی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی
دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 5-21
گلپر مهرابی، عباس عباس پور، علی دلاور، علی خورسندی طاسکوه
چکیده بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت پژوهشها موضوعی نیازمند توجه به ویژه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است. با توجه به متفاوت بودن معیارهای کیفیت پژوهش در حوزههای مختلف علمی، هدف پژوهش حاضر شناسایی ارزشهای غالب و مضامین مرتبط با کیفیت پژوهش در حوزه علومانسانی و اجتماعی است. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از دو روش مرور نظاممند ادبیات و تحلیل مضمون انجام شده است. با استفاده از روش مرور نظاممند ادبیات، تمامی پژوهشهای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی معتبر بینالمللی و داخلی بازیابی شده و مورد غربالگری قرار گرفتند؛ سپس، بر اساس منابعِ مرتبطِ گزینش شده، همه معیارها و مضامین اثرگذار بر کیفیت پژوهش شناسایی و استخراج شدند. معیارهای استخراج شده به عنوان کد یا مضمون در سه مرحله کدگذاری شدند. در نتیجه، سه دسته کد شامل مضامین فراگیر، مضامین سازماندهنده و مضامین پایه شکل گرفتند. اعتبارسنجی مضامین نیز از طریق مشارکت و همفکری با متخصصان علوم انسانی واجتماعی محقق گردید. یافتههای این پژوهش نشان داد که، مضامین فراگیر عبارتند از: زیرساخت پژوهش، جو سازمانی، طرح علمی دقیق، مطلوبیت علمی و مولد بودن پژوهش، نفوذ و اقتدار علمی و تصویرسازی خلاقانه. انتظار میرود یافتههای این پژوهش یاریگر پژوهشگرانی باشد که درصدد انجام پژوهش باکیفیت هستند و از سوی دیگر این یافتهها، تسهیلگر ارتقا نظام مدیریت پژوهش دانشگاهی به هنگام ارزیابی دقیق پژوهشها به ویژه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی باشد.
کلیدواژهها: کیفیت پژوهش دانشگاهی، علوم انسانی و اجتماعی، مرور نظاممند ادبیات، تحلیل مضمون
