کلیدواژه‌ها = higher education
سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

طراحی الگوی پارادایمی مهارت های کلیدی نوآوری باز در اکوسیستم آموزش عالی ایران

دوره 19، شماره 71، زمستان 1404، صفحه 17-29

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.575412.3461

لیلی شیخی، رضا هویدا، لیلا مقتدایی

چکیده هدف: دانشگاه به‌عنوان موتور نوآوری، نقش کلیدی در پرورش نخبگان و توسعه علم نافع دارد. در محیط تکنولوژیکی امروز، نوآوری باز مزیت رقابتی دانشگاه‌ها را افزایش می‌دهد. این پژوهش با توجه به چالش‌های آموزش عالی ایران، الگوی پارادایمی مهارت‌های مورد نیاز برای توسعه نوآوری باز در دانشگاه‌ها را طراحی می‌کند.
روش: در این پژوهش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 11 صاحب‌نظر در حوزۀ نوآوری باز و آموزش عالی با نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری گردید. روایی ابزار از طریق اعتبار محتوایی و پایایی از طریق بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان تأمین شد. تحلیل متن مصاحبه‏ها با روش سیستماتیک (Struss & Corbin, 1990) صورت گرفت.
یافته‏ها: نتایج نشان داد که مهارت‌های مورد نیاز برای نوآوری باز در دو دستۀ سخت (دانش تخصصی، مدیریت دانش، مدیریت پروژه، و...) و نرم (خودآگاهی، مهارت ارتباطی، مذاکره، و...) قرار می‌گیرند. الگوی پارادایمی استخراج‌شده شامل سه مؤلفۀ اصلی شرایط، تعاملات و پیامدها بود.
نتیجه‏گیری: توسعه نوآوری باز مستلزم رویکردی چندبُعدی و پرورش هم‌زمان مهارت‌های سخت و نرم است. دانشگاه‌ها باید با برنامه‌هایآموزشی، ترویج فرهنگ نوآوری و گسترش شبکه‌های همکاری، اکوسیستم نوآورانه‌ای پویا ایجاد کنند.

آموزش از دور، آموزش مجازی و یادگیری الکترونیکی

تحلیل شایستگی‌های کلیدی مدرسان در عصر دیجیتال برای بهره‌گیری از هوش مصنوعی در نظام‌های آموزشی : یک مطالعه نظام‌مند

دوره 19، شماره 70، پاییز 1404، صفحه 99-113

https://doi.org/10.22034/jiera.2026.544025.3364

رحیم مرادی

چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نظام‌مند شایستگی‌های کلیدی مدرسان آموزش عالی در عصر دیجیتال برای بهره‌برداری مؤثر از هوش مصنوعی در نظام‌های آموزشی است.
روش: این مطالعه با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند و جستجوی هدفمند در پایگاه‌های داده معتبر بین‌المللی شامل Scopus، ScienceDirect، ProQuest، ERIC، Springer، Google Scholar و ResearchGate انجام شد. با استفاده از کلیدواژه‌هایی نظیر «هوش مصنوعی»، «شایستگی»، «مدرس» و «دیجیتال»، مجموعاً 438 منبع علمی منتشر شده بین سال‌های 2018 تا پایان سه‌ماهه اول 2024 شناسایی شد. پس از حذف مقالات تکراری (115 مورد) و بررسی عنوان و چکیده 323 مقاله باقی‌مانده، تعداد 268 مقاله به‌دلیل عدم انطباق با هدف پژوهش کنار گذاشته شد. در نهایت، 55 مقاله برای بررسی کامل انتخاب و از میان آن‌ها، 20 مقاله براساس معیارهای کیفی و تخصصی برای تحلیل نهایی گزینش گردید.
یافته‏ها: نتایج پژوهش نشان داد که شایستگی‌های هوش مصنوعی مورد نیاز مدرسان در عصر دیجیتال شامل پنج مؤلفه اصلی است: 1) ذهنیت هوش مصنوعی و آموزش (شامل زیرمؤلفه‌های درک مزایا و چالش‌ها، راهبردهای زمینه‌ای و مدیریت اثرات بلندمدت)، 2) اخلاق هوش مصنوعی (شامل زیرمؤلفه‌های اهمیت انسان، استفاده انسان‌محور و مهارت‌های اجتماعی)، 3) دانش پایه هوش مصنوعی (شامل زیرمؤلفه‌های سواد داده و الگوریتم، استفاده از تحلیل هوش مصنوعی و مدل‌های داده‌ای و کدنویسی)، 4) مه

آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

آموزش سبز در نظام آموزش عالی ایران: تحلیل اسناد راهبردی آموزشی

دوره 18، شماره 66، پاییز 1403، صفحه 107-121

https://doi.org/10.22034/jiera.2025.481465.3245

مریم حسینی لرگانی

چکیده از آنجا که اداره امور مربوط به تدوین ، بازنگری ، تغییر و تصویب برنامه های درسی در آموزش عالی ایران در طیفی بین رویکرد متمرکز تا رویکرد نیمه متمرکز پیروی می‌کند، از این رو فعالیت نظام‌های آموزشی به ویژه نظام آموزش عالی در راستای مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی از سیاست‌ها و آرمان‌های سطوح کلان و بالادستی تأثیر می‌پذیرد. بر این اساس این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه به اهداف و مفاهیم آموزش سبز در اسناد فرادستی اثرگذار بر آموزش عالی با بهره‌گیری از روش کیفی سندکاوی انجام شد. در این پژوهش چهارسند بالادستی بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت کشور با استفاده از تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضرنشان از این امر دارد که به مفاهیم آموزش سبز در اسناد فرادستی تا حد زیادی مورد توجه قرار گرفته است، اما در سطوح خرد میزان توجه به این موارد کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، توجه به آرمان‌ها و اهداف آموزش سبز در سطوح عملیاتی کمرنگ‌تر می‌گردد. از این‌رو، پیشنهاد این پژوهش، تأسیس و استقرار نهادی متشکل از متخصصان و صاحبنظران عرصه آموزش سبز به منظور تهیه و تدوین راهکارهای عملیاتی اجرای آرمان‌ها و سیاست‌های کلان در زمینه آموزش سبز است.

سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

شناسایی مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون

دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 5-20

https://doi.org/10.22034/jiera.2024.428084.3088

محبوبه عسکری باقرآبادی، هادی خان محمدی، رضا واعظی، داود حسین پور

چکیده هدف: نظام مدیریت آموزش عالی کشور همواره با مسائل متعددی روبرو بوده که به آسانی قادر به مقابله با تمامی آن‏ها نیست. ازاین‌رو شناخت ماهیت مسائل در این حوزه، جهت ارائه کردن بهترین شیوه‏ی مدیریت و حکمرانی، ضرورت دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع پژوهش‏های کیفی بود که در سال 1402 با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه‏‌ی پژوهش شامل اساتید و خبرگان دارای تحصیلات آکادمیک مدیریت دولتی، مدیران اجرایی شاغل در وزارت عتف و پژوهشگران و کارشناسان خبره آموزش عالی بود، که نمونه‏‌گیری با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند، صورت گرفت. جمع‌آوری اطلاعات تا اشباع نظری داده‏‌ها ادامه یافت و تعداد 15 مصاحبه‌‏ی فردی نیمه‏‌ساختاریافته انجام گرفت. جهت کدگذاری نیز از نرم‌‏افزار تحلیل داده‏‌های کیفی MAXQDA استفاده شد. یافته‏‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بحران هویت، کمّیت‏‌زدگی، تمرکزگرایی، پیچیدگی فرایندی و تنوع مراجع حکمرانی و قانون‌گذاری، ازجمله مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور می‏باشند. نتیجه‏‌گیری: درنتیجه توجه عمیق به هریک از این مسائل از سوی مدیران نظام آموزش عالی کشور می‌‏تواند منجر به توسعۀ پایدار کشور، ارتقای کیفیت ارائۀ خدمات و کاهش هزینه‏‌های مربوط، افزایش شفافیت فرایندها و غیره گردد و به‌تبع آن چارچوب‏ حکمرانی مناسب، جهت مواجهه با این‏گونه مسائل از جانب آن‏ها به کار گرفته شود.  

آموزش مبتنی بر نیاز های جامعه

آسیب‌شناسی مسئولیت اجتماعی در پژوهش‌های محلی و منطقه‌ای اعضای هیئت علمی

دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 93-114

https://doi.org/10.22034/jiera.2024.435484.3113

مژگان خوشنام

چکیده هدف: تحلیل آسیب‏‌شناسانه‏‌ی مسئولیت‏ اجتماعی اعضای هیئت‌علمی در حوزه‌‏ی پژوهشی و ارائه‏ی راهکارهای افزایش تناسب میان برون‌دادهای پژوهشی با نیازهای محلی و منطق‌ه‏ای. روش: انجام مصاحبه‌‏های نیمه‏‌ساختاریافته با 12 عضو هیئت‌علمی دانشگاه‌‏های شیراز، ایلام و یزد. روش نمونه‏‌گیری، نمونه‌‏گیری نظری بوده است. گردآوری داده‌‏ها تا اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل داده‏‌ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده است. یافته‏‌ها: عوامل درون نهادی شامل مصلحت‌‏اندیشی پژوهشی، عدم باور به کارکرد حل مسئله، حمایت ناکافی آیین‏‌نامه‌‏های ارتقا و ترفیع از مسئولیت اجتماعی، کمّی‏‌گرایی و مقاله‌‏محوری، سرانه پژوهشی حداقلی و عوامل برون‌‏نهادی شامل پژوهش‏های بی‏‌مشتری، عدم استقبال از پژوهش‏های مبتنی بر نیاز، لابی‌گری پژوهشی، نبود نهادهای بینابینی، ضعف اعتماد متقابل دانشگاه و جامعه، لوکس و حاشیه‏ای بودن پژوهش، عدم‌جامعیت در اسناد بالادستی، عدم شایسته‏سالاری در انتصابات، رفتار غیرحرفه‏ای کارفرما، عدم اعتماد صنعت به توان داخلی، تمرکزگرایی، عدم مرجعیت دانشگاه در حل مسائل جامعه و بانک اطلاعاتی ناقص. نتیجه‏‌گیری: با تأمین بودجه و تزریق اعتبارات مالی، ایجاد میزهای مشترک دائمی و اجتماعات علمی متشکل از پژوهشگران بومی و سیاست‌گذاران، تجدیدنظر در سیاست‏های ترفیع و تشویق اعضای هیئت‌علمی، بازبینی در فهم از علم و جهان بومی‏‌سازی، تقویت گروه‌های پژوهشی بین‌‏رشته‏ای، ماموریت‏گرایی دانشگاه‏‌ها، شایسته‏‌سالاری در انتصابات مدیران و نظارت قوی و جلوگیری از زدوبندهای پژوهشی می‏‌توان پایبندی به مسئولیت اجتماعی پژوهشی اعضای هیئت‌علمی را در راستای پاسخ‏گویی به نیازها و چالش‏های محلی و منطق‌ه‏ای به سطح مطلوبی افزایش داد.

شناسایی شاخص‌های مرجعیت آفرین رشته‌های علوم‌ انسانی در آموزش عالی

دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 66-85

https://doi.org/10.22034/jiera.2024.409855.3027

نیلوفر مظفری، مجتبی حاجیان حیدری، هادی خان محمدی

چکیده هدف: در حوزه آموزش عالی، مرجعیت علمی رشته‌های دانشگاهی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی فضای تحصیلی، جذب دانشجویان مستعد و ارتقای دانش دارد. شناخت و ارزیابی مرجعیت علمی حوزه‌های دانشگاهی هم برای دانشگاه‌ها و هم برای افرادی که به دنبال تصمیم‌گیری آگاهانه در زمینه تحقیق، آموزش و مشاوره هستند  ضروری است. پژوهش حاضر مطالعه‌ای کیفی با هدف شناسایی شاخص‌های مرجعیت علمی ‌در رشته‌های دانشگاهی آموزش عالی در دانشگاه علامه طباطبایی به‌عنوان یکی از ارکان آموزش عالی است.
روش: با استفاده از روش نمونه‌برداری هدفمند گلوله برفی مصاحبه‌های عمیقی با 30 عضو هیئت‌علمی دانشگاه در رشته‌های مختلف صورت گرفت. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از روش تحقیق تحلیل موضوعی و نرم‌افزار مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش مجموعه‌ای از شاخص‌های کلیدی را نشان داد که به ایجاد و به رسمیت شناختن مرجعیت علمی در حوزه‌های دانشگاهی کمک می‌کند. این شاخص‌ها شامل خروجی‌های تحقیقاتی، همکاری‌های بین‌رشته‌ای، بودجه و منابع، تخصص هیئت‌علمی و شناخت بین‌المللی است.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با ارائه بینشی در مورد عواملی که به اعتبار علمی کمک می‌کند، راهنمایی‌های ارزشمندی برای سایر دانشگاه‌ها ارائه می‌دهد که هدف آن ارتقای جایگاه علمی و جایگاه خود به‌عنوان دانشگاه‌های پیشرو در حوزه‌های مربوطه است.

برنامه درسی ارتباط‌ساز بستری ‌نو در اقلیم آموزش عالی؛ اهداف و راهبردها

دوره 17، شماره 60، بهار 1402، صفحه 5-17

https://doi.org/10.22034/jiera.2023.385047.2912

ام البنین کشاورز رودکی، کورش فتحی واجارگاه، سیده مریم حسینی لرگانی، غلامرضا یادگارزاده

چکیده کارکرد آموزش در انتقال دانش و کارکرد پژوهش در تولید و گسترش دانش، آموزش عالی را در دستیابی به اهداف یاری می‌رسانند و برنامه درسی مهمترین عنصر تاثیرگذار بر این کارکردها به شمار می‌رود. از اینرو هدف این پژوهش تبیین اهداف و راهبردهای برنامه درسی ارتباط‌ساز به‌عنوان بستری‌نو در اقلیم آموزش عالی بوده است. طرح پژوهش از نوع کیفی و با روش داده ‌بنیاد با جامعه آماری شامل متخصصان و صاحب‌نظران کلیدی برنامه‌ درسی آموزش عالی دانشگاه‌های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، امیرکبیر و الزهرا بوده‌ که 13 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظری با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند به‌عنوان نمونه انتخاب شده و در سال 1401 به اجرا در آمده است. جهت گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده و سپس داده‌های جمع‌آوری ‌شده با استفاده از رویکرد گلیزری و مقایسۀ مستمر در فرایند کدگذاری باز، انتخابی و نظری مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفته و نتایج آن به ظهور اهداف و راهبردهای برنامه با 14 مقوله اصلی، 40 مقوله فرعی و110 مفهوم، پیرامون مقوله‌محوری با عنوان "پیوند آموزش و پژوهش" منجر شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که اهداف برنامه درسی ارتباط‌ساز چشم‌اندازی خواهد بود تا این نوع از برنامه‌ درسی با ایجاد پیوند بین آموزش و پژوهش و با عنایت به راهبردهای استخراج شده، در جهت نائل شدن به اهداف حرکت کند. نتیجه پژوهش نشان داد که ارتباط بین آموزش و پژوهش در برنامه درسی ارتباط‌ساز در نهایت به بالندگی دانشگاه، توسعه‌یافتگی کشور در ابعاد مختلف و تولید علم راه‌حل‌گرا منجر خواهد شد.

تدوین الگوی دانشگاه سبز پایدار برای آموزش عالی

دوره 16، شماره 57، تابستان 1401، صفحه 105-118

سکینه جعفری

چکیده هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی دانشگاه سبز پایدار برای آموزش عالی بود که با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام‌ شد. جامعه آماری، متخصصان و اساتید دانشگاه‌های سراسری کشور در حوزه دانشگاه سبز در سال 1400 بودند که 10 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نمیه‌ساختاریافته و بررسی اسناد موجود در این زمینه بود. داده‌های به دست آمده با استفاده از روش بازخورد مشارکت کننده اعتباریابی شدند و روایی داده‌ها با استفاده از معیار کیفیت (مؤثق بودن) سنجیده و مورد تأیید قرار گرفت. داده‌ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. نتیجۀ تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 174 مضمون پایه، 40 مضمون سازمان‌دهنده در زمینۀ دانشگاه سبز پایدار گردید که در قالب 7 مضمون فراگیر به شرح 1. مدیریت منابع سبز پایدار، 2. مدیریت سبز پایدار دانشگاه، 3. امور آموزشی سبز پایدار، 4. امور سبز پژوهشی پایدار، 5. نظام مدیریت زیست‌محیطی فضای دانشگاه، 6. مدیریت منابع انسانی سبز پایدار، 7. فرهنگ‌سازی سبز پایدار سازمان‌دهی شدند. در نهایت با استفاده از یافته‌های پژوهش، مدلی تحت عنوان دانشگاه سبز پایدار برای آموزش عالی ارائه گردید. امید می‌رود الگوی تدوین شده به توسعه آموزش عالی در جهت سبز شدن دانشگاه‌ها و پایداری اقتدار علمی کشور کمک کند.

طراحی و اعتباریابی الگوی کارآفرینی اجتماعی نظام آموزش عالی ایران

دوره 15، شماره 54، پاییز 1400، صفحه 33-50

دانیال داوودی راد، عباس عباس پور، محمدرضا میگون‌پوری

چکیده کارآفرینی اجتماعی، راهبردی اساسی برای توسعه پایدار است؛ آموزش عالی نیز، آبشخور تحولات بنیادین در نهادینه‌سازی کارآفرینی اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی الگوی کارآفرینی اجتماعی برای نظام آموزش عالی ایران بود. پژوهش حاضر از طریق روش تحقیق ترکیبی انجام شد. در بخش کیفی پژوهش، از طریق نمونه‌گیری هدفمند، با 15 نفر از صاحب‌نظران آموزش عالی مصاحبه به عمل آمد. بر این اساس، پرسشنامه‌ای ساخته شد. در بخش کمی پژوهش نیز، از طریق نمونه‌گیری تصادفی، 384 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران انتخاب و پرسشنامه روی آنها اجرا شد. داده‌های پژوهش، در بخش کیفی، با روش نظریه‌ زمینه‌ای؛ و در بخش کمی، از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد، عوامل زیرساختی، طراحان و متخصصان برنامه‌ریزی درسی، دانشجو، استاد، عدم آینده‌پژوهی کارآفرینی، اقتصادی، سیاست‌های آموزش عالی، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی، مدیریت آموزش عالی، عوامل فرهنگی، اجتماعی و برنامه‌های درسی و کیفیت ناکارآمد، عوامل کارآفرینی اجتماعی نظام آموزش عالی ایران هستند. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، پدیده کارآفرینی اجتماعی در آموزش عالی، به نام عاملیت وجودی شناسایی شد.

نقش میانجی عدالت سازمانی در ارتباط بین رهبری تحول‏آفرین و جانشین‏پروری در آموزش عالی

دوره 14، شماره 51، زمستان 1399، صفحه 119-136

آیت سعادت طلب، احمد فتح اللهی کوچه، حسین کریمی تبار

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی عدالت سازمانی در ارتباط بین رهبری تحول‏آفرین و جانشین‏پروری در آموزش عالی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مدیران (تعداد 200 نفر) دانشگاه خوارزمی بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده تعداد ۱۲۰ نفر به‏عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏های پژوهش از سه ابزار پرسشنامه جانشین‏پروری (کیم، 2006)، رهبری تحول‏آفرین بأس و اولیو (2004) و عدالت سازمانی (نیهوف و مورمن، 1993) استفاده شد. تجزیه‏وتحلیل داده‏ها نیز با روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل مفهومی پژوهش با داده‏های تجربی برازش دارد و عدالت سازمانی نقش میانجی را در ارتباط بین رهبری تحول‏آفرین با جانشین‏پروری دارد. بر این اساس رابطه متغیر رهبری تحول‏آفرین با جانشین‏پروری از طریق عدالت سازمانی مورد تأیید قرار گرفت. بدین شرح که متغیر عدالت سازمانی نقش میانجی را در رابطه بین رهبری تحول‏آفرین با جانشین‏پروری نشان داد. همچنین متغیر پیش‏بین رهبری تحول‏آفرین اثر مستقیم و مثبت بر جانشین‏پروری مدیران داشت. بر اساس نتایج پژوهش می‏توان نتیجه گرفت که عدالت سازمانی در دانشگاه نقش تسهیل‏کننده را در توسعه برنامه‏های جانشین‏پروری دارد. بدین معنی که رهبری تحول‏آفرین در دانشگاه، از طریق عدالت سازمانی در ارتقاء و توسعه فرایند جانشین‏پروری تأثیرگذار است.

اثربخشی طراحی آموزشی مبتنی بر تئوری حداقلی بر یادگیری و یادداری دانشجویان

دوره 14، شماره 50، پاییز 1399، صفحه 127-142

احسان طوفانی نژاد، هاشم فردانش

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه حداقلی بر یادگیری و یادداری در درس‏ فناوری اطلاعات بود. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش‏آزمون و پس‏آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری دانشجویان مقطع کارشناسی در رشته روان‏شناسی که در دانشکده روان‏شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بود که با روش نمونه‏گیری در دسترس دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل انتخاب شدند. گروه آزمایش، به مدت 6 جلسه ۲ ساعته آموزش را بر اساس طرح درس مبتنی بر نظریه حداقلی گذراندند و گروه کنترل آموزش را به روش رایج دیدند. ابزار اندازه‏گیری یادگیری و یادداری دو آزمون محقق‏ساخته بود. به‏منظور تحلیل داده‏ها از آزمون آماری تی گروه‏های مستقل به همراه آزمون لوین برای همسانی و ناهمسانی واریانس‏ها استفاده شد. نتایج نشان داد که روش‏های طراحی‏شده مبتنی بر رویکرد حداقلی بر کیزان یادگیری و یادداری دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری دارد (۰۵/۰< p).

طراحی الگویی جهت ارزیابی کیفیت مبتنی بر توسعه کارآفرینی دانشگاهی

دوره 14، شماره 50، پاییز 1399، صفحه 163-189

فاطمه شعبانی زنگنه، سید رسول حسینی، محمود صفری

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگویی جهت ارزیابی کیفیت مبتنی بر توسعه‏ی کارآفرینی دانشگاهی بود. برای انجام این پژوهش از روش آمیخته (کیفی/نظریه برخاسته از داده‏ها «داده بنیاد» و کمی/توصیفی- همبستگی) استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان حوزه‏ کارآفرینی بودند که با روش گلوله برفی انتخاب و با ابزار مصاحبه‏ی عمیق تا رسیدن به حد اشباع نظری در گردآوری داده‏ها مشارکت داشتند. جامعه‏ی آماری بخش کمی شامل اساتید و صاحب‏نظران حوزه کارآفرینی در دانشگاه‏های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری مشخص و 113 پرسشنامه‏ی محقق‏ساخته جهت گردآوری داده‏ها، توزیع گردید. روایی و پایایی پژوهش در بخش کمی و کیفی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده‏های بخش کیفی از روش کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و گزینشی)؛ و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد؛ ارزیابی کیفیت در دانشگاه‏ها می‏تواند در دودسته عوامل درونی شامل (محتوای آموزشی، رهبری کارآفرینانه، منابع انسانی، عدالت آموزشی، کیفیت ارزشیابی، بازخورد از عملکرد، کیفیت فناوری اطلاعات، کیفیت فضای کالبدی) و عوامل بیرونی شامل (عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل جغرافیایی) موردبررسی قرار گرفته و تأثیرگذار باشد. همچنین ارزیابی کیفیت دانشگاه‏ها در راستای توسعه‏ی کارآفرینی دانشگاهی پیامدهایی چون (تجاری‏سازی، پاسخگویی، توسعه‏ی مهارت‏های کارآفرینانه، خلق ارزش و توسعه‏ی اقتصادی) به همراه دارد.

تحلیل انتقادی عوامل برون دانشگاهی موثر بر رتبه جهانی دانشگاه‌های ایران

دوره 14، شماره 49، تابستان 1399، صفحه 91-109

عاطفه ریگی، نعمت اله عزیزی، عبدالوهاب پورقاز

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی چالش‌های بیرونی نظام آموزش عالی ایران بر اساس رتبه‏بندی‏های جهانی بود. رویکرد پژوهش کیفی بوده که از روش تحلیل گفتمان انتقادی روث وداک بهره گرفته است. مشارکت‏کنندگان در پژوهش، 16 نفر از صاحب‏نظران در مؤسسات پژوهشی و دانشگاهی مستقر در تهران بودند که به‏صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه‏گیری گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده در پژوهش، مصاحبه نیمه‏ساختاریافته و همچنین تحلیل محتوای سخنرانی‏های صاحب‏نظران منتخب بود. برای اعتبار‏سنجی داده‏ها در پژوهش حاضر از دو روش بازبینی مشارکت‏کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت‏کننده در پژوهش استفاده شد. به‏منظور تجزیه‏وتحلیل داده‏ها نیز از دو روش تحلیل موضوعی و روش تحلیل متون گفتاری استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد چالش‌های سیاست‏گذاری (تنوع و عدم هماهنگی در سیاست‌های نهادهای تعیین‏کننده خط‏مشی‏های آموزش عالی، کم‏توجهی به تعیین رسالت‌ها در سیاست‏گذاری، تخصصی نبودن و استفاده نکردن از نتایج پژوهش در فرآیند سیاست‌گذاری‌ها)‏، چالش‌های اقتصادی (کم‏توجهی به درآمدزایی دانشگاه‌ها در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور، کم‌توجهی به اقتصاد دانش‌بنیان به‌منظور توسعه اقتصادی کشور) و چالش‌های فرهنگی-اجتماعی (کم‌اهمیت بودن علم در جامعه ایران، کم‌توجهی به تربیت شهروند جهانی و توجه ویژه به «ما» محلی)، ازجمله چالش‌های محیط بیرونی نظام آموزش عالی بودند که منجر به ضعف رتبه دانشگاه‌های کشور در رتبه‏بندی‏های جهانی شده‏اند. در این راستا، راهبردهایی به‌منظور بهبود رتبه دانشگاه‌های ایران در رتبه‌بندی‌های جهانی ارائه شد.

ارائه الگو برای رهبری اصیل در استادان با رویکرد انسان‏گرایی در سازمان‏های آموزش عالی

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 137-158

مهشید دارابیگی، پریسا ایران نژاد، رمضان جهانیان، مژگان عبدالهی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگو رهبری اصیل استادان با رویکرد انسان‏گرایی در سازمان‏های آموزش عالی در سال تحصیلی 99-1398، انجام پذیرفت. روش پژوهش ازنظر هدف، کاربردی؛ ازنظر شیوه جمع‏آوری داده‏ها، توصیفی-پیمایشی و ازنظر نوع داده‏ها، ترکیبی از نوع اکتشافی بود. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، خبرگان جامعۀ علمی دانشگاهی و مسئولین دانشگاهی بودند که با استفاده از اصل اشباع نظری و نمونه‏گیری هدفمند، تعداد 20 نفر برای این بخش انتخاب شدند. جامعۀ آماری بخش کمی ، اعضای هیئت‏علمی دانشگاه‏ علوم پزشکی ایران به تعداد 951 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای و نسبتی از طریق فرمول کوکران، تعداد 275 نفر به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده‏ها از طریق مرور مبانی نظری، مصاحبه عمیق و پرسشنامه‏های محقق‌ساخته انجام پذیرفت. روایی و پایایی ابزار، همگی مورد تأیید قرار گرفت. روش تحلیل داده‌ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه‏پردازی داده بنیاد بود. در بخش کمی، از آزمون‏هایی همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل عاملی اکتشافی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که مؤلفه‏های تشکیل‏دهنده رهبری اصیل با رویکرد انسان‏گرایی در سازمان‏های آموزش عالی شامل، مؤلفه‏های خودآگاهی، پردازش متعادل اطلاعات، شفافیت در روابط، عدالت درون‏سازمانی، فرهنگ‏سازمانی، حمایت سازمانی، رفتار شهروند سازمانی، اعتماد درون‏سازمانی، راهبرد مدیریتی و توانمندسازی خود شکوفایی، خودپنداره مثبت، روابط میان فردی، همدلی، اصالت، احترام، استدلال و خردگرایی، اشتیاق شغلی و اعتمادبه‏نفس بود. الگوی ارائه‏شده در پژوهش حاضر از برازش مطلوبی برخوردار بود.

بهینه کاوی (بنچ مارکینگ) وکاربردهای آن درآموزش عالی مطالعه دانشگاههای منتخب ایران

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 193-205

محسن کمالی، پرویز ساکتی، محمد حسین پور، مقصود فراستخواه

چکیده هدف کلی از این مقاله ارزشیابی سیستم اطلاعات مدیریت در آموزش عالی ایران با استفاده از رویکرد بهینه کاوی است. با کاربرد این روش سیستم اطلاعات مدیریت چهار دانشگاه منتخب (اصفهان، تهران، شیراز و اهواز) با یکدیگر مقایسه شدند. جامعه آماری موردمطالعه با روش نمونه‌گیری خوشه‏ای 1511 نفر دانشجو، 1038 نفر استاد، 518 نفر مدیر و 1158 نفر از کارمندان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق‌ساخته متشکل از ابعاد سیستم اطلاعات مدیریت بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن بین گروه‌های مخاطب توزیع و با استفاده از روش‌های آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه، داده‏های به‌دست‌آمده تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانشگاه اصفهان با دارا بودن بالاترین میانگین در تمامی ابعاد نسبت به سایر دانشگاه‌ها بهترین وضعیت را داشت.

تدوین و اعتباریابی الگوی یادگیری سیّار مبتنی بر شبکه های اجتماعی در آموزش عالی ایران

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 207-224

نیلوفر اکبرزاده، کامران محمدخانی، محمود ابوالقاسمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی الگویی برای یادگیری سیّار مبتنی بر شبکه‏های اجتماعی در آموزش عالی ایران در سال تحصیلی 99-1398 بود. روش پژوهش در این مقاله از نوع آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بود. ابتدا بر اساس روش کیفی و مشخصاً بر مبنای انجام مصاحبه با خبرگان موضوع، به استخراج ابعاد، مؤلفه‏ها و شاخص‌های مفهوم یادگیری سیّار پرداخته‌شده و سپس در مرحله کمّی، بر اساس روش پیمایشی و با تدوین پرسشنامه برگرفته از شاخص‌های مرحله کیفی و پس از پیاده‌سازی یک دوره یادگیری درس «مبانی آماری» مبتنی بر شبکه اجتماعی WhatsApp، از 300 نفر از شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‏ای مرحله‏ای انتخاب شدند که در این دوره پیمایش مبتنی بر پرسشنامه مذکور انجام گرفت و بر اساس داده‏های آن -که 281 پرسشنامه معتبر بود- به اعتباریابی و بررسی ساختار عاملی الگوی یادگیری سیّار در آموزش عالی پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی متخصصان دانشگاهی و کارشناسان تکنولوژی آموزشی که از این جامعه نمونه‏ای به حجم 15 نفر به استناد پژوهش‏های معتبر پیشین با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند و در بخش کمّی دانشجویان دانشگاه‌های دولتی و آزادشهر تهران بود. تحلیل داده‏ها در بخش کیفی بر اساس تحلیل محتوی موضوعی و در بخش کمّی بر اساس تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی بود. یافته‏های پژوهش در بخش کیفی نشان داد که الگوی یادگیری سیّار دارای 4 بعُد و 24 مؤلفه است. این ابعاد شامل بعُدِ «فراگیر یا یادگیرنده»، «تعامل و ارتباط»، «ابزار و تکنولوژی» و «زیرساخت» می‏باشند. یافته‏های بخش کمّی نیز نشان دادند که در تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، بارهای عاملیِ همه شاخص‌ها بالاتر از 3/0 بود و شاخص‌های نیکویی برازش الگو نیز، برازش مناسبی را نشان می‏داد. همچنین شاخص‌ها، پایایی (میزان آلفای کرونباخ) مناسبی در الگوی مذکور داشتند. نتایج یافته‏های پژوهش حاضر نشان داد که عدم تمایل دانشجویان در استفاده از دستگاه‏های سیار، کاربرد آن در راستای اهداف آموزشی و دانشگاهی به دلیل عدم آگاهی از مزایای یادگیری سیار است و دلیل دیگر مقاومت آن‌ها نسبت به این سیستم، ترس از امکان برقراری کامل تعامل طرفین به دلیل عدم توانایی در ارتباطات چهره به چهره است

شناسایی و رتبه بندی معیارهای ارزیابی عملکرد رقابتی دانشگاه ها با استفاده از تکنینک های تصمیم گیری چند معیاره

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 609-636

بدری عباسی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی معیارهای های ارزیابی عملکرد رقابتی دانشگاه با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره است. مطالعه حاضر توصیفی بوده و جامعه تحقیق را 15 نفر از مطلعین حوزه آموزش عالی و سیاست گذاری علم و فناوری تشکیل می دهند. روش گرد آوری داده ها کتابخانه ای و ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 6 معیار و53 زیر معیار بر اساس مرور جامع بر ادبیات مرتبط شاخص های ارزیابی عملکرد دانشگاه بوده است. شناسایی، رتبه بندی و اعتبار یابی ابزار با استفاده از تکنینک AHP و TOPSIS نشان دادکه در شاخص های ارزیابی عملکرد رقابتی دانشگاه معیار های تدوین استراتژی های رقابتی، مدیریت و رهبری دانشگاه و ارتباط با ذینفعان آموزش عالی به ترتیب رتبه های اول تا سوم به خود اختصاص می دهند. در نهایت پیشنهاد می گردد سیاست گذاران آموزش عالی، در برنامه ریزی تدوین شاخص های عملکرد دانشگاه منشوری چند وجهی از شاخص های عملکرد رقابتی پیشنهادی تحقیق حاضر تعیین کرده و در جلسات مستمر و منظم، فرهنگ رقابتی را در هرم مدیریتی اموزش عالی نهادی سازند.

شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی؛ مورد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 25-39

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83762

جواد مقدسی، کامران محمدخانی، امیرحسین محمدداودی

چکیده توسعه کارکنان به شناسایی و نیازسنجی ابعاد و مؤلفه‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه روش‌های توسعه نیز در موفقیت این برنامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1395 (3812 N=) و حجم نمونه 203 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید که به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 استفاده شد. داده­ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی اکتشافی» تحلیل گردید. یافته­ها نشان داد پنج روش در توسعه کارکنان مؤثر بوده و شامل: درون­دانشگاهی، برون­دانشگاهی، رسمی، غیررسمی و روش گروهی است و درمجموع 625/67 از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به روش غیررسمی (02/18) و کمترین آن مربوط به روش رسمی (92/10) بود. به نظر می­رسد مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی لازم است به‌منظور توسعه کارکنان از روش‌های مختلف استفاده نمایند.

تبیین و طراحی الگوی پویندگی و تحرک نظام آموزش عالی: رویکرد داده بنیاد

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 165-183

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83770

سید علی مدنی، الهام کاویانی، بهمن سعیدی پور، سوسن لایی

چکیده پژوهش حاضر، با هدف تبیین مدل پویندگی و تحرک نظام آموزش عالی صورت گرفت. روش پژوهش، کیفی و با به‌کارگیری روش تحقیق داده بنیاد بود. به‌منظور گردآوری اطلاعات و با به‌کارگیری روش نمونه‌گیری هدفمند، با 18 نفر از خبرگان آشنا به مباحث آموزش عالی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تجزیه‌وتحلیل داده در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. نتایج 390 کد یا مفهوم اولیه از مصاحبه‌ها و 40 مفهوم و 23 مقوله را در قالب مدل پارادایمی شامل توسعه ظرفیت­ها و قابلیت­های چندگانه آموزش عالی به‌عنوان مقوله محوری و شرایط علی (کادر هیات علمی مجرب، تنوع برنامه­های آموزشی و پژوهشی، گسترش پژوهش­های کاربردی، ظرفیت آموزش ترکیبی، تعامل دانشگاه با صنایع، برنامه درسی انعطاف‌پذیر و کاربردی)، عوامل زمینه‏ای (امکانات آموزشی متعدد، انگیزه اساتید، جذب دانشجو در تمامی مقاطع، ارتباطات مناسب اجتماعی، توسعه سامانه­های آنلاین)، شرایط مداخله‏گر (جذب و ارتقاء، توانمندسازی دانشجویان، سیاست­های توسعه­ای، تصویر مناسب از دانشگاه‌ها)، راهبردها (دانشجویان خارجی، توانمندسازی منابع انسانی، ظرفیت­های آموزشی جدید) و عوامل پس‏آیندی (در سطوح فردی-سازمانی) مطرح ساخت.

الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه خبرگان

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 7-24

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.78680

محمد مجتبی زاده، عباس عباس پور، حسن ملکی، مقصود فراست خواه

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت، متناسب با مختصات بافتی نظام آموزش عالی ایران بود. در این پژوهش، روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه­ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزش عالی بودند، که 36 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند جهت مصاحبه نیمه­ساختارمند انتخاب شد. در مرحله اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله عمده طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری محوری، در قالب کدگذاری نظری، 25 مقوله نظری تعیین شد. سپس، برحسب ویژگی‌های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله گفتمان کیفیت، بیم و امید، به‌عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد. از نظر خبرگان آموزش عالی، چالش‌های موجود کیفیت دانشگاهی در ایران ناشی از چالش‌ گفتمان بود، و نه چالش شکلی و ماهوی؛ و حتی معرفت­شناختی. با توجه به درک و تفسیر خبرگان، کیفیت دارای دو بعد بیم و امید بود. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، بینش دوگانه و تقابل­گرایانه­ای از گفتمان کیفیت به نام­های گفتمان کیفیت نظارتی به‌عنوان بیم و گفتمان کیفیت مشارکتی به‌منزله‌ی امید در دانشگاه‌های کشور گونه‌شناسی و طبقه‌بندی شد. همچنین، الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر، داری مفهومی پیچیده و چندبعدی بود. این الگو در صورتی کارکرد مثبت خواهد داشت، که بسان یک کلیت واحد به تمامی ابعاد آن به طور یکسان توجه شود.

تحلیلی بر موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 97-120

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.84468

محمدرحیم جعفرزاده، اکبر باشکوه

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزشی در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران بوده است. روش پژوهش حاضر از لحاظ روش جمع­آوری داده‌ها، پیمایشی و از لحاظ ماهیت، توصیفی از نوع ارزشیابی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان و اساتید مراکز آموزش عالی الکترونیکی ایران در سال تحصیلی 96- 1395 بوده است. از این تعداد، 741 نفر به‌عنوان نمونه آماری تعیین و به روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب و داده‌های پژوهش جمع‌آوری گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. اعتبار پرسشنامه هم بر اساس آلفای کرونباخ و هم بر اساس ضریب همبستگی درونی با استفاده از نرم­افزار ایموس و روش تحلیل عاملی تأییدی، تأیید گردیده است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 867/0 به دست آمده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که وضعیت موانع استفاده از ابزارهای آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران به طور معناداری مطلوب است. بااین‌حال، نگرش مثبت به استفاده از فن‌آوری، ترجیح استفاده از فن‌آوری در برقراری ارتباط و احساس آرامش و راحتی در استفاده از فن‌آوری از مهم‌ترین موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش الکترونیکی ایران بود.

بررسی تطبیقی تأثیر توسعه آموزشی بر توسعه ایران و کشورهای منتخب

دوره 11، شماره 38، پاییز 1396، صفحه 81-136

https://doi.org/10.22034/jiera.2017.59730

محمدجواد بربری، حسین راغفر، عبدالحسین کلانتری، غلامرضا غفاری

چکیده در این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر آموزش بر توسعه، در بازه زمانی 2015-1980 در ایران و 11 کشور منتخب، اثر متغیرهای آموزشی (نرخ باسوادی، تعداد دانشجویان و هزینه آموزش عالی) بر روی توسعه مورد تحلیل قرار گرفته و با استفاده از تحلیل طولی و پانل دیتا، مدل موردنظر برازش داده شده است. مطابق یافته­های پژوهش از طریق تحلیل داده‌ها توسط نرم‌افزار R و روش تحلیل واریانس در شاخص‌های آموزش و توسعه اختلاف معناداری مشاهده شد. بر اساس مدل پانلی برازش داده شده بیشترین تأثیر را آموزش عمومی (نرخ سواد) و پس‌ازآن شاخص هزینه­های دولت در آموزش عالی بر توسعه داشتند. کشورهای انگلستان، ایالات‌متحده و ژاپن که دارای سابقه بیش­تری در امر توسعه آموزشی هستند، ازنظر شاخص­های توسعه هم در وضعیت بالاتری قرار داشتند. ضرایب تأثیرگذاری شاخص‌های آموزشی بر توسعه در زمینه آموزش­های عمومی بیانگر این بود که کوچک‌ترین تغییر در سطح سواد اثر بیش­تری روی شاخص توسعه در کشورهای توسعه یافته دارد؛ اما با توجه به پایین بودن نسبی سطح سواد در کشورهایی نظیر ایران، هند و مصر هنوز فضای زیادی برای سیاست­گذاری در آموزش عمومی جهت تأثیرگذاری بر توسعه وجود دارد. کشورهایی که دارای رشد شتابان و معاصر در توسعه آموزشی هستند (کره جنوبی، چین، ترکیه و برزیل) در میانه این دو طیف قرار داشتند. ازنظر تأثیرگذاری آموزش عالی بر توسعه، ضرایب کشورهای کمتر توسعه یافته اغلب بیشتر از کشورهای توسعه یافته بود. کشور ایران علیرغم اینکه در دوره مذکور با رشد فزاینده تعداد دانشجویان مواجه بود، شاخص توسعه از رشد مناسبی برخوردار نبود و ضرایب مربوط به شاخص آموزش عالی در مقدار پایین­تری نسبت به آنچه انتظار می­رود قرار گرفته بود. این بدین معنا است که علیرغم گسترش آموزش عالی دیگر عوامل منجر به توسعه در کشور فراهم نبوده و امکان پر کردن شکاف علمی و فنآورانه به وجود نیامده است.

نقش متغیرهای آموزشی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی

دوره 10، شماره 33، تابستان 1395، صفحه 73-84

نورعلی فرخی

چکیده پژوهش حاضر باهدف نقش متغیرهای آموزشی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی انجام شده است. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع علّی - مقایسه‌ای و به لحاظ رویکرد از نوع کلّی است. بر اساس متغیر های شیوه‌ی گزینش (آموزش و پژوهش محور) و کارشناسی مورد پژوهش (مرتبط و غیر مرتبط) دو گروهی و براساس دوره‌های تحصیلی (روزانه، شبانه و نیمه‌حضوری) و ترم تحصیلی (اول، دوم و سوم) سه گروهی است. جمعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد دوره‌های روزانه، شبانه و نیمه‌حضوری رشته‌های روان‌شناسی و مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی بودند که در سال تحصیلی 90-89 به تحصیل اشتغال داشتند. برای توصیف از شاخص های توصیفی، میانگین، انحراف معیار و خط استاندارد برآورد مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد t میانگین و برای استنباط آماری با توجه به فرضیه‌های تحقیق از آزمون نقش متغیرهای آموزشی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی استفاده شد. نتایج نشان داد اگر چه بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دوره روزانه، شبانه و نیمه‌حضوری تفاوت معنی‌دار به دست نیامده است، امّا میانگین عملکرد تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد روزانه در مقایسه با دانشجویان شبانه و نیمه‌حضوری بالاتر و عملکرد تحصیلی نیمه‌حضوری بالاتر از شبانه بود.

چالش‌ آموزش علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران: یک مطالعه‌ی کیفی

دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 234-273

جواد حاتمی

چکیده هدف این پژوهش، کشف و شناسایی چالش­ها و مشکلات موجود در فرایند آموزش رشته­های علوم انسانی در دانشگاه­های ایران می­باشد. این پژوهش از حیث معرفت‌شناختی و روش‌شناختی، دارای رویکردی کیفی است. برای جمع­آوری داده­ها از مصاحبه­های عمیق کیفی و تکنیک KII[1] (مصاحبه با افراد مطلع کلیدی) با استادان برجسته و دارای صلاحیت در پانزده رشته­ی منتخب حوزه­ی علوم انسانی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که چالش­های آموزش رشته‌های علوم انسانی در ایران عبارت‌اند از؛ چالش­های محیطی و بومی، چالش­های زبانی، سیاسی، ایدئولوژیک، اجتماعی، چالش‌های نهادی و فرهنگی. از دیگر یافته­های پژوهش می­توان به ضعف بنیه­ی نظری آموزش دانشگاهی و علوم انسانی اشاره کرد. مشکلات عمده­ی دیگر عبارت‌اند از؛ نبود سیستم ارزشیابی دقیق از تدریس استادان و نیز عدم توجه لازم و کافی به رشته­های علوم انسانی در سطح سیاست­گذاری، عدم توجه به شرایط بوم شناختی، وابستگی کامل رشته­های علوم انسانی به نهادهای سیاستگذار و نیز سطحی­نگری به مقوله­ی تدریس و بالأخره عدم توجه به تفاوت­های فردی



 

تأملی بر استقرار نظام جانشین پروری مدیریت در دانشگاه، مدلی برآمده از نظریۀ داده بنیاد

دوره 6، شماره 19، زمستان 1391، صفحه 7-49

سعید غیاثی ندوشن، محمد حسن پرداختچی، بهروز دری، مقصود فراستخواه

چکیده منابع انسانی نیازهای سازمان را در طی یک دورۀ طولانی برآورده می‌کنند و جانشین‌پروری فرایندی برای آماده‌سازی و نوسازی این منابع است. این پژوهش فرایند استقرار نظام جانشین‌پروری مدیریت در دانشگاه را با استفاده از طرح نظام‌دار نظریۀ داده بنیاد کاوش کرده است. بدین منظور از 17 نفر از سیاستگذاران در عرصۀ آموزش عالی، مدیران فعلی و سابق دانشگاه در سطوح مختلف علمی و اجرایی، صاحبان اثر در موضوع مذکور، متخصصان در حوزۀ منابع انسانی و اعضای هیئت علمی مطلع در زمینۀ تحقیق مصاحبه به عمل آمد و داده‌ها از مصاحبه‌ها استخراج شد. نتایج تحلیل داده‌ها طی سه مرحله، کدگذاری باز، محوری و انتخابی حاکی از دوازده مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (گفتمان­سازی، بینشمندی علمی، بلوغ و نظام پاسخگویی)؛ مقولۀ کانونی (شایسته‌گرایی)؛ راهبردهای استقرار (توانمندسازی و مدیریت استعداد)، زمینه (جوّ و محیط حمایتی، مشارکت ذی­نفعان و ثبات)؛ شرایط مداخله‌گر (استقلال دانشگاهی) و پیامدها (توانمندسازی)، فرایند استقرار نظام جانشین‌پروری مدیریت در دانشگاه و روابط بین ابعاد مختلف آن را منعکس می‌کنند.