شناسایی عوامل موثر بر شکلگیری قلدری سایبری در دانشآموزان: یک مطالعهی کیفی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1405
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.571498.3440
حسن جعفرزاده داشبلاغ، علی شیخ الاسلامی، سمیه تکلوی، نسترن سیداسماعیلی قمی
چکیده هدف: قلدری سایبری در سالهای اخیر به عنوان یکی از نگرانیهای اساسی در بین نوجوانان بوده و موجی از پژوهشها را متوجه خود کرده است. با این وجود ابعاد گوناگون این معضل به خوبی شناخته نشده است. براین اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر شکلگیری قلدری سایبری در دانشآموزان بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها یک پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشآموزان پسر دوره دوّم متوسطه شهر اردبیل در سالتحصیلی 1404-1403 بودند که تعداد 11 نفر به روش نمونهگیری هدفمند بعد از غربالگری و با در نظر گرفتن نقطه اشباع به عنوان نمونهآماری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه تجربه قلدری– قربانی سایبری (CBVEQ؛ آنتیادو و همکاران، 2016) بود. در پژوهش حاضر تحلیل دادهها به روش کدگذاری دو مرحلهای باز و مقولهای و نرم افزار SPSS برای تعیین ضریب کاپا استفاده شد.
یافتهها: براساس یافتهها 40 کدمفهوم از کدگذاری اولیه شناسایی شد که بعد از اعمال کدگذاری ثانویه و مقولهای 13 مفهوم فرعی و 5 مقوله اصلی شامل: دیگرآزاری، عدم همدلی، مشکل در خودتنظیمیهیجانی، رفتارهای تکانشی و عدم بازداری آنلاین بدست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده عوامل مختلفی در شکلگیری قلدریسایبری موثراند که توجه به آنها میتواند در کنترل و پیشگیری از رفتارهای قلدریسایبری در دانشآموزان نقش کلیدی داشته باشد.
بازنمایی تجربۀ معلمان دورۀ ابتدایی از تضعیف منزلت حرفهای و راهکارهای ارتقای اقتدار آموزشی: یک مطالعۀ کیفی
دوره 20، شماره 72، فروردین 1405، صفحه 97-112
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.568225.3429
معصومه زیبایی نژاد، مرضیه مدنیفر، حمیده هادی تبار، فاطمه اردستانی
چکیده هدف: تضعیف منزلت حرفهای معلمان از چالشهای اساسی نظام آموزشی است که پیامدهای مهمی برای کیفیت یاددهی–یادگیری و اقتدار آموزشی آنان دارد. هدف این پژوهش، بازنمایی تجربۀ زیستۀ معلمان دورۀ ابتدایی از فرایند تضعیف منزلت حرفهای و تبیین راهکارهای پیشنهادی آنان برای ارتقای اقتدار آموزشی بود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۲ معلم دورۀ ابتدایی از شهرهای مختلف بودند که بهصورت هدفمند و با تنوع حداکثری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون جهتدار به شیوه Hsieh و Shannon (2005) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد تضعیف منزلت حرفهای معلمان پدیدهای چندبُعدی است که در بستر عوامل سازمانی، فرهنگی و حرفهای شکل میگیرد. مضمونهایی مانند بیاعتمادی نهادی، فشارهای روانی و جسمی، فرهنگ سکوت، مشتریمحوری مدارس، محدودشدن نوآوری و دخالت مدیریتی در تدریس از عوامل اصلی تضعیف جایگاه و اقتدار معلمان بودند. همچنین راهکارهایی چون بازگرداندن حرمت معلم، تقویت استقلال حرفهای، فراهمسازی امکان نوآوری، ایجاد فضای امن برای گفتوگو و افزایش اعتماد سازمانی استخراج شد. یافتهها نشان میدهد ارتقای منزلت و اقتدار آموزشی معلمان مستلزم بازنگری در سیاستهای مدرسهداری، اصلاح گفتمان مدیریتی و حمایت ساختاری از توسعۀ حرفهای معلمان است. نتیجه گیری: بهطور کلی، منزلت حرفهای معلمان دورۀ ابتدایی نهتنها تحت تأثیر شرایط سازمانی و مدیریت مدرسه است، بلکه از عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز تأثیر میپذیرد؛ ازاینرو، بازسازی آن نیازمند توجه همزمان به این سطوح است.
طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی تحول مثبت کودکی اولیه: یک مطالعه کیفی
دوره 18، شماره 66، پاییز 1403، صفحه 23-37
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.480755.3232
الهه حجازی، فاطمه سپهرنوش مرادی، زهرا نقش، پیام روشنفکر
چکیده هدف: تحول مثبت در کودکی اولیه میتواند آغازی برای ارتقا سطح توانمندیهای کودک در دورههای تحولی بعدی او محسوب گردد. هدف پژوهش حاضر شناسایی مفاهیم تحول مثبت کودکی اولیه در بافت ایران و طراحی یک بسته آموزشی مبتنی بر آن بود.
روش: با توجه به هدف پژوهش از رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. شرکت کنندگان، والدین، مربیان فعال و متخصصان این حوزه در شهر تهران بودند. در ابتدا 14 نفر از والدین، مربیان فعال در زمینه آموزش کودکی اولیه و متخصصان که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند به مصاحبه نیمه ساختاریافته پاسخ دادند. سپس داده های این بخش با روش اشتراس و کوربن تحلیل و کدگذاری شده و بسته آموزشی تحول مثبت در کودکی اولیه طراحی شد.
یافتهها: مطابق با یافتههای پژوهش هشت مقوله اصلی حمایتهای بافتی، توانمندسازی فردی، قوانین و انتظارات، زمان بهینه، انگیزش و یادگیری، ارزشهای مثبت، شایستگیهای اجتماعی و فرهنگی و هویت استخراج گردید که بسته آموزشی متناسب با آنها تدوین شد. برای اعتبارسنجی برنامه دو ضریب نسبت و شاخص روایی محتوا استفاده گردید که ضرایب در تمام آیتمهابر اساس نظر ده تن از متخصصان برای شاخص CVI و CVR به ترتیب
بالاتر از 79/0 و 62/0 بود.
نتیجهگیری: بنابراین با توجه به یافتهها میتوان گفت که بسته آموزشی تحول مثبت مبتنی بر سرمایههای تحولی است و میتواند موجب تقویت تجربیات کودکی شود و همین امر موجب می گردد تا کودک در زمینههای شناختی، اجتماعی و عاطفی به رشد و تحول بهینه دست یافته ودر بلند مدت نیز پیامدهای مثبت داشته باشد.
