کلیدواژه‌ها = برنامه درسی
آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی و اعتبار سنجی آن در نظام آموزشی دوره ابتدایی

دوره 19، شماره 68، بهار 1404، صفحه 55-69

https://doi.org/10.22034/jiera.2025.519754.3317

راضیه قهوچی خلیق، عیسی برقی، سهراب یزدانی، بهنام طالبی، مصطفی شیخ زاده

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی و اعتبار سنجی آن در نظام آموزشی دوره ابتدایی ایران بود. روش: پژوهش حاضر دردوبخش کیفی و کمی تشکیل شد، بخش کیفی، روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی، جامعه آماری متخصصین رشته های برنامه ریزی درسی، علوم اجتماعی ، فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه های ارومیه و تبریز بودند نمونه گیری هدفمند. داده ها از طریق مصاحبه کدگذاری و با روش تحلیل تماتیک، گردآوری و ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه بود .بخش کمی، روش تحقیق مورد استفاده با رویکرد کمی روش پیمایشی، جامعه آماری مدیران،کارشناسان ستادی آموزش ابتدایی، سرگروه های آموزشی، راهبران آموزشی، معلمان دوره ابتدایی شهر ارومیه در نواحی 2 گانه ، حجم نمونه بر اساس جدول کرچسی و مورگان برابر با 368نفر تعیین شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه از 7 نفر اساتید در مورد اعتبار آن نظر خواهی شد. برای ارزیابی برازش داده ها از آزمون تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم و برای نتایج آزمونTتک نمونه ای،استفاده شد.
یافته‌ها: یافته های بخش کیفی نشان داد، اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی، از زیر مضمون اهداف برنامه درسی ،ویژگی اهداف برنامه درسی و مبانی اهداف برنامه درسی تشکیل شد و اعتبار مضامین اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی در حد بالاتر از متوسط می باشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج از مضامین بدست آمده می توان به عنوان چارچوبی در فرایند برنامه ریزی درسی تربیت شهروند جهانی دوره ابتدایی استفاده کرد.

برنامه درسی ارتباط‌ساز بستری ‌نو در اقلیم آموزش عالی؛ اهداف و راهبردها

دوره 17، شماره 60، بهار 1402، صفحه 5-17

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.385047.2912

ام البنین کشاورز رودکی، کورش فتحی واجارگاه، سیده مریم حسینی لرگانی، غلامرضا یادگارزاده

چکیده کارکرد آموزش در انتقال دانش و کارکرد پژوهش در تولید و گسترش دانش، آموزش عالی را در دستیابی به اهداف یاری می‌رسانند و برنامه درسی مهمترین عنصر تاثیرگذار بر این کارکردها به شمار می‌رود. از اینرو هدف این پژوهش تبیین اهداف و راهبردهای برنامه درسی ارتباط‌ساز به‌عنوان بستری‌نو در اقلیم آموزش عالی بوده است. طرح پژوهش از نوع کیفی و با روش داده ‌بنیاد با جامعه آماری شامل متخصصان و صاحب‌نظران کلیدی برنامه‌ درسی آموزش عالی دانشگاه‌های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، امیرکبیر و الزهرا بوده‌ که 13 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظری با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند به‌عنوان نمونه انتخاب شده و در سال 1401 به اجرا در آمده است. جهت گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده و سپس داده‌های جمع‌آوری ‌شده با استفاده از رویکرد گلیزری و مقایسۀ مستمر در فرایند کدگذاری باز، انتخابی و نظری مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفته و نتایج آن به ظهور اهداف و راهبردهای برنامه با 14 مقوله اصلی، 40 مقوله فرعی و110 مفهوم، پیرامون مقوله‌محوری با عنوان "پیوند آموزش و پژوهش" منجر شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که اهداف برنامه درسی ارتباط‌ساز چشم‌اندازی خواهد بود تا این نوع از برنامه‌ درسی با ایجاد پیوند بین آموزش و پژوهش و با عنایت به راهبردهای استخراج شده، در جهت نائل شدن به اهداف حرکت کند. نتیجه پژوهش نشان داد که ارتباط بین آموزش و پژوهش در برنامه درسی ارتباط‌ساز در نهایت به بالندگی دانشگاه، توسعه‌یافتگی کشور در ابعاد مختلف و تولید علم راه‌حل‌گرا منجر خواهد شد.

مطالعه پدیدارشناسی موانع و راهکارهای ارتباطی برنامه درسی کاردانش با صنعت

دوره 16، شماره 58، پاییز 1401، صفحه 47-60

https://doi.org/10.22034/jiera.2022.167794

فیروز شکارچی، صادق ملکی آوارسین، شهرام رنجدوست

چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه موانع و راهکارهای ارتباطی موجود در برنامه درسی کاردانش با صنعت صورت گرفته است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. روش گردآوری داده‏ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته تا اشباع داده‏ها با 9 نفر از اساتید دانشگاه و معلمان و دبیران آموزش‏وپرورش شهرستان خوی در سال 1399-1398 که به‏صورت هدفمند از قبل انتخاب شده بودند انجام شد. مصاحبه‏های ضبط‏شده به روش هفت مرحله‏ای کلایزی مورد تجزیه‏وتحلیل قرار گرفتند. تحلیل داده‏ها در این پژوهش نشان داد که موانع برنامه درسی کاردانش با صنعت شامل چهار مضمون عبارت‏اند از: مشکلات فرهنگی و ارزشی، مشکلات ساختاری و ارتباطی، مشکلات امکانات و منابع، مشکلات آموزشی و محتوای درسی. راهکارهای ارتباطی برنامه درسی کاردانش با صنعت شامل سه مضمون بهبود آموزش‏های مهارتی صنعت، بهبود ساختار سازمانی و بهبود ارتباط مدارس و صنعت، بهبود امکانات مدارس و انگیزه لازم یادگیرندگان و دانش‏آموزان بود.

شناسایی و رتبه بندی شاخص های موثر در برنامه ی درسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه دانشجو معلمان با رویکرد تحلیل سلسله مراتب فازی

دوره 16، شماره 57، تابستان 1401، صفحه 131-143

مرجان معیری

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی شاخص های موثر در برنامه ی درسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه دانشجو معلمان با رویکرد تحلیل سلسله مراتب فازی است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش مطالعه موردی و ابزار مصاحبه باز با رویکرد تحلیل محتوای کیفی تلخیصی که برای شناسایی مهمترین شاخص های موثردر برنامه ی درسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان گردآوری شد که در این مرحله 20 دانشجو معلم با بهره گیری از نمونه گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع شدگی و حداکثرتنوع به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. در مرحله دوم برای رتبه بندی شاخص های انتخاب شده تعداد 10نفر از کارشناس خبره در زمینه برنامه درسی در آموزش و پرورش استان هرمزگان شهرستان بندرعباس به صورت هدفمند انتخاب و میزان اهمیت هر یک از شاخص ها را نسبت به سایر شاخص ها در پرسشنامه مشخص شده تعیین نمودند و سپس اطلاعات از طریق روش تحلیل سلسله مراتبی فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . علیرغم اینکه برنامه ریزان درسی دانشگاه معتقدند همه عناصر برنامه درسی در آموزش ریاضی به نحو شایسته ای دیده شده است؛ براساس یافته ها راهبردهای تدریس، محتوا و فعالیت های یادگیری، اهداف، فضای فیزیکی، منابع درسی و ارزشیابی به ترتیب بیشترین اهمیت را داشتند. با توجه به نتایج بیان شده می توان دریافت که دانشگاه های فرهنگیان می توانند جهت انتخاب شاخص های موثر در برنامه درسی رشته آموزش ریاضی خود از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.

شناسایی شایستگی ها و راهبردهای بالندگی اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در ارتباط با برنامه درسی:یک مطالعه کیفی

دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 22-33

امیر یونسی، عفت عباسی، علی حسینی خواه، حسین خنیفر

چکیده برنامه درسی یکی از عواملی است که می‌تواند موجب بهبود کیفیت آموزش در نظام‌های آموزش عالی شود. هدف از این مطالعه شناسایی شایستگی‌ها و راهبرد های بالندگی اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در زمینه برنامه درسی (از میان عناصر نه گانه برنامه درسی فقط سه عنصر روش تدریس، محتوا و ارزشیابی) در سال 1399 بود. این مطالعه در چارچوب رویکرد کیفی و روش گرانددتئوری صورت گرفته است. جامعه پژوهش شامل تمامی اساتید دانشگاه فرهنگیان تهران بود، در این مطالعه بر اساس منطق نمونه‌گیری در روش‌های کیفی و با استفاده از روش نمونه‌گیری ملاک‌محور و شبکه‌ای 16 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات بدست آمده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در چند مرحله و با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت است. برای حصول اطمینان از اعتبار نتایج بدست آمده از ممیزی بازبینی اعضاء استفاده شد. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان داد که می‌توان شایستگی‌های اعضای هیئت علمی در ارتباط با سه عنصر برنامه درسی را در 20 شایستگی طبقه‌بندی کرد و همچنین از پنج راهبرد برای بالنده کردن اعضای هیئت علمی استفاده کرد. در نتیجه با استفاده از راهبردهای درس پژوهی، کارگاه‌های آموزشی مناسب، منتورینگ، فرصت مطالعاتی و دعوت از اساتید برجسته می‌توان شایستگی‌های اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در ارتباط با برنامه درسی را بهبود بخشید.

طراحی و اعتبارسنجی برنامه‏های درسی زیباشناسانه مغزمحور

دوره 15، شماره 54، پاییز 1400، صفحه 114-125

مدینه علیخانی گله، مریم براتعلی، جهانبخش رحمانی، مهدی دهباشی

چکیده هدف از انجام تحقیق حاضر، طراحی و اعتبارسنجی برنامه‏های درسی زیبایی‏شناسانه مغزمحور بود. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کیفی، نظام مقوله‌بندی قیاسی به واکاوی متون و پژوهش‌های بین‏المللی نو و بدیع در ارتباط با زیبایی‏شناسی مغز محور پرداخته است. حوزه پژوهش شامل کلیه منابع چاپی و الکترونیکی بوده با روش نمونه‏گیری هدفمند متوالی و از طریق ابزار فیش‌برداری، اطلاعات جمع‌آوری‌شده و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است و سپس مقوله‌های الگوی ارائه‌شده جهت اعتبارسنجی و بررسی برازش الگو، در اختیار تعدادی از متخصصان برنامه‌ریزی‏ درسی و علوم مغز و اعصاب و علوم تربیتی قرار گرفته و نظرات اصلاحی آن‌ها پس از گرفتن ضریب توافق کاپای کوهن، در الگوی نهایی اعمال گردیده است. یافته‏ها نشان داد که مقوله‏های دارای اولویت بیشتر و بار عاملی بالا در این عناصر به ترتیب زیر بوده‌اند: عنصر هدف شامل: تجسم در یادگیری و تقویت مغز در تمام فعالیت‏ها. عنصر محتوا شامل: تشریح کارکرد مهارت‌های شناختی مغز، انعطاف‏پذیری مغز. عنصر استراتژی‌های یاددهی– یادگیری شامل: بالا بردن سطح انگیزش، فراهم کردن فرصت اندیشیدن. عنصر محیط شامل: محیط شاد، محیط یادگیری فعال، محیط زیبایی‏شناسانه. عنصر ارزشیابی شامل: توجه به تفاوت‏های فردی، استفاده از تکنیک مستمر و عملی است؛ بنابراین بنا به ضریب توافق متخصصان می‌توان گفت که الگوی ارائه‌شده جهت طراحی برنامه‌های درسی می‌تواند در بعضی دوره‌ها و در بعضی سنین مناسب باشد.

شناسایی مؤلفه‏ها و تحلیل محتوای برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی بر مبنای سند تحول بنیادین

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 69-81

محمدرضا فتحی، زهره سعادتمند، علیرضا یوسفی

چکیده این پژوهش درصدد شناسایی مؤلفه‏ها و تحلیل محتوای برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی بر مبنای سند تحول بنیادین (مطالعه موردی برنامه درسی پایه پنجم) در سال تحصیلی 1398-1397 بوده است. روش پژوهش ترکیبی (آمیخته) بوده که در دو فاز کیفی از نوع تحلیل محتوا با نظام مقوله‏بندی استقرایی و در فاز کمی از نوع تحلیل محتوا با استفاده از مدل شانون انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش در سطح کیفی اسناد بالادستی نظام آموزش‏وپرورش ایران و در سطح کمی کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی بود. ابزار جمع‏آوری اطلاعات، فیش‏ها و جداول محقق‌ساخته‏ای بودند که جهت ثبت و شناسایی مؤلفه‏های کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی از آن‏ها استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل محتوا در سطح کیفی 60 گویه و 24 مؤلفه از سند تحول بنیادین استخراج و با استفاده از مدل آنتروپی شانون در فاز کمی 47 گویه و 22 مؤلفه از کتاببرنامه درسی پایه پنجم ابتدایی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در کتاب علوم تجربی پنجم ابتدایی بیشترین ضریب اهمیت مربوط به گویه‌های نگاه علمی به مسائل و حوادث، مشارکت‏پذیری در فعالیت‏ها، آموزش اصول اولیه کارآفرینی و کمترین ضریب بهره‏گیری از محیط‏های مجازی و رسانه‏ها جهت ارتقای یادگیری، ایجادکننده فرصت‏های متنوع آموزشی برای دانش‏آموزان با نیاز ویژه، ایجاد فرصت برای راه‏اندازی و تشکیل نمایشگاه‏های علمی دست‏ساخته‏های فراگیران و توانایی کار کردن و استفاده از منابع دیجیتال بود.

بازنمایی تجارب زیسته اساتید در انتشار بازنگری بومی برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 83-94

آزاده باواخانی، محمدحسین یارمحمدیان، نرگس کشتی آرای

چکیده این پژوهش باهدف تبیین انتشار بازنگری بومی برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان بر اساس تجارب زیسته اساتید انجام شده است. در این پژوهش از روش کیفی، از نوع پدیدارشناسی استفاده شده است. شرکت‏کنندگان در این پژوهش نه نفر از اساتید با سابقه مدیر گروهی یا مشارکت در طرح‏های بازنگری بودند که به‏صورت نمونه‏گیری هدفمند از نوع موارد استثنایی یا کرانه‏ای انتخاب گردیدند. جمع‏آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و با روش کدگذاری موضوعی مورد تجزیه‏وتحلیل قرار گرفت. از مجموعه یافته‏های این پژوهش، پس از حذف کدهای مشترک، 379 کد مفهومی استخراج شد که بیانگر تجارب اساتید در شناسایی مراحل تدوین مدل بومی بازنگری برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان بود. در زمینه مقدمات بازنگری بومی برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان سه مؤلفه اصلی و هفت زیرمؤلفه دسته‏بندی شدند. یافته‏ها نشان داد این پژوهش با در نظر گرفتن مقتضیات بومی و محلی به تبیین انتشار بازنگری بومی برنامه درسی بر اساس عوامل درونی و بیرونی انتشار و بیان فرصت‏ها و الزامات پرداخته است.

طراحی برنامه درسی مبتنی بر توسعه پایدار، توسعه ی حرفه ای و تربیت شهروندی و اعتبارسنجی آن از دیدگاه متخصصان

دوره 14، شماره 49، تابستان 1399، صفحه 111-124

زهرا وزیری اقدم، بدیع الزمان مکی آل آقا، علاء الدین اعتماد اهری

چکیده هدف پژوهش حاضر مطالعه اکتشافی به‏منظور طراحی برنامه درسی با شاخص‏های تربیت شهروندی و توسعه پایدار در سطح دانشگاه‌های تهران و اعتبارسنجی آن بود. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع، داده بنیاد و اکتشافی کیفی بوده است. داده‏های مرحله کیفی، از متخصصان حوزه‏های اقتصادی، اجتماعی و مطالعات برنامه درسی جمع‏آوری و در مرحله دوم همه اسناد، کتب درسی، سایت‏های اینترنتی و منابع آنلاین معتبر با موضوع احصا گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و اعضای هیئت‏علمی متخصص در حوزه اقتصادی، اجتماعی و مطالعات برنامه درسی دانشگاه‌های شهر تهران در سال 1397 بود و برای تعیین حجم نمونه موردنیاز از نمونه‏گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد که تعداد آنان 30 نفر بود. ابزار جمع‏آوری داده‏ها، پرسشنامه محقق‏ساخته بود که برای تجزیه‏وتحلیل داده‏ها از شاخص‏های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. داده‏ها طی سه مرحله کدگذاری آزاد، محوری و انتخابی 61 مؤلفه کلی به دست آمد که در قالب یک الگوی مفهومی ارائه شده است. پس از روایی سنجی طبق نظریه لاوشه، از 20 گویه در بخش اهداف 16 گویه، از 19 گویه در بخش محتوا 16 گویه، از 14 گویه در بخش روش‏های تدریس 11 گویه و از 8 گویه در بخش ارزشیابی 7 گویه حاصل شد. درنهایت الگویی جامع ارائه شد که در صورت عملیاتی شدن آن می‏توان شهروندانی با شاخص‏های توسعه پایدار و تربیت شهروندی تربیت کرد که کشور را به‌سوی توسعه هدایت کنند.

طراحی برنامه درسی با رویکرد جهانی‌شدن و حفظ هویت فرهنگی و اعتبارسنجی آن از دیدگاه متخصصان

دوره 13، شماره 47، زمستان 1398، صفحه 77-95

https://doi.org/10.22034/jiera.2020.171008.1800

کبری قاسمی، علاء الدین اعتماد اهری، بدیع الزمان مکی آل آقا

چکیده برنامه درسی با رویکرد جهانی‌شدن بر اساس الگوی کلاین شامل اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی و یادگیری، مواد و منابع آموزشی، فعالیت‌های یادگیری، زمان آموزش، فضای آموزش، گروه‏بندی یادگیرنده، ارزشیابی برنامه درسی بوده است. این پژوهش یک مطالعه ترکیبی بود که طی سه مرحله انجام شد. در مرحله اول با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ویژگی‌های برنامه درسی با رویکرد جهانی‌شدن و حفظ هویت فرهنگی تبیین گردیـد. در مرحله دوم، ابعاد و گویه‏های ابزار با استفاده از نتایج بخش کیفی مطالعه و بررسی متون معتبر و مرتبط با موضوع پژوهش تدوین گردیـد و در مرحله سوم نیز روایی صوری، روایی محتوا و پایایی ابزار تعیین گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خبرگان و متخصصان برنامه درسی است و برای تعیین حجم نمونه موردنیاز از نمونه‏گیری هدفمند – قضاوتی که تعداد آنان 40 نفر بوده است. ابزار جمع‏آوری داده‏ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که برای تجزیه‌وتحلیل داده‏ها از شاخص‏های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. پس از روایی سنجی کلیه گویه‏ها به‌وسیله نسبت روایی محتوایی CVR و شاخص روایی محتوای CVI، 14 گویه در بخش اهداف، 10 گویه محتوا، 5 گویه راهبردهای یاددهی و یادگیری، 5 گویه مواد و منابع آموزشی، 5 گویه فعالیت‌های یادگیری، 6 گویه زمان آموزش، 6 گویه فضای آموزش، 7 گویه گروه‌بندی، 5 گویه ارزشیابی حاصل شد که درمجموع شامل 62 گویه بود. در تبیین یافته‏های این پژوهش می‏توان گفت که یکی از حیاتی‏ترین عناصر در فرایند برنامه‌ریزی درسی، تعیین هدف یا اهداف بوده است.

طراحی الگوی اجرای برنامه درسی تربیت‌معلم مبتنی بر اسناد تحولی آموزش‌وپرورش جمهوری اسلامی ایران

دوره 13، شماره 46، پاییز 1398، صفحه 145-161

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.188169.1896

نگار الهامیان، غلامرضا حاجی حسین نژاد، نعمت الله موسی پور، مرجان کیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی اجرای برنامه درسی تربیت‌معلم مبتنی بر اسناد تحولی آموزش‌وپرورش نظام جمهوری اسلامی ایران انجام یافته است. روش این پژوهش اسنادی- تحلیلی بود. جامعه موردمطالعه کلیه اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران، شامل مبانی نظری سند تحول بنیادین، برنامه درسی ملی و نقشه جامع علمی کشور در افق 1404 بود. نتایج نشان داد که ویژگی‌های مجری و مخاطب اجرای برنامه­ی درسی شامل ویژگی‌های اخلاقی، حرفه­ای و فردی بود. ویژگی‌های برنامه درسی شامل ویژگی‌های هویتی و حرفه­ای بود، دو ویژگی ذهنی (فضای زمینه) و عینی (واقعیت زمینه) ویژگی‌های زمینه­ی برنامه­ی درسی را تشکیل دادن و در تعامل عناصر اجرای برنامه­ی درسی دو ویژگی ذهنی (پنهان) و عینی (آشکار) شناسایی شدند. در این پژوهش الگوی طراحی اجرای برنامه درسی تربیت‌معلم بر اساس اسناد بالادستی بر ویژگی‌های حرفه­ای و هویتی تأکید دارد و فرد مورد تعلیم بر اساس این اسناد، فردی حائز صلاحیت­های حرفه­ای در موقعیت­های تربیتی است.

مطالعه کیفی دستاوردهای یادگیری مورد انتظار دوره کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی از دیدگاه صاحب‌نظران مدیریت آموزشی و کارفرمایان

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 129-152

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.64746

سیدمحمد میرکمالی، محمدرضا کرامتی، محبوبه عارفی، فرانک مختاریان

چکیده در پژوهش حاضر، سعی بر آن است تا دستاوردهای یادگیری مورد انتظار در رشته مدیریت آموزشی، در دوره­ی کارشناسی ارشد، مورد شناسایی قرار گیرد. روش مورداستفاده در پژوهش، کیفی بوده و به‌منظور گردآوری داده‌های موردنیاز از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. پس از بررسی سوابق علمی و پژوهشی اعضای هیأت علمی مدیریت آموزشی، 25 عضو هیئت علمی از دانشکده‌های علوم تربیتی و روانشناسی شهر تهران (ازجمله: تهران، شهید بهشتی، خوارزمی) از طریق نمونه‌گیری هدفمند همگون، به‌عنوان افراد مشارکت‌کننده انتخاب و از بین آن‌ها 11 نفر حاضر به انجام مصاحبه شدند. نظر به‌ضرورت کسب نظر کارفرمایان در شناسایی دستاوردهای یادگیری، با 5 نفر از کارفرمایان در حوزه‌های کاری مرتبط با آموزش و مدیریت آموزشی نیز مصاحبه شد. در خاتمه نیز، چارچوب پیشنهادی برنامه درسی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی بر مبنای دستاوردهای یادگیری مورد انتظار (با برخورداری از چهار حوزه کلی دستاوردهای آموزشی- دانشگاهی، سازمانی- مدیریتی، اجتماعی- فرهنگی، انسانی)، ترسیم شده است.

ارائه الگوی مناسب تدوین و تالیف کتب فارسی دوره اول متوسطه بر اساس مولفه های خبرگی آموزشی و انتقادی

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 175-194

هایده عاشوری، مریم سیف نراقی، عزت اله نادری، مجید علی عسگری

چکیده هدف تحقیق حاضر ارائه الگوی مناسب تدوین و تالیف کتب فارسی دوره اول متوسطه بر اساس مولفه های خبرگی آموزشی و انتقادی از منظر متخصصان برنامه درسی و معلمان ذیربط می باشد. جامعه آماری شامل متخصصان برنامه درسی (118 نفر) و معلمان ادبیات فارسی دوره اول متوسطه استان مازندران (940 نفر) می باشند. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای است که براساس فرمول کوکران 272 نفر از معلمان و 92 نفر متخصص برنامه درسی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات برگرفته از الگوی مفهومی پژوهش براساس نظریه خبرگی آموزشی و انتقادی بوده لذا به صورت پرسشنامه محقق ساخته با مقیاس اسمی و طیف لیکرت تدوین گردید. پایایی ابزار براساس ضریب آلفای کرانباخ به میزان924/0 تأیید شده است. در روش تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و برای بررسی آزمون فرض ها از آزمون خی دو (X2) استفاده شده است. نتایج تحقیق حاضر دال بر آن است که متخصصان برنامه ریزی درسی و معلمان ذیربط در حد مطلوبی بکارگیری مؤلفه های برنامه درسی خبرگی آموزشی و انتقادی ارائه شده، در الگوی پیشنهادی را تأیید می کنند. با توجه به یافته های این تحقیق و بر اساس اینکه نظام آموزشی متمرکز ایران، که در آن کتاب های درسی از اساسی ترین منابع آموزشی در اختیار معلمان و دانش آموزان محسوب می شوند، به منظور تحقق اهداف برنامه درسی مبتنی بر مؤلفه های خبرگی آموزشی و انتقادی (قوام ساختاری و کفایت ارجاعی) محتوای این کتب درسی بر اساس الگوی پیشنهادی تدوین گردد.

مطالعه تطبیقی سرفصل برنامه درسی دوره کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی با تاکید بر آموزش ویژه در دانشگاه های امریکا و ایران

دوره 9، شماره 28، بهار 1394، صفحه 151-177

اسماعیل زارعی زوارکی، عیسی رضایی

چکیده هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی تجارب داخلی و بین الملی در خصوص برنامه درسی رشته تکنولوژی آموزشی با
تاکید بر آموزش ویژه و همچنین ارائه راهکارهای عملی برای طراحی برنامه درسی این رشته در ایران می باشد. این
پژوهش یک پیمایش تطبیقی است که مطابق با الگوی بردی انجام گرفته است. بر اساس این الگو ابتدا اطلاعات مورد
نیاز درباره دوره های کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه از منابع معتبر گردآوری، تفسیر و طبقه بندی
شده و در نهایت شباه تها و تفاوت ها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه، دانشگاه های ایالت متحده
امریکا است که از این میان نه دانشگاه شامل دانشگاه وایدنر، جرج میسون، جان هاپکینز، سیتون هال، آزوسا پاسیفیک،
لویسویل، وست چستر، و بولینگ گرین به دلیل ارائه دوره مشخص در زمینه تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه انتخاب
شد. نتایج پژوهش نشان داد با اینکه دانشگاه های مورد بررسی عناوین متفاوتی را برای رشته تکنولوژی آموزشی و آموزش
ویژه برگزیده اند ولی واحدهای درسی مختلف ارئه شده توسط آنها را می توان در چند عنوان خلاصه کرد این واحدها
عبارتند از: 1- روش های تحقیق در تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه 2- سنجش و ارزشیابی برنامه های آموزش ویژه
و فناوری های کمکی 3- طراحی و تکنولوژی آموزشی 4- یادگیری الکترونیکی 5-تکنولوژی کمکی 6- مبانی آموزش
برای افراد با نیازهای ویژه 7- سمینار یا مباحث جدید در تکنولوژی و آموزش ویژه و 8- مدیریت فناوری آموزشی و
کمکی در آموزش ویژه. بنابراین توصیه می شود تا در طراحی برنامه درسی رشته تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه به
این واحدها توجه ویژه شود.

بررسی مقایس های کیفیت برنامه درسی برخی دانشگا ههای دولتی بر مبنای دیدگاه اعضای هیأ تعلمی »

دوره 8، شماره 26، پاییز 1393، صفحه 173-196

اباصلت خراسانی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه کیفیت برنامه درسی ارائه شده در دانشگاه های دولتی ایران از دیدگاه اعضای هیات
علمی پرداخته است. این تحقیق از نوع توصیفی کاربردی و در زمر ةپژوه شزمینهی‌ابی می باشد. جامعه مورد مطالعه اعضاء
هیات علمی دانشگاه های صنعتی امیرکبیر، شهید بهشتی، سهند تبریز، صنعتی همدان، صنعتی شاهرود و کردستان
به تعداد 1605 نفر بودند که بر اساس روش طبقه ای نسبی نمونه ای برابر با 860 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. جامعة
دانشگا ههای دولتی ایران براساس دو عامل تقسیم بندی دانشگا هها در 3 گروه ) برخوردار – نیمه برخوردار – غیر
برخوردار ( و نیز تقسیم یندی صنعتی و غیر صنعتی دانشگاه ها، انتخاب گردیدند. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات به
ک‌م ک نر مافزار Excel , SPSS و پارامترهای آمار توصیفی و استنباطی این نتیجه حاصل شد که دانشگاه های برخوردار
در پژوهش از نظر ارزیابی اساتید خود دارای برنامه درسی با کیفیت بالاتری نسبت به دانشگاه های نیمه برخوردار و
غیربرخوردار دارا هستند؛ اما در ارزیابی اساتید گرایش به میانگین مشهود است که در تحلیل این امر نیز خلاء یک
سیستم ارزیابی مکانیزه و معیاری منسجم جهت ارزیابی بی طرفانه و دقیق درقالب یک استاندارد ملی مورد قبول همگان
و یا ایجاد واحد خبرگان در هر دانشگاه جهت ارزیابی کیفیت در همه ابعاد دانشگاهی بخصوص بعد برنامه درسی احساس
می شود