طراحی و کاوش کیفی الگوی استقرایی ارتقای کیفیت دوره کارورزی در دانشگاه فرهنگیان مبتنی بر تجارب زیستۀ ذینفعان مدل PICS*
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.251216
محمدرضا پاشایی، رسول بهنام
چکیده هدف: کارورزی بهعنوان هستۀ اصلی تربیت معلم با چالشهای ساختاری و اجرایی روبهروست. این پژوهش با هدف شناسایی این چالشها و طراحی الگویی بومی برای ارتقای کیفیت کارورزی در دانشگاه فرهنگیان (مدل PICS) انجام شد.
روش: در این مطالعۀ کیفی با روش تحلیل مضمون استقرایی، ۱۵ مشارکتکننده از سه گروه استادان، معلمان راهنما و دانشجومعلمان با نمونهگیری هدفمند حداکثر تنوع انتخاب شدند. دادهها با مصاحبۀ نیمهساختاریافته گردآوری و بر اساس الگوی ششمرحلهای براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد. اعتباربخشی با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸۵) و ممیزی همتایان و بازبینی اعضا صورت گرفت.
یافتهها: تحلیل دادهها به شناسایی ۱۲ مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی منجر شد: نبود برنامهریزی منعطف و واقعگرا، ضعف نظارت ساختاریافته و تعامل حرفهای، کمبود زیرساختهای آموزشی و فناورانه و فقدان نظام ارزیابی معتبر و چندسطحی. این چالشها بهصورت استقرایی به چهار مؤلفۀ برنامهریزی، نظارت، زیرساخت و ارزیابی جامع تبدیل شدند و مدل PICS را شکل دادند.
نتیجه گیری: مدل PICS با تأکید بر تعامل همافزایی برنامهریزی منعطف، نظارت مربیگرانه، زیرساخت غنی و ارزیابی چندسطحی، چارچوبی زمینهمند برای بهبود کارورزی فراهم میکند؛ هرچند اثربخشی آن نیازمند اعتبارسنجی میدانی است.
ارزیابی و مقایسۀ توانمندی دانشجو ـ معلمان با مدرسان آنان در بهرهگیری از اینترنت در مراکز تربیت معلم
دوره 6، شماره 16، بهار 1391، صفحه 65-90
بی بی عشرت زمانی، عفت جعفری، امین محمدی
چکیده هدف نوشتار حاضر ارزیابی و مقایسه توانمندیهای دانشجو ـ معلمان و مدرسان مراکز تربیت معلم در بهرهگیری از اینترنت در زمینههای گوناگون آموزشی و تربیتی است. هدف دیگر این نوشتار، شناسایی دلایل تفاوتهای احتمالی توانمندیها در این دو گروه و شناسایی موانع موجود برای استفاده از نوآوریهای نوین در مراکز تربیت معلم است. این پژوهش توصیفی ـ پیمایشی و نمونۀ آماری شامل 180 نفر از دانشجو ـ معلمان و مدرسان آنان بود. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته، مصاحبۀ نیمه ساختاریافته و همچنین مشاهدهنامه گردآوری شدند. دادههای کمی با استفاده از فراوانی، میانگین، آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا و دادههای کیفی با کدگذاری، سازماندهی و استخراج مقولهها تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانشجو ـ معلمان از مهارتهای کافی در بهرهگیری از اینترنت برخوردار نبودند و مهارتشان در حیطههای گوناگون بهرهگیری از اینترنت از مدرسانشان کمتر بود. مهارت هر دو گروه در زمینۀ آموزشی کمتر از حد متوسط بوده است. تحلیل یافتههای کیفی نشان داد که مهمترین موانع به کارگیری اینترنت از سوی مدرسان و دانشجویان در مراکز تربیت معلم: عدم تلفیق فنّاوری در برنامههای درسی مراکز تربیت معلم، عادت به شیوههای سنتی یاددهی و یادگیری، عدم اعتقاد به نقش فنّاوری در بهبود کیفیت تدریس، کمبود امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در مراکز تربیت معلم بود.
