فرامتن و تأثیر آن بر سواد خواندن در کتاب فارسی پایه چهارم
دوره 19، شماره 71، زمستان 1404، صفحه 31-44
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.564234.3417
محمدرضا پاشایی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی کیفیت عناصر فرامتنی و بررسی رابطه آنها با سطح شناختی پرسشهای درک مطلب در کتاب «فارسی پایه چهارم» انجام شد.
روش پژوهش تحلیل محتوایی توصیفی - تحلیلی مبتنی بر چارچوب عملیاتی PMF‑7 بود که هفت بُعد فرامتنی شامل سازماندهی، راهبری خواندن، پیوند تصویر – متن، نشانهگذاری و لحن، تعاملی/ پرسشی، چندرسانهای و بار شناختی و صفحهآرایی را سنجید. نمونه شامل هشت درس نماینده از فصول مختلف کتاب بود که هر درس توسط دو کدگذار مستقل با استفاده از چکلیست ۲۸ آیتمی کدگذاری شد. تحلیلهای کمی شامل آمار توصیفی، ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه نمره کلی فرامتن و میانگین شدت شناختی پرسشها، ضریب کاپا برای سنجش پایایی بینداوری و آلفای کرونباخ برای ارزیابی سازگاری درونی زیرمقیاسها بهکار گرفته شد.
یافتهها نشان داد میانگین نمره کلی فرامتنها برابر با 37.25 از 56 (حدود 66.5 درصد) است؛ پایایی بینداوری مطلوب بود (Cohen’s Kappa ≈ 0.79) و آلفای کرونباخ زیرمقیاسها در بازه 0.71 تا 0.86 قرار داشت. تحلیل رابطهای نشان داد کیفیت کلی فرامتن با میانگین شدت شناختی پرسشها همبستگی مثبت و معناداری دارد. تحلیل ابعادی مشخص کرد که سازماندهی و پیوند تصویر - متن بیشترین نقش را در ارتقای پرسشهای تحلیلی دارند، درحالیکه راهبری خواندن و همترازی چندرسانهای نیازمند تقویتاند.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که اصلاحات هدفمند در قالبهای راهبری خواندن، دستورالعملهای استفاده از رمزینههای صوتی و ویراستاری فنی میتواند بهطور مؤثری سطح شناختی پرسشها و کیفیت یادگیری خواندن را ارتقا دهد؛ پیشنهاد میشود این بازطراحیها در قالب پایلوت مداخلهای در کلاسهای واقعی آزمون شوند.
اثربخشی آموزش ذهنآگاهی مبتنیبر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانشآموزان
دوره 18، شماره 66، پاییز 1403، صفحه 57-74
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.495815.3276
فریده محسنی هنجنی
چکیده
هدف: در این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانشآموزان مقطع دوم متوسطه پرداخته شد.
روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه در رشته ادبیات و علوم انسانی منطقه ۵ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از روش نمونهگیری در دسترس برای انتخاب ۳۰ نفر استفاده شد که به دو گروه ۱۵ نفری تقسیم شدند. گروه آزمایش بسته آموزشی ذهنآگاهی مبتنی بر اشعار حافظ (محسنی هنجنی، 1403)، را به مدت ۱۰ جلسه و هر جلسه ۹۰ دقیقه دریافت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. آزمون درک مطلب ادبیات فارسی پیش و پس از دوره آموزشی برای هر دو گروه برگزار شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و نرمافزار SPSS28 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشاندهنده تأثیر مثبت آموزش ذهنآگاهی بر درک مطلب ادبیات فارسی دانشآموزان بود. این آموزش به تقویت تواناییهای تحلیلی و درک مطلب آنها کمک کرد و موجب افزایش یادگیری شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میانگین گروه آزمایش و گواه به طور معناداری متفاوت و میانگین گروه آزمایش بالاتر از گروه گواه بود (p < 0.05).
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که آموزش ذهنآگاهی میتواند به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء درک مطلب ادبیات فارسی دانشآموزان به کار گرفته شود. بر این اساس، به معلمان و برنامهریزان آموزشی توصیه میشود که تکنیکهای ذهنآگاهی را در برنامههای درسی خود گنجانده و از آنها برای ایجاد محیطی پویا و تعاملی در کلاس استفاده کنند. این اقدام میتواند کیفیت یادگیری را ارتقا بخشد.
اثرات و نحوه ارزیابی پویا ، ارزیابی پویای رایانهای ، ارزیابی ایستا و درک مطلب
دوره 14، شماره 49، تابستان 1399، صفحه 25-39
مهدی یعقوبی، سید آیت الله رزمجو
چکیده هدف این مطالعه مقایسه اثرات ارزیابی پویا رایانهای، ارزیابی پویا و ارزیابی ایستا بر عملکرد درک مطلب بود. همچنین نگرش زبانآموزان نسبت به ارزیابیهای ایستا، پویا و پویا رایانهای موردبررسی قرار گرفت. روش پژوهش از نوع ترکیبی و راهبرد اکتشافی – متوالی بوده است. به این منظور، امتیازات آزمون بهعنوان دادههای کمی و محتوای بهدستآمده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته بهعنوان دادههای کیفی مورداستفاده قرار گرفتند. شرکتکنندگان در این مطالعه شامل 60 زبانآموز ایرانی بودند که زبان انگلیسی را بهعنوان یک زبان خارجی میآموختند و سطح مهارت آنان در زبان انگلیسی، متوسط بود. زبان آموزان به گروههای ارزیابی پویا و ارزیابی پویا رایانهای تقسیمبندی شدند. بهمنظور اطمینان حاصل کردن از عدم وجود تفاوت معنادار و قابلتوجه در درک مطلب هر یک از این گروهها، عملکرد خوانش زبانآموزان قبل از انجام این مطالعه موردبررسی و ارزیابی قرار گرفت. پسازآن زبانآموزان در پسآزمون خواندن و درک مطلب شرکت کردند. در پایان در خصوص بررسی نگرش آنان نسبت به ارزیابیهای ایستا، پویا و پویا رایانهای از شرکتکنندگان مصاحبه نیمه ساختاری به عمل آمد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که هر دو ارزیابی پویا و پویا رایانهای، تأثیرات قابلتوجهی بر بهبود عملکرد درک مفاهیم شرکتکنندگان داشتهاند. همچنین ارزیابی پویا رایانهای نسبت به ارزیابی پویا در زمینه عملکرد درک مطلب مؤثرتر بوده است. تحلیل مصاحبهها نشان داد که همه شرکتکنندگان، نگرش مثبتی نسبت به ارزیابی پویا رایانهای در مقایسه با انواع قدیمی ارزیابیهای پویا و ایستا داشتند.
اثربخشی آموزش زبان با کمک مودل برعملکرد درک مطلب زبان آموزان ایرانی
دوره 13، شماره 44، بهار 1398، صفحه 121-139
https://doi.org/10.22034/jiera.2019.150284.1649
بهزاد نزاکت گو، جلیل فتحی
چکیده ابزارهای مبتنی بر وب و اپلیکیشنهایی که پتانسیل لازم جهت افزایش انگیزه و تعامل میان زبان آموزان را دارند، توجهات زیادی را در میان جامعهی آموزش زبان انگلیسی به خود جلب کردهاند. یکی از جدیدترین تکنولوژیهای مبتنی بر وب که برای اهداف آموزشی به کار گرفته شده است مودل است که یک محیط یادگیری مجازی با منبع آزاد است. با توجه به اهمیت تکنولوژی بهطورکلی و نادر بودن مطالعات مربوط به استفاده از مودل در آموزش زبان دوم، این مقاله با استفاده از یک پژوهش کمی و در قالب یک طرح شبه آزمایشی به بررسی تأثیر آموزش زبان دوم با کمک مودل بر توانایی درک مطلب زبان آموزان ایرانی میپردازد. بدین منظور در این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، نمونهای 46 نفری از زبان آموزان دو کلاس رشتهی زبان انگلیسی در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی در ایران (واحد تهران شمال) بهعنوان شرکتکنندگان پژوهش استفاده گردید. در راستای هدف پژوهش، دانشجویان گروه آزمایش (25 نفر)، از یادگیری ترکیبی بهرهمند گردیدند که در آن مودل به آموزش درون کلاسی اضافه گردید، درحالیکه دانشجویان گروه کنترل (21 نفر) فقط با همان روش سنتی آموزش درون کلاسی آموزش دیدند. این پژوهش در طول یکترم به مدت 16 هفته انجام گرفت. تحلیل آماری دادهها به کمک آزمون تحلیل کوواریانس بیانگر این بود که عملکرد درک مطلب گروه آزمایش در پایان دوره بهتر از گروه کنترل بود. این یافتهها میتواند پیامدهای قابلتوجه نظری و کاربردی برای آموزش زبان انگلیسی بهعنوان زبان دوم داشته باشد.
اثربخشی آموزش راهبردهای دقیقخوانی بر درک مطلب، و اضطرابامتحان دانشآموزان
دوره 11، شماره 39، زمستان 1396، صفحه 155-173
https://doi.org/10.22034/jiera.2018.65268
بهارک حامدی، علی اکبر سیف، علیرضا کیامنش
چکیده در این مطالعه، به بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای دقیقخوانی بر درک مطلب و اضطراب امتحان دانشآموزان پرداخته شده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش دانشآموزان دختر منطقۀ 5 تهران بودند که در سال تحصیلی 96-1395 در پایۀ هشتم تحصیل میکردند و با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و به روش تصادفی در 2 گروه آزمایش و 2 گروه کنترل (مجموعاً چهار گروه) جایگزین شدند. در پیشآزمون و پسآزمون آزمودنیها، با استفاده از آزمون محقق ساختة درک مطلب و پرسشنامۀ اضطراب امتحان فریدبن(1997) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروههای آزمایشی در 8 جلسه فنون اساسی دقیقخوانی آموزش داده شد. در حالیکه، در این مدت، گروههای کنترل این آموزشها را دریافت نکردند. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که در نتیجۀ آموزش دقیقخوانی، اختلاف معنیدار در درک مطلب و اضطراب امتحان در گروههای آزمایش نسبت به گروههای کنترل در پیشآزمون و پسآزمون وجود دارد(05/0>P). بنابراین، آموزش دقیقخوانی میتواند نمرات درک مطلب را افزایش دهد و اثر کاهشی در میزان اضطراب امتحان دانشآموزان داشته باشد. به دلیل سودمند بودن دقیقخوانی، میتوان از آن به عنوان یک روش مطالعه در مدارس استفاده کرد.
اثربخشی ساختارهای متن بر درک مطلب دانشجویان
دوره 5، شماره 15، زمستان 1390، صفحه 41-58
عاطفه فردوسی پور، علی دلاور
چکیده هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه متغیرهای ساختاری متن، برای نمونه، سبک شرح
متن، بر روی دانشجویان رشته های روانشناسی و علوم تربیتی بوده است. نمون ۀ مورد
مطالعه، عبارت بودند از دانشجویان مشغول به تحص یل در دانشگاه ها ی دولت ی شهر
تهران که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. این دانشجویان در ای ن
3) به × 300 نفر بوده اند که در یک طرح عاملی دوراهه ( 4 ( بخش از تحقیق (آزمایش 1
صورت جایگزینی تصادفی قرار گرفتند. ابزارها ی پژوه ش نی ز عبارت بود از متون
آموزشی، پرسشنامه درک مطلب و پرسشنامۀ نگرشسنج به منظور تحلیل داده ها نی ز از
تحلیل واریانس دو راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. بخشی از نتایج آزمون نشان
دادند که ساختار توضیحی (استفاده از مثال ها) بر روی درک مطلب مؤثرتر از
ساختارهای توصیفی و تحلیلی است.
