کلیدواژه‌ها = اهمال‌کاری

الگوی ساختاری پیش‌بینی اهمال‌کاری تحصیلی بر اساس سرمایه روان‌شناختی با میانجی‌گری بهزیستی روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی در دانشجویان

دوره 11، شماره 39، زمستان 1396، صفحه 25-46

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61047

آرزو اصفا، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، کیانوش هاشمیان

چکیده هدف از پژوهش حاضر پیش­بینی اهمال‌کاری تحصیلی بر اساس سرمایه روان‌شناختی با میانجی­گری بهزیستی روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه­ی آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در سال تحصیلی 95-96 بود. چهارصد و بیست شرکت­کننده به روش تصادفی خوشه­ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و مقیاس­های اهمال‌کاری تحصیلی (سواری، 2011)، ﺗﺎب­آوری (کونور و دیویدسون، 2003)، جهت‌گیری زندگی (شییر و کارور، 1992) و امید (اسنایدر و همکاران، 1991) و ﺑﻬﺰﯾﺴﺘﯽ جامع (جوشن­لو، رستمی و نصرت­آبادی، 1385) را که دارای بخش­های هیجانی، روان‌شناختی و اجتماعی بود، تکمیل کردند. داده‌ها با روش مدل­یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته­ها بیانگر این است که همه­ی شاخص‌های برازندگی با داده­های گردآوری‌شده برازش دارند. اثر کل سرمایه روان‌شناختی بر اهمال‌کاری تحصیلی منفی و معنادار و اثر سرمایه روان‌شناختی بر بهزیستی هیجانی، روان‌شناختی و اجتماعی مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم بهزیستی روان‌شناختی بر اهمال‌کاری معنادار و همچنین اثر غیرمستقیم سرمایه روان‌شناختی بر اهمال‌کاری به‌واسطه‌ی بهزیستی روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی­ معنادار بود. توصیه می­شود روان­شناسان تربیتی و مشاوران تحصیلی برای کاهش اهمال‌کاری در دانشجویان برنامه آموزشی مناسبی را تدوین کرده و راهکارهای ارتقاء تاب­آوری، خوش­بینی، امید و بهزیستی اجتماعی، روان‌شناختی و هیجانی را به آنان آموزش دهند.

تعیین اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر کم طلبی تحصیلی دانش‌آموزان دختر راهنمایی شهر تهران سال تحصیلی 93-92

دوره 8، شماره 25، تابستان 1393، صفحه 179-191

سارا اکبرزاده، اسماعیل سعدی پور

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اجتناب از کمک طلبی تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایه سوم راهنمایی است. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر مقطع سوم راهنمایی مدارس غیرانتفاعی منطقه چهار تهران در سال تحصیلی 92-91 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای، 39 دانش‌آموزی که نمرات اجتناب از کمک طلبی بالایی داشتند ) یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه(، انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایشی، 10 جلسه مهارت حل مسئله آموزش داده شد؛ و گروه کنترل هیچ‌گونه آموزشی دریافت نکردند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه کمک طلبی ریان و پنتریچ استفاده شد. داده‌ها از طریق تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که بین گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد، بدین‌صورت که آموزش مهارت حل مسئله، بر کاهش اجتناب از کمک طلبی تأثیرگذار بود.