الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 73-86
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.519725.3315
عصمت محمدی، محمد مجتبی زاده، رسول داودی
چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از منظر جمعآوری دادهها، توصیفی؛ و از چشمانداز ماهیت دادهها، کیفی، از نوع روش نظریه زمینهای مسبوق به سابقه بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۵ خبره جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. برای تضمین روایی، از معیارهای قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال، قابلیت ارتباط و قابلیت تأیید استفاده شد و پایایی دادهها با ضریب کاپای کوهن 876/0 که نشاندهنده توافق بسیار قوی بین کدگذاران است، ارزیابی گردید.
یافتهها: یافتهها نشان داد توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی دبیران نیازمند توجه به سه دسته شرایط است: شرایط علی شامل سیاستگذاری آموزشی، انگیزش، عدالت و زیرساختها؛ شرایط مداخلهگر شامل اعتماد، فرهنگ سازمانی و مشارکت؛ و شرایط زمینهای مانند زیرساخت و فناوری آموزشی. راهبردهای اصلی شامل نوآوری و رشد حرفهای بوده و عوامل پیامدی نیز حمایت از معلمان، روابط اجتماعی و شفافیت ساختاری را در بر میگیرد. خبرگان بر اصلاح ساختار مدیریتی، افزایش مشارکت معلمان، رفع موانع سیاسی، توسعه تحقیقات، ارتقای جایگاه معلمان و تقویت فرهنگ پژوهش تأکید کردند. این یافتهها در قالب الگویی تحت عنوان «توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی» ارائه شده که بر تعامل این عوامل تأکید دارد.
نتیجهگیری: نتیجهگیری نشان میدهد توسعه پایدار شایستگیهای دبیران نیازمند رویکردی جامع و سیستمی است که تمامی عوامل مؤثر را در نظر بگیرد و با مشارکت مشترک سیاستگذاران، مدیران و معلمان، نظامی پویا و منعطف ایجاد کند که به طور مستمر برنامههای آموزشی را با نیازهای روز هماهنگ سازد.
زمینه، پیامد و راهبردهای توسعه استعداد معلمان تازه کار: یک پژوهش آمیخته
دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 71-91
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.427339.3091
رقیه انصاری، علی جعفری راد، ابراهیم پورحسینی
چکیده هدف: یکی از چالشهای مهم در سازمانها مقوله، جذب و توسعه استعدادهاست. چراکه بسیاری از آنها به دلیل کمبود استعدادها با تهدید و تغییرات بزرگی روبرو هستند. در این راستا، یکی از این سازمانها، آموزشوپرورش است که نیاز به توسعه استعداد معلمان تازهکار دارد. بهمنظور حل این چالش، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه استعداد معلمان تازهکار طراحی شده است. روش: روش پژوهش حاضر، ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی که از هر دو روش پژوهش کیفی و روش پژوهش کمّی استفاده شد، ازنظر زمانی در سال 1402 و ازنظر مکانی در شهر تهران بود، بدین منظور پژوهشگر با بررسی ادبیات پژوهش 6 سؤال مصاحبه نیمهساختار یافته طراحی و از پاسخگویان دادههای لازم جمعآوری شد یافتهها: با توجه به استفاده از رویکرد هدفمند و بهکارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبههای نیمهساختار یافته با 25 نفر از متخصصان حوزه تعلیم و تربیت در شهر تهران و سایر شهرهای در دسترس صورت پذیرفت، درنهایت 286 مؤلفه در قالب، 53 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی که در پدیده محوری (5 مقوله). شرایط علی (6 مقوله)، در عوامل زمینهای (6 مقوله)، در عوامل مداخلهگر (12 مقوله)، در راهبردها (9 مقوله)، و در پیامدها (15 مقوله)، شناسایی شد. همچنین الگوی پیشنهادی توسعه استعداد معلمان تازهکار با استفاده از روشهای تحلیل عامل تأییدی مرحله اول و دوم، نهایی و اعتباریابی شد و اعتبار درونی الگو مورد تأیید قرار گرفت. نتیجهگیری: نتایج پژوهش دلالت بر این موضوع دارند که رسیدن به یک الگوی توسعه استعداد مناسب در جهت افزایش کارایی نظام تعلیم و تربیت نیازمند یک نگاه جامع و مشارکت حداکثری همه افراد و نهادهای مؤثر در این حوزه است.
آموزش و پرورش ناب – ملزومات و پیامدها
دوره 16، شماره 57، تابستان 1401، صفحه 119-130
محرمعلی هاشمی، جهانگیر یاری حاج عطالو، صادق ملکی آوارسین
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی ملزومات و پیامدهای اجرای مدیریت ناب در آموزش و پرورش ایران با استفاده از رویکرد کیفی انجام گرفته است. میدان پژوهش شامل اساتید دانشگاههای ایران در گرایش های مدیریت و همچنین رشته مدیریت آموزشی در سال 1400 بود. ابزار اندازه گیری، مصاحبه در خصوص ملزومات و پیامدهای اجرای مدیریت ناب بود. مصاحبهها با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی تا حصول اشباع نظری ادامه پیدا کرد. برای اطمینان از روایی ابزار در جریان پژوهش از مرور خبرگان مشارکت کننده و همچنین نظارت سه نفر از اساتید غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. برای اطمینان از پایایی دادهها از روش بازبینی مکرّر مشارکت کنندگان استفاده شد. به کمک نرم افزار Maxqda، 417 گزاره مفهومی اولیه در بخش ملزومات و 346 گزاره مفهومی اولیه در بخش پیامدها شناسایی شدند و با ادغام و ترکیب آنها 18کد محوری برای ملزومات و 19 کد محوری برای پیامدها بدست آمد و در کد گذاری انتخابی، 8مقولهی معرفی و ترویج روشهای ناب، استفاده از متخصصان، اقدامات هشیارانه و گام به گام، شرایط ذیتفعان، ارزشیابی اثربخش، شناسایی اتلاف ها، نقش سمنها و باز تعریف ارزش، زیر عنوان ملزومات و 7مقولهی تعالی آموزش و پرورش، برقراری عدالت آموزشی، مزایای فناورانه، افزایش رضایتمندی ذینفعان، افزایش بهره وری آموزشی، مسئولیت پذیری و ارزش آفرینی راهبران اجتماعی و حضور علمی در عرصه جهانی زیر عنوان پیامدهای اجرای ناب در آموزش و پرروش قرار گرفتند.
ارایه الگویی برای مدیریت غیرمتمرکز درآموزش و پرورش بر اساس یک نظریه داده بنیاد
دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 255-269
مجتبی ابراهیمی، نادر سلیمانی، حمید شفیع زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی برای مدیریت غیرمتمرکز در آموزشوپرورش در سال تحصیلی 1397-98 انجام پذیرفت. این پژوهش ازنظر روش گرداوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی بود و ازنظر روش رویکرد پژوهش کیفی و به شیوه نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش حاضر کلیه کارکنان آموزشوپرورش منطقه 18 آموزشوپرورش شهر تهران بودند که ازاینبین 23 نفر از افراد صاحبتجربه در زمینه موضوع مطالعه (متخصص در مدیریت آموزشی از دو حوزه آموزشوپرورش و آموزش عالی) به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و در فرایند مصاحبههای پژوهش که بهصورت نیمه ساختاریافته و عمیق انجام شد، مشارکت داده شدند. پایایی مصاحبهها با استفاده از دو بار ارائه به متخصصین مورد تأیید قرار گرفت. دادههای گردآوریشده مورد تحلیل مضامین قرار گرفتند و بر اساس نظام کدگذاری باز، گزینشی و محوری در روش نظریهپردازی داده بنیاد (مطابق با رویکرد اشتراوس و کوبین) تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها مدل مفهومی نهایی پژوهش نشان داد که عوامل شناساییشده حاصل از بخش کیفی شامل 1) عوامل تشکیلدهنده که دربرگیرنده برنامهریزی استراتژیک مربیگری و ارزشیابی 2) عوامل اثرگذار که عبارت بودند از فرهنگسازمانی، ساختار سازمانی و صلاحیت حرفهای و 3) عوامل اثرپذیر که عبارت بودند از تغییرپذیری، یادگیری مستمر سازمانی و اشتیاق شغلی. همچنین یافتهها حاصل از گراندد تئوری نشان داد که از میان 147 شاخص (گویه) موجود، 33 مؤلفه اصلی قابلشناسایی بودند بر اساس ادبیات، پیشینه و نظریههای موجود این ابعاد و مؤلفهها نامگذاری شدهاند. نتایج این یافتهها نشان میدهد که با اعمال مدیریت غیرمتمرکز، میتوان به توسعه و بهسازی سازمان آموزشوپرورش امید داشت و از طرف دیگر، همه افراد ذینفع آموزشوپرورش یاد میگیرند که مسئول یادگیری خود باشند. این موضوع، انجام مدیریت غیرمتمرکز را تسریع و تسهیل میکند و علاوه بر ایجاد انگیزه، به اشتیاق نسبت به کار کمک میکند.
شناسایی و رتبهبندی ابعاد و مؤلفههای کمالگرایی در مدیران آموزش و پرورش استان مازندران
دوره 12، ویژهنامه، بهار 1397، صفحه 1869-884
پروین اسدپور، رضا یوسفی سعیدآبادی، وحید فلاح
چکیده هدف پژوهش، شناسایی و رتبهبندی مؤلفههای کمالگرایی در مدیران آموزش و پرورش استان مازندران بود. این پژوهش از نظر هدف، کاریردی و از نظر روش توصیفی از نوع زمینهیابی بود. جامعه آماری را کلیه مدیران و روسای گروههای ادارات آموزش و پرورش و مدیران و معاونین مدارس استان مازندران به تعداد 2653 نفر تشکیل میدادند که بر اساس فرمول کوکران، تعداد 338 نفر با روش نمونهگیری «تصادفی خوشهای- طبقهای» به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته کمالگرایی با 60 سوال در دو بعد و نه مولفه استفاده شد. روایی صوری و محتوایی ابزار به تایید متخصصان رسید و پایایی آن با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ 78/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج نشان داد که؛ در بین ابعاد کمالگرایی، بعد پیشرفت دهنده با بار عاملی 955/0 دارای بیشترین تأثیر و بعد بازدارنده با بار عاملی 926/0 دارای کمترین تأثیر است. همچنین در بعد کمالگرایی پیشرفت دهنده، مؤلفهی «میل به نظم و ترتیب» دارای بیشترین تأثیر و مؤلفهی «تلاش برای عالی بودن» دارای کمترین تأثیر است. در بعد کمالگرایی بازدارنده، مؤلفهی «نگرانی در برابر اشتباهات» دارای بیشترین و مؤلفهی «نشخوار فکری» دارای کمترین تأثیر است.
بررسی روابط میان آموزش و پرورش، پژوهش و توسعه اقتصادی
دوره 12، ویژهنامه، بهار 1397، صفحه 885-899
احمدعلی اسدپور
چکیده آموزش و پژوهش در هر جامعه ای تحت تاثیر جنبه های مختلف توسعه می باشد، از طرف دیگر خود نیز به عنوان متغیر مستقل بر تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه تأثیر می گذارد. در مطالعه زیر روابط میان آموزش و پرورش، پژوهش و توسعه اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت نتیجه گیری شده است که آموزش، پژوهش و توسعه اقتصادی جامعه به مثابه یک مثلث فضایی برروی هم اثر مستقیم و متقابل دارند. با سرمایه گذاری در آموزش، پژوهش و تربیت نیروی انسانی کارآمد و مولد در بازه های زمانی میان مدت و طولانی مدت منجربه توسعه اقتصادی کشور می شود و این توسعه به نوبه خود باعث توسعه بیشتر و انجام سرمایه گذاری بیشتر در امر آموزش و پژوهش می شود. اگر آموزش کلید حل تمام مشکلات توسعه نیافتگی غالب کشورهای توسعه نیافته است. این سوال جایگاه خود را می یابد که چرا کشورهای توسعه نیافته که بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون در نهادینه کردن سیستم آموزش سرمایه گذاری نسبتا موفقی داشته اند هنوز نتوانسته اند فاصله میان خود و کشورهای توسعه یافته را نه تنها کاهش دهند بلکه این فاصله افزایش نیز داشته است حلقه مفقوده این عدم دستیابی چیست؟ مقاله پیش رو بر آن است که در پی آن باشد که نهادینه شدن سیستم آموزش و پرورش به تنهایی جهت کاهش فاصله توسعه نیافتگی کشورها کافی نیست بلکه نهادینه شدن پژوهش بعنوان کلید حل این معماست.
بررسی و مطالعۀ دیدگاههای داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور شناسایی عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و پیشنهاد راهکارهای بهبود آن
دوره 3، شماره 7، پاییز 1388، صفحه 43-63
کورش پرند، غلامرضا یادگارزاده، فضلالله مقیمی، ابراهیم خدایی، حجت رنگین
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی و مطالعۀ دیدگاههای داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور استخراج عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و بیان راههای بهبود آن بوده است. طرح تحقیق از نوع پیمایشی و جامعۀ آماری مورد مطالعه را داوطلبان مجاز به انتخاب رشتۀ آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول دانشگاههای دولتی تشکیل دادهاند. نمونۀ مورد مطالعۀ داوطلبان به صورت تصادفی و نمونۀ دانشجویان به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ محققساخته با ضریب پایایی 838/0 استفاده شده است. نتایج نشان داد، عوامل اثرگذار بر انتخاب رشتۀ داوطلبان به ترتیب: آیندۀ شغلی، منزلت اجتماعی، نوع رشته، علاقه، خانواده، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، نظر افراد متخصص، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانهها و قبولی صرف در دانشگاه و از نظر دانشجویان: خانواده، آیندۀ شغلی، علاقه، نوع رشته، منزلت اجتماعی، نظر افراد متخصص، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانهها و محدودیتهای شخصی بودند. همچنین نتایج نشان داد از نظر داوطلبان و دانشجویان منابع اطلاعاتی که از طرف سازمان سنجش آموزش کشور منتشر میشود، از اولویت استفاده برخوردار هستند. هر دو گروه داوطلبان و دانشجویان در شناخت ضوابط انتخاب رشته با مشکل مواجه بوده و کمترین آشنایی را با تخصیص ظرفیت داشتهاند.
