کاربست رویکرد آمیخته در ارزشیابی کیفیت تدریس اعضای هیئت علمی: دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
دوره 19، شماره 70، مهر 1404، صفحه 49-64
https://doi.org/10.22034/jiera.2026.533383.3386
زهرا حاجی میرزاآقائی یزدی، مرضیه دهقانی، کیوان صالحی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزشیابی وضعیت موجود کیفیت تدریس اعضای هیئتعلمی دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران با استفاده از یک ابزار بومیسازیشده بود تا با شناسایی نقاط قوت و ضعف، مبنایی مبتنی بر شواهد برای بهبود فرایندهای آموزشی فراهم شود. روش: پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی انجام شد. در مرحلۀ کیفی از روش نظریه برخاسته از دادهها در سطح نظمدهی مفهومی استفاده شد و مصاحبه نیمهساختاریافته تا رسیدن به اشباع دادهها با ۲۲ دانشجو انجام شد، چهارچوب ارزشیابی شامل ۵ عامل، ۱۶ ملاک و ۷۰ نشانگر تدوین گردید. در مرحلۀ کمّی، ابزار محققساخته (در قالب یک مقیاس مبتنی بر چهارچوب ملاکها و نشانگرهای تدوینشده) با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی 98/0 و آلفای کرونباخ 88/0، مبتنی بر این چهارچوب در میان 410 دانشجو اجرا شد. میانگین و انحراف معیار دادهها محاسبه شد. یافته ها: وضعیت کلی کیفیت تدریس با میانگین 03/5 (از ۱۰) «نسبتاً نامطلوب» است. یک عدم توازن کلیدی مشاهده شد: تنها «عامل فردی مرتبط با استاد» (میانگین ۶.۸۱) در سطح «نسبتاً مطلوب» قرار داشت که بیانگر شایستگی استادان است. در مقابل، سایر عوامل شامل آموزشی (میانگین 32/5)، ارتباطی (میانگین 11/5) و فردی دانشجو (میانگین 63/4) نامطلوب ارزیابی شدند. «عامل ساختاری» با کسب پایینترین میانگین (28/3) بهعنوان بزرگترین نقطهضعف شناسایی شد که نشاندهندۀ چالشهای جدی زیرساختی است. نتیجه گیری: نتیجهگیری میشود که اساتید شایسته در یک بستر ساختاری و سیاستی ضعیف فعالیت میکنند. ارتقای کیفیت نیازمند یک رویکرد دوگانه است که همزمان بر توسعه مهارتهای پداگوژی اساتید و نیز اصلاحات بنیادین در زیرساختهای دانشکده تمرکز نماید.
