الگوی یکپارچه شرایط، فرایند و پیامدهای کیفیت آموزشی (مورد مطالعه: دانشگاههای علوم پزشکی)
دوره 20، شماره 72، بهار 1405، صفحه 63-78
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.577700.3471
عاطفه حیدری، نقی کمالی، محمد مجتبی زاده
چکیده هدف: هدف پژوهش طراحی الگوی یکپارچه شرایط، فرایندها و پیامدهای کیفیت آموزشی در دانشگاههای علوم پزشکی بود.
روش: پژوهش حاضر، کاربردی، توصیفی و کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه دادهبنیاد با الگوی اشتراوس و کوربین (1990) بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۱ نفر از خبرگان گردآوری شد. نمونهگیری هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. برای اطمینان از اعتبار یافتهها، از معیارهای اعتمادپذیری، انتقالپذیری، تأییدپذیری و قابلیت اطمینان استفاده گردید و پایایی کدگذاری با ضریب کاپای کوهن 808/0 تأیید شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که کیفیت آموزشی پدیدهای چندبعدی، پویا و سیستمی است که از تعامل مستمر میان شرایط، راهبردها و پیامدها شکل میگیرد. در مجموع، ۹۰ مفهوم اولیه استخراج شد که در قالب ۳۰ مقوله عمده و ۱۰ مقوله هسته شامل کیفیت برنامه درسی، خدمات آموزشی جامع، مهارت اساتید، ارزیابی آموزشی، یادگیری بالینی، حکمرانی آموزشی، آموزش دیجیتال، ارزیابی درونی، اخلاق و عدالت آموزشی و هوش دادهای آموزشی سازماندهی گردید. این مقولهها در قالب الگویی جامع با عنوان «نظام یکپارچه کیفیت آموزشی» بازسازی شدند که پنج بعد اصلی شرایط علی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردهای تعاملی و پیامدها را در بر میگیرد.
نتیجهگیری: تحقق کیفیت آموزشی در دانشگاههای علوم پزشکی مستلزم اتخاذ رویکردی یکپارچه و نظاممند است که همزمان به ابعاد ساختاری، مدیریتی، فرایندی، ارزشی و پیامدی توجه داشته باشد. الگوی ارائهشده میتواند بهعنوان چارچوبی بومی و مبتنی بر شواهد برای سیاستگذاری، بهبود عملکرد، ارتقای یادگیری بالینی و تقویت پاسخگویی اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه اخلاقمدار برای دانشگاههای علوم پزشکی
دوره 19، شماره 71، زمستان 1404، صفحه 45-59
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.575171.3458
کیمیا الیاسی، رسول داودی، منیژه ذکریایی
چکیده هدف: هدف پژوهش، طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه اخلاقمدار در دانشگاههای علوم پزشکی ایران بود.
روش: این پژوهش کاربردی و ترکیبی بود. در بخش کیفی، دادهها با روش نظریه دادهبنیاد (Strauss & Corbin, 1990) از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۶ خبره حوزه اخلاق حرفهای، مدیریت آموزشی و آموزش عالی جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد. جامعه کیفی شامل مدیران و مسئولان دانشگاههای علوم پزشکی زنجان، قزوین، قم، ساوه، اراک و البرز، اعضای هیئت علمی، کارشناسان وزارت بهداشت و متخصصان اخلاق و آموزش پزشکی بود. در بخش کمی، پرسشنامه ۳۰ گویهای براساس یافتههای کیفی تدوین و بین ۳۸۴ نفر از مدیران، معاونان، کارشناسان، اعضای هیئت علمی و پژوهشگران توزیع شد. دادهها با SPSS، AMOS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان داد شاخصهای برازش مدل در حد مطلوب هستند؛ نسبت مجذور خی به درجه آزادی ۲/۰۸۱، شاخص ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده ۰۴۰/۰، شاخص برازش تطبیقی ۹۴۸/0، نیکویی برازش ۹۶۲/0 و توکر–لویس ۹۵۶/0 بود. عوامل مؤثر شامل سیاستها و ساختارها، آموزش و پژوهش اخلاقی، رهبری اخلاقمدار، هوش مصنوعی اخلاقی، فرهنگ و رفتار اخلاقی کنشگران، نظارت، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی بودند و ۳۰ ملاک اصلی مانند کد اخلاقی، کمیته اخلاق، دورههای آموزشی و هدایت اخلاقی مدیران شناسایی شد.
نتیجهگیری: دانشگاه اخلاقمدار پدیدهای چندبعدی و پویاست که تعامل میان سیاستگذاری، فرهنگ، آموزش و فناوری اخلاقی را دربرمیگیرد و میتواند الگویی برای ارتقای سلامت سازمانی و اخلاق حرفهای در آموزش عالی پزشکی کشور فراهم کند.
