بررسی انتقادی نظام ملی نظارت و ارزیابی در آموزش عالی ایران: ارائه پیشنهادات سیاستی مطلوب
دوره 17، شماره 60، بهار 1402، صفحه 94-108
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.383428.2908
احسان پروین، عاطفه ریگی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی انتقادی نظام ملی نظارت و ارزیابی در آموزش عالی ایران است که از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. که در سال 1401 تعداد 16 نفر از خبرگان دانشگاهی و پژوهشگاهی آگاه به حوزه مورد مطالعه در پژوهش مشارکت داشتند. روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلوله برفی بود. در راستای جمعآوری دادهها، از ابزار مصاحبه نیمهساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد و به منظور تحلیل دادهها روش تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی مبتنی بر الگوی گرانهایم و لاندمن انجام شد. نتایج نشان داد چالشهای نظام ملی نظارت، ارزیابی و اعتبارسنجی در نظام آموزش عالی ایران شش مقوله تعدد نهادهای نظارت و ارزیابی و عدم وجود یک نهاد و متولی ملی نظارت و ارزیابی دانشگاهها، مراکز و مؤسسات آموزش عالی؛ نبود معیارهای شفاف، مشخص و استاندارد برای سنجش، نظارت، ارزیابی و رتبهبندی دانشگاهها؛ تمرکزگرایی در حوزه ارزیابی دانشگاهها، مؤسسات و مراکز آموزش عالی از جانب دولت؛ اعتقاد، اعتماد و باور ضعیف دانشگاهیان نسبت به اهمیت و فایده نظارت و ارزیابی؛ عدم وجود یک پایگاه اطلاعاتی مناسب و جامع بهمنظور ارزیابی و اعتبارسنجی؛ ضعف فرهنگ پاسخگویی، پیگیری، مطالبه گری و ارزیابی در نظام آموزش عالی تقسیمبندی شدند با توجه به بررسیهای صورت گرفته، مشکلات موجود در نظام ارزیابی آموزش عالی کشور اگر به درستی مدیریت نشوند تجربه آسیب جمعی در قالب بسیاری از ابعاد آموزش عالی بروز میدهد؛ در صورتی که می توان با اتخاذ سیاستهای مناسب در جهت بهبود کیفیت سیستم ملی ارزیابی آموزش عالی حرکت نموده و به یک فرصت تبدیل شوند.
بررسی عوامل اثر گذار بر فرسودگی تحصیلی از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی
دوره 13، شماره 44، بهار 1398، صفحه 141-154
https://doi.org/10.22034/jiera.2019.160309.1731
مریم حسینی لرگانی
چکیده فرسودگی تحصیلی باعث ایجاد احساس درماندگی، تحریکپذیری، ناامیدی در دانشجویان و درنتیجه کاهش انگیزه و افت عملکرد و پیشرفت تحصیلی دانشجویان میشود؛ شناسایی عوامل اثرگذار بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان در جهت ارائه راهبردها و راهکارهایی برای کاهش آن از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی مفهومی برای تبیین عوامل مؤثر بر فرسودگی تحصیلی در بین دانشجویان نظام آموزش عالی دولتی کشور انجام شد. در این پژوهش از روش کیفی تحلیل محتوا استفاده شد. جامعۀ موردمطالعه در این پژوهش شامل دانشجویان و اساتید دانشگاههای دولتی کشور بودند که با روش نمونهگیری گلوله برفی برای مطالعه شناسایی شدند. پس از دو مصاحبه گروهی نیمه ساختاریافته با دانشجویان (21 نفر) و اساتید (10 نفر) و 6 مصاحبۀ انفرادی با اساتید و 14 مصاحبۀ انفرادی با دانشجویان نظام آموزش عالی دولتی کشور، شامل 31 استان در سال 1396، اشباع دادها حاصل گردید. دادههای حاصل از بحث و گفتگو با دانشجویان و اساتید موردمطالعه با استفاده از تحلیل محتوای عرفی کدگذاری و طبقهبندی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مؤلفههای اصلی الگوی مفهومی عوامل مؤثر بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان نظام آموزش عالی دولتی کشور شامل: ناکارآمدی آموزش، عوامل فرهنگی، تقلب علمی، اقتصادمحور شدن آموزش، مشکلات خانوادگی، ضعف علمی و رفتاری اساتید، مشکلات زیرساختی، عامل حمایتی- انگیزشی و ویژگیهای شخصیتی بودند. نتایج این مطالعه دستاوردهای مناسبی برای کمک به سیاستگذاران، برنامهریزان و آموزشگران نظام آموزش عالی کشور در جهت کاهش فرسودگی تحصیلی در بین دانشجویان به همراه دارد.
الزامات و استراتژی های های تدوین و اجرا در خصوصیسازی آموزش عالی و ارایه پیشنهادات اصلاحی برای آن
دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 185-216
https://doi.org/10.22034/jiera.2018.85052
ولی محمد درینی، احسان نامدار جویمی
چکیده این پژوهش به دنبال بررسی استراتژیهای تدوین و اجرای سیاستهای خصوصیسازی آموزش عالی است. ازاینرو استراتژیها و برنامهها و سیاستهای این بخش (تدوین و اجرا) بر اساس مصاحبه و اسناد و مدارک (ادبیات و پیشینه پژوهش) مرور شد و برای هرکدام راهکارهای پیشنهادی و اصلاحی آورده شده است. این پژوهش، بهصورت مروری (انتزاعی) و کتابخانهای به همراه مصاحبههای نیمه ساختاریافته است که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (تحلیل محتوا) از نوع تحلیل مضمون انجامشده است. در این راستا ابتدا عوامل دخیل رشد خصوصیسازی (تدوین و اجرا) آموزش عالی در جهان و ایران شناسایی شد و در 22 محور دستهبندی شدند و برای هرکدام پیشنهادها و راهکارهایی اصلاحی آورده شده است. سپس الزامات خصوصیسازی آموزش عالی در ایران در بخش تدوین و اجرا آورده شد و در 8 محور کلی قرار گرفتند و متناسب با هر بخش الزامی در تدوین و اجرا (الزامات سیاستگذاری و راهبردی- الزامات قانونی- الزامات مالی و اقتصادی- الزامات آموزشی و پژوهشی- الزامات مدیریتی و سازمانی- الزامات اجتماعی و فرهنگی- الزامات زیرساختی- الزامات ارتباطی) بخشی بهعنوان اجرا و پیشنهادها و راهکارهای اصلاحی اجرایی برای بخش تدوین و اجرا آورده شده است. در ادامه نیز موانع تدوین و اجرا در 6 محور (موانع قانونی- موانع اقتصادی- موانع سیاسی- موانع ساختاری اداری- موانع آموزشی- موانع فرهنگی و اجتماعی) دستهبندی شدند و پیشنهادها راهکارهای اصلاحی در جهت برخورد با موانع به تفکیک هر بخش آورده شده است.
تاثیر آموزش های نرم افزارهای هوشمند موبایلی (تلگرام و اینستاگرام) در ایجاد شکاف نسلی دختران با مادرانشان در نظام آموزش عالی ایران
دوره 12، ویژهنامه، بهار 1397، صفحه 951-967
آمنه بختیاری، بهاره نصیری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزه های نرم افزارهای هوشمند موبایلی (تلگرام و اینستاگرام) در ایجاد شکاف نسلی دختران با مادرانشان در ساختار نظام آموزشی ایران انجام شده است. در این پژوهش آنچه مورد توجه است، ضرورت اهمیت دادن به پدیده شکاف نسلی دختران با مادران آنان و آموزش های لازم در جهت رفع آن است. بنابراین،سعی شده عوامل تاثیرگذار بر ایجاد شکاف نسلی دختران با مادرانشان مورد بررسی و شناخت قرار گیردتا بتوان به راهکارهای اموزشی در این حوزه نائل گردید.. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی همبستگی است.برای گردآوری داده ها،از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. جامعه آماری شامل کلیه دختران عضو در فرهنگسرای گلستان منطقه 8 شهرتهران در سال 1394 است. برای گردآوری داده ها از روش نمونه گیری طولی از نوع چرخشی(در یک بازده زمانی 6 ماهه) بهره گرفته شد. با بهره گیری از جدول کرجسی و مورگان 202 نفر به عنوان حجم جمعیت نمونه انتخاب گردید.برای بررسی اعتبار ابزار اندازه گیری از اعتبار محتوا استفاده گردید.سپس با بهره گیری از آزمون اس.اچ لاوشه اعتبار محتوا برابر 0.69 بدست آمد. دلیل روشنی بر اعتبار پرسشنامه طراحی شده است.نتایج نشان داد سوال های از همبستگی دورنی قابل قبولی(ضریب آلفای کرونباخ معادل 0.72) برخوردار است.در مجموع می توان بیان کرد، میزان استفاده از نرم افزارهای هوشمند موبایلی (تلگرام و اینستاگرام) در ایجاد شکاف نسلی دختران با مادرانشان تاثیر گذار بوده است.
تبیین راهبردها، الزامات و پیامدهای اقتصاد مقاومتی در نظام آموزش عالی
دوره 11، شماره 39، زمستان 1396، صفحه 135-153
https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61048
حسن دولتی، ابوطالب مطلبی
چکیده هدف از پژوهش حاضر تبیین راهبردها، الزامات و پیامدهای اقتصاد مقاومتی در نظام آموزش عالی با روش آمیخته اکتشافی بود. در بخش کیفی روش گردآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختاریافته با 10 نفر از اعضایهیئتعلمی دانشگاههای مازندران در خرداد 1395 با تخصص اقتصاد و آگاه از نظام آموزش عالی بود که با روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. مؤلفهها و شاخصهای آموزش، پژوهش و گفتمانسازی برای راهبردها، فرهنگ اقتصادی در جامعه، توسعه منابع انسانی، نظام کارای نوآوری و اختراع، زیرساخت اطلاعاتی، ارتباطی و نظام کارای تسهیلات انگیزشی برای الزامات و بهرهوری سازمانی، وحدت و همبستگی ملی برای پیامدهای اقتصاد مقاومتی با روش تحلیل محتوا شناسایی شد. بخش کمی ازنظر هدف کاربردی و با روش توصیفی همبستگی بود که پس از ترکیب سازوکارهای حاصل از ادبیات پژوهش و مصاحبهها، سه پرسشنامه جهت سنجش روابط حوزههای راهبردها، الزامات و پیامدهای اقتصاد مقاومتی طراحی گردید. جامعه آماری شامل اساتید مدعو و سازمانی دانشگاه علوم دریایی در 1395 بود که با روش مورگان 159 نفر نمونه انتخاب شد نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که راهبردهای اقتصاد مقاومتی بر الزامات اقتصاد مقاومتی تأثیر دارد و همچنین الزامات اقتصاد مقاومتی نیز بر تحقق پیامدهای اقتصاد مقاومتی تأثیرگذار است.
طراحی الگوی سنجش برنامه درسی زاید در نظام آموزش عالی ایران
دوره 8، شماره 27، زمستان 1393، صفحه 149-174
سید مریم حسینی لرگانی، کوروش فتحی، محبوبه عارفی، کیومرث زرافشانی
چکیده هدف از پژوهش حاضرتعیین الگویی با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، به منظور سنجش برنامه درسی زاید در نظام
آموزش عالی ایران است. جامعه مورد مطالعه تمامی دانشجویان و استادان 11 دانشگاه دولتی شهر تهران است که، به
منظور تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شد؛ در نهایت تعداد نمونه با استناد به جدول
کرجسی و مورگان در بین دانشجویان 331 نفر و در بین استادان 56 نفر به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه
محقق ساخته ای بود که گویه های آن از نتایج مصاحبه با 21 نفر صاحبنظر نظام آموزش عالی ایران تدوین شده است.
میزان پایایی ابزار طراحی شده به وسیله الفای کرونباخ سنجش و با مقدار 0.86 تایید شد . به منظور سنجش روایی نیز
از نظر صاحبنظران و استادان برنامه ریزی درسی بهره گرفته شد. همچنین به منظور اطمینان از بخش مدل انداز هگیری
از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL انجام شد.
نتایج پژوهش، 9 سازه اثر گذار بر شکل گیری برنامه درسی زاید را از دیدگاه استادان و دانشجویان تایید نمود. در صورتی
که هریک از این سازه های شناسایی شده و نشانگر ها )گویه ، سوالات ( در جهت عکس رسالت های تعیین شده خود
در نظام، عمل نمایند و یا به عبارت دیگردر صورتی که در بطن خود ماهیتی غیر اثربخش داشته باشند از آن به عنوان
سازه اثرگذار بر شک لگیری برنامه درسی زاید می توان نام برد. 9 سازه شناسایی شده به ترتیب شامل"محتوا" "دانشگاه"
، "بازنگری" ، "نیازسنجی و ارزشیابی" ، "استاد" ، "سیاست های کلان آموزشی" "طراحان" ، "دانشجو"، و در نهایت
"ضعف پویایی بازار" است
تحلیلی بر برنامه های درسی نظام آموزش عالی در افزایش جامع هپذیری سیاسی دانشجویان)مطالعه موردی، دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه شیراز(
دوره 8، شماره 26، پاییز 1393، صفحه 127-148
سید جواد صالحی
چکیده جامعه پذیری سیاسی فرایندی مستمر و پویا است که براساس آن، نهادهای اولیه و ثانویه در مراحل مختلف زندگی بر
گرایش ها و دیدگاه های سیاسی شخص اثر م یگذارند و در تصمیم گیر ی ها ی مربوط به حوزه سیاست، عامل کم و بیش
تع یین کنند ه ای به شمار م یرود. بستر اصلی و مناسب مطالعه جامعه پذیری سیاسی، فرهنگ سیاسی آن جامعه است
لذا جه تگیری های فرد به سیاست م یتواند تا حد زیادی از شخصیت وی و فرهنگی که بر او سلطه دارد، ناشی شود.
در این راستا هدف از پژوهش حاضر” تحلیلی بر برنامه های درسی نظام آموزش عالی در افزایش جامعه پذیری سیاسی
دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه شیراز » است. پارادایم حاکم بر پژوهش پارادایمی ترکیبی است. ابزار گرد آوری داد هها
پرسشنامه محقق ساخته مشتمل برسوالات بسته و باز است. جامعه مورد بررسی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی
ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شیراز می باشد ) 180=N (که از طریق جدول مورگان حجم نمونه 118 نفر تخمین زده
شد. نرم افزار مورد استفاده در بخش کمی spss و در بخش کیفی از نرم افزار تحلیل داده های کیفی NVivo استفاده
شد.یافت هها حاکی از آن است که برنام ههای درسی رشته علوم سیاسی بیشتر بر القای مفاهیم " افزایش حس وفاداری
نسبت به نظام" و " چگونگی نحوه ارتباط دانشجویان با نهادهای سیاسی" تاکید داشته و مفاهیمی مانند " جه تگیری
وابستگی حزبی " و " نظم دهی به رفتار سیاسی" کمتر مورد توجه بوده است.
بررسی تطبیقی ها نظام ی ممیزی کیفیت آموزش عالی در جهان (مفاهیم، معیارها، فرایند )
دوره 6، شماره 18، پاییز 1391، صفحه 37-80
رضا محمدی، محبوبه عارفی، عباس بازرگان، محمدحسن پرداختچی، کورش فتحی واجارگاه
چکیده چکیده ضرورت توجه به یفیک ت آموزش عال از ی اهمیت یا ژهیو برخـوردار اسـت و تضـمین آن بـه عنـوا کـ ین از ی مسائل مهم در یریمد ت آموزش عالی به حساب یـ آیم د.در یـ ا ن راسـتا ، اغلـب نظـام هـا یَآمـوزش عـال ی در هدفها ی اعلامشده خود ادعا دارند که در صدد رسیدن به بهتر نی یتیفیک هستند که از آنان انتظار یم رود. امـا ایآ و ها هیرو ساز و کارها ی مورد اعمال در مؤسسات آموزش عالی یفیک، ت مطلوب را محقق و آن را تضـم نی یم کند؟ پاسخ نیا سؤال مستلزم انجام ممیزی است. ممیزی یکی از روشها ی رایج تضمین کیفیت است کـه در نظامها ی دانشگاهی برای پاسخ به سؤال مذکور مورد استفاده قرار ردیگیم ولی متأسفانه در نظـام آمـوزش عالی ایران هنوز در خصوص آن اقدامی صورت نگرفته است؛ بنابراین ، پیش از هرگونـه اقـدام در خصـوص طراحی و استقرار الگویی برای ممیزی در دانشگاههای کشـور ضـرورت مطالعـه تطبیقـی نظـام هـا ی ممیـزی کیفیت آموزش عالی کشورهای پیشگام در این حوزه احساس یم شود. در این راستا ، تحقیقی با هدف بررسی و تحلیل مفهوم، معیارها و فرایند ممیزی در کشورهای جهان (شامل 15 کشور صـاحب تجربـه در خصـوص ممیزی) و با استفاده از روش بررسی تطبیقی بر اساس مؤلفههای تعیین شده انجام و مقال ۀ حاضـر در راسـتای انتشار نتایج آن تدوین شده است
