کلیدواژه‌ها = توانمندسازی
سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت آموزشی

تبیین نقش واسطه‌ای توانمندسازی معلمان در رابطه بین رهبری سطح پنج با تمایل به انجام رفتارهای فرانقشی

دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jiera.2024.423986.3072

جمال حاجی، عادل زاهد بابلان، گلاویژ وفایی فر، پریناز رحمانی باروجی

چکیده زمینه: سازمان‌های آموزشی که وظیفه خطیر و مهم تعلیم و تربیت رسمی را به عهده دارند برای ایفای مطلوب نقش خود در اجتماع، نیازمند معلمانی هستند که توانایی انجام رفتارهای فرانقشی را داشته باشند.
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه رهبری سطح پنج و رفتارهای فرانقشی با واسطه‌گری توانمندسازی معلمان انجام شد.
روش: مطالعه حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهر مهاباد (965 نفر) در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها تعداد 265 نفر به‌عنوان نمونه و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات موردنیاز از پرسشنامه‌های رهبری سطح پنج (شریعت نژاد و همکاران، 1397)، توانمندسازی کارکنان مدرسه (Short & Rinehart, 1995) و رفتارهای فرانقشی (Organ & Konovsky, 1983) استفاده گردید. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد سه مرحله‌ای حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد سبک رهبری سطح پنج بر رفتارهای فرانقشی و توانمندسازی معلمان اثر مثبت و معنی‌داری دارد. همچنین توانمندسازی معلمان بر رفتارهای فرانقشی آنان دارای اثر مستقیم و معنی‌داری بود و متغیر توانمندسازی معلمان در خصوص تأثیر سبک رهبری سطح پنج بر رفتارهای فرانقشی، دارای نقش میانجی بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به این یافته‌ها می‌توان بیان کرد برای ترویج رفتارهای فرانقشی در بین معلمان توجه به سبک رهبری سطح پنج و توانمندسازی آنان لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

تبیین مدل زمینه‌ای راهبردها و پیامدهای مزیت رقابتی مبتنی بر توانمندسازی اعضای هیات علمی و اساتید دانشگاه‌ها

دوره 15، شماره 54، پاییز 1400، صفحه 51-67

صادق جهانگیری، مسلم چرابین، محمد کریمی، وحید ساعت چیان

چکیده توانمندسازی کادر آموزشی، مسیر توسعه و پیشرفت سازمان‌های آموزش‌محور در مواجهه با تغییرات جهانی می‌باشد. از این‌رو هدف تحقیق، تبیین مدل زمینه‌ای راهبردها و پیامدهای مزیت رقابتی مبتنی بر توانمندسازی اعضای هیات علمی و اساتید دانشگاه‌ها بود. به منظور تحقق این هدف از روش‌شناسی کیفی و روش تحقیق نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه‌ی تحقیق شامل نخبگان آموزشی در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی شهر مشهد (اعضای هیات علمی و اساتید باتجربه) بود و نمونه‌گیری آزمودنی‌ها به صورت نظری و گلوله برفی صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود و داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها به روش زمینه‌ای، کدگذاری شده، تجزیه و تحلیل گردید. نتیجه گروه‌بندی کدها، نشان‌دهنده 10 مقوله-ی اصلی، 57 مقوله فرعی و 50 مفهوم بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: راهبردها (تفکر راهبردی، تحول سازمانی، نوآوری سازمانی و نوآوری شغلی) و پیامدها (توسعه فرهنگ سازمان، توسعه سازمانی، ارتقای بهره‌وری، توسعه اجتماعی، توسعه محیطی و پرورش تفکر راهبردی) می‌شود که "فرآیند راهبردهای ایجاد مزیّت رقابتی مبتنی بر توانمندسازی اساتید دانشگاه‌ها جهت حصول پیامدها" را نشان می‌دهد. با توجه به طیف مخاطبان و مشتریان دانشگاه توصیه می‌شود که مدیران آموزش عالی در دانشگاه‌ها طرح‌های کارشناسی شده را جهت شناسایی و پیاده‌سازی توانمندی‌های لازم برای اساتید دانشگاه اجرا کنند. همچنین نیروی انسانی را بر اساس توانمندی‌های خود جذب و استخدام نمایند. بدیهی است دانشگاه در امور آموزش و پژوهش فقط در این صورت در عرصه رقابت‌های کنونی موجود در محیط دانشگاهی بالندگی خود را حفظ کرده و این بالندگی باعث توسعه مزیت رقابتی خواهد شد.

طراحی مدل توانمندسازی سازمانی بر مبنای حکمرانی خوب: رویکرد کیفی

دوره 14، ویژه نامه، تابستان 1399، صفحه 37-52

سعید صادقیان قراقیه، رضا رسولی، غلامعلی طبرسا، علی قربانی

چکیده حکمرانی خوب به‏عنوان یک نظریه جدید در جهان مطرح است، این پژوهش به توانمندسازی به‏عنوان ابزاری، جهت ارتقاء و افزایش اثربخشی سازمانی نگریسته، چراکه هر سازمانی جهت کسب موفقیت به آن نیازمند بوده است، بنابراین در چارچوب حکمرانی خوب مدل جدیدی برای توانمندسازی ارائه شده است. مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون بوده که طی دوره 1 ساله در سال 97/1398 انجام شده است. جهت گرداوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. این مصاحبه با 16 نفر از خبرگان حوزه توانمندسازی و حکمرانی خوب به‏صورت هدفمند صورت گرفت. ملاک انتخاب 16 نفر اصل اشباع نظری بوده است. جهت تحلیل یافته‏های مصاحبه از تحلیل مضمون استفاده گردید. طبق یافته‏های به‏دست‏آمده، 10 بعد توانمندسازی برمبنای حکمرانی خوب «مشارکت، حاکمیت قانون و ارزش‏ها، توسعه و آموزش، شفافیت، مسئولیت‏پذیری و پاسخگویی، کنترل، سرمایه اجتماعی و ارتباطات، رهبری، هدف روشن و نتیجه گرایی و عدالت با مجموع 25 مؤلفه» شناسایی شد. ازآنجاکه منابع انسانی شاخصی مناسب در برتری یک سازمان نسبت به سازمان‏های دیگر بود، تجهیز و آماده‏سازی منابع مزبور برای مواجهه با تغییرات، از اهمیت ویژه برخوردار بوده و کلیه سازمان‏ها با هر نوع مأموریتی باید بیشترین سرمایه، وقت و برنامه را به پرورش انسان‏ها در ابعاد مختلف اختصاص دهند.

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر برتوانمندسازی مدیران هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای استان کرمان

دوره 13، شماره 46، پاییز 1398، صفحه 7-22

https://doi.org/10.22034/jiera.2019.196609.1990

اکرم درتاج، عباس عباس پور، علی دلاور، حسین عبدالهی

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توانمندسازی مدیران هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان کرمان در سال 96-1395 می‌باشد. این پژوهش به روش آمیخته (اکتشافی) انجام شد. جامعة آماری در بخش کیفی افراد مطلع در حوزة توانمندسازی مدیران هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و به صورتِ زنجیره‌ای تعداد 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعة آماری شامل کلیة مدیران هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان کرمان بودند، که با استفاده فرمول تعیین حجم نمونة (سرایی، 1393)، تعداد 175 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در قسمت کیفی، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و بحث گروه کانونی و در بخش کمی، پرسشنامة محقق‌ساخته بود، که روایی این پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان مورد تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از محاسبة ضریب آلفای کرونباخ برای 5 مؤلفه 83/0 تا 91/0 به دست آمد. در قسمت کیفی، با استفاده از کدگذاری باز و محوری، 5 مؤلفة اصلی و 17 مؤلفة فرعی در توانمندسازیِ مدیران شناسایی شد و در بخش کمی پژوهش، آزمون رتبه‌ای فریدمن به منظور اولویت‌بندی مؤلفه‌های توانمندسازی مدیران انجام شد و به ترتیب مهارت‌هایِ اجرایی، سازمانی، تخصصی، ارتباطی و فردی در رتبه‌های اول تا پنجم قرار گرفتند. با توجه به مهارت‌هایِ شناسایی شده و ترتیب اهمیت آنها، پیشنهاد می‌شود این مهارت‌ها یه ترتیب اولویت و اهمیت در طرح‌های اجرایی و آموزشی جهت توانمندسازی مدیران در سطوح مختلف مورد توجه قرار گیرد.

ارائه مدل شفافیت سازمانی درارتباط با توانمندسازی جهت استقرار اعتماد سازمانی مدیران (مطالعه موردی : دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران)

دوره 12، ویژه‌نامه، بهار 1397، صفحه 111-130

حسنا کاشف، مریم تقوایی یزدی، کیومرث نیازآذری

چکیده  پژوهش حاضرباهدف تبیین نقش شفافیت سازمانی­ درارتباط باتوانمندسازی به منظور استقرار اعتماد سازمانی مدیران  دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران. با رویکرد آمیخته صورت پذیرفت.جامعۀ آماری بخش کیفی  شامل 12 نفراز مدیران اجرایی دانشگاه  با روش نمونه­گیری هدفمند ودربخش کمی از 750 نفر جامعه آماری  ، 254  نفر حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ونمونه گیری تصادفی خوشه ای تعیین گردید. ابزارگردآوری داده­ها دربخش کیفی مصاحبه­های نیمه ساختار یافته و در بخش کمی سه پرسشنامه محقق  ساخته شفافیت سازمانی ،توانمندسازی واعتماد سازمانی  می باشد.برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری در بخش کیفی و در بخش کمی از تحلیل عاملی اکتشافی- تأییدی استفاده شد. پایایی وروایی  به ترتیب بامحاسبه ضریب الفای کرونباخ ، وروایی محتوا وسازه، به روش تحلیل عاملی تاییدی موردتاییدقرارگرفت .جهت برازش مدل وآزمون فرضیه هاازنرم افزار Spss و Smart Pls استفاده شد .نتایج تجزیه و تحلیل داده­های کیفی حاصل ازمصاحبه­های عمیق نشان داد شفافیت سازمانی از 15  زیرمولفه و4 بعداصلی" مالی ، مدیریتی ، فناوری و ساختاری" که به ترتیب بیشترین  اثرگذاری را در شفافیت سازمانی داشته اند، تشکیل گردیده است.همچنین شفافیت سازمانی وابعاد آن  با توانمندسازی مدیران باضریب استاندارد 991/0 و اعتماد سازمانی باضریب استاندارد 323/0 رابطه مستقیم و معناداری داشته وشاخص GOF (632/0)  نشان‌ داد ، مدل پیشنهادی، دارای برازش مناسب می باشد.

روابط ساختاری نقش گروه‌های آموزشی باکیفیت عملکرد معلمان: نقش میانجی توانمند سازی

دوره 10، شماره 32، بهار 1395، صفحه 104-123

ولی محمد دریتی، محمد تابان، وحید شرفی، سکینه جعفری

چکیده هدف این پژوهش، آزمون روابط ساختاری نقش گروه‌های آموزشی با کیفیت عملکرد معلمان با نقش میانجی توانمندسازی آنان در دبیرستان‌های شهر یاسوج بود. روش مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود شرکت‌کنندگان 201 نفر از معلمان (111 مرد، 90 زن) دبیرستان‌های شهر یاسوج در سال تحصیلی 93-92 بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شدند. همه آنها مقیاس‌های نقش گروه‌های آموزشی، کیفیت عملکرد و توانمندسازی را تکمیل کردند. داده‌ها با مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار LISREL تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که نقش گروه های آموزشی به طور مستقیم بر توانمندسازی اثر ساختاری دارد. نقش گروه های آموزشی به طور مستقیم بر کیفیت عملکرد اثر ساختاری دارد. نقش گروه‌های آموزشی به طور غیرمستقیم با میانجی توانمندسازی بر کیفیت عملکرد تأثیر دارد. نتیجه میگیریم نقش گروه‌های آموزشی می‌تواند به طور مستقیم توانمندسازی و کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین نقش گروه‌های آموزشی به طور غیر مستقیم و با واسطه توانمندسازی می‌تواند کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد. تلویحات کاربردی یافته‌ها مورد بحث قرار گرفت.