کلیدواژه‌ها = خودکارآمدی

بررسی نقش آموزش کارآفرینی و قصد کارآفرینی دانشجویان با نقش میانجی خودباوری ، نگرش و ذهنیت (مورد مطالعه دانشجویان استان مازندران)

دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 131-145

محمد درینی، علی اکبر آقاجانی افروزی، ندا طهماسبی روشن

چکیده هدف پژوهش حاضر یررسی تأثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی با نقش میانجی خودباوری، نگرش کارآفرینی، ذهنیت نسبت به کارآفرینی بوده است. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 482 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های استان مازندران بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‏ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس‏های سنجش آموزش کارآفرینی (هندیاتی، 2020)، نگرش به کارآفرینی (جنا، 202) و احساس خودکارآمدی، ذهنیت نسبت به کارآفرینی و قصد کارآفرینی (واردنا و همکاران،2020) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن‌ها، بین نمونه توزیع و داده‏ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ ها نشان دادآموزش کارآفرینی بر خودباوری، ذهنیت و نگرش (عاطفی، شناختی و رفتاری) وقصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری داشته است وخودباوری بر ذهنیت و نگرش (عاطفی، شناختی و رفتاری) وقصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری داشته است و همین طوربعد عاطفی، رفتاری نگرش بر قصد کارآفرینی تأثیر داشت اما بعد شناختی بر قصد کارآفرینی تأثیر نداشته است. چراکه، آموزش می‏تواند بسترساز رشد مهارت‌ها و توانمندی‏های افراد کارآفرینی بوده است و این عامل با تأثیری که بر نگرش افراد در زمینه قابلیت‏های خود می‏گذارد، احساس خودکارآمدی آنان را افزایش می‏دهد و ذهنیت مثیتی نسبت به کارآفرینی در آنان ایجاد کرده و قصد کارآفرینی آنان را تقویت می‌کند

هویت تحصیلی، انگیزش درونی و خودکارآمدی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های درگیری شناختی عمیق

دوره 14، شماره 48، بهار 1399، صفحه 7-22

سعید مهنا، سیاوش طالع پسند، شهلا رستمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، آزمون روابط ساختاری بین هویت تحصیلی، انگیزش درونی و خودکارآمدی به‌عنوان پیش‏بینی کننده‏های درگیری شناختی عمیق دانشجویان بود. شرکت‌کنندگان کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان بودند. نمونه شامل 400 دانشجو (204 پسر و 196 دختر) بودند که با روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی‏گروت (1990)، پرسشنامه فرآیند مطالعه بیگز، کمبر و لانگ (2001)، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (1989) و پرسشنامه هویت تحصیلی اوزبورن (1997) را تکمیل کردند. داده‌ها با روش معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج نشان داد که مسیر هویت تحصیلی بر درگیری شناختی عمیق، هویت تحصیلی بر خودکارآمدی و انگیزش درونی و خودکارآمدی و انگیزش درونی بر درگیری شناختی عمیق معنادار و مثبت بود. اثر غیرمستقیم هویت تحصیلی بر درگیری شناختی عمیق از طریق خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی مثبت و معنادار بود؛ بنابراین، برای افزایش درگیری شناختی باید به جهت‌گیری‌های انگیزشی، هویت تحصیلی و باورهای خودکارآمدی دانشجویان توجه کرد. تلویحات کاربردی یافته‌ها موردبحث قرار گرفت.

رابطه سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده‌پژوهی با نقش واسطه‌ای خودکارآمدی پژوهشی

دوره 12، شماره 43، زمستان 1397، صفحه 95-111

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.83766

فریبا تابع بردبار، مریم شفیعی سروستانی، سید روح الله موسوی پور

چکیده یکی از وظایف اصلی مراکز آموزشی، تربیت نیروهای انسانی مجهز به دانش آینده است که علاوه بر حل مسئله و رفع مشکلات روزمره زندگی بتوانند به نوآوری و اختراع نیز بیندیشند. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان بر قابلیت آینده‌پژوهی آنان بود. بدین منظور تعداد 220 دانشجوی دانشگاه‌های دولتی شهر شیراز به شیوه خوشه­ای انتخاب و از طریق پرسشنامه‌های سبک‌های یادگیری وارک (1998)، خودکارآمدی پژوهشی (صالحی، 1390) و قابلیت آینده‌پژوهی (پارسا و همکاران، 2011) مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. ضرایب همبستگی به‌دست‌آمده نشان داد که بین ابعاد سبک‌های یادگیری به‌عنوان متغیرهای برون­زای مدل با خودکارآمدی پژوهشی و قابلیت آینده­پژوهی همبستگی وجود دارد. سبک شنیداری و سبک خواندنی- نوشتنی تأثیر مستقیم و معنادار در افزایش قابلیت آینده­پژوهی داشت. خودکارآمدی پژوهشی علاوه بر اثرات مستقیم توانست رابطه بین سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده­پژوهی را مورد واسطه­گیری قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد که سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی می­تواند پیامدهای یادگیری دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین شناسایی متغیرهای پیدا و پنهان در کلاس درس می­تواند به ارتقاء سطح دانش یادگیرندگان کمک کرده و آن‌ها را به خلق دانش و توانایی پیش‌بینی آینده هدایت نماید.

نقش واسطه‌ای ارزش تکلیف در رابطه بین خودکارآمدی و نگرش نسبت به ریاضی

دوره 12، شماره 40، بهار 1397، صفحه 91-105

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.64743

مهرانه سلطانی نژاد، کاووس محمودی

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه‌ای ارزش تکلیف در رابطه بین خودکارآمدی و نگرش نسبت به ریاضی بود. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی-همبستگی انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 380 دانش‌آموزان مقطع متوسطه از 4 دبیرستان دولتی شهر کرمان بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه خودکارآمدی ریاضی یوشر و پاجارس (2009)، ارزش تکلیف پینتریچ و همکاران (1991) و نگرش نسبت به ریاضی لیم و چاپمن (2013) استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی اثر مستقیم (63/0) و غیرمستقیم (12/0) معنی‌داری بر نگرش نسبت به ریاضی دارد. همچنین اثر مستقیم ارزش تکلیف بر نگرش نسبت به ریاضی (66/0) و نقش واسطه‌ای آن در رابطه بین خودکارآمدی و نگرش نسبت به ریاضی معنی‌دار بود (19/0). به‌طورکلی، این متغیرها 48/0 درصد از واریانس نگرش نسبت به ریاضی را تبیین کردند. یافته‌های پژوهش بیانگر اهمیت نقش خودکارآمدی و ارزش تکلیف در نگرش دانش‌آموزان نسبت به ریاضی بود.

مدل ساختاری روابط بین ویژگی‌های شخصیتی، باورهای هوشی و آگاهی فراشناختی با اضطراب امتحان با میانجیگری خودکارامدی تحصیلی در دانش آموزان پسر

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 195-214

نورگلدی یزدانی، حمزه گنجی، حسن پاشاشریفی، خدیجه ابوالمعالی الحسینی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری روابط بین ویژگی­های شخصیتی، باورهای هوشی و آگاهی فراشناختی با اضطراب امتحان با میانجی‌گری خودکارامدی تحصیلی در دانش آموزان پسر انجام شد. این پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر بجنورد بود که در سال تحصیلی 1396- 1395 مشغول به تحصیل بودند روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد پرسشنامه های اضطراب امتحان ( ابوالقاسمی و همکاران ،1375) طراحی شد جهت اندازه گیری متغیر ها از  پرسشنامه باورهای هوشی توسط عبدالفتاح و ییتس (2006)، پرسشنامه اضطراب امتحان (TAI)؛ پرسشنامه ویژگی­های شخصیتی نئو[1] (NEO-FFI) ،مقیاس آگاهی فراشناختی ( مختاری و ریچارد،2002) مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان و جینکز (1999) استفاده شد. نتایج نشان داد که تمامی بارهای عاملی نشانگرها بر متغیرهای مکنون مربوط به خودشان معنادارند. همچنین تمامی ضرایب مسیر مستقیم متغیرهای برونزا، شامل ویژگی­های شخصیتی، باورهای هوشی و آگاهی فراشناختی به خودکارامدی تحصیلی، و خودکارامدی تحصیلی به اضطراب امتحان، در سطح آلفای 05/0 معنادار بودند.  علاوه بر این، مدل توانست بیش از 58 درصد از خودکارامدی تحصیلی و 30 درصد از تغییرات اضطراب امتحان را تبیین کند. همچنی اثرات غیرمستقیم ویژگی­های شخصیتی، آگاهی فراشناختی و باورهای هوشی بر اضطراب امتحان از طریق خودکارامدی تحصیلی معنادار بود.

نقش میانجیگر خودکارآمدی در رابطه بین سبکهای فرزندپروری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 1261-1270

مژگان سیفی، قادر بازارویچ قادراف

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر پیش­بینی پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی براساس سبک­های فرزندپروری دانش ­آموزان دبیرستانی شهر دوشنبه تاجیکستان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش ­آموزان پایه متوسطه در نیم­سال تحصیلی اول 1391-1390 در شهر دوشنبه به تعداد 10000 نفر بود که از میان آن­ها 300 نفر از 6 دبیرستان که شرایط ورود به پژوهش را دارا بودند به روش نمونه­ برداری چندمرحله ­ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک­های فرزندپروری بامریند (۱۹۹۱) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر، مادوکس، مرکاندانت، پرینتس- دان، جاکوبز و همکاران (۱۹۸۲) و معدل­های دانش آموزان بود. برای تحلیل داده­ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده گردید. نتایج نشان دادسبک فرزندپروری دموکرات (۵۰۸/0=β، 001/0=P)، سبک فرزندپروری دیکتاتورمآبانه (۱۳۲/۰-=β، 0۱۶/0=P) و سبک فرزندپروری سهل­گیرانه (۱۳۵/۰-=β، 001/0=P) پیشرفت تحصیلی را پیش­بینی می­کنند. سبک فرزندپروری دموکرات (۴۰۵/0=β، 001/0=P)، سبک فرزندپروری دیکتاتورمآبانه (۳۲۱/۰-=β، 0۰۱/0=P) و سبک فرزندپروری سهل­گیرانه (۱۱۳/۰-=β، 001/0=P) خودکارآمدی را پیش­بینی می­کنند. با توجه به نتایج به­دست آمده، تدوین برنامه­های آموزشی مؤثر و ارائه روش­های مشاوره به خانواده جهت استفاده از بهترین سبک فرزندپروری به منظور افزایش پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی در بین خانواده­ها پیشنهاد می­گردد.

تدوین مدل خود سامانه‌ی انگیزشی برای یادگیرندگان زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم

دوره 11، شماره 37، تابستان 1396، صفحه 37-58

https://doi.org/10.22034/jiera.2017.57765

اسماعیل سعدی پور، زهره مُلایی، امیررضا وکیلی فرد

چکیده هدف پژوهش حاضر تدوین مدل انگیزشی متشکل از متغیرهای خود ِالزامی، خودکارآمدی، تجربه‌ی یادگیری و رفتار انگیخته‌ی یادگیری ِزبان فارسی به‌عنوان زبان دوم بود. برای این منظور، یک مطالعه‌ی همبستگی با نمونه‌ی 242 نفری از زبان‌آموزان نیمسال تحصیلی اول 95-96 مرکز آزفای دانشگاه بین‌المللی امام خمینی که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، به اجرا درآمد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه‌ی محقق ساخته‌ی خود سامانه‌ی انگیزشی زبان فارسی، در چهار محور خودِ الزامی، خودکارآمدی ِزبان فارسی و تجربه‌ی یادگیری زبان فارسی و رفتار انگیخته‌ی یادگیریبود. برای بررسی روایی سازه پرسشنامه از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شد که نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی سازه مناسبی برخوردار است. همچنین مقدار پایایی به‌دست‌آمده برای کل پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرانباخ برابر 9/0 بود. یافته‌های حاصل از تحلیل مسیر میان چهار محور پیش گفته، نشان داد که تأثیر تجربه‌ی یادگیری بر خودکارآمدی، تجربه‌ی یادگیری بر رفتار انگیخته‌ی یادگیری زبان فارسی، خود الزامی بر رفتار انگیخته و خودکارآمدی بر رفتار انگیخته، مثبت و در سطح 5 درصد معنادار است. درحالی‌که تأثیر خود الزامی بر خودکارآمدی معنادار نیست. بیشترین تأثیر را تجربه‌ی یادگیری و سپس خودکارآمدی بر متغیر وابسته یعنی رفتار انگیخته‌ی یادگیری نشان داد. اثر غیرمستقیم خود الزامی بر رفتار انگیخته یادگیری از طریق خودکارآمدی معنادار نبود اما اثر غیرمستقیم تجربه‌ی یادگیری بر رفتار انگیخته یادگیری از طریق خودکارآمدی معنادار بود.

مقایسه حل مسأله اجتماعی، تکانشوری و خودکارآمدی در دانش آموزان زورگو و عادی

دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 124-143

اسماعیا سلیمانی، یعقوب حبیبی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه­ی حل مسأله اجتماعی، تکانشوری و خودکارآمدی در دانش آموزان زورگو و عادی بود. برای وصول به این هدف، از بین جامعه آماری پژوهش حاضر که شامل کلیه دانش آموزان زورگو و عادی  مدارس شهرستان اردبیل در سال­تحصیلی 94-1393 بودند،60 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان دو گروه مورد مطالعه(30 دانش آموز عادی و 30 دانش آموز زورگو) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های حل مساله اجتماعی لانگ و کسیدی، تکانشوری بارات و خودکارآمدی شرر استفاده شد. ضمن آنکه روش تحقیق پژوهش حاضر علی_ مقایسه­ای بود، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دانش آموزان زورگو و عادی  از لحاظ حل مسأله اجتماعی، خودکارآمدی و تکانشوری تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین معنی که دانش آموزان زورگو از لحاظ حل مساله اجتماعی و خودکارآمدی نسبت به دانش آموزان عادی در سطح پایین تری قرار داشتند ولی از از نظر تکانشوری در سطح بالایی بودند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گرفت که حل مساله اجتماعی، تکانشوری و خودکارآمدی به عنوان عامل روانشناختی مهم در پیش بینی زورگویی عمل می کند و توجه به آنها می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از زورگویی دانش آموزان داشته باشد.
 

نقش مسند مهارگری و خودکارآمدی در پیش بینی انگیزش تحصیلی دانش آموزان

دوره 9، شماره 31، زمستان 1394، صفحه 1-18

افسانه لطفی عظیمی، غلامعلی افروز، فریبرز درتاج، محترم نعمت طاوسی

چکیده هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه مسند مهارگری و خودکارآمدی با انگیزش تحصیلی دانش‏آموزان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانش­آموزان رشته علوم تجربی سال آخر دبیرستان­های دخترانه و پسرانه دولتی بود که در سال تحصیلی 93-92 در تهران مشغول تحصیل بودند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه‏گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. با توجه به طرح پژوهش 200 نفر انتخاب و به مقیاس انگیزش تحصیلی (والرند و همکاران، 1989)، مقیاس درونی بودن، افراد قدرتمند و شانس (لوینسون، 1981)، و پرسشنامه خودکارآمدی تعمیم یافته (جاج و همکاران، 1998) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند دو متغیر مسند مهارگری و خودکارآمدی توانایی تبیین 13 درصد از واریانس انگیزش درونی، 7 درصد از واریانس انگیزش بیرونی و 9 درصد از واریانس بی‏انگیزشی را دارند. در پایان، یافته­ها بر مبنای اهمیت انگیزش تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانش‏آموزان مورد بحث قرار گرفت. 

ارزیابی مدل علَی روابط بین پیشینۀ تحصیلی، خودکارآمدی، اهداف عملکردی و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان

دوره 7، شماره 23، زمستان 1392، صفحه 95-110

ابوالقاسم یعقوبی، بهروز قلایی

چکیده هدف این تحقیق بررسی الگوی ساختاری پیشینۀ تحصیلی، خودکارآمدی، اهداف عملکردی و
پیشرفتتحصیلی دانشجویان از طریق روش تحلیل مسیر بود. به همین منظور، نمونه آماری به تعداد
370 نفر از دانشجویان دانشگاه بوعلی به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و به
( پرسشنامۀ خودکارآمدی شرر و همکاران ( 1982 ) و اهداف عملکردی میدگلی و همکاران ( 1994
پاسخ دادند. همچنین، برای اندازهگیری پیشرفتتحصیلی دانشجویان، از معدل نمرات پایانی
نیمسالهای قبلی و نیمسال کنونی آنها استفاده شد. نتایج نشان دادند که مدل با دادههای این پژوهش
از برازش کاملی برخوردار است. پیشینۀ تحصیلی، هم بهطور مستقیم و هم غیرمستقیم، از طریق
واسطهگری متغیرهای خودکارآمدی و اهداف عملکردی بر پیشرفتتحصیلی بعدی تأثیر معنادار دارد.

تأثیر آموزش مهارت های مدیریت زمان بر خودکارآمدی دانشجویان روانشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

دوره 7، شماره 21، تابستان 1392، صفحه 43-56

اکرم درتاج، مهدی لسانی، عباسعلی رستمی نسب

چکیده
هدف پژوهش حاضر تأثیرآموزش مهارتهای مدیریت زمان بر خودکارآمدی دانشجویان مقطع
کارشناسی رشته روانشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده است. این پژوهش از نظر هدف
کاربردی و از نظر روش، یک تحقیق آزمایشی بوده است . دانشجویان روانشناسی دانشگاه
شهید باهنر، جامعه آماری تحقیق را تشکیل داده اند. به این منظور 44 نفر از دانشجویان رشته
روانشناسی به شکل تصادفی انتخاب و سپس به صورت گمارش تصادفی در دو گروه
آزمایش و کنترل جایگزین شدند، ازگروههای آزمایش و کنترل پیشآزمونی گرفته شد سپس
گروه آزمایش در معرض ده جلسه آموزشی مهارتهای مدیریت زمان قرار گرفتند، ولی گروه
کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکردند . سپس از اعضا ء گروه های آزمایش و کنترل
پسآزمون به عمل آمد تا تأثیر آموزش مشخص شود آزمود نیها پرسشنام ۀ خودکارآمدی
عمومی شرر و همکاران( 1982 ) رادردو مرحله پیشآزمون و پسآزمون تکمیل کردند. داده ها با
استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت نتایج پژوهش نشان داد که
آموزش مهارتهای مدیریت زمان بر خودکارآمدی تأثیر معناداری دارد. همچنین نتایج نشان
داد که این آموزش برخودکارآمدی با توجه به جنسیت تأثیر معناداری نداشته ولی آموزش با
توجه به شبانه یا روزانه بودن برخودکارآمدی تأثیر معناداری داشته است.

بررسی مقایسه ای تفکر انتقادی و خودکارآمدی دانشجویان رشته های هنری و غیر هنری

دوره 2، شماره 4، بهار 1387، صفحه 75-90

محمدرضا تمنایی فر، زینب یزدانی کاشانی، محمد امینی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسه‌ای تفکرانتقادی و خودکارآمدی دانشجویان رشته‌های هنری و غیرهنری بوده است. جامعه پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 88 - 87 است که از میان آنها نمونه‌ای مشتمل بر320 دانشجو(160 دانشجوی رشته هنری و 160 دانشجوی رشته غیرهنری) با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند که در سن، جنس و پایه تحصیلی همتا شده‌اند. روش تحقیق از نوع علی ـ مقایسه‌ای است. ابزارهای سنجش در این تحقیق، شامل پرسشنامه مشخصات عمومی، آزمون مهارت‌های تفکرانتقادی کالیفرنیا ـ فرم ب و مقیاس خودکارآمدی شرر بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی(فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی(آزمون t) استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که دانشجویان رشته‌های هنری در مقایسه با دانشجویان رشته‌های غیرهنری از تفکرانتقادی و خودکارآمدی بالاتری برخوردارند؛ همچنین دانشجویان رشته‌های هنری نسبت به دانشجویان رشته‌های غیرهنری نمره‌های بالاتری در خرده مقیاس‌های تفکر انتقادی کسب کردند. نتایج این پژوهش، مؤید آن است که آموزش هنر، بر رشد تفکر انتقادی و خودکارآمدی تاثیر به‌ سزایی دارد و به تثبیت جایگاه والای هنر در نظام آموزشی کمک می‌کند.