نویسنده = حکیم زاده، رضوان
آموزش مداوم ، مدیریت آموزشی، تکنولوژی آموزشی و برنامه­ریزی درسی

شناسایی ابعاد و ویژگی‌های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی

دوره 17، شماره 63، زمستان 1402، صفحه 34-48

https://doi.org/10.22034/jiera.2024.420665.3058

فرزانه عسکری، محمد جوادی پور، رضوان حکیم زاده، کیوان صالحی

چکیده هدف: برنامه درسی متراکم، پدیده‏ای نوظهور و پیچیده در حوزه‏ی برنامه درسی است که شناخت آن برای هر نظام آموزشی یک ضرورت محسوب می‏شود. پیشگیری از این مسئله، نیازمند بررسی همه‏جانبه‏ی آن از حیث ابعاد و ویژگی‏ها است؛ بنابراین پژوهش حاضر، با هدف شناسایی ابعاد و ویژگی‏های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی انجام شد.
روش: رویکرد پژوهش کیفی و روش آن مرور نظام‏‌مند بر اسـاس راهبرد هفت مرحله‌‏ای Wright و همکـاران (2007) بود. جامعه پژوهش، متشکل از ۷۱ مطالعه بود که در بازه‏ی زمانی (۲۰۲۳-۲۰۰۰) از پایگاه‌‏های داده داخلی و خارجی معتبر گردآوری شد که پس از ارزیابی کیفیت، ۳۸ مقاله انتخاب گردید و از طریق کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‏‌ها: یافته‏‌های پژوهش نشان داد برنامه درسی متراکم دارای سه بعد فردی، سازمانی و آموزشی است. بعد فردی، شامل احتکار محتوا توسط متخصصان موضوعی، تهدید سلامت جسمی و روحی دانش‌‏آموز، فرسودگی شغلی معلمان، ایجاد وضعیتی دوگانه برای مدیران و جابه‌‏جایی نقش معلم و والدین؛ بعد آموزشی شامل حجم بیش‏ ازحد اهداف، افزودن محتوای جدید بدون کاهش محتوای قبلی، تعدد تکالیف و فعالیت‏‌ها، محدودیت زمان و ارزشیابی‏‌های متعدد و زمان‏بر و بعد سازمانی دربرگیرنده‏‌ی تصمیمات شتاب‏زده و بدون پشتوانه پژوهشی، نگاه ابزاری به برنامه درسی برای تحقق اهداف سیاسی و اجتماعی، حجیم بودن اسناد برنامه درسی و طرح‌‏ها و برنامه‏‌های متعدد بود.
نتیجه‌‏گیری: نتایج نشان داد که برنامه درسی متراکم پدیده‏ای چندبعدی است که پیشگیری از آن نیازمند توجه به عناصر برنامه درسی، ذی‏نفعان و تصمیمات سازمانی است.

مطالعه تطبیقی برنامه‌های درسی مرتبط با سواد خواندن و نوشتن در استرالیا و نیوزیلند؛ آموزه‌هایی برای نظام آموزشی ایران

دوره 15، شماره 53، تابستان 1400، صفحه 150-162

فرزانه عسکری، رضوان حکیم زاده

چکیده پژوهش حاضر، با هدف مطالعه تطبیقی برنامه‌های درسی مرتبط با سواد خواندن و نوشتن در استرالیا و نیوزیلند به‌منظور بهره‌مندی از تجارب این کشورها برای ارتقای سطح آموزش سواد در ایران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است. رویکرد مورداستفاده در پژوهش، کیفی و از نوع تطبیقی است که در آن، کشور استرالیا و نیوزیلند، به دلیل شاخص بالای توسعه انسانی در سال ۲۰۲۰، کسب نتایج مطلوب در آزمون‌ بین‌المللی پرلز ۲۰۱۶ و فعالیت‌های مؤثر در زمینه‌ی سوادآموزی، به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب گردیده‌اند. داده‌ها با مراجعه به مقالات علمی معتبر و وب سایت‌های وزارت آموزش‌وپرورش و برنامه درسی و اسناد معتبر مرتبط با آموزش سواد خواندن و نوشتن در کشورهای منتخب، گردآوری و با روش چهار مرحله‌ای بردی و روش شباهت و تفاوت، تحلیل و مقایسه شده‌اند. یافته‌ها حاکی از این بود که اهداف آموزش سواد خواندن و نوشتن در ایران به‌خوبی تبیین گردیده است و تفاوت چندانی با اهداف سوادآموزی در کشورهای منتخب ندارد ولی تعیین سطوح سواد خواندن و نوشتن در هر پایه‌ی تحصیلی و استانداردهای مرتبط با هر سطح و همچنین آموزش به معلمان موضوعی در زمینه‌ی بسط و توسعه‌ی مفاهیم به دروس دیگر، مورد غفلت قرار گرفته است که نیاز به بازنگری و اصلاح دارد.

مطالعه تطبیقی تبیین چارچوب های سنجش کیفیت پژوهش در نظام آموزش عالی ایران با کشورهای انگلیس، استرالیا، هلند، ایتالیا و هنگ کنگ

دوره 12، شماره 42، پاییز 1397، صفحه 59-76

https://doi.org/10.22034/jiera.2018.84465

زهرا اسلامی، رضوان حکیم زاده، علی اکبر صبوری

چکیده هدف پژوهش حاضر، تبیین و مقایسه چارچوب­ها و شاخص­هایی برای ارزیابی کیفیت پژوهش در مؤسسات آموزش عالی ایران با برخی کشورهای پیشرو در جهان مانند انگلستان، استرالیا، هلند، ایتالیا و هنگ­کنگ بوده است. این پژوهش یک مطالعه تطبیقی بر اساس الگوی جان استوارت میل بود که با روش تحلیل محتوا، توافق و تفاوت­های شاخص‌های سنجش فعالیت‌های پژوهشی کشورهای مذکور را موردبررسی و مقایسه قرار داده شد. نمونه­ کشورهای پیشرو و موفق در این حوزه به‌صورت هدفمند با توجه به دسترسی به مدارک و اسناد موجود انتخاب شدند. نتایج مطالعات تطبیقی حاکی از آن بود که همه نمونه‌های موردمطالعه در دو ملاک «سنجش بروندادهای پژوهش» و «درآمدزایی» با هم توافق دارند، بدین ترتیب تمام دانشگاه‌های موردمطالعه به‌جز ایران به «تحلیل استنادی و داوری تخصصی» اهمیت بسزایی قائل بودند. «اثربخشی پژوهش» در دانشگاه‌های انگلستان و استرالیا، هلند و هنگ­کنگ به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ملاک­های سنجش کیفیت به‌عنوان مشارکت و تأثیرگذاری علمی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، بهداشت و محیط‌زیست در جهت افزایش کیفیت زندگی جامعه موردتوجه بود. اسناد موجود در حوزه سنجش فعالیت‌های پژوهشی در آموزش عالی کشور نشان داد که شاخص‌ها و سنجه­های جامع و مدونی برای ارزیابی کیفیت پژوهشی با توجه به حوزه­های موضوعی مختلف به کار گرفته نشده است؛ بنابراین برای اندازه­گیری اثرات و سودمندی پژوهش­ با نشانگرهای قوی و دقیق در داخل کشور، به تحقیقات گسترده­ای نیاز داریم.