الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 73-86
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.519725.3315
عصمت محمدی، محمد مجتبی زاده، رسول داودی
چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از منظر جمعآوری دادهها، توصیفی؛ و از چشمانداز ماهیت دادهها، کیفی، از نوع روش نظریه زمینهای مسبوق به سابقه بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۵ خبره جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. برای تضمین روایی، از معیارهای قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال، قابلیت ارتباط و قابلیت تأیید استفاده شد و پایایی دادهها با ضریب کاپای کوهن 876/0 که نشاندهنده توافق بسیار قوی بین کدگذاران است، ارزیابی گردید.
یافتهها: یافتهها نشان داد توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی دبیران نیازمند توجه به سه دسته شرایط است: شرایط علی شامل سیاستگذاری آموزشی، انگیزش، عدالت و زیرساختها؛ شرایط مداخلهگر شامل اعتماد، فرهنگ سازمانی و مشارکت؛ و شرایط زمینهای مانند زیرساخت و فناوری آموزشی. راهبردهای اصلی شامل نوآوری و رشد حرفهای بوده و عوامل پیامدی نیز حمایت از معلمان، روابط اجتماعی و شفافیت ساختاری را در بر میگیرد. خبرگان بر اصلاح ساختار مدیریتی، افزایش مشارکت معلمان، رفع موانع سیاسی، توسعه تحقیقات، ارتقای جایگاه معلمان و تقویت فرهنگ پژوهش تأکید کردند. این یافتهها در قالب الگویی تحت عنوان «توسعه پایدار شایستگیهای آموزشی» ارائه شده که بر تعامل این عوامل تأکید دارد.
نتیجهگیری: نتیجهگیری نشان میدهد توسعه پایدار شایستگیهای دبیران نیازمند رویکردی جامع و سیستمی است که تمامی عوامل مؤثر را در نظر بگیرد و با مشارکت مشترک سیاستگذاران، مدیران و معلمان، نظامی پویا و منعطف ایجاد کند که به طور مستمر برنامههای آموزشی را با نیازهای روز هماهنگ سازد.
ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش تعارضات نقش معلمان در محیطهای یاد گیری چندفرهنگی
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 109-125
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.512927.3305
عطا الله محمودی، محمد آزاد عبداله پور
چکیده هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش این تعارضات، به شناسایی عوامل مؤثر و راهکارهای کاهش آنها میپردازد تا عملکرد معلمان در چنین محیطهایی بهبود یابد.
روش: این پژوهش از نظر روش آمیخته، بخش کیفی سنتزپژوهی و تحلیل تِم مصاحبه با خبرگان و بخش کمی آزمون معادلات ساختاری برای تناسب سنجی مدل بود.
یافته ها: یافتهها نشان داد که تعداد 24 مفهوم اولیه در قالب 5 مفهوم یا مضمون اصلی از 17 مقاله از پیشینه تجربی شناسایی با توجه به نتایج مصاحبه 21 مولفه در قالب 3 عامل استخراج شد سپس در نهایت عوامل استخراج شده از منابع کتابخانهای جدول و نظرات اساتید و خبرگان به ترتیب مرتب و موارد تکراری و مشابه حذف شد که نهایتا تعداد 38 مفهوم اولیه (شاخص)، 6 تِم و مضمون اصلی (آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامههای درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط آموزشی، توسعه مهارتهای حل تعارض و آموزش و توانمندسازی) در قالب عوامل موثر در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی شناسایی و تعیین شدند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج عوامل متعددی در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیطهای یادگیری چندفرهنگی تأثیر دارند. این عوامل شامل آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامههای درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی، توسعه مهارتهای حل تعارض و آموزش و توانمندسازی معلمان هستند. بهویژه، آمادگی فرهنگی معلمان به آنها کمک میکند تا تفاوتهای فرهنگی دانشآموزان را بهتر درک و مدیریت کنند.
تبیین نقش واسطهای توانمندسازی معلمان در رابطه بین رهبری سطح پنج با تمایل به انجام رفتارهای فرانقشی
دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 19-33
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.423986.3072
جمال حاجی، عادل زاهد بابلان، گلاویژ وفایی فر، پریناز رحمانی باروجی
چکیده زمینه: سازمانهای آموزشی که وظیفه خطیر و مهم تعلیم و تربیت رسمی را به عهده دارند برای ایفای مطلوب نقش خود در اجتماع، نیازمند معلمانی هستند که توانایی انجام رفتارهای فرانقشی را داشته باشند.
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه رهبری سطح پنج و رفتارهای فرانقشی با واسطهگری توانمندسازی معلمان انجام شد.
روش: مطالعه حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهر مهاباد (965 نفر) در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل میدادند که از میان آنها تعداد 265 نفر بهعنوان نمونه و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری اطلاعات موردنیاز از پرسشنامههای رهبری سطح پنج (شریعت نژاد و همکاران، 1397)، توانمندسازی کارکنان مدرسه (Short & Rinehart, 1995) و رفتارهای فرانقشی (Organ & Konovsky, 1983) استفاده گردید. دادهها با استفاده از روش معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد سه مرحلهای حداقل مربعات جزئی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد سبک رهبری سطح پنج بر رفتارهای فرانقشی و توانمندسازی معلمان اثر مثبت و معنیداری دارد. همچنین توانمندسازی معلمان بر رفتارهای فرانقشی آنان دارای اثر مستقیم و معنیداری بود و متغیر توانمندسازی معلمان در خصوص تأثیر سبک رهبری سطح پنج بر رفتارهای فرانقشی، دارای نقش میانجی بود.
نتیجهگیری: با توجه به این یافتهها میتوان بیان کرد برای ترویج رفتارهای فرانقشی در بین معلمان توجه به سبک رهبری سطح پنج و توانمندسازی آنان لازم و ضروری به نظر میرسد.
واکاوی ویژگی اجتماعی دانشآموزان ابتدایی از منظر معلمان
دوره 17، شماره 62، پاییز 1402، صفحه 34-49
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.413601.3038
سمانه یگانه، محبوبه عارفی
چکیده هدف: توجه به ویژگی اجتماعی دانشآموزان در فهرست اهداف آموزشی دوره ابتدایی همواره در طول طراحی و برنامهریزی درسی مدنظر بوده است؛ زیرا دوره ابتدایی به عنوان دورهای حیاتی تأثیر بسزایی در آموزش رسمی و ضمنی بعد اجتماعی دانشآموزان بهصورت مقطعی و آینده نگر دارد. این مطالعه با هدف واکاوی ویژگی اجتماعی دانشآموزان دوره ابتدایی از منظر معلمان انجام شد.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد روش شناختی کیفی و روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند بود. مشارکت-کنندگان پژوهش در سال تحصیلی 1402-1401 به روش هدفمند از میان معلمان دوره ابتدایی شهرهای مختلف کشور ایران انتخاب شدند و با تعداد 14 معلم اشباع اطلاعات حاصل شد. تجزیهوتحلیل محتوای کیفی داده ها به کمک نرم افزار انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشانگر مهمترین ویژگی اجتماعی دانشآموزان ابتدایی در شش کد محوری و هفده کد باز و شامل مفهوم دیگران، درک تفاوتها، مسئولیت پذیری، حقوق و وظایف، مهارت تعاملی و عملکردگریزی بود. نتایج نشان دهنده کاهش ویژگیهای مسئولیت پذیری، آگاهی از حقوق و مهارت تعاملی دانشآموزان و افزایش ویژگیهای درک دانشآموزان از مفهوم دیگران، تفاوتها و عملکردگریزی در مقایسه با گذشته است.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر توجه به ابعاد مسئولیت پذیری، حقوق و وظایف، مهارت تعاملی و عملکردگریزی را در پرورش ویژگی اجتماعی دانشآموزان تأیید کرد. تغییرات ایجادشده در ابعاد مختلف ویژگی اجتماعی دانش-آموزان باید سبب تغییر و اصلاح عناصر برنامه درسی ازجمله روش تدریس و گروه بندی دانشآموزان و درنتیجه اصلاح برنامه درسی اجراشده معلمان دوره ابتدایی شود.
نقش میانجیگری خود-کنترلی در رابطه با صفتهای شخصیتی، تعهد سازمانی و انگیزش شغلی
دوره 17، شماره 62، پاییز 1402، صفحه 64-82
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.412914.3036
لیلا محمدی، محمد مجتبی زاده
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری روابط صفتهای شخصیتی، تعهد سازمانی و انگیزش شغلی با میانجیگری خود-کنترلی در معلمان و مدیران مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه 2 آموزشوپرورش شهر زنجان انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی؛ ازنظر روش جمعآوری دادهها، توصیفی، از نوع پیمایشی؛ و ازنظر ماهیت دادهها، کمی بود. جامعه آماری، شامل کلیه معلمان و مدیران مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه 2 آموزشوپرورش شهر زنجان در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 369 نفر بوده است. شیوه نمونهگیری، روش نمونهگیری چندروشی، بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، به تعداد 225 نفر بود. ابزار جمعآوری دادهها،. پرسشنامه صفتهای شخصیتی ﻫﮕﺰاﮐﻮ (2013)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1990)، پرسشنامه انگیزش شغلی هرزبرگ (1383) و پرسشنامه خود-کنترلی تانجنی، بامستر و بون (2004) بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از روش آزمون رگرسیون چندگانه گامبهگام و مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد، رابطه بین صفتهای شخصیتی، تعهد سازمانی، انگیزش شغلی و خود-کنترلی معلمان و مدیران، بهطور مثبت معنیدار بود (01/0<P). بهعلاوه، نقش میانجی خود-کنترلی در رابطه بین صفتهای شخصیتی، تعهد سازمانی، انگیزش شغلی معلمان و مدیران مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه 2 آموزشوپرورش شهر زنجان، تأیید شد. نتیجهگیری: نتیجهگیری میشود، جهت تعالی عملکرد شغلی معلمان و مدیران مدارس؛ نهاد آموزشوپرورش باید در جهت تقویت صفتهای شخصیتی و بسترسازی برای تعهد سازمانی و انگیزش شغلی؛ و نیز بهینهسازی خود-کنترلی گام بردارد.
بررسی معیارهای صلاحیت حرفه ای معلمان دوره ابتدایی (شهرستان پرند)
دوره 16، شماره 56، بهار 1401، صفحه 34-47
علی اکبر امین بیدختی، محمدحسن پرداختچی، سعادت علی یاری
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی معیارهای صلاحیت حرفهای معلمان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را معلمان مدارس ابتدایی شهرستان پرند (160 نفر) تشکیل می دادند. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شد و تعداد 113 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آنها به شکل تصادفی – طبقه ای متناسب صورت گرفت .جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد سنجش صلاحیت معلمان با ضریب الفای کرانباخ 87% و روایی صوری و محتوایی آن با نظرات اساتید متخصص و خبره تایید و انجام شد . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی و نرم افزار SPSS 21 صورت پذیرفت .نتایج پژوهش نشان داد که میانگین کلی 11 معیار مطرح شده (4.38) از میانگین متوسط بالاتر بوده و معلمان از صلاحیت حرفهای نسبتاً خوبی برخوردار بوده اند و همه معیارهای ارائه شده با کسب نمرات بالاتر از میانگین کلی 3 از معیارهای صلاحیت حرفهای ایشان به شمار میروند و دو عامل فعالیت در جهت توسعه حرفهای( با میانگین 7.73) و طرحریزی و برنامهریزی آموزشی(با میانگین 7.26) از مهم ترین و موثرترین عوامل و 2 عامل سنجش و برقراری ارتباط با نتایج یادگیری(با میانگین 4.39) و مشارکت در امور اجرایی و مدیریتی(با میانگین 4.35) از کم اهمیتترین عوامل در صلاحیت حرفهای معلمان بوده است.
واژههای کلیدی: معیارهای صلاحیت حرفهای، معلمان دوره ابتدائی
رابطه ذهن آگاهی با رضایت از زندگی در معلمان: بررسی نقش میانجی گرانه سبک های مقابله در رویارویی با اپیدمی کرونا
دوره 15، شماره 55، زمستان 1400، صفحه 98-109
معصومه کریم زاده، محمد آزاد عبداله پور
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ذهن آگاهی با رضایت از زندگی معلمان با توجه به نقش میانجی سبکهای مقابله در رویارویی با اپیدمی کرونا بود. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی، ازنظر ماهیت کمی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات، همبستگی با کاربرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، معلمان مقطع ابتدایی شهرستان بوکان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 189 نفر از آنان به شیوه هدفمند بهعنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامههای رضایت از زندگی داینر و پاوت (1985)، سبکهای مقابلهای درتاج و همکاران (1399) و مقیاس پنجوجهی ذهن آگاهی Bauer و همکاران (2006) پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها از روش حداقل مجذورات جزئی (PLS) به کمک نرمافزار SPSS و PLS3 استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای پژوهش رابطه معنیدار وجود دارد و سبکهای مقابله مثبت و منفی در رابطه بین ذهن آگاهی و رضایت از زندگی نقش میانجی را دارند و 19 درصد از اثر کل ذهن آگاهی بر رضایت از زندگی معلمان از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی سبکهای مقابله مثبت تبیین میشود. همچنین، 18 درصد از اثر کل ذهن آگاهی بر رضایت از زندگی معلمان از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی سبکهای مقابله منفی تبیین میشود. براساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی بهعنوان یک ویژگی مثبت و ارزشمند با تأثیر بر سبکهای مقابله در رویارویی با اپیدمی کرونا، میتواند منجر به افزایش رضایت از زندگی معلمان گردد.
بررسی رابطه تواناییهای شناختی و ذهنآگاهی با خردمندی معلمان: نقش واسطهای هیجانات مثبت
دوره 15، شماره 52، بهار 1400، صفحه 88-99
مهدی برزگر بفرویی، عزتاله قدمپور، سیمین غلامرضایی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تواناییهای شناختی و ذهنآگاهی با خردمندی معلمان با نقش واسطهای هیجانهای مثبت بود. روش پژهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعة آماری پژوهش همة معلمان مدارس ابتدایی شهرستان میبد به تعداد 600 نفر بود. به این منظور 375 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهرستان میبد با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه تواناییهای شناختی نجاتی (1392)، پرسشنامه ذهنآگاهی براون و ریان (2003)، پرسشنامه هیجانهای مثبت چن (2016) و مقیاس سه بعدی خرد آردلت (2003) را تکمیل کردند. پس از گرداوری دادهها، مدلیابی معادلات ساختاری برای آزمون مدل پیشنهادی و فرضیهها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (91/0= NFI و 068/0= SRMR). نتایج تحلیلها نشان داد تواناییهای شناختی، ذهنآگاهی و هیجانهای مثبت بر خرد تأثیر مثبت معنادار دارد. همچنین نقش واسطهای هیجانهای مثبت در رابطه بین تواناییهای شناختی و ذهنآگاهی با خرد تأیید شد. یافتهها نشان میدهد با افزایش متغیرهای تواناییهای شناختی، ذهنآگاهی و هیجانهای مثبت میتوان افزایش خرد در معلمان را انتظار داشت.
اثربخشی برنامه تعاملاتی شناختی-رفتاری مثبتگرا بر بهداشت روان و رضایت از شغل معلمان
دوره 14، شماره 51، زمستان 1399، صفحه 137-157
محمد دربا، محمد حسن آسایش، علی علیمرادی
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی برنامه تعاملاتی شناختی - رفتاری مثبتگرا بر بهبود بهداشت روان و رضایت از شغل معلمان شهر بوکان صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیشآزمون -پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان مرد دوره ابتدایی شهرستان بوکان در سال تحصیلی 98-97 بود که از بین آنها 16 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه بهداشت روان کیز (2002) و پرسشنامه رضایت از شغل مینه سوتا (MSQ) بود که قبل و بعد از مداخله بر روی گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. برنامه تعاملات گروهی بر اساس رویکرد شناختی -رفتاری مثبتگرا تنظیم شد و در طی 8 جلسه گروهی و مدتزمان 90 دقیقه برای گروه آزمایش اجرا شد اما بر روی گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین میانگین نمرات مؤلفههای رضایت از شغل (نوع شغل، فرصتهای پیشرفت، جوسازمانی و سبک رهبری) و مؤلفه -های بهداشت روان طی مراحل پیشآزمون و پسآزمون در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد؛ درحالیکه این تفاوت در گروه کنترل معنادار نبود.
خستگی عاطفی بر اساس ابعاد کمالگرایی و هیجانات معلمان
دوره 14، شماره 48، بهار 1399، صفحه 145-160
اسد حجازی، سعداله هاشمی
چکیده هدف پژوهش حاضر پیشبینی خستگی عاطفی بر اساس ابعاد کمالگرایی و هیجانات معلمان بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بود. با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای مناطق 7، 2، 18، 5 و 10 به روش تصادفی انتخاب و از هر منطقه 2 دبستان دخترانه و 2 دبستان پسرانه و از هر دبستان تمامی معلمان ابتدایی که تمایل به همکاری داشتند، انتخاب شدند. حجم نمونه پژوهش شامل 225 نفر (117 مرد و 108 زن) بود. دادهها با استفاده از پرسشنامههای فرسودگی شغلی مزلج و همکاران (2001)؛ هیجانات معلم چن (2016) و کمالگرایی هیل و همکاران (2004) جمعآوری شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که از ابعاد هیجانات معلم بعد شادی و عشق به ترتیب با ضریب بتای (212/0-) و (201/0-) بهصورت منفی و معناداری خستگی عاطفی را پیشبینی کردند (001/0>P). ابعاد غم، خشم و ترس به ترتیب با ضریب بتای (277/0)، (144/0) و (159/0) بهصورت مثبت و معناداری خستگی عاطفی را پیشبینی کردند. کمالگرایی منفی با ضریب بتای (186/0) بهصورت مثبت و معناداری خستگی عاطفی را پیشبینی کرد. کمالگرایی مثبت نیز توانست بهصورت منفی و معناداری با ضریب بتای (326/0-) میزان خستگی عاطفی را در معلمان ابتدایی پیشبینی کند. ایجاد زمینه بروز هیجانات مثبت در معلمان و همچنین آموزش شیوههای مقابله با کمالگرایی منفی میتواند منجر به کاهش خستگی عاطفی در معلمان ابتدایی شهر تهران شود.
روابط ساختاری نقش گروههای آموزشی باکیفیت عملکرد معلمان: نقش میانجی توانمند سازی
دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 104-123
ولی محمد دریتی، محمد تابان، وحید شرفی، سکینه جعفری
چکیده هدف این پژوهش، آزمون روابط ساختاری نقش گروههای آموزشی با کیفیت عملکرد معلمان با نقش میانجی توانمندسازی آنان در دبیرستانهای شهر یاسوج بود. روش مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود شرکتکنندگان 201 نفر از معلمان (111 مرد، 90 زن) دبیرستانهای شهر یاسوج در سال تحصیلی 93-92 بودند که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. همه آنها مقیاسهای نقش گروههای آموزشی، کیفیت عملکرد و توانمندسازی را تکمیل کردند. دادهها با مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار LISREL تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که نقش گروه های آموزشی به طور مستقیم بر توانمندسازی اثر ساختاری دارد. نقش گروه های آموزشی به طور مستقیم بر کیفیت عملکرد اثر ساختاری دارد. نقش گروههای آموزشی به طور غیرمستقیم با میانجی توانمندسازی بر کیفیت عملکرد تأثیر دارد. نتیجه میگیریم نقش گروههای آموزشی میتواند به طور مستقیم توانمندسازی و کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین نقش گروههای آموزشی به طور غیر مستقیم و با واسطه توانمندسازی میتواند کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد. تلویحات کاربردی یافتهها مورد بحث قرار گرفت.
