کلیدواژه‌ها = منابع انسانی
آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

ارائه مدل توسعه مهارت‌های مدیران آموزشی در عصر انقلاب چهارم صنعتی

دوره 18، شماره 66، پاییز 1403، صفحه 39-55

https://doi.org/10.22034/jiera.2025.478337.3227

محمد وفایی یگانه، ولی محمد , درینی

چکیده هدف: هدف مقاله حاضر ارائه مدل توسعه مهارت‌های مدیران آموزشی در عصر انقلاب چهارم صنعتی است.
روش تحقیق: روش تحقیق مقاله حاضر از لحاظ هدف پژوهش کاربردی و به لحاظ روش جمع‌آوری داده‌ها از انواع تحقیق کیفی از نوع روش تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق متخصصان و خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و برنامه‌ریزی درسی و مدیریت فناوری کشور در سال 1403 می‌باشد. روش نمونه گیری تحقیق نیز روش در دسترس می‌باشد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه نیمه ساختارمند و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها تکنیک تحلیل مضمون و کدگذاری سه مرحله‌ای (پایه، سازمان دهنده و فراگیر) است.
یافته‌های تحقیق: تعداد 44 شاخص برای مهارت‌های مدیران آموزشی در عصر انقلاب چهارم صنعتی، استخراج شد. این شاخص‌ها در 8 مؤلفه مؤلفه سازمان دهنده قرار گرفتند که عبارتند از: 1- پیش‌مهارت‌های شناختی (7 شاخص)، 2- پیش‌مهارت‌های بدنی (3 شاخص)، 3-مهارت‌های محتوا (5 شاخص)، 4-مهارت‌های اجتماعی (7 شاخص)، 5- مهارت‌های مدیریت منابع (6 شاخص)، 6- مهارت‌های سیستمی (6 شاخص)، 7- مهارت‌های حل‌مساله (6 شاخص) و 8- مهارت‌های فناوری (4 شاخص). همچنین 8 مولفه مؤلفه سازمان دهنده در سه بعد کلی یا مفهوم فراگیر، طبقه‌بندی شدند. این سه بعد عبارتند از 1- پیش‌مهارت‌ها، 2- مهارت‌های پایه و 3- مهارت‌های عملکردی.
نتیجه‌گیری: مراکز آموزشی برای تحقق کارآمدی و اثربخشی خود باید بتوانند زمینه توسعه پیش‌مهارت‌ها و مهارت‌های مدیران آموزشی همانند پیش‌مهارت‌ها (پیش‌مهارت‌های شناختی و بدنی)، 2- مهارت‌های پایه (مهارت‌های محتوا و اجتماعی) و 3- مهارت‌های عملکردی (مهارت‌های مدیریت منابع، مهارت‌های سیستمی، مهارت‌های حل‌مساله و مهارت‌های فناوری) را متناسب با عصر انقلاب چهارم صنعتی فراهم نمایند.

طراحی الگوی توسعه فردی به عنوان رویکردی استراتژیک درتوسعه منابع انسانی سازمان‌های دانش‌بنیان (مورد: شرکت های فناوری اطلاعات و ارتباطات منتخب)

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 53-68

سارا عقیلی، ندا نفری، عباسعلی قیومی، رحیم قربانی قلجلو

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه فردی به عنوان رویکردی استراتژیک در توسعه منابع انسانی سازمان‌های دانش‌بنیان و در شرکت های دانش بنیان منتخب پارک فناوری پردیس و معاونت شبکه شرکت مخابرات تهران انجام شده‌‌است. روش پژوهش آمیخته اکتشافی بوده است. جامعه پژوهش شامل مدیران و کارکنان شرکتهای دانش بنیان منتخب پارک فناوری پردیس و معاونت شبکه شرکت مخابرات به تعداد 980 بوده که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه 276 نفری انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ محقق ساخته توسعه فردی با پایایی(90/0=α) استفاده شد که روایی محتوای آن ها نیز بررسی و تأیید گردید. نتایج بخش کیفی نشان داد، توسعه فردی شامل هفت بعد عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی، فرایند توسعه و راهبردهای توسعه فردی و نهایتا نتایج توسعه فردی بوده است. یافته‌های بخش کمی نیز نشان داد مدل از برازش خوبی با داده‌ها برخوردار بوده است و تمامی ابعاد برنامه توسعه فردی، در مدل نهایی باقی ما‌نده است؛ فقط تعدادی از زیرمؤلفه‌ها از مدل حذف شد.

استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 41-63

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83763

عباس صدری

چکیده این پژوهش با دو هدف اصلی شامل اقدامات صورت گرفته توسط دانشگاه‌ها در جهت استقرار مدیریت دانش و شناسایی مؤلفه‌هایی برای استقرار مدیریت دانش از طریق ارائه یک مدل است. تحقیق پیش‌رو از نوع کیفی و نظریه داده‌بنیاد است. برای گردآوری داده‌ها سه روش مورداستفاده قرار گرفته است: پژوهش اسنادی، گروه‌های کانونی و مصاحبه عمیق. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و متخصصان مدیریت دانش بود که به‌صورت هدفمند و به شیوه موارد خاص یا یگانه، یک گروه کانونی متشکل از 6 نفر از اساتید دانشگاه انتخاب گردید. همچنین برای انجام مصاحبه عمیق، 4 نفر از اعضاء هیئت‌علمی و دو نفر از متخصصان حوزه مدیریت دانش به‌صورت هدفمند (موارد خاص و یگانه) انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش کوربین و اشتراوس برای کدگذاری استفاده شد که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که چالش‌های متعددی برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران وجود دارد که در این پژوهش به 10 مورد اشاره شده است. بیشتر چالش‌ها را می‌توان به عدم وجود فرهنگ‌سازمانی مناسب، عدم وجود نیروی انسانی آموزش‌دیده، ضعف‌های مدیریتی و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب مربوط دانست. همچنین سه مؤلفه اصلی در استقرار مدیریت دانش شناسایی شد: مدیریت، فرهنگ‌سازمانی و زیرساخت (منابع انسانی و تجهیزاتی) که زیر مؤلفه‌های گوناگونی برای هر یک تدوین شد. برآیند گروه کانونی در پژوهش، تدوین مدلی است که می‌تواند در استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌ها راهگشا باشد. همچنین برنامه‌هایی پیشنهادی عنوان شده‌اند که دانشگاه‌ها بنا به مأموریت خود می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند.