کلیدواژه‌ها = دانش‌آموز
انگیزش و یادگیری

کاوش فهم ادراک‌شدة دانش‌‌آموزان پایة دوازدهم استان ایلام از آیندة شغلی خود

دوره 19، شماره 71، دی 1404، صفحه 95-108

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.579597.3483

ولی محمد درینی، محمد تابان، حامد قاسم پور

چکیده هدف: این پژوهش با هدف آگاهی از چگونگی ادراک دانشآموزان پایة دوازدهم استان ایلام نسبت به آیندة شغلی خویش اجرایی شده بود. روش: این پژوهش کیفی مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون بر پایة رویکرد ساختارمند کلارک و براون (2006) بود. مشارکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند برای مصاحبه دعوت شده بودند که در این راستا با 48 نفر از آن‌ها با توجه به قاعدة اشباع نظری، مصاحبة نیمه ساختاریافته ترتیب داده‌ شده بود. یافته ها: الگوی ادراکی دانش‌آموزان هدف از آیندة شغلی خود از شناخت 59 کد اولیه، 12 کد فرعی و 5 تِمِ اصلی شامل اندیشة فزون‌سازی خزانة مالی، ساخت نیافتن توان کارآفرینی، پیشران‌های زایندة بطالت، گذر از کسب‌وکار حاصله از تحصیل دانش و انتخاب آگاهانة شغل آینده ساخت یافته بود. نتیجه ‏گیری: نتایج حاکی از آن است که سیاست‌گذاران نظام آموزش‌وپرورش کشور بایستی ضمن باورمندی به ترجیحات و نگرش‌های نوین این نسل، نسبت به تحول در این نظام از بُعد گذر از دانش نظری به‌سوی مهارت‌آموزی، پرورش اندیشه و توان کارآفرینی، الگودهی به خانواده‌ها، شناسایی و جهت‌دهی به علائق و ظرفیت‌های بالقوه اقدام نمایند.

بررسی تأثیر عوامل کالبدی بر توسعه ورزش دانش‌آموزی با نقش میانجی سرمایه انسانی

دوره 15، شماره 54، پاییز 1400، صفحه 91-102

احمد محمودی، سحر پیرجمادی، محسن کوثری پور

چکیده توسعه ورزش دانش‌آموزی بخش مهمی از توسعه اقتصادی اجتماعی است که می‌تواند موجب افزایش نشاط اجتماعی و بهره‌وری ملی شود. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل کالبدی بر توسعه ورزش دانش‌آموزی با نقش میانجی سرمایه انسانی شهر تهران بود. روش پژوهش همبستگی با طرح مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان معاونت تربیت‌بدنی و سلامت وزارت آموزش‌وپرورش، کارشناسان اداره کل آموزش‌وپرورش، ادارات آموزش‌وپرورش مناطق 19 گانه و معلمان تربیت‌بدنی شهر تهران بودند که تعداد 263 نفر از آنان به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای هدفمند به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه عوامل کالبدی مؤمنی زاده (1396)، سرمایه‌های انسانی شاکریان (1392) و توسعه ورزش دانش‌آموزی انصاری (1399) استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط متخصصان تأیید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ برای هر سه پرسشنامه بالای 7/0 به دست آمد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. بر اساس نتایج مشخص شد که عوامل کالبدی و سرمایه انسانی بر توسعه ورزش دانش‌آموزی اثر مثبت معناداری داشتند، همچنین عوامل کالبدی بر سرمایه انسانی اثر مثبت معناداری داشتند. به‌علاوه مشاهده شد که سرمایه انسانی در ارتباط بین عوامل کالبدی و توسعه ورزش دانش‌آموزی نقش میانجی دارد. نتایج این پژوهش بر لزوم تقویت شاخص‌هایی از قبیل مناسب و کافی بودن زیر‌ساخت‌ها، تسهیلات، زیبایی‌شناختی، امنیت و ایمنی، دسترسی، شایستگی حرفه‌ای و اجتماعی، انگیزش و توانایی رهبری معلمان تربیت‌بدنی در جهت دست‌یابی به اهداف توسعه ورزش دانش‌آموزی به‌ویژه بعد روانی و مهارتی تأکید دارد.

پیش‌بینی اضطراب امتحان بر اساس ابعاد دشواری در تنظیم هیجان در دانش‌آموزان

دوره 13، شماره 46، پاییز 1398، صفحه 111-122

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.152170.1670

امین رفیعی پور، سعید شفقتی، علی عابدینی، طیبه جعفری

چکیده اضطراب امتحان اختلالی است که عملکرد دانش‌آموزان را کاهش می­دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش‌بینی اضطراب امتحان بر اساس ابعاد دشواری در تنظیم هیجان در دانش‌آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال 1397 بود که تعداد 226 از آن‌ها (132 دختر و 94 پسر) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله انتخاب شدند و در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده­ها شامل مقیاس اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (2004) بود. از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که ابعاد دشواری در تنظیم هیجان با اضطراب امتحان همبستگی مثبت دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز حاکی از این بود که ابعاد دشواری تنظیم هیجان نقش معناداری در تبیین واریانس اضطراب امتحان دانش‌آموزان دارد. ازاین‌رو لازم است در رابطه با کاهش اضطراب امتحان در دانش‌آموزان، مداخلات روان‌شناختی را به سمت بهبود تنظیم هیجانی سوق داده شود.

بررسی یک پارچه‌سازی آموزشی در ایران و نگرش والدین دانش‌آموزان نسبت به این سبک آموزشی

دوره 3، شماره 7، پاییز 1388، صفحه 85-97

علی اکبر ارجمندنیا، سعید غیاثی ندوشن

چکیده یکپارچه­سازی آموزشی، به یکی از روش­های آموزشی غالب برای گروه‌های مختلف کودکان استثنایی بدل شده است؛ چرا که در این روش، به نظر می‌رسد، دانش‌آموزان کم‌توان و ناتوان به شکل مناسب‌تری به حقوق انسانی خود دست می‌یابند. پژوهش حاضر، به منظور بررسی یکپارچه‌سازی آموزشی در ایران و عوامل مؤثر بر نگرش والدین دانش‌آموزان تلفیقی نسبت به این سبک از آموزش بر روی 204 نفر از والدین دانش‌آموزان مرزی تلفیقی منطقۀ 1 و 2 آموزشی شهر اراک به اجراء درآمد. نگرش والدینی که به روش تمام‌شماری انتخاب شده بودند با استفاده از یک پرسشنامۀ محقق‌ساخته مورد بررسی قرار گرفت. روش‌های آماری مورد استفاده در این تحقیق، عبارت بودند از آزمون معناداربودن دو نسبت مستقل، ضریب همبستگی و تحلیل واریانس یک راهه. نتایج این تحقیق که از نوع پیمایشی تحلیلی است، نشان داد که نگرش والدین مورد مطالعه نسبت به یکپارچه‌سازی فرزندان مثبت است و با عواملی همچون سن والدین، تعداد دوستان فرزندان و تحصیلات والدین رابطۀ مثبت معنادار دارد. امکانات مدرسه و تراکم کلاس‌ها از جمله مواردی است که والدین از وضعیت آنها ناخرسندند. عدم استفادۀ دانش‌آموزان مرزی از آموزش‌های انفرادی و نبود کلاس‌های فوق برنامه از محدودیت‌های مدارس مجری طرح مذکور هستند.