تدوین و بررسی انتقادی الگوی اشتغالپذیری فارغالتحصیلان آموزشعالی با تاکید بر سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس: رویکرد نورمن فرکلاف
دوره 18، شماره 67، زمستان 1403، صفحه 25-39
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.507141.3294
طیبه لیراوی، محمد حسنی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف تدوین و بررسی انتقادی الگوی اشتغالپذیری فارغالتحصیلان آموزش عالی با تأکید بر سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس انجام شده است.
روش: پژوهش پیشرو شامل دو مرحله کلی میباشد. ابتدا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و صنعت مدلی برای اشتغالپذیری فارغالتحیلان نظام آموزش عالی شناسایی و تدوین گردید و پس از شناسایی الگو، با رویکرد انتقادی به سراغ سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس رفته و وجوه اشتغالپذیری دانشجویان را مورد کاوش قرار داد و میزان انطباق و افتراق الگوی شناسایی شده با سند مذکور را مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در مرحله اول پژوهش از دیدگاه خبرگان حوزه آموزش عالی، پانزده ویژگی اصلی(ارزیابی و برنامهریزی آموزشی شغلمحور، توسعه آموزش و مشاوره ، ارتباط با صنعت، ارزیابی قبل از ورود به دانشگاه، توجه به اسناد ، توجه به ظرفیتهای فرهنگی، توسعه پژوهش کاربردی، رصد فناوری نوین، توسعه فعالیت ترویجی، استقرار سیستم پایش و ارزیابی، آموزش در محیط کار واقعی، به کارگیری و توسعه نیروی انسانی توانمند در حوزه اشتغال، تقویت و توسعه زیرساخت حوزه اشتغال، برنامهریزی و توانمندسازی اقتصادی و برنامهریزی پایدار) الگوی توسعه اشتغال-پذیری فارغالتحصیلان آموزش عالی تبیین شد و در مرحله دوم در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین سند راهبردی دانشگاه خلیج فارس مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
نتیجهگیری: دانشگاه خلیج فارس دارای یک پیوستگی و همگنی در زمینه سیاستگذاریهای حوزه اشتغال نمیباشد که مستلزم اتخاذ رویکردهای کلان و ابلاغ توسط نهادهای ملی حوزه سیاستگذاری علم و فناوری میباشد تا توسعه منطقه را شتاب بخشد.
میزان توجه به سرمایههای فرهنگی در کتابهای درسی
دوره 17، شماره 62، پاییز 1402، صفحه 83-97
https://doi.org/10.22034/jiera.2023.412363.3034
کتایون حمیدی زاده، فاطمه امیریان
چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی جایگاه مؤلفههای سرمایه فرهنگی در کتابهای درسی دورۀ ابتدایی انجام گرفت.
روش: به همین منظور از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل محتوای تمامی کتابهای درسی دوره دوم ابتدایی در سال تحصیلی 03-1402 شامل پایههای چهارم، پنجم و ششم بوده که از این جامعه، کتابهای فارسی، مطالعات اجتماعی و هدیههای آسمانی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه تحلیل محتوای سرمایه فرهنگی برحسب نظریه بوردیو است که پیشازاین پژوهش تنظیم شده است و روایی آن از طریق روایی محتوایی و پایایی آن از طریق روش اسکات با 20/91 درصد مجدد محاسبه شد. برای تجزیهوتحلیل داده از آمار توصیفی و روش آنتروپی شانون استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که از میان مؤلفههای سرمایه فرهنگی که عبارتاند از عینیت یافته، نهادینه شده و تجسمیافته سرمایه فرهنگی عینیت یافته با فراوانی 1837 و 25/54 درصد بیشترین سهم را دارد، و کمترین نیز مربوط به سرمایه فرهنگی نهادینه شده با فراوانی 86 و 53/2 درصد است. فراوانی سرمایه فرهنگی تجسمیافته نیز 1463 و 20/43 درصد است. کمترین بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت مربوط به بعد نهادینه شده معادل 25/0 و 03/0 است و بیشترین بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت مربوط به بعد تجسمیافته معادل 37/0 و 18/0 است.
نتیجهگیری: بنا بر یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که، مؤلفان کتابهای درسی این دوره توانستهاند با اختصاص 73/33% از محتوای کتابهای درسی به مؤلفههای سرمایه فرهنگی تا حدی از قابلیتهای کتابهای درسی ابتدایی برای انعکاس مؤلفههای سرمایههای فرهنگی استفاده نمایند.
شناسایی مؤلفهها و تحلیل محتوای برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی بر مبنای سند تحول بنیادین
دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 69-81
محمدرضا فتحی، زهره سعادتمند، علیرضا یوسفی
چکیده این پژوهش درصدد شناسایی مؤلفهها و تحلیل محتوای برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی بر مبنای سند تحول بنیادین (مطالعه موردی برنامه درسی پایه پنجم) در سال تحصیلی 1398-1397 بوده است. روش پژوهش ترکیبی (آمیخته) بوده که در دو فاز کیفی از نوع تحلیل محتوا با نظام مقولهبندی استقرایی و در فاز کمی از نوع تحلیل محتوا با استفاده از مدل شانون انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش در سطح کیفی اسناد بالادستی نظام آموزشوپرورش ایران و در سطح کمی کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی بود. ابزار جمعآوری اطلاعات، فیشها و جداول محققساختهای بودند که جهت ثبت و شناسایی مؤلفههای کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی از آنها استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل محتوا در سطح کیفی 60 گویه و 24 مؤلفه از سند تحول بنیادین استخراج و با استفاده از مدل آنتروپی شانون در فاز کمی 47 گویه و 22 مؤلفه از کتاببرنامه درسی پایه پنجم ابتدایی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در کتاب علوم تجربی پنجم ابتدایی بیشترین ضریب اهمیت مربوط به گویههای نگاه علمی به مسائل و حوادث، مشارکتپذیری در فعالیتها، آموزش اصول اولیه کارآفرینی و کمترین ضریب بهرهگیری از محیطهای مجازی و رسانهها جهت ارتقای یادگیری، ایجادکننده فرصتهای متنوع آموزشی برای دانشآموزان با نیاز ویژه، ایجاد فرصت برای راهاندازی و تشکیل نمایشگاههای علمی دستساختههای فراگیران و توانایی کار کردن و استفاده از منابع دیجیتال بود.
تبیین رویکرد پژوهش محوری در آموزش و تحلیل محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی (سوم تا ششم) بر اساس مؤلفههای پژوهش محوری
دوره 11، شماره 39، زمستان 1396، صفحه 7-23
https://doi.org/10.22034/jiera.2018.61050
راحله قاضی اردکانی، حسن ملکی، علیرضا صادقی
چکیده هدف از پژوهش حاضر تبیین رویکرد پژوهشمحوری در آموزش جهت استخراج مؤلفههای آن و تحلیل محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی (سوم تا ششم) در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش کیفی و کمی در دو فاز انجام شد. ابتدا در فاز اول به بررسی مبانی نظری مشتمل بر مرور ادبیات پژوهش، دیدگاههای اندیشمندان این حوزه و پیشینه تجربی پژوهش و در فاز دوم به تحلیل کتب مطالعات اجتماعی پرداخته شده است. در فاز اول ابزار گردآوری دادهها کاربرگهای تحلیل محتوا برای استخراج مؤلفههای مبانی نظری و در فاز دوم تحلیل محتوای (پدیده در متن) کمی برای تحلیل کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بر اساس مؤلفههای استخراجی فاز اول است. نتایج پژوهش در فاز اول نشان داد مؤلفههای استخراجی شامل تفکر انتقادی، حل مسئله، مسئولیتپذیری، مشارکت و تشریکمساعی، تفکر خلاق، فراشناخت، خودتنظیمی، پرسشگری، سعهی صدر، انعطافپذیری، استدلال، کنجکاوی، مهارتهای ارتباطی، تعاون و همکاری است و در فاز دوم، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم درمجموع 36 مورد، پایه چهارم 37 مورد، پایه پنجم 27 مورد و پایه ششم 54 مورد مؤلفههای پژوهش محوری را دارند؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که کتب مذکور بر اساس رویکرد پژوهش آنطور که بایدوشاید به این امر نپرداختهاند و پیشنهاد میگردد تجدیدنظر اساسی در تدوین محتوای کتابهای مذکور صورت گیرد تا زمینه پرورش تفکر پژوهشی و استفاده از رویکرد نوین پژوهش محوری در آموزش پرورش دوره ابتدایی فراهم گردد.
رهیافتی به پیامدهای سیاست گذاری علم و فناوری در ایران بر اساس تحلیل اسناد بالادستی
دوره 11، شماره 37، تابستان 1396، صفحه 151-178
https://doi.org/10.22034/jiera.2017.57770
حجت اله مرادی پور، ابراهیم حاجیانی، حشمت خلیفه سلطانی
چکیده بهطور عام بیش از چند دهه از عمر سیاستگذاریهای کلان و برنامهریزیهای توسعه مبتنی بر این سیاستگذاریها در ایران میگذرد اما بهطور خاص سیاستگذاری در حوزه علم و فناوری سابقهای حدوداً دو دههای دارد. برای اولین در برنامه توسعه سوم فصلی به توسعه علم و فناوری اختصاص داده شد. در طول این سالها چندین سند بالادستی برای سیاستگذاری کلان در حوزه علم و فناوری (سند چشمانداز بیستساله، نقشه جامعه علمی کشور و سیاستهای کلی علم و فناوری ابلاغی مقام معظم رهبری) تدوین و ابلاغ شده است. بعد از گذشت قریب دو دهه از سیاستگذاریها متأسفانه نتایج و خروجیها با آنچه انتظار میرفت تفاوت دارند. رتبه علمی ایران و برخی دیگر از شاخصهای مرتبط مؤید همین مطلب هستند. با عنایت به اینکه این پژوهش ازلحاظ ماهیت کاربردی، ازنظر نوع کمی و کیفی (آمیخته) و لذا روش تحلیل محتوای کیفی-کمی استفاده شده است. جامعه آماری آن اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری است. با توجه به اینکه هدف اصلی این پژوهش شناسایی نوع/ روش سیاستگذاری علم و فناوری بهمنظور تحلیل پیامدهای حاصل از سیاستگذاریهای مذکور بر توسعه کشور است، ضمن مطالعه مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق، نسبت به شناسایی ابزارهای سیاستگذاری اقدام شده و سپس با تحلیل محتوای اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری سعی شده است که ارتباط میان شیوه سیاستگذاریهای انجامشده با پیامدهای حوزه علم و فناوری را شناسایی نماییم. یافتهها نشان میدهند که وحدت رویه و نگاه منسجم استراتژیک بر سیاستگذاریها حاکم نبوده است و پیامدها از عدم توازن در عرصههای عرضه و تقاضا رنج میبرند.
تحلیل محتوای فصلنامۀ علمی پژوهشی « پژوهش در نظام های آموزشی»
دوره 5، شماره 12، بهار 1390، صفحه 129-140
شیرین رضوانی فر، سیده مریم حسینی لرگانی، حسن محمودیان
چکیده هدف پژوهش، بررسی وضعیت محتوای مقالههای فصلنامۀ « پژوهش در نظامهای آموزشی» به منظور شناسایی و بررسی قلمرو موضوعی و روش پژوهشی مورد استفادۀ آنها در دورۀ سه ساله (از آغاز انتشار در سال 86 تا پایان سال 1389) بوده است. روش پژوهش تحلیل محتواست که روشی استنباطی است که به صورت منظم و عینی به منظور تعیین ویژگیهای مورد نظر در 64 مقالۀ فصلنامه به کار برده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بیشتر مقاله با موضوع پژوهش در آموزش(25 درصد مقالهها)، روش پژوهشی پیمایشی (31.2 درصد مقالهها) و جامعۀ هدف کارشناسان، تحقیقات قبلی و نظام آموزشی کشور (32.8 درصد مقالهها) انتشار یافتهاند.
