کلیدواژه‌ها = مدیریت

اعتباریابی عوامل مؤثر بر مدیریت ترومای سازمانی نو معلمان با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی

دوره 16، شماره 59، زمستان 1401، صفحه 5-19

https://doi.org/10.22034/jiera.2022.169446

سودابه ابراهیمی، عادل زاهد بابلان، مهدی معینی کیا، حسین تقوی

چکیده مدیریت ترومای سازمانی یک بحران بهداشت عمومی نادیده گرفته شده است در حالی که به نظر میرسد موضوع بسیار مهمی باشد که باید به درستی مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی عوامل مؤثر بر مدیریت ترومای سازمانی نو معلمان با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی (ANN) انجام شد. روش پژوهش حاضر از نظر راهبرد کمی و از نظر تکنیک توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش نو معلمان استان گیلان، البرز و تهران با جمعیت 15000 نفر بود. از این جامعه نمونه‌ای به حجم 375 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته (1401) استفاده شد. به منظور تحلیل داده‌ها از شبکه عصبی مصنوعی با روش پرسپترون چند لایه (MLP) با استفاده از نرم‌افزار SPSS25 استفاده شد. یافته‌ها نشان داد مدیریت ترومای سازمانی دارای یک لایه ورودی با 21 گره و یک لایه پنهان با 9 گره است که توانمندسازی روانشناختی بیشترین تأثیر و ایمن‌سازی روانی کمترین ضریب اهمیت را در مدیریت ترومای سازمانی را در بر می‌گیرد. با توجه به بررسی‌های صورت گرفته، بحران‌های روانشناختی در سازمان‌ها به یک تجربه رایج برای مدیران و کارکنان در سراسر جهان تبدیل شده است. برخی از این بحران‌ها نشانه‌هایی از تجربه آسیب‌زا را نشان می‌دهند. اگر به درستی مدیریت نشود به نظر میرسد که تجربه آسیب جمعی در قالب بسیاری از عوامل سازمانی بروز می‌دهد که منجر به رفتار نارکارآمد در سازمان می‌شود.

اعتبارسنجی الگوی مدیریت عملکرد اعضای هیأت علمی بر اساس مولفه های سرمایه فکری

دوره 14، شماره 49، تابستان 1399، صفحه 141-161

محسن حاج حسینی، رمضان جهانیان، پریسا ایران نژاد

چکیده هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی الگوی مدیریت عملکرد اعضای هیئت‏علمی بر اساس مؤلفه‏های سرمایه فکری بوده است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ روش، یک روش آمیخته (کمی- کیفی) و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج (650 نفر) و حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران (242= نفر) و روش نمونه‏گیری به‏صورت تصادفی ساده بوده است. ابزار پژوهش، در بخش کمی شامل سه پرسشنامه و در بخش کیفی نیز مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است. نتایج به‏دست‏آمده از تجزیه‏وتحلیل داده‏ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه‏ای حاکی از تأیید همه ابعاد که به‏منظور تلخیص ابعاد مذکور، با انجام آزمون تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل «دانش کاری و مدیریت»، «برنامه‏ریزی و ایجاد مهارت‏های حرفه‏ای در امر آموزش و پژوهش»، «ارتباطات مؤثر، شفاف و تعهد سازمانی» و «رفتار متعادل و مدیریت زمان» به‏عنوان متغیرهای عمده مدیریت عملکرد اعضای هیئت‏علمی انتخاب‏شده‏اند، بود. همچنین 3 عامل «انسانی»، «ساختاری» و «ارتباطی» در قالب 9 مؤلفه اصلی به‏عنوان ابعاد و متغیرهای عمدة سرمایه فکری انتخاب گردیدند؛ و بالاخره میزان تناسب الگوی مذکور ازنظر متخصصان نیز در 6 عامل ارائه گردیده است؛ که درمجموع 05/90 درصد واریانس را تبیین کرده‏اند که درصد موردقبول و بالائی قلمداد شده است. همچنین این عوامل 70 تا 100 درصد در سطح خیلی زیاد، زیاد و تا حدودی مورد تأیید متخصصان قرارگرفته و آزمون تحلیل عاملی تأییدی نیز، حاکی از برازش عالی الگوی پژوهش بوده است.

شناسایی عوامل و شاخص های اخلاق حرفه ای مدیران مدارس دوره متوسطه شهرتهران براساس آموزه های دینی

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 547-565

مهدی رضالو، سیف الله فضل الهی، ابولفضل بختیاری

چکیده هدف پژوهش شناسایی عوامل وشاخص‌های اخلاق حرفه ای مدیران مدارس دوره متوسطه شهر تهران براساس آموزه های دینی بوده و روش پژوهش بصورت آمیخته و با توجه به مصاحبه با خبرگان بوده است. نمونه پژوهش شامل16 نفر از خبرگان بوده که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و از ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه ساختار استفاده شده است. در این پژوهش ابتدا بر اساس ادبیات نظری و پژوهشی عوامل و شاخص‌ها شناسایی شده و خبرگان آنها را بر اساس مقیاس 5 درجه ای لیکرت از نظر اهمیت درجه بندی نمودند و همچنین مواردی در پاسخ به سوال باز مطرح نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار و آزمون tتک نمونه ای انجام و نتایج سوال باز با نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. با عنایت به یافته‌های پژوهش حاضر از منظر خبرگان و افراد صاحبنظر عوامل مؤثر بر اخلاق حرفه ای مدیران مدارس در قالب 7 عامل و 66 شاخص شناسایی گردید. این عوامل عبارتند از: 1.عامل فردی 2. عامل اجتماعی 3. عامل اخلاقی4. عامل فنی-تخصصی 5.عامل پژوهشی6. عامل اقتصادی7.عامل حقوقی.

استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 41-63

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83763

عباس صدری

چکیده این پژوهش با دو هدف اصلی شامل اقدامات صورت گرفته توسط دانشگاه‌ها در جهت استقرار مدیریت دانش و شناسایی مؤلفه‌هایی برای استقرار مدیریت دانش از طریق ارائه یک مدل است. تحقیق پیش‌رو از نوع کیفی و نظریه داده‌بنیاد است. برای گردآوری داده‌ها سه روش مورداستفاده قرار گرفته است: پژوهش اسنادی، گروه‌های کانونی و مصاحبه عمیق. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و متخصصان مدیریت دانش بود که به‌صورت هدفمند و به شیوه موارد خاص یا یگانه، یک گروه کانونی متشکل از 6 نفر از اساتید دانشگاه انتخاب گردید. همچنین برای انجام مصاحبه عمیق، 4 نفر از اعضاء هیئت‌علمی و دو نفر از متخصصان حوزه مدیریت دانش به‌صورت هدفمند (موارد خاص و یگانه) انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش کوربین و اشتراوس برای کدگذاری استفاده شد که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که چالش‌های متعددی برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران وجود دارد که در این پژوهش به 10 مورد اشاره شده است. بیشتر چالش‌ها را می‌توان به عدم وجود فرهنگ‌سازمانی مناسب، عدم وجود نیروی انسانی آموزش‌دیده، ضعف‌های مدیریتی و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب مربوط دانست. همچنین سه مؤلفه اصلی در استقرار مدیریت دانش شناسایی شد: مدیریت، فرهنگ‌سازمانی و زیرساخت (منابع انسانی و تجهیزاتی) که زیر مؤلفه‌های گوناگونی برای هر یک تدوین شد. برآیند گروه کانونی در پژوهش، تدوین مدلی است که می‌تواند در استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌ها راهگشا باشد. همچنین برنامه‌هایی پیشنهادی عنوان شده‌اند که دانشگاه‌ها بنا به مأموریت خود می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند.

بررسی مؤلفه‌های رفتار اثربخش مدیران دانشگاه فرهنگیان به منظور ارائه الگویی برای ارتقاء مدیریت و میزان همخوانی آن با اقتضائات در این دانشگاه

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 337-359

علی اکبر پیرزاد، رضا ساکی، فریبا کریمی

چکیده یافته‌های جهانی بر این باورند که کیفیت هر سازمان وابسته به کیفیت رهبران و مدیران آن است و در حقیقت هیچ کشور و سازمانی نمی‌تواند از سطح رهبران و مدیرانش بالاتر رود. بدین ترتیب لازمه داشتن سازمان‌ها و کشوری توسعه‌یافته همانا داشتن رهبران و مدیران توسعه‌یافته، توانمند، حرفه‌ای و اثربخش می‌باشد. این پژوهش که با هدف "بررسی مؤلفه‌های رفتار اثربخش مدیران دانشگاه فرهنگیان به منظور ارائه الگویی برای ارتقاء مدیریت در این دانشگاه" به انجام رسیده است. بنابراین برای دستیابی به الگوی دقیق و علمی از روش پژوهش آمیخته[1] نوع توسعه‌ای است و از لحاظ هدف در حوزه تحقیقات کاربردی است.در این پژوهش که شناسایی مولفه های آن از طریق مطالعه و بررسی منابع و پیشینه های پژوهش و نیز انجام مصاحبه با خبرگان رهبری دانشگاهی حاصل شده اند. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه و 2 پرسشنامه محقق ساخته که یکی برای بررسی میزان توافق و تأیید مولفه های اصلی و زیرمولفه های پژوهش توسط خبرگان و پرسشنامه دوم به منظور اعتباریابی الگوی ارائه شده توسط مدیران دانشگاه فرهنگیان و همچنین بررسی میزان همخوانی مولفه ها با اقتضائات دانشگاه فرهنگیان و نیز میزان اولویت هرکدام از مولفه های اصلی و زیرمولفه های پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. برای تحلیل داده‌های گردآوری شده ابزار پرسشنامه از نرم‌افزارهای آماری Spss وAMUS بهره‌جویی گردید. بر اساس نظر خبرگان رهبری دانشگاهی، تحلیل محتوای مولفه های شناسایی شده (ده مولفه اصلی و 133 زیرمولفه) و نتایج آزمون های آماری، مولفه های دهگانه رفتار اثربخش مدیران دانشگاه فرهنگیان به ترتیب الهام بخشی، تحول آفرینی، تفکر راهبردی، انگیزه خدمت، حمایت­گری علمی، تفکر فرهنگی-تربیتی، روابط انسانی، اخلاق حرفه­ای، توانمندسازی، توان اجراییاولویت بندی شده اند.


                                                     

تحلیل عملکرد آموزشی مدیران دانشگاه‌های استان گلستان بارویکردرهبری هم‌افزایی (سینرژی)

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 853-868

کامبیز اسماعیل نیا، کیومرث نیازآذری، مریم تقوایی یزدی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش رهبری هم افزایی(سینرژی) مبتنی برعملکردآموزشی مدیران در دانشگاههای استان گلستان است.این پژوهش از نظرهدف کاربردی است که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد.جامعه آماری آن را کلیه مدیران سطوح مختلف دانشگاهی به تعداد 395نفر وروش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای و بر اساس فرمول کوکران تعداد 193نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.جهت جمع­آوری داده­ها از پرسش­نامه­های محقق ساخته رهبری هم افزایی وعملکرد آموزشی مدیران دانشگاههااستفاده شد. پایایی پرسشنامه ها برای  همه متغیرها تایید گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها در بخش کمی از آزمون­tمستقل استفاده شد.یافته­ها نشان داد رهبری هم افزایی در ابعاد چهارگانه خود بر عملکرد مدیران دانشگاههای استان گلستان تاثیر دارد. دراین نوع رهبری بعدرفتاررهبری بیشترین تاثیررادرعملکردمدیران دارد. بعدازآن باورها،ارزشهاودیدگاههااثرقابل توجهی برعملکردآموزشی داشته است. ساختارسازمانی و نیروهای بیرونی درجات سوم وچهارم را از نظر تاثیر برعملکرد دارامیباشند. همچنین بهترین عملکردآموزشی  مربوط به دانشگاه علوم پزشکی گلستان می باشد.