کلیدواژه‌ها = e-learning
آموزش از دور، آموزش مجازی و یادگیری الکترونیکی

زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی در دانشگاه، خوانشی از تجارب زیسته اساتید و دانشجویان

دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 87-108

https://doi.org/10.22034/jiera.2025.523271.3319

سعید غیاثی ندوشن

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی شرایط تحقق زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی در دانشگاه علامه طباطبائی بر اساس تجارب زیسته اساتید و دانشجویان دانشگاه از آموزش و یادگیری الکترونیکی است

روش: روش تحقیق در این پژوهش کیفی از نوع داده بنیاد بود، که در ادامه با استفاده از مصاحبه با گروه کانونی، داده‌ها توسعه داده شد. قلمرو پژوهش حاضر اساتید و دانشجویان دانشگاه علامه بود که حداقل یک ترم آموزش مجازی را تجربه کرده باشند، روش نمونه‌گیری هدفمند بود . ابزار گردآوری دا‌ده‌ها مصاحبه بود، انجام مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل داده‌ها از طریق کد‌گذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد.
یافته‏ها: از مهم‌ترین یافته‌های پژوهش می‌توان به عوامل موثر بر اکوسیستم آموزشی اشاره کرد که شامل سه دسته عوامل انسانی، آموزشی و زیرساختی است، که عوامل انسانی شامل عوامل مربوط به استاد(چالش‌های اولیه، طرح درس، دستیار استاد، ارزیابی عملکرد استاد، ارزیابی عملکرد دانشجو توسط استاد)، عوامل مربوط به دانشجو(ارزیابی وضعیت دانشجو در آغاز و موانع پیشروی دانشجویان) و عوامل مربوط به تعامل(تعامل در آموزش مجازی و تعامل استاد و دانشجو) است. عوامل آموزشی که شامل منابع آموزشی و کتابخانه دیجیتال است. در نهایت عوامل زیرساختی که شامل زیرساخت آموزشی و خدمات فنی و پشتیبانی است.

نتیجه‏گیری: با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که تحقق زیست بوم آموزش و یادگیری الکترونیکی نیازمند برنامه‌ریزی مدون و داشتن برنامه برای بخش‌ها‌ و فرایندهای مختلف از دانشگاه در جهت تغییر اکوسیستم حاضر و تطبیق آن با نیازهای جدید است.

شناسایی شاخص ‏های آموزشی در دوران کرونا

دوره 15، شماره 55، زمستان 1400، صفحه 41-50

عادل زاهد بابلان، مهدی مصلح گرمی، جواد امجدی حور، الهه سلطانی

چکیده شیوع کرونا و به‌تبع آن تعطیلی مراکز آموزشی در جهان و ایران باعث شد تا شکل آموزش از حضوری به غیرحضوری یا مجازی تغییر یابد. ازاین‌رو، عدم فراهم بودن زیرساخت‏های لازم، عدم آشنایی معلمان و دانش‏آموزان با یادگیری‏های مجازی باعث شد تا خانواده‏ها، دانش‏آموزان و مدارس با چالش عظیمی در زمینه یادگیری روبرو شوند. به همین دلیل، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی شاخص‏های آموزشی موجود در دوران کرونا بود. پژوهش به لحاظ ماهیت داده از نوع کیفی به سبک تحلیل محتوا بود.‏ حجم نمونه پس از اشباع نظری به تعداد 11 نفر و به‌صورت هدفمند انتخاب شد. گردآوری داده‏ها از طریق مصاحبه نیمه‏ساختارمند و تجزیه‌وتحلیل اطلاعات به روش فن مضمون و با استفاده از نرم‏افزار MAXQDA10 انجام شد. یافته‏ها نشان داد شاخص‏های آموزشی در دوران بحران و شیوع کرونا به تعداد 5 مورد شامل؛ «عوامل مربوط به مدرسه، خانواده، معلمان، زیرساخت‏های ارتباطی و عوامل مربوط به دانش‏آموزان» است. لذا ایجاد زیرساخت‏های ارتباطی در تمامی نقاط کشور اعم از روستاها و شهرها، فرهنگ‏سازی یادگیری الکترونیکی و برگزاری دوره‏های ضمن خدمت جهت ارتقای بهره‏وری معلمان در انجام یادگیری‏های الکترونیکی می‏تواند به آموزش در دوران بحران کمک نماید.

ارائه الگوی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی در آموزش عالی مبتنی بر رویکرد ارزشیابی سیپ

دوره 14، شماره 51، زمستان 1399، صفحه 7-22

اعظم پری پور، محمدرضا سرمدی، فائزه ناطقی، مژگان محمدی نائینی

چکیده مقاله حاضر با هدف ارائه الگوی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی در آموزش عالی مبتنی بر رویکرد ارزشیابی سیپ در سالِ 99-1398 انجام شده است. هدف این پژوهش بنیادی بود که با روش پیمایش مقطعی و با رویکردی مبتنی روش آمیخته (اکتشافی) انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان فعال در واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد تهران بوده که باتوجه‌به اصلِ اشباع نظری 11 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری هدفمند به‏عنوان نمونه انتخاب شده‏اند و در بخش کمی دانشجویان واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد تهران، به تعداد 876 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران 267 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده، به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها در بخش کیفی مصاحبه‏های نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامة محقق ساخته با 83 سؤال بود. در بخش کیفی، به‏منظور تجزیه‏وتحلیل داده‏ها از روشِ تحلیل مضمون استفاده شد که مجموعه‏ای از شاخص‏های کاربردی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی شناسایی شدند. مقوله‏های اصلی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی عبارت‏اند از: زمینه، درونداد، فرایند و برونداد و مقوله‏های فرعی نیز عبارت‏اند از؛ انتظارات، فرصت‏ها، اهداف، اعضاء هیئت‏علمی، مدیران واحد الکترونیکی، دانشجویان، امکانات، تجهیزات و فضاهای آموزشی، روش‏های مدیریت و نظارت بر فرایندها و محصول. در بخش کمی نیز با استفاده از روش ساختاری - تفسیری، الگویِ نهایی ارزشیابی کیفیت آموزش ترکیبی ارائه شد. بر اساس این الگو انتخاب مناسب مدیران زیربنایی‏ترین عنصر در پیاده‏سازی نظام ارزشیابی آموزش ترکیبی است. این شاخص بر توانمندی و مطلوبیت نقش مدیران تأثیر می‏گذارد. درنهایت نیز رضایت از کیفیت تدریس، رضایت از کاربردی بودن و رضایت از رشته تحصیلی را فراهم می‏آورد.

اثربخشی آموزش زبان با کمک مودل برعملکرد درک مطلب زبان آموزان ایرانی

دوره 13، شماره 44، بهار 1398، صفحه 121-139

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.150284.1649

بهزاد نزاکت گو، جلیل فتحی

چکیده ابزارهای مبتنی بر وب و اپلیکیشن­هایی که پتانسیل لازم جهت افزایش انگیزه و تعامل میان زبان آموزان را دارند، توجهات زیادی را در میان جامعه­ی آموزش زبان انگلیسی به خود جلب کرده­اند. یکی از جدیدترین تکنولوژی­های مبتنی بر وب که برای اهداف آموزشی به کار گرفته شده است مودل است که یک محیط یادگیری مجازی با منبع آزاد است. با توجه به اهمیت تکنولوژی به‌طورکلی و نادر بودن مطالعات مربوط به استفاده از مودل در آموزش زبان دوم، این مقاله با استفاده از یک پژوهش کمی و در قالب یک طرح شبه آزمایشی به بررسی تأثیر آموزش زبان دوم با کمک مودل بر توانایی درک مطلب زبان آموزان ایرانی می‌پردازد. بدین منظور در این مطالعه با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، نمونه­ای 46 نفری از زبان آموزان دو کلاس رشته­ی زبان انگلیسی در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی در ایران (واحد تهران شمال) به‌عنوان شرکت‌کنندگان پژوهش استفاده گردید. در راستای هدف پژوهش، دانشجویان گروه آزمایش (25 نفر)، از یادگیری ترکیبی بهره­مند گردیدند که در آن مودل به آموزش درون کلاسی اضافه گردید، درحالی‌که دانشجویان گروه کنترل (21 نفر) فقط با همان روش سنتی آموزش درون کلاسی آموزش دیدند. این پژوهش در طول یک‌ترم به مدت 16 هفته انجام گرفت. تحلیل آماری داده­ها به کمک آزمون تحلیل کوواریانس بیانگر این بود که عملکرد درک مطلب گروه آزمایش در پایان دوره بهتر از گروه کنترل بود. این یافته­ها می‌تواند پیامد­های قابل‌توجه نظری و کاربردی برای آموزش زبان انگلیسی به‌عنوان زبان دوم داشته باشد.

تحلیلی بر موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 97-120

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.84468

محمدرحیم جعفرزاده، اکبر باشکوه

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزشی در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران بوده است. روش پژوهش حاضر از لحاظ روش جمع­آوری داده‌ها، پیمایشی و از لحاظ ماهیت، توصیفی از نوع ارزشیابی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان و اساتید مراکز آموزش عالی الکترونیکی ایران در سال تحصیلی 96- 1395 بوده است. از این تعداد، 741 نفر به‌عنوان نمونه آماری تعیین و به روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب و داده‌های پژوهش جمع‌آوری گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. اعتبار پرسشنامه هم بر اساس آلفای کرونباخ و هم بر اساس ضریب همبستگی درونی با استفاده از نرم­افزار ایموس و روش تحلیل عاملی تأییدی، تأیید گردیده است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 867/0 به دست آمده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که وضعیت موانع استفاده از ابزارهای آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران به طور معناداری مطلوب است. بااین‌حال، نگرش مثبت به استفاده از فن‌آوری، ترجیح استفاده از فن‌آوری در برقراری ارتباط و احساس آرامش و راحتی در استفاده از فن‌آوری از مهم‌ترین موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش الکترونیکی ایران بود.

نقش فن‌آوری‌های نوین در پیشرفت آموزش‌های الکترونیکی (با نگاهی به فرصت‌ها و چالش‌های پیش رو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی داخل)

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 205-222

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.66311

عباسعلی رضائی، محمد هادی زاهدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی فناوری نوین در حوزه فناوری اطلاعات و تأثیر این فناوری‌ها در حوزه یادگیری به‌ویژه آموزش الکترونیکی بوده است. پیشرفت‌های فن­آوری اطلاعات و ارتباطات طی سال‌های اخیر، ابعاد مختلف زندگی بشری تحت تأثیر قرار داده بود. با گسترش فن­آوری اطلاعات و نفوذ وسایل ارتباط از راه دور، ابزارها و روش­های آموزش نیز دچار تحول شده بود؛ به‌گونه‌ای که افراد می­توانستند با استفاده از امکانات در دسترس به یادگیری بپردازند. بنابراین توسعه دوره‌های آموزش الکترونیکی به‌سرعت رشد و گسترش‌یافته و ضمن ارتقا کیفیت آموزش به یکی از محبوب­ترین روش‌های آموزشی تبدیل شده بود. در این مقاله به توسعه و پیشرفت فن­آوری­های نوین مانند محاسبات ابری، اینترنت اشیاء، داده­های حجیم، طراحی واکنش گرا و فن­آوری پوشیدنی و نقش بی‌بدیل آن‌ها در آموزش الکترونیکی اشاره شد. علاوه بر این چالش­های پیش­رو در زمینه آموزش الکترونیکی موردبررسی قرار گرفت.

نقش نظام های آموزشی در کارآفرینی با توجه تاثیر آموزش الکترونیک

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 1067-1083

زهره ریاضی

چکیده نظام های آموزشی که اقتصاد رقابتی رامبنای کار خود قرار داده اند با تحولات و تغییرات سریع و شتابان بین المللی همراه بوده و مشخصة آنها گذر از جامعة صنعتی به جامعة اطلاعاتی مبتنی بر آموزش و تغییرشاخص های اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی است. در نظامهای آموزشی معتبر از کارآفرینی به منزله موتور توسعة اقتصادی یاد می شود. ورود تکنولوژی های آموزشی و اطلاعاتی و اینترنت به عرصه مبادلات تجاری، ضمن تسهیل این مبادلات ، تا حد زیادی از میزان هزینه ها کاسته است. به همین دلیل اکثر نظام های آموزشی دنیا به دنبال ورود هرچه سریع تر و جدی تر در بازارهای مبادلات آموزشی و الکترونیکی از طریق اینترنت به مراجعین خود هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نظام های آموزشی در کارآفرینی با توجه تاثیر آموزش الکترونیک صورت گرفته است. این تحقیق به روش توصیفی– پیمایشی، انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق ، 260نفر بودند که پرسشنامه 38سوالی در میان کارکنان توزیع گردید. پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ75/0محاسبه شده است. اطلاعات جمع آوری شده به وسیله آمار توصیفی و استنباطی در قالب آزمون همبستگی پیرسون با نرم افزارspss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که از فاکتورهای: عوامل(سازمانی،  اقتصادی ، ویژگیهای آموزش الکترونیک)نقش موثری بر توسعه بنگاههای اقتصادی کوچک با تکیه بر آموزش الکترونیک در شهر شیراز داشته است.

Electronic Non Formal Education: A Case Study of Tehran Municipality

دوره 5، شماره 14، پاییز 1390، صفحه 3-24

Nazila Khatib Zanjani، Bahman Zandi، Mehran Farajollahi، Essa Ebrahim Zadeh، Mohammad Reza Sarmadi

چکیده Considering the emergence of brand-new educational needs, non-formal education as a prerequisite of a knowledge-based society is increasingly going popular among nations in view of its continual nature. However, life-long learning as a key concept of the modern education system stands clearly at odds with traditional learning in every way of philosophy, objectives, strategies and policy-making. This research aims to compare the efficiency of electronic non formal education with that of other types of education for Tehran Municipality employees in 2009.
This quasi-experimental study is an instrumental-developmental research based on a pre-test/post-test plan for two groups. The sample of this research consists of (N= 114) voluntary people from the permanent employees of municipality. The nonelectronic learning group was provided with a pamphlet on verbal communication and four sessions and the other group trained electronically. The data-gathering instrument was a researcher`s questionnaire. The data gathered was analyzed through both descriptive and inferential statistical techniques using SPSS V.11 software. Findings suggest that both electronic and non-electronic methods have been effective in learning but electronic education would be more effective in citizenship and non formal education. Therefore, the electronic (web-based) method is recommended as an effective method, for designing and delivering some topics of
non formal education programs for citizenships.