اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با عملکرد تحصیلی پایین
دوره 19، شماره 68، بهار 1404، صفحه 21-35
https://doi.org/10.22034/jiera.2025.531981.3339
علی شیخ الاسلامی، نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی، آیسان شارعی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با عملکرد تحصیلی پایین انجام گرفت.
روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعة آماری این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر با عملکرد تحصیلی پایین دورهی متوسطهی دوّم در سالتحصیلی 1403-1404 شهر اردبیل بودند. بدین منظور تعداد 30 دانشآموز دختر با عملکرد تحصیلی پایین بر حسب ملاکهای ورود به پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پس ازاجرای پیشآزمون بهوسیلهی پرسشنامهی خودپندارهی تحصیلی لیو و وانگ (2005)، گروه آزمایشی 8 جلسه (هر هفته 2 جلسه) 60 دقیقهای برنامة توانمندسازی روانشناختی توماس و ولتهوس (1990) را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تکمتغیری در نرمافزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین میانگین خودپندارهی تحصیلی (05/0>P، 84/4F=، 152/0ηp2=) دانشآموزان گروه آزمایش و کنترل در پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدینصورت که بعد از اجرای توانمندسازی روانشناختی، میانگین نمرات خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با عملکرد تحصیلی پایین در گروه آزمایش نسبت به دانشآموزان گروه کنترل بهطور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجهگیری: درنتیجه با توانمندسازی روانشناختی در دانشآموزان میتوان میزان خودپندارهی تحصیلی را در آنان افزایش داد. دانشآموزان به کمک راهبردهای توانمندسازی روانشناختی میتوانند شکستهای متعدد خود را دوباره مورد بررسی و بازبینی قرار دهند و در نهایت عملکرد تحصیلی در آنها بهبود مییابد.
بررسی رابطه رهبری دیجیتال با عملکرد خلاقانه بواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی معلّمان
دوره 18، شماره 64، بهار 1403، صفحه 35-54
https://doi.org/10.22034/jiera.2024.425600.3080
حسین معجونی، حسن رحیمی
چکیده هدف: سازمانهای آموزشی بهویژه مدارس کشورمان در شرایط متغیّر و متحوّل امروزی، جهت مقابله با مسائل و مشکلات عدیدهای که با آن روبرو هستند، نیاز مبرمی به مدیران و معلّمانی دارند که خلاق و بهروز باشند و این خلاقیّت را در عملکرد شغلیشان نشان دهند. با توجه به اهمیت و ضرورت عملکرد خلاقانه معلّمان و مدیران، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رهبری دیجیتال با عملکرد خلاقانه بهواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی معلّمان انجام شده است. روش: روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش معلّمان مقطع ابتدایی منطقه 5 تهران در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1610 نفر بودند، که از این جامعه با روش نمونهگیری تصادفی ساده و بر مبنای فرمول کوکران نمونهای به حجم 310 نفر انتخاب شد. برای جمعآوری دادههای پژوهش از پرسشنامههای رهبری دیجیتال (ULUTAŞ & ARSLAN, 2017)، توانمندسازی روانشناختی (Spreitzer, 1995) و عملکرد خلاقانه (Oldham & Cummings, 1996) استفاده شد یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و به کمک دو نرمافزار Spss و Lisrel انجام شد. نتایج تحلیل نشان داد که: رهبری دیجیتال دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 05/0 بر عملکرد خلاقانه و توانمندسازی روانشناختی معلّمان است؛ توانمندسازی روانشناختی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 05/0 بر عملکرد خلاقانه معلّمان است؛ همچنین رهبری دیجیتال بهواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر عملکرد خلاقانه معلّمان است. نتیجهگیری: درنهایت برای اینکه سازمانهای آموزشی و مدارس بتوانند همگام با تغییرات نوآورانه و پیشرفتهای محیط دیجیتالمحور واکنش مناسبی داشته باشند، باید با استفاده از سبک رهبری دیجیتال، استرس معلّمان در ارتباط با اشتباهات احتمالی برای بیان ایدهها و نظرات متنوّع و جدید را از بین برده و از این طریق باعث افزایش عملکرد خلاقانه معلّمان شوند.
